رشته حقوق

رستم و اسفندیار

دانلود پایان نامه

بتـــاراج داد آن همـــــه بـــــوم و رســت بیکبــــارگــــی دســــــت بــد را بشست
(همان،271-269).
4-6-3. نتیجهگیری:
در پایان میتوان گفت، پرخاشگری و کشاکش و خوی جنگندگی که بر بنیاد کهنالگوی آنیموس در نهاد هر زن یا دختری گذاشته شده است، میبایست بر مرد یا مردانی با خوی سلحشوری و جنگاوری همسانی و برابری کند، تا زن بتواند این نیروی ناخودآگاه نهفتهی درونی را به راحتی به بیرون انتقال دهد و بر آنان فرافکنی کند. گردآفرید نیز آنیموس خود را بر پهلوانان قلعه، و مهمتر از همه بر رستم فرافکنی میکند. بهگونهای که در سخنان خود به سهراب میگوید:”شما با تهمتن ندارید پای”(همان،ب264). گردآفرید میداند که رستم نیز نمونهی کامل و بارزتری از کینکشی و جنگاوری است،. بنابراین کهنالگوی گردآفرید، با چنین فرافکنیهای برابر و مساوی، به اوج نیرومندی و قدرت میرسد. تنها آنگاه که اسیر سهراب میشود؛ دقیقاً عکس این موضوع رخ میدهد اما اینبار با بهره گرفتن از دیگر جنبههای مثبت آنیموس و همچنین با استفاده از هویت زنانهی فارغ از آنیموس، خود را از چنگ سهراب میرهاند و برای بار دیگر سعی در بکار گرفتن نیروی نرینهاش میکند. در واقع گردآفرید از همان ابتدای داستان که نقش قهرمان دژ را به عهده میگیرد؛ سعی در شناخت و شکوفایی عناصر نهفته در ناخودآگاهش- به ویژه آنیموس- میکند. و با قبول این نقش در مسیر خودشناسی قرار میگیرد. زیرا که«اهمیت سنخهای کهن(آنیما و آنیموس) برای سلامت روان در آن است که هر دو باید بیان شود»(شولتس،134:1386).
گردآفرید نیز در نبرد با سهراب خصایص مردانهی خود(پرخاشگری) را همراه با خصوصیات جنسیاش بروز میدهد و آن را بیان میکند. بنابراین میتوان گفت که شخصیت اسطورهای گردآفرید یکی از کهنالگوهای ایرانی است برای زنان ایران زمین. «زیرا که باورها و اندیشههای کهن در اسطوره، هنوز به گونهای زندهاند و در بافت اندیشهای و ساختار روانی ما کارایی و کارسازی دارند»(کزازی،200:1372).
4-7. شخصیت اسفندیار از دیدگاه یونگ، فروید و آدلر:
اسفندیار هم شاهزاده است هم جهان پهلوان، دو صفتی که در شاهنامه جز او در کس دیگری جمع نشده است، عمر او مانند اخیلوس یونانی سرشار از پیروزی و درخشندگی است، قهرمان دین بهی است و داعیهدار است که دنیا را زیر نگین این دین آورد(اسلامیندوشن،122:1390). اسفندیار شاهنامه از یک نظر چون گشتاسپ اوستاست؛ بزرگترین مجاهد آیین زردتشت. روح او همچون سمندی است بیآرام که در پوست خود نمیگنجد(مسکوب،31:1384).
اسفندیار قهرمانی دینی است، چنان که وقتی از بند پدر آزاد شد با خدا پیمان کرد پس از پیروزی، صد آتشکده در جهان برپا کند و همهی بیرهان را به راه دین آورد (همان،27). تصویر عمومی اسفندیار در ذهن مخاطبان نیز تصویر پهلوانی است مصمم و دوست داشتنی و به نظر میرسد از جمله عواملی، که در نقش بستن چنین تصویری از او در ذهن مخاطبان تأثیرگذاشته پاسداری و ترویج دین بهی باشد. اما علیرغم محبوبیت عمومی وی، او یکی از تناقض آمیزترین شخصیتهای شاهنامه است. او به عنوان شخصیت اصلی در داستان رستم و اسفندیار دارای شخصیتی پویاست که در طول داستان مدام دچار تغییر و تحول است و جنبههایی از شخصیت او، عقاید، جهان بینی و حتی خوی و خصلت او دگرگون میشود. این دگرگونی گاه عمیق و گاه سطحی و پیش و پا افتاده است. او سرشار از جاه طلبی و غرور است که در وجود او دین و دولت به هم گره خورده است. در واقع اشتباهی که او را وادار به سفر به سوی زابلستان کرد، انگیزهی قدرتطلبی و فزونخواهی بود. به گفتهی دکتر اسلامی ندوشن«اسفندیار مردی است که جوانی و پهلوانی و شاهزادگی و روئینتنی را در خود جمع کرده است… با این حال احساس میکند که انسان خوشبختی نیست، زیرا آنچه دارد از آنچه میخواهد کمتر است، و آنچه در زندگی کم دارد پادشاهی است، چون مردی بلندپرواز و ناشکیباست نمیخواهد صبر کند تا پدر بمیرد و او جانشین شود. لذّت شاهی را در آن میداند که آن را پیش از مرگ پدر بدست آورد. این خواستن بیش از حد عجولانه موجب نابودیش میشود، تراژدی اسفندیار، تراژدی فزونطلبی است »(اسلامیندوشن،354:1391).
در مقدمهی داستان رستم و اسفندیار، شاعر نخست سخن را با شرح حال خود و سپس با وصف بهار آغاز میکند. شاید در دید نخست گمان شود که این خطبهی شانزده بیتی، جز چهار بیت پایانی ارتباطی با اصل داستان ندارد. اما با کمی تعقل و بررسی متوجه میشویم که سراسر این قطعه، نه تنها مناسب با فضای داستان است بلکه از غم و اندوه و اضطراب و نگرانی حکایت میکند. مفهوم کلی سراسر ابیات این است که آرامش به کلی از طبیعت رخت بربسته و جای خود را به تشویش و نگرانی داده است. این طبیعت است که خبر از واقعهای شوم میدهد. در واقع اینکه بلبل برای اسفندیار مینالد و جز نالیدن از او چیزی به یاد ندارد، روانکاوی کوتاه و موثری از شخصیت اسفندیار میکند که زندگی کوتاه او سراسر در جنگ و ناکامی میگذرد. در حقیقت داستان از آنجا شروع می‌شود که اسفندیار همهی کارها و فتوحات را کرده و از سختیها و زشتیها هم کامیاب بیرون آمده و ایران و تمام جوامع اطراف ایران را به دین زرتشتی درآورده است. و منتظر وفا به وعدهای- که پدرش گشتاسپ به او میداده- مانده است. اما این انتظارهای او بیثمر است و کاری از پیش نمیبرد، و این شکیباییها بجایی می‌رسد که او را وادار به شکوه و شکایت از پدر در حضور مادر میکند. تا این جای داستان ایرادی بر اسفندیار نیست، زیرا او قصدش این است که کاشتههای خود را بدرود و نیکیها را پایدار سازد. اما پدر که ذاتاً حیلهگر و بدخواه است؛ نمیخواهد تحت هیچ شرایطی تاج و تخت شاهی را از دست بدهد به همین دلیل برای راضی کردن اسفندیار هر بار بهانهای میآورد و شرطهایی میگذارد تا اینکه در شرط پایانی- که همان بند کردن دست رستم است- بسط مایه تراژیک آغاز میشود و این شرط بد سگالانهی گشتاسپ از ظهور یک مصیبت بزرگ خبر میدهد. اسفندیار شرط پایانی پدر را با تردید و دودلی میپذیرد، زیرا او با این دودلی شرط پدر را فقط بهانهای برای انصراف از واگذاری تاج و تخت میانگارد، اما دیری نمیپاید که هوس و وسوسهی فرمان روایی و عروج بر اریکه قدرت تار و پود وجودش را در هم میپیچد و تسلیم انجام شرط پدر میگردد.
4-1-7. انرژی روانی در نظام یونگ و فروید و چگونگی آن در شخصیت اسفندیار:
فروید میگوید ناخودآگاه دنیای وسیعی از خواستهها، تمایلات، انگیزهها و عقاید سرکوب شده است و انسان از آنها آگاهی ندارد. در حقیقت تعیین کنندهی رفتارهای بشر همین عوامل ناخودآگاه اوست که تشکیل یافته از “نهاد”، “خود” و “فراخود” است نهاد که از بدو تولد به شکل ارثی در انسان وجود دارد منبع تمام “انرژی روانی” است. نهاد شامل تمام انگیزههای خام و تشکل نیافتهی حیوانی است. و به اصطلاح قدما، نفس اماره است که مانند غریزهی جنسی و پرخاشگری هیچ قانونی را نمیشناسد و از هیچ اصلی به غیر از “اصل لذت” تبعیت نمیکند(شاملو،29-28 :1374).
“نهاد” اسفندیار در پی خواسته و انگیزهی اصلی خود- رسیدن به تاج و تخت-، بیتوجه به قوانین و نظم موجود، تا نابودی خود پیش میرود. او از همان ابتدای داستان، در تنش تمایلات به سر میبرد اما نهاد با قبول ارضای تمایلات از این تنش میکاهد. زیرا «هرگاه بر اثر تحریکات بیرونی و هیجانات درونی، مقدار انرژی در انسان فزونی یابد و تنش غیر قابل تحمل ایجاد گردد؛ نهاد با فعالیت خود فورا سبب کاهش این تنش میشود»(شاملو،29:1374). اسفندیار نیز، بر اثر تمایل و هیجانات درونی- خواستن تاج و تخت- و همچنین بر اثر تحریکات و بد عهدیهای گشتاسپ؛ دچار تنشی غیر قابل تحمل میشود. و نهاد او با پذیرش شرط گشتاسپ- مبنی بر بستن دست رستم -، برای رسیدن به قدرت از این تنش میکاهد. «نهاد از اصل واقعیت و از موازین اخلاقی و قیود اجتماعی بیخبر است»(شاملو،31:1374) سهراب و اسفندیار هر دو از این قید و بندهای اجتماعی خواسته و ناخواسته بیخبرند و یکی به خاک ایران و دیگری به زابل حمله میبرد.
در باور فروید، “فراخود” یا “فرامن” بخش اخلاقی شخصیت انسان است(شاملو،30:1374). فراخود در درون آدمی برای حفظ ارزشها شکل میگیرد و تمایلات ناپسند را به سمت ناخودآگاه ذهن میراند و در مقابل تمایلات نهاد میایستد. «فرامن بیش از همه عرضه کنندهی ایدهآلهاست تا واقعیت، و نیز بر فضایل و کمالات کوشش میورزد تا بر لذات»(شاملو،296:1374). تمایل فرامن در این است که با نهاد و من مخالفت کند. اگر قرار است چیزی در مقابل افراطهای نهاد بایستد همانا فرامن است که ضد نهاد میباشد. این ساختار شخصیت، برای حفظ ارزشها و حریم جامعه شکل میگیرد(شایگانفر،107:1380). فراخود اسفندیار در کشاکش بین تمایلات نهاد و خود است. او به روشنی از بزرگی رستم و عظمت او واقف است و نیز میداند که بستن دست رستم نه تنها عملی است خلاف شان شخصیتی رستم بلکه، عملی است که مورد پسند جامعه و مردم، واقع نمیشود. به همین دلیل در جای‌جای داستان ما شاهد خلوت کردن اسفندیار با وجدان خود یا پشوتن- که در واقع میتوان گفت نقش فراخود او را دارد-، هستیم:
چنیــن گفــت پــس بــــــا پشوتن به راز کـــــــه ایــن شیـــــــر رزمآور جنگ ســاز
جـــــوانی همــــــی ســـازد از خـویشتن ز ســـــالش هـمانــــا نیامــــــــد شکــــن
(فردوسی،725:1389،ب461-460).
و:
پشــــوتن کــــــه بُـــد شـاه را رهـنمـای بیامــــــــد هـــمآنگـــه بـــه پــرده سرای
چــــنین گــــفت بــا او یـــل اسفندیــار کـــه کـــــــاری گــــرفتیم دشـوار خـــوار
(همان:727،ب541-540).
یا:
پشـــوتن بـــدو گـــفت بشنو سخـــــــن همـــی گـویمــــت ای بـــــرادر مـــــــکن
تـرا گـفتــم و بـــیش گــــویم همــــــی کــــه از راستـــی دل نــــشویـم همـــــــی
(همان:737،ب906-905).

مطلب مشابه :  فروشگاه الکترونیکی، فروشگاه اینترنتی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید