(دیوان، ص 674)
عالم هستی مظهری از مظاهر خداوند است و آینۀ صفات جمال و جلال خداوند. در اینجا نیکویی و زیبارویی معشوق تجلّی است از حسن و زیبایی معشوق ازلی است.
انسان جامع صفات جلال و جمال خداوند است و آینه تمام نمای صفات حق، در واقع این صفات پرتو و سایهای است از صفات حقیقی خداوند همانگونه که سایه بیان کننده ذی ظل است اما در حقیقت بسیار با آن متفاوت است بنابراین صفات ما فقط عکسی از صفات حضرت حق است و شمّهای از آن را بیان میکند. چنانکه جامی میگوید:
همچنین هرچه ایزد متعال
دارد از معنی جلال و جمال
پرتو ظل آن بود پیدا
از دل و دست خسرو والا
(دیوان، ص 743)
جامی در جایی دیگر به قهر و لطف خداوند که از صفات جلال و جمال اند اشاره میکند و میگوید: اگر قهر الهی بر درخت طوبی بتابد آن را همچون زقوم دوزخ نماید:
اگر شراره قهرش رسد به سدره کند
درخت میوه زقوم شاخ طوبی را
وگر شمامه لطفش نفس زند سازد
ریاض خلد شقاوت سرای عقبی را
(دیوان، ص 10)
طوبی درختی است در بهشت که بنابر آنچه در روایات است تنه آن در منزل رسول خدا (ص) و در منزل هر مؤمنی شاخهای از آن هست، و زقوم درختی است که جایگاهش در آتش جهنم است و میوه آن غذای جهنمیان است و این درخت مقابل درخت طوبی در بهشت است. میوه آن بسیار تلخ است و جهنمیان وقتی از آن میخورند در دل آنها مانند فلز گداخته قلیان می کند. جامی بیان میکند که خداوند دو صفت قهر و لطف را توأمان داراست، اگر شراره ای از قهر خداوند به شاخ درخت سدره برسد آن را به درخت زقوم تبدیل میکند و اگر شمهای از لطف پروردگار به شقاوت سرای عقبی برسد آن را تبدیل به باغ هایی در بهشت میکند.
از جمله صفات جمالی که جامی برای خداوند برمیشمرد صفت کرم و رأفت است.
برم پناه به درگاه کردگار کریم
فإنََّهُ لَرَئُوفٌ وَ لِلْعِبادِ غَفور
(دیوان، ص 52)
در این بیت جامی خداوند را با اسماء جمال خوانده در اسماء جمال، خداوند کمالی از کمالات و نعمتی از نعمت ها را بر خلق اعطا میکند. خداوند کریم است که به سبب این اسم خداوند بر بندگان بخشش می کند و کریم مظهر صفت کرم پروردگار است که مربوط به صفات جمال است و همچنین رئوف و غفور که تجلّی آن مایه انس و سرور است.
4-7- لطف الهی
از دیگر صفات جمال خداوند صفت لطف است که این صفت در مباحث کلامی به عنوان قاعده لطف مطرح است که از این نظر میان متکلّمان اختلاف نظر وجود دارد.
در میان متکلّمان در باب این عقیده باید بگوییم که اشاعره با قاعدۀ لطف مخالفند و میگویند: «هر کاری که خداوند با بندگانش به جا میآورد، یا آنان را به آن دستور میدهد از او پسندیده و نیکوست».

                                                    .