رشته حقوق

رشته های علوم انسانی

دانلود پایان نامه

2-1مقدمه
2-1-1 مبانی نظری فردی شدن
فرد گرایی در اغلب رشته های علوم انسانی از قبیل اقتصاد ، فلسفه علوم سیاسی ، حقوق ، انسان شناسی ، جامعه شناسی و خصوصا در روانشناسی بین فرهنگی اهمیت بسزایی دارد و اساسی ترین مباحث رشته های مذکور به نوعی به آن مرتبط است ، به همین خاطر می توان آن را از مفاهیم پایه ای و بنیادین علوم انسانی دانست (کویستو ،1378 :117)
درباره اهمیت فرد گرایی برخی معتقدند سرمایه داری از نظر تاریخی به عنوان بخشی از جنبش فرد گرایی رشد کرد . در مذهب این جنبش ایجاد اصلاحاتی نمود ، رشد علوم فزیکی را موجب شد ، در روابط انسانی ، علوم اجتماعی به بارآورد و در سیاست حکومت های دموکراتیک را پایه ریزی نمود و در اقتصاد سیستم سرمایه داری را ایجاد نمود (ابنشتاین و فاگلمان، 1386 :201 ) (به نقل از میرزایی ،1384 :425 )
فرد گرایی مبتنی بر این واقعیت است که فرد واحد اصلی واقعیت و معیار هایی ارزش است . این دیدگاه وجود جوامع و افرادی را که از زندگی در این جوامع سود می برند انکار نمی کند اما فرد گرایی ، جامعه را به عنوان مجموعه ای از افراد می بیند نه چیزی فراتر و والاتر از آن ها . (استاتا 1992) در واقع این دیگاه اهمیت نقش های متقابل جمعی را رد نمی کند و مکانیسم های اجتماعی و تاثیر گروه بر رفتار فردی را نادیده نمی انگارد بلکه آن چیزی که انکار می شود این است که برای کنش این نیروها هدفی بیرون از فرد در نظر گرفته شود (بوردو،1378 :19 ) (همان 427 )
اغلب صاحب نظران علوم انسانی و علوم اجتماعی پذیرفته اند که فرد گرایی و اهمیت آن مربوط به قرون جدید و پس از رنسانس است و عمدتا به دوران مدرن و مدرنیته متعلق است .
در این پژوهش فرد گرایی در حوزه روانشناسی بین فرهنگی و جامعه شناسی مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت . در حوزه جامعه شناسی رویکرد های مدرنیستی اولیه و متاخر مورد بررسی قرارمی گیرد و تفاوت نگاه های این دو رویکرد به موقعیت فرد در جامعه مدرن روشن می شود .
2-2روانشناسی بین فرهنگی
در روانشناسی بین فرهنگی سازه های فرد گرایی و جمع گرایی که از نشانگان فرهنگی اند از اهمیت زیادی برخوردار است . این سازه ها ادغام مفیدی را در بین گرایش های روانشناسی از قبیل شناخت ، رشد اجتماعی ، سازمانی و روانشناسی بالینی و رشته های دیگر از قبیل انسان شناسی ، جامعه شناسی ، اقتصاد و مدیریت در پی داشته است و همگرایی در روش شناسی های مختلف مثل اتنوگرافی ، پیمایش و آزمایش فراهم می آورد .
در حوزه روانشناسی بین فرهنگی دیدگاه ها و رویکرد های نظری متعددی در باب فرد گرایی و جمع گرایی وجود دارد . اگر چه فرد گرایی و جمع گرایی به عنوان دو الگوی فرهنگی متمایز در نظر گرفته می شوند ولی باید توجه داشت که فرد گرایی به لحاظ مفهومی در ارتباط با مفهوم دیگری چون جمع گرایی عموما درک شده است . در حالی که جمع گرایی اصالت را به جمع و مصالح جمعی می دهد . فرد گرایی برای فرد و منافع فردی اولویت قائل می شود . (میرزایی: 1384 ،203)
دیدگاه نظری هوفستد و تریاندیس در این زمینه قابلیت کاربرد مناسبی دارد . هوفستد به بیان برخی از ویژگی های فرهنگی – اجتماعی جوامع فرد گرا و جمع گرا در خانه ، مدرسه ، محل کار سیاست ، اندیشه ها پرداخته است و از این حیث خصوصیات برجسته هریک از این فرهنگ های مذکور را بررسی نموده است .
تریاندیس با توجه به ابعاد افقی و عمودی ، فرد گرایی و جمع گرایی را مورد بررسی قرار داده است و در مجموع به چهار بعد فرد گرایی افقی ، جمع گرایی افقی ، فرد گرایی عمودی ، جمع گرایی عمودی پرداخته است .
فرد گرایی عمودی :کسی که دارای این فرد گرایی است اولا مستقل است و ثانیا خودش را متفاوت از دیگران تصور می کند
فرد گرایی افقی : کسی که دارای این فرد گرایی است فردی مستقل است ولی خودش را با دیگران یک سان می داند .
جمع گرایی عمودی : کسی که دارای این جمع گرایی است بین او و دیگران وابستگی متقابل وجود دارد و خود را از دیگران متمایز می کند .
جمع گرایی افقی : کسی که دارای این جمع گرایی است بین او ودیگران وابستگی متقابل وجود دارد ولی او خودش را بادیگران یکسان میداند . (میرزایی، 1384: 429 )
در این چارچوب فرد گرایی افقی منظور خصوصیاتی از قبیل استقلال ، خود اتکایی را شامل می شود و فرد گرایی عمودی معطوف به خود مداری ، جاه طلبی و رقابت است . جمع گرایی افقی نیز به طور خلاصه توجه به جمع و احترام به جمع بوده و جمع گرایی عمودی احترام محض از جمع و گروه و مستحیل شدن در جمع است (میرزایی، 1384: 204)
در فرهنگ های فرد گرا و جمع گرا با ویژگی های شخصیتی مواجه هستیم که فرد محوری و دیگر محوری (تریاندیس و دیگران 1985) نامیده می شود ولی لزوما جمع گرایی به معنی دیگر محوری نیست . به طور خلاصه به نظرتریاندیس جمع گرایی به وسیله یک پارچگی خانوادگی و فرد گرایی به وسیله فاصله عاطفی از درون گروه قابل تعریف است و فرد محوری به وسیله خود اتکایی و دیگر محوری به وسیله وابستگی متقابل و اجتماع پذیری به بهترین وجه توصیف شده است . (میرزایی، 1384: 429 )
2-3رویکرد های جامعه شناختی
هر کدام از دوران های پست مدرنیسم و مدرنیسم را یک شیوه فرهنگی می توان تصور کرد که در مقابل شیوه فرهنگی سنتی قرار می گیرند . از جهت تکاملی و ارزشی ، دوره سنتی ماقبل مدرنیسم و دوره مدرنیسم ماقبل دوره ی پست – مدرن قرار می گیرد . اما مهم تر آن که شیوه فرهنگی پست مدرنیستی حاصل تکثر فرهنگی گروه های اجتماعی و تقبل اجتماعی اصالت تکثر فرهنگی است . بدین لحاظ، شیوه فرهنگی پست –مدرنیسم خود شامل چند شیوه ی فرهنگی متفاوت است . (آزاد ارمکی،1389 :64)در نظریه پست مدرنیستی – جامعه شناسی شیوه فرهنگی در کانون نظریه سازی جامعه شناسی قرار می گیرد و ساخت به معنای تامیت گرایی مدرنیستی اهمیت جبرگرایی رفتاری و فرهنگی خود را از دست می دهد به عبارت دیگر در دوران معاصر یک فرهنگ عام و ساختارمند ، که افراد را به طرز یکسانی هنجار پذیر کند دیگر شکل نمی گیرد (همان 64)
درک شیوه های فرهنگی روزنه جدیدی برای درک تحولات دوران پست مدرن به دست می دهد .چند نوع فرهنگ در جهان توسعه نیافته در حال کنش متقابل با یک دیگرند . از یک سو بینش های سنتی جهان توسعه نیافته وجود دارند که اتفاقا عدم آن ها شیرازه اجتماعی کشور های توسعه نیافته را متاثر می کند ، از طرف دیگر توسعه اقتصادی و رابطه میان این کشور ها در دوران مدرنیسم است و بالاخره از طرفی هم تبادلات ارتباطی قرار دارند که فرهنگ و چگونگی آداب و رسوم را تحت تاثیر قرار می دهند ، که این یکی هم فراورده دوران پست مدرنیستی دهه 1990 میلادی است . حاصل کلام چیزی نیست جز این که بپذیریم که چندین نوع شیوه فرهنگی وجود دارند که مردم را در هر کجا که باشند در ایجاد رابطه با یکدیگر و زندگی روزمره تحت تاثیر قرار می دهند .(همان 67)

مطلب مشابه :  منوچهر آتشی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید