ج ـ تأثیر کیفیت ارتباط پزشک و بیمار
در گذشته، در اکثر جوامع پزشک را دارای توانایی خداگونه در تشخیص و درمان بیماری ها می دانستند. بر طبق نظریه ی امپریالیسم پزشکی، بدون اینکه بیمار از روند تشخیص و درمان، آگاه شود، پزشک رأساً و بدون جلب نظر بیمار به جای او تصمیم می گرفت.
اما در دهه های اخیر مدل ارتباطی نوینی توسط برخی پزشکان غربی تعریف شد که بر اساس آن رابطه ی پزشک و بیمار به صورت یک عقد و پیمان در آمد و در عمل، می بایست برای تصمیم گیری در مورد مراقبت های پزشکی، آگاهی های لازم به بیمار ارائه شود و او در خصوص ردّ درمان یا پذیرش آن و در صورت اخیر، در خصوص انتخاب نوع روش درمانی مشارکت داشته باشد؛ در این زمینه نقش پزشک صرفاً محدود به ارائه ی اطلاعات و تفسیر آنها و راهنمایی بیمار است. از این پس آمارها نشان می داد که از یک سو تمایل بیماران برای آگاه شدن افزایش می یافت و از سوی دیگر تغییرات مثبتی در رویه ی پزشکی، درباره ی روند آگاه سازی بیماران پدید می آمد؛ بدین ترتیب ارتباط بیمار و پزشک به یک ارتباط صحیح و صادقانه تبدیل شد و امروزه نیز اصل مشارکت آگاهانه ی بیمار در روند درمان است.
برای مثال نتیجه ی یک آمارگیری نشان می دهد که بیماران در یک ارتباط صحیح و صادقانه که طی آن پزشک بر اساس احترام به اصل استقلال بیمار آگاهی های لازم را در اختیار وی قرار می دهد و او را در تصمیم گیری ها مشارکت می دهد، بیماران به پزشکشان اطمینان پیدا می کنند و حتی از اینکه در نهایت وی به تنهایی برای روش درمان تصمیم بگیرد هراسی ندارند؛ طبق این مطالعه ی آماری که در آمریکا انجام شده است، در یک ارتباط صحیح، 44% روش تصمیم گیری مشترک را ترجیح داده اند؛ 19% گفته اند بر اساس اطلاعات ارائه شده، خود، تصمیم می گیرند؛ 20% از پزشکشان خواسته اند که به تنهایی برای روش درمانی تصمیم بگیرد و 17% نظر اکثریت در کمیسیون پزشکی را ترجیح داده اند.
د ـ میزان تمایل بیماران برای کسب اطلاعات
میزان تمایل بیماران به داشتن آگاهی، از تعهد حقوقی، اخلاقی پزشک نمی کاهد و پزشکان ملزم به ارائه ی انواع مشخصی از اطلاعات به بیماران هستند صرفنظر از اینکه بیماران این اطلاعات را درخواست کنند یا نه؛ هرچند که این تمایل در دهه های اخیر، در جوامع مختلف، بر طبق آمارها و مطالعلت تجربی، افزایش قابل توجهی یافته است و آگاه بودن به خودی خود برای بیماران ارزشمند است. محاسبه ی تأثیر عنصر آگاهی بر تغییر عقیده ی بیماران در مطالعلت تجربی، نشان می دهد که تمایل به آگاه بودن برای بیماران ارزش ذاتی دارد و آنان بخصوص آگاهی درباره ی عوارض و ریسک درمان یا جراحی را حتی اگر غیر قابل اجتناب باشد ارزشمند می دانند؛ با این وصف چنانچه بیماران از دسترسی به موقع به این آگاهی ها ممانعت شوند، مشکلات ناشی از آن در روند کسب رضایت آگاهانه تبلور می یابد.
با توجه به مطالبی که گفته شد، آگاه نمودن بیمار و ارائه ی اطلاعات به او بخش مهمی از ارتباط پزشک و بیمار را تشکیل می دهد و متقابلاً کیفیت این ارتباط بر فرآیند آگاه سازی تأثیر گذار است؛ نحوه ی ارتباط همیشه یک عامل مؤثر بر موفقیت پزشک در روند کسب رضایت آگاهانه است.
در کشورهای پیشرو در زمینه ی حقوق بیمار، در واقع از آنجا که فرآیند رضایت آگاهانه از اهمیت بیشتری برخوردار است، مراحل و شیوه های ویژه ای برای آن در نظر گرفته شده است که در ادامه ذکر خواهد شد.
گفتار دوم ـ شیوه ها ی آگاه سازی
طرح مطلب
در خصوص روش آگاه نمودن بیماران هیچ قانون خاصی وجود ندارد؛ روش های آگاه سازی بیماران بسته به اینکه اقدام پزشکی چه اندازه پر خطر است، متفاوت است. نکته ی مهم در این زمینه آن است که روش ارائه ی اطلاعات باید به گونه ای باشد که پزشک اطمینان حاصل کند بیمار اطلاعات را فهمیده است. در رویه ی پزشکی برای طیف وسیعی از تصمیم گیری ها، مثلاً دلایل لزوم آزمایش سرطان و یا آزمایش خون معمولی، صرفاً به بررسی، تبادل نظر و گفتگو اکتفاء می شود و هیچ مدرک کتبی از فرآیند آگاهی و رضایت کسب نمی شود. بر عکس در اقدامات پزشکی پرخطر مانند جراحی ها و درمان های طولانی مدت، روش آگاه نمودن بیماران متفاوت از اعمال ساده ی پزشکی است، زیرا از اهمیت بیشتری برخوردار است. در این گفتار به بیان شیوه هایی که برای این اقدامات پیش بینی شده است می پردازیم؛ اگرچه وجود رضایت آگاهانه در هر مداخله ی طبی ضروری است ولی میزان آگاهی دادن به تناسب پیچیدگی مداخله متفاوت است. جدول ذیل این رابطه را در اقدامات ساده، متوسط و پیچیده نشان می‌دهد.
رابطه میزان آگاهی دادن با پیچیدگی مداخله پزشکی
ساده
متوسط
پیچیده
تبیین نقش و اهمیت خواست بیمار در تصمیم‌گیری
+
+
+
گفتگو در خصوص جنبه‌های بالینی و ماهیت تصمیمی که باید گرفته شود
+
+
+

                                                    .