رشته حقوق

رستم و اسفندیار

دانلود پایان نامه

(همان:176،ب140-136).
در باور فروید، تصعید حالتی است که فرد امیال و خواستههایی را که از سوی اجتماع غیر قابل قبول و ناپسند تلقی میشود به شکل پسندیده درمیآورد(کریمی،81:1373). هدف سهراب نشان دادن قدرت و نیروی زور و بازوی ناشی از غرور جوانی خود است(عقدهی قدرتطلبی)، اما این خواسته را در قالب پدریابی میریزد تا از سوی اجتماع منع نگردد.
سهراب این را نمیداند که پدرش رستم در هیچ دورهای، هیچ‌گونه علاقه و میلی به تاج و تخت و شاهی نداشته است. فراموش نکنیم که برخی از پهلوانان شاهنامه، همچون زال و رستم می‌توانسته‌اند تاج بر سر نهند و شاه ایران شوند؛ اما ترجیح داده‌اند پهلوان باقی بمانند. پشت و پناه مردم، شاهان و سرزمین‌شان باشند. در سراسر شاهنامه مهم‌ترین وظیفهی پهلوانان غیر از دفاع از سرزمینشان، نظارت بر کار شاهان است؛ مهار خودکامگی؛ نصیحت شاهان و در صورت لزوم تنبیه آن‌ها و این همه امکان را، با اثبات غمخواری و از خود گذشتگی کسب کرده‌اند. هر زمان لازم بوده از هیچ کوششی برای یاری رساندن به مردم و سرزمینشان فروگذاری نکرده‌اند. اما «سهراب مطلق و سرشار از حقیقت که منادی صلحی بزرگ است، در برابر رستم نسبی، که واقعیت را در استحکام بنیادهای ملی ایران در برابر توران میبیند؛ قرار می گیرد»(یاحقی،30:1366).
به دست آوردن ایران، هدف غایی سهراب و افراسیاب است. اگرچه میان افراسیاب و سهراب تضاد فکری بارزی وجود دارد، اما آن دو در یک نقطه به هم میرسند؛ هر دو درصدد به دست آوردن یک سرزمین واحد و یک حاکمیت مستقل هستند. اما سهراب، هرچه باشد ایرانی است و در همدستی با افراسیاب و لشکر‏کشی به وطن خود مرتکب گناه می‏شود. بنابراین، شکی نیست که سهراب در بخش اعظم قصه، در نقش شریر ظاهر می‏شود یا حداقل به عنوان قربانی قصه، فریب شریر را می‏خورد. اما در هر صورت، یک نکته قابل ذکر است و آن اینکه محیط سازنده، بخشی از شخصیت هر انسانی‏ است، و سهراب نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین، می‏تواند به طور طبیعی تحت تأثیر احساسات و عواطف بیگانگان قرار گرفته باشد و آن دل‌بستگی لازم را نسبت به ایران نداشته باشد.
سهراب برای درک پیام ضمیر ناخودآگاه، سفری را در پیش میگیرد؛ که نشانگر میل به تغییر درونی و نیاز به تجربه‌ای جدید است(شوالیه،587:1388). سهراب جوان، از روی عشق و علاقهی کودکانه و افراسیاب از روی کینه‌توزی و انتقامجویی و افزونطلبی بسیار، خواهان رسیدن به این هدف هستند. این عامل در داستان رستم و اسفندیار نیز به شکلی وجود دارد. اسفندیار نیز، با کنار گذاردن گشتاسب، درصدد است تا در کشور، نظام جدید سلطنتی بر پایهی اقتدار حکومت مرکزی ایجاد کند و با از بین بردن آخرین بازماندههای حکومت ملوکالطوایفی؛ یعنی رستم و خاندان او، قوانین جدیدی را جایگزین قوانین پیشین کند. در این داستان نیز سهراب خام است و افراسیاب این را میداند:
هنــــوز از دهـــــن بــــوی شیر آیدش همـــــی رای شمـــــشیر و تیتر آیــــــدش
(فردوسی،176:1389،ب144).
در واقع سهراب میخواهد بزرگی کند. او ضمن به آرزو رسیدن خود-رسیدن به پدر- میخواهد ضرب شستی به قدرت دو منطقه و حتی جهان نشان دهد. آمدن و بودن در سپاه تورانیان (دشمن همیشگی ایرانیان) یکی از جنبه‌های منفی کار سهراب است.
با فتح ایران توسط سهراب، وی آشکارا میگوید که از رستم نیرومندتر است؛ زیرا فتح ایران حتی اگر به خاطر رستم نیز باشد، اشاره‌ای مستقیم به ناتوانی رستم دارد. همانطور که بارها صراحتاً نیز، خود را برتر از رستم میداند:
1) در پاسخ به هجیر، آنگاه که هجیر از دلاوری‌های رستم میگوید:
تــو مــــردان جنگـــــی کجـــا دیدهای کـــه بانـــــگ پــــــی اســــب نشنیدهای
کـــه چــــندین ز رستـــم سخـن بایدت زبـان بــــــر ســـــــتودنش بگشایـــــدت
(همان:189،ب622-621).
2) در ادامه نیز سهراب ضمن تشبیهی، خود را بر پدر برتر مینهد:
ارش بیــــنم آنگــــــاه آیدت یـــــــاد کــه دریا خروشــــــان بگــــــردد ز بــــاد
از آتـــــش تـــــــرا بیـــــم چندان بود کـــه دریــــا بــــــه آرام خنـــــــدان بـود
چـــــو دریـــــای سبــز اندر آیـد ز جای نـــــــدارم دم آتـــــش تــــــیز، پــــــای
ســــر تیـــرگی انـــدر آیــــد بـه خواب چــــــو تیـــغ از مــــــیان بـــرکشد آفتاب
(همان،ب625-622).
3) و زمانی که هجیر ضمن بیم دادن به سهراب، او را از نبرد با رستم بر حذر میدارد:
چـــو بــــشنید ایـــن گفتههــای درشت نــــــهان کـــــرد از او روی و بنمـــود پشت
ز بـــالا زدش تـــند یــک پشـــت دست بیفکنــــد و آمــــــد بجــــــای نـــــشست

مطلب مشابه :  فایل پایان نامه حقوق بازماندگان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید