رشته حقوق

رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه در مورد دلبستگی ناایمن

دانلود پایان نامه

ر رشد‌‌ک خواهد.

2-کیفیت پرستاری: مراقبت با عاطفه، پاسخد‌هی بی‌د‌رنگ، منظم و مناسب موجب تمایز ماد‌ران کود‌کان ایمن از ناایمن می‌گردد. کود‌کان ناایمن اجتنابی، غالبا د‌ارای مراقب سرد‌‌عاطفه بود‌ه یا به د‌لیلی هیچ‌گونه مراقبتی د‌ریافت نکرد‌ه‌اند. و نوزاد‌ان د‌وسوگرا معمولاً پرستاری بی ثبات و بی‌اعتنا را تجربه می‌کنند.
3-ویژگی‌های جسمی یا روانی نوزاد‌ان: برخی از نظریه‌پرد‌ازان معتقد‌ند‌ ویژگی‌های نوزاد‌ان مانند‌‌گی ذهنی، اختلالات رفتاری و بیماری‌های خاص بر ایمنی یا ناایمنی د‌لبستگی تاثیر مستقیم د‌ارند، پژوهش‌های نهایی (ون‌ایجزند‌ورن و کراننبرگ ، 2004) حاکی از این است که تاثیر ویژگی‌های کود‌ک بر کیفیت د‌لبستگی توسط حساسیت والد‌ین تعد‌یل می‌شود، به این معنی که تاثیر ویژگی‌های نوزاد‌ان به میزان انطباق والد‌ین بستگی د‌ارد.
4-شرایط خانواد‌گی: شرایط استرس زایی چون از د‌ست د‌اد‌ن شغل، زند‌گی زناشویی نابسامان، مشکلات مالی و استرس‌زاهای د‌یگر می‌توانند‌‌ د‌ر حساسیت والد‌ین کیفیت د‌لبستگی را تضعیف کنند.

2-8 دلبستگی درطول زندگی
مفهوم دلبستگی بر این نکته تأکید دارد که کسب دلبستگی فرد اگر چه در سالهای اولیه زندگی شکل می گیرد، در تمام طول عمر تداوم می یابد و ابعاد مختلف زندگی فرد از جمله روابط صمیمانه، عشق، ازدواج و رابطه زناشویی وی را تحت تأثیر قرار می دهد. دلبستگی از آغاز کودکی وجود دارد و چون در جوامع امروزی عمدتا ما در جوامع امروزی عمدتا ما در وظیفه مواظبت از کودک را بر عهده دارد، از وی شرروع می شود و به تدریج متنوع می گردد و به چهره های معین گسترش می یابد. بالبی معتقد است که در دوره تکامل، انسان همواره در معرض خطر های گوناگون مانند سرما، گرسنگی، غرق شدن، شکار شدن و سایر حوادث بوده است. جهان کنونی نیز علاوه بر خطرات قدیمی مانند آب، آتش و گاهی حیوانات خطرناک، شامل خطرات جدی مانند برق، خودرو و امثال آن است. در مقابل این خطر ها گرایش غریزی به حفظ تماس و نزدیکی با چهره های دلبستگی، شانس فرد برای زنده ماندن و تولید مثل را افزایش می دهد.
پژوهش هایی که در این زمینه صورت گرفته است، نشان می دهد الگوهای شکل گرفته در دوران کودکی تأثیر مهمی بر روابط بعدی می گذارد. باور های بزرگسالان درباره روابط، بسته به سبک دلبستگی آنان، متفاوت است. بدین معنی که بزرگسالانی که دلبستگی ایمن داشتند متمایل به این عقیده بودند که عشق، عاطفه ای پایدار و بادوام است. اما کسانی که دلبستگی دو سوگرا داشتند بارها به دام عشق گرفتار شده بودن و کسانی که دلبستگی اجتنابی داشتند، عشق را موقت و نایاب وصف می کردند (نوری زاده، قهاری، حسین پور، غنی آبادی، 1390)
2-9 ویژگی های طبقات دلبستگی بزرگسالان
دلبستگی بزرگسالان نیز مشابه چهار طبقه دلبستگی در دوران کودکی هستند:

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-9-1 بزرگسالان ایمن
افرادی که دلبستگی ایمن یعنی سطح پایینی از اضطراب و اجتناب را دارند، تمایل به برقراری روابط طولانی مدت، با ثبات و رضایتنمد دارند، تمایل به برقراری روابط طولانی مدت با ثبات و رضایتمند دارند که با سرمایه گذاری زیاد، اعتماد و دوستی مشخص می گردد. این افراد سبک عشق ورزی را به نمایش می گذارند که تا حدی عاری از خودخواهی و نقش بازی کردن است. در حوزه فعالیت های جنسی، آنها معمولا با یک شریک جنسی و به مدت طولانی ارتباط برقرار کرده و نسبت به اکتشاف جنسی باز برخورد می کنند. ویژگی روابط بسیار نزدیک و صمیمی شان، آغاز متقابل و همزمان فعالیت جنسی و لذت بردن از تماس های جسمانی است (هازن، شاور، 1990).

2-9-2 بزرگسالان ناایمن
که به سه زیر گروه تقسیم می شوند:
2-9-2-1 بزرگسالان اضطرابی
افرادی که دارای دلبستگی نا ایمن هستند، الگوهای متفاوتی را در روابط نزدیک و صمیمی شان نشان می دهند. افرادی که اضطراب در حد بالا و اجتناب در سطح پایین دارند، تمایل دارند تا با شریک جنسی یا عشقی شان مشغولیت ذهنی پیدا رده و نسبت به او هوشیار، آماده و گوش به زنگ و بدگمان بوده (هازن و شاور، 1990) و رضایتمندی ارتباطی بسیار پایین، شکست ها و آشفتگی های زیادی را تجربه کنند (کالینز و رید ، 1990، کرانلی، پیتر موناکو و جاف ، 1996). احتمال اینکه این افراد نسبت به افراد ایمن و یا اجتنابی عشق شهوانی یا جنسی را تجربه کنند (هاتفیلد، برینتون، کورنلیس،1989؛ به نقل از جانسون و ویفن، 1388) و یا سبک عشق ورزی وسواسی و وابسته ای را به نمایش بگذارند، بیشتر است (کولینز و رید، 1990، شاورو هازن، 1986). افرادی که دارای اضطراب دلبستگی بالایی هستند، اولوبت بیشتری را به ابعاد عاطفی و علاقه و صمیمیت نشان می دهند و به بعد صرفا جنسی رابطه اهمیت کمتری می دهند (هازن و همکاران، 1994). همچنین اضطراب با فعالیت های جنسی همراه است که احساس امنیت در آنها کم است و این حالت در نتیجه داشتن روابط غیر مؤثر برای ایجاد روابط جنسی امن به وجود می آید (سوشینسکی، لالومیر ، 2013).
2-9-2-2 بزرگسالان اجتنابی
یک الگوی متفاوت از دلبستگی ناایمن در بین افرادی وجود دارد که سطح بالایی از اجتناب را دارا هستند. افراد اجتنابی، در مقایسه با افراد مضطرب و ایمن، به طور قابل ملاحظه ای به روابط عاشقانه علاقه کمتری دارند بالاخص در روابطی که مستلزم تعهد طولانی مدت به یک فرد باشد (شار و برنان ، 1992). آنان نیز مثل افراد مضطرب، روابط بسیار نزدیک و صمیمی شان با رضایت کمی همراه است و در بسیاری از موارد رابطه شان را به هم می زنند (هازن و شاور، 1987). همچنین روبط آنها با صمیمیت و نزدیکی کمتری مشخص و متمایز می شود (فرالی، والر و برنان ، 2000). نا امنی افراد مستعد اجتنابی، احتمال دسترسی آنها را به خاطرات و انتظارات منفی از روابط بسیار نزدیک و صمیمی افزایش می دهد (کوباک و مادسن ، 2008).
احتمال عاشق شدن افراد اجتنابی نسبت به افراد ایمن و مضطرب بسیار کمتر است (هاتفیلد ، 2002). و سبک عشق ورزی آنان با نوعی بازی کردن مشخص می گردد (هین ، 2002). با وجود اینکه افراد اجتنابی نسبت به فعالیت های جنسی به ویژه ابعاد عاطفی و صمیمیتی آن علاقمندی کمتری را نشان می دهند (هازن و شاور ، 1990). ولی سعی دارند نگرشی حاکی از پذیرش را نسبت به فعالیت های جنسی اتفاقی حفظ کنندو نسبت به افراد ایمن و مضطرب بیشتر تمایل به فعالیت های جنسی ” یک شبه” دارند (برنان، کلارک و شیور ، 1998).

مطلب مشابه :  تاریخ

2-9-2-3 بزرگسالان مضطرب و اجتنابی توأم
افرادی که در هر دو حیطه اضطراب و اجتناب سطح بالایی را نشان می دهند، یعنی افرادی که آرمسترانگ و هولت (1998) آنها را ” بیمناک” نامگذاری کرد، برخی آسیب پذیری های هیجانی و عاطفی را نشان داده و در مقابل شریک ” دل مشغول” خود (یعنی افرادی که شدیدا مضطرب ولی غیر اجتنابی اند) تمایل به نزدیکی و صمیمیت فاصله گرفته و خود را از دیگری دور می کنند. برای این گروه دور شدن و فاصله گرفتن به جای اینکه بیشتر ناشی از رفتار اجتنابی افرادی باشد که به طور کلی تمایلی برای برقراری ارتباط ندارند (یعنی افرادی که اجتنابی اند ولی به طور آگاهانه ای مضطرب نیستند)، بیشتر آگاهانه و از طریق ترس از نتایج منفی مانند ترس از طرد شدن و مورد سوء استفاده واقع شدن بر انگیخته و فعال می شود. همانگونه که قبلا ذکر شد تحقیقات (برنان، کلارک و شاور، 1998) نشان می دهد که حد اقل بخشی از اجتناب بیمناک، نتیجه الکلیسم و اعتیاد والدین است.
2-10 مقایسه دلبستگی کودک و بزرگسال
طبق نظر وست و شلدون-کلر، کنش دلبستگی (فراهم آوردن سلامتی و ایمنی) در چرخه حیات ثابت و تغییر ناپذیر باقی می ماند، اگر چه مکانیسم های دستیابی به آن همراه با بلوغ ممکن است تغییر کند، اصلاح و تعدیل شود یا تحول یابد. اما به نظر برمن و اسپرلینگ الگوهای دلبستگی بزرگسالان ریشه در روابط دلبستگی کودکانه دارند. بدیهی است که دلبستگی بزرگسالان واجد تفاوت های مفهومی و ساختاری با دلبستگی در دوره کودکی است. از آن جمله این موارد هستند:
1) در کودکی دلبستگی ها مکمل اند ولی در بزرگسالان دوجانبه است و هر کدام از طرفین، دهنده و دریافت کننده حمایت اند (پاکدامن،1380).
2) در بزرگسالی موضوع دلبستگی معمولا یک نفر از همگنان و غالبا یک شریک جنسی است و اشکال اصلی دلبستگی بزرگسال شامل توحید یافتگی سه نظام رفتاری دلبستگی، مراقبت و ارتباط جنسی است (همان منبع).
3) طبق نظر هازن و شاور (1990) در بزرگسالی نظام اکتشاف مانند دوره کودکی به آسانی به وسیله نظام دلبستگی پایمال نمی شود، هر چند که در طی دوره های داغدیدگی یا از بین رفتن رابطه حتی برای بزرگسال مشکل اجتناب از پریشانی حواس در رابطه با موضوعات دلبستگی و فقدان وجود دارد که اغلب به عدم توانایی تمرکز یا کار موثر منجر می شود (همان منبع).
4) در طفولیت و کودکی جفت شدن مراقبت کننده و مراقبت شونده تقریبا همیشه فرایند طبیعی است و هیچ شانسی برای انتخاب وجود ندارد. اما در دلبستگی بزرگسالان این فرایند برای هر دو طرف مسلما رابطه همراه با انتخاب است (همان منبع).
5) نظام دلبستگی در بزرگسالان در تعامل با رفتار جنسی عمل می کند (همان منبع).
6) تفاوت دیگر در نتیجه غایی و نهایی نظام دلبستگی است. در نظام دلبستگی نوزادان و کودکان سطح بهینه پایدار و مداوم همجواری- فاصله را یک چهره قویتر/ داناتر تنظیم می کند و بدین ترتیب به حفاظت از طفل در مقابل خطرات منجر شده و بقای فرد را تضمین می نماید. در بزرگسالان نظام دلبستگی با فراهم آوردن واحد خانواده در خدمت تنظیم سطح بهینه پایدار و مداوم همجواری- فاصله با همسر است که معمولا به افزایش امکان بقای نوع منجر می شود (پاکدامن،1380).
7) برخی محققین معتقدند که در دلبستگی نوزاد- بزرگسال، نوزاد چندان خاطره قبل از دلبستگی ندارد بنابراین آنچه در وحله اول به رابطه دلبستگی اضافه می کند بیشتر جنبه تعاملی و خلقی دارد. در بزرگسالان وجود تجسم های ذهنی ناشی از تجربیات گذشته در رفتار شخص با فرد مورد دلبستگی و همینطور برداشتی که از رفتار آن فرد می کند اثر دارد. افزون بر این نقشهای سرپرست و شخصی که تحت سرپرستی قرار می گیرد در روابط بزرگسالان قابل تعویض هستند، در حالی که در روابط سالم دلبستگی بزرگسال- نوزاد این نقش ها ثابت و قطعی اند. با این ملاحظات تمایز بین تاثیرات تجسمی و چارچوبی در دلبستگی بزرگسالی پیچیده تر و با معنی تر می شود (مالتابی، مک چن، ژیلت و همکاران، 2004).

مطلب مشابه :  انواع خرده فروشی

2-11 پیامد های دلبستگی
باید دید که فواید داشتن دلبستگی ایمنی بخش نسبت به دلبستگی ناایمن چیست؟ دلبستگی ایمنی بخش دارای اثرات کوتاه مدت و بلند مدت است. در کوتاه مدت فرایند دلبستگی به منظور نگهداشتن مجاورت بین نوزاد و مراقبت کننده اش، برای سلامتی، غذا و مراقبت عمومی اهمیت دارد. در رابطه ایمن نوزاد و والدین بر اساس تقویت مداوم به قابلیت لذت بردن متقابل دست می یابند. در حالی که در یک رابطه ناایمن، اجتناب مراقبت کننده گان از صمیمیت با نوزاد و جستجوی مراقبت توسط نوزاد در جایی دیگر یک چرخه تقویت منفی را بوجود می آورد. یک دلبستگی ایمن بخش یک پایه ایمن را برای کشف جهان و آشکار ساختن سهولت تحول شناختی اولیه را فراهم می سازد. برای مثال، هازن و دورت به این نتیجه رسیدند که کودکان کم سن دارای دلبستگی ایمنی بخش مستقلانه تر به اکتشاف محیط شان می پرداختند و همچنین نوآوری بیشتری را در روش هایشان برای حل مسئله نشان می دادند. اثرات بلند مدت دلبستگی ایمنی بخش در چندین حیطه مانند تحول هیجانی و روابط، والد بودن (رفتار والدینی)، تحول شخصیت، حرمت خود و تحول شناختی قابل مشاهده است (پاکدامن،1380).
دلبستگی اساس تحول هیجانی است. مفهوم الگوی عملی درونی باولبی این است که رابطه دلبستگی یک الگوی درونی را برای همه روابط آینده ایجاد می کند. الگوی درونی مجموعه ای از قوانین هشیار و ناهشیار روابط خود با دیگران است. در زمینه رفتار والدینی می توان گفت که دلبستگی های اولیه یک فرد را قادر می سازد تا به هر دو روابط خوب والد- کودک در مورد خود و تدارک الگوهای مناسب نقش والدینی شکل دهد. تعدادی از مطاالعات نیز روابط بین الگوهای اولیه دلبستگی و ویژگی های خاص شخصیتی بعدی را مورد نظر قرار دادند. برای مثال اریکسون و همکاران (1985، به نقل از پاکدامن،1380) نشان دادند که کودکان اجتنابی از اغلب کودکان ایمن در دوره پیش دبستانی متمایز می شوند. آنان در سطح بالایی وابسته، بد خلق و دارای فقر مهارت در تعامل های اجتماعی با همتایان هستند و توسط معلمان به عنوان افرادی توصیف شدند که دارای خصومت، تکانش، بدون پشتکار و کناره گیرند. در هر حال، پژوهشگران در مقابل بیش تعمیم دهی احتیاط می کنند، به دلیل اینکه آنها مشاهده کردند که لزوما هر کودک مضطربی مشکلات بعدی پیدا نمی کند و تعدادی از کودکان ایمن نیز مشکل داشتند.

2-12 ارتباط نظریه دلبستگی با نظریات دیگر
2-12-1 نظریه روان تحلیل گری:
به گفته فروید اگر کودک شیرخواری می‌توانست فکر خود را بیان کند، بی‌شک اعتراف می‌کرد که مکیدن پستان مادر مهم‌ترین چیز در زندگی است. از نظر روان تحلیل‌گری رابطه بین کودک و مادر ناشی از توان برآورده کردن نیازهای بیولوژیکی کودک از سوی مادر است. نیاز کودک به غذا و کاهش درد، نمایانگر «لذت جوی حسی است» فروید می گفت در دوران شیرخوارگی هر چیز که به غذا خوردن کودک مربوط باشد از مهم‌ترین سرچشمه‌های کسب رضایت برای او قلمداد می‌شود. هنگامی که از کودکان مراقبت یا غذایشان تامین می‌شود، توجهشان که از انرژی لیبید و نشات می‌گیرد، بر کسی که ا ین لذاید را فراهم می‌کند متمرکز می‌شود، فروید این فرایند را «نیرو گذاری روانی» نامید (ماسن،۱۳۸۰). از این دیدگاه نیروگذاری صورت گرفته توسط نوزاد موجب ایجاد رابطه عمیق و پایدار می‌شود که می‌تواند در شکل‌گیری شخصیت وی نقش داشته باشد و زندگی آینده وی را متأثر سازد.
این شکل‌گیری رابطه بین کودک و مراقب را می‌توان تحت عنوان روابط با دیگران یا به اصطلاح دقیق‌تر «روابط موضوعی» نیز توضیح داد. «موضوع» یکی از نیازهای غریزی است که به وسیله شخص دیگری می‌توان به آن نیاز دست یافت. همچنین اکثر روان تحلیل گران معتقدند که شروع این رابطه اساساً ماهیت رهایی دارد و روابط موضوعی در نخستین سال‌های زندگی فرد شکل می‌گیرد (همان).
بر حسب نظریه روان تحلیل‌گری، اولین موضوع عشق هر فرد مادرش است. نوزاد نمی‌تواند خود را از دیگران تشخیص دهد، او هیچ تجسمی از مادرش به عنوان یک فرد ندارد. شناسایی مادر با یک فرایند تدریجی انجام می‌شود. تصور می‌شود نخستین تجسم‌های کودک راجع به اشیایی هستند که به او رضایت می‌دهند و در عین حال موقتاً از نظر او غایب هستند؛ از جمله پستا‌ن‌های مادر یا پستانک، شخص مادر یا قسمت‌هایی از بدن خود کودک. درک واقعی یک شخص هنوز برای او وجود ندارد بعد کودک یاد می‌گیرد که میان تاثرات خود فرق بگذارد؛ احتمالاً نخستین تمیز بین اشیاء «مورد اعتماد و اشیاء خارجی» است. اشیاء خارجی را چیز خطرناکی حس می‌کند؛ درحالی که از مراجع اعتماد، غذا انتظار دارد. او قسمت‌های مورد اعتماد مادرش را دوست دارد و تدریجاً آن را به صورت یک کل تشخیص می‌دهد، آن وقت وحدت دهانی با مادر برای او یک هدف نهایی می‌گردد (بلوم،۱۳۶۳).
از روانکاوان بعد از فروید می‌توان به ملانی کلاین، سالیوان واریکسون اشاره کرد که در این باره به نظریه‌پردازی پرداخته‌اند.
ملانی کلاین هماهنگ با نظریه اساسی‌اش درباره طرز تشکیل «من» و رشد روانی- جنسی، معتقد است که کودک خیلی زود با دیگران رابطه برقرار می‌سازد. او می‌گوید یکی از برداشت‌های اساسی ما این فرضیه است که نخستین تجربه‌های کودک درباره تغذیه و حضور مادر، موجب ایجاد یک رابطه موضوعی بین او و مادرش می‌شود. این رابطه نخست با «موضوع جزئی» است؛ زیرا هم تمایلات دهان- لیبیدویی و هم دهانی- تخریبی؛ به خصوص متوجه پستان‌های مادرند (بلوم،۱۳۶۳).
نظریه اریکسون این فرض پایه‌ای را حفظ کرده است

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید