رشته حقوق

رستم و اسفندیار

دانلود پایان نامه

«درختی است از تیره ی گیاهان دولپه ای جدا گلبرگ، و دارای برگ های سوزنی شکل یا پولک مانندکه به صورت درختچه ی بابونه استو به ویژه در نواحی شوره زار و کنار رودخانه هاو کویرمی روید و از آن گز نوعی ماده ی شیرین به نام گزانگبین خارج می شود که در شیرینی پزی و داروسازی استعمال دارد .گزانگبین درختی از تیره ی سوزنی برگ ها که به ارتفاع زیاد 15متر یا بیشتر میرسد و پوست آن کمی سرخ رنگ است و در نواحی جنوب ایران و کویر بیشتر می روید ودر مقابل کم آبی و باد وتوفان بسیار مقاوم است ». (دهخدا، 1385 ، ص 2485 ).
«گز»نام درختی است که رستم با آن اسفندیار را کشت.گز در داستان رستم و اسفندیار همانند شاخه ی «دبق» در داستان«بالدر» در اساطیر اسکاندیناوی است .( حق پرست، 1383 ، ص 108 ) .
مرگ اسفندیار به همین چوب بستگی داشت و رستم توانست تیری از این چوب را بر خشم او که تنها عضو آسیب پذیر بدنش بود ، بزند و او را از پای در آورد .
خاصّیّت مرموزی که مطابق روایات در این چوب نهفته است و به اعتقاد برخی اقوام بر می گردد که روح محض را قابل جای گرفتن در قالب دیگری مثل حیوان یا گیاه می دانستند و بر همین اعتقاد بود که روز تولبد طفل درختی می کاشتند و آن را همزاد اومی دانستند ومی پنداشتند که این زندگی این دو به هم پیوسته است . این عقیده یعنی جان گرایی گیاهی . (همان ، ص 108 ) .
بلندی و تاریکی گز که در شاهنامه به آن تأکید شده است نیز مورد توجّه است . علاوه بر این همان گونه که گفته شد خواصی مرموز نیز در این چوب نهفته است . در مصر قدیم آن را یکی از درختان مقدس اوزیریس پروردگار با روری ونعمت می شناخته اند . (یاحقی ، 1375 ، ص 364 ) .
درکتب طبی نیز به سختیِ چوب گزاشاره شده استو برای آن خواصی نقل شده است. امتیاز چوب یا تیر گز به خصوص با توجه به داستان رستم اسفندیار در شعر سایر شعرا مطرح بوده است .
درخت گز، درخت بومی سیستان است وهم اکنون رایج ترین درخت آن منطقه است . لذا در چشم مردم ارجی ندارد و به آن درخت بی هنر می گویند . در بوشهر ، در مورد این درخت می گویند : «درخت بی هنر گزم بلندن ، یعنی درخت بی هنر گز بلند است».(به نقل از رامین معتمد، مصاحبه ی نگارنده ). این است که فردوسی از قول سیمرغ به رستم می گوید تو این چوب را خوار مایه مدار .
تقریباً تمام حواشی کویر ایران پوشیده از گز است. مخصوصاً در بیابان های بین بم و سیستان ، گزهای بسیار کهن دیده می شود . چند منطقه ایران با گز مربوط است مثل شور گز ، در حوالی بم یا ده گز یا گودگزی ، گزدان ، گزکی ، گزدار ، گز بلند . ( حق پرست ، 1383 ، ص 109 ) .
گز تا حدودی به سرو و کاج مانند شده و همیشه سبز است . گزهای کهن در جنوبایران حکم چنار دارد و مقدّس است و در امام زاده ها به آن دخل می بندند . همچنین در عقاید مردم برخی از روستاهای جنوب ( بوشهر )، گز محل ارواح و اجنّه است .
گزدرختی است که به آفتاب سوزان عادت دارد و آب کم می خواهد گز باید مثل سرو و کاج و درخت خورشید باشد و در دین مهدی مقدس است . به روایت فریزر ، اسطوره شناسی معروف ، گز در مصر قدیم از درخت های مقدس ، اوزیریس بوده است . در معبد « ایزیس » تصویر درختی از گر دیده می شود که دو مرد بر آن آب می افشانند . اوزیریس در دین مصر باستان خدای جهان مردگان خود و هم پسر سرزمین ادبیات سومری به جا مانده و در آن ایزد تموز را به بوته ی گز تشبیه کرده اند که در زمستان پژمرده می شود و بهاران به زندگی باز می گردد . (حق پرست،1383،ص110)

مطلب مشابه :  موارد ابطال اسناد رسمی در اراضی موات

دکتر یاحقی در مورد مردم گز پرست گفته اند که : « تموز در اساطیر بابلی خدای خورشید است و او را همان آدونیس یونانیان دانسته اند . پس گز درخت خورشید است و مردم گزپرست ظاهراً همان مهر پرستان هستند که گز را به عنوان مظهر مهر یا خورشید می پرستیده اند . در باب اینکه مردمانی بوده اند که درخت گز را می پرستیده اند ، سند زیر بسیار گویا است .
«چون اهل بسا عاصی و معصیت کار شدند ، لذا آفریدگار بر آنها خشم گرفت ، آتش ، باغ هایشان بسوخت و جای آن طرف یا گزبرست » . همچنین گویند که به حد افغانیان گز پرستانی است و در ان درختی کهن و بزرگ موجود است که درخت برهمن خوانند . مادر رستم، رودابه ، دختر مهراب پادشاه کابل بود و از این رو خانواده ی رستم می توانند از مردم گزپرست بوده باشند .( یاحقی ، 1375 ، صص 364 – 366 ) .
در ادوار قدیم از چوب گز تیر می ساخته اند ، امّا ژرف ساخت اساطیری داستان گز در این جا است که خورشید از درخت گز بر می آیدو نور آن چشم را می زند و کور می کند .
«درخت گز را درعربی«طرفا»می گویند . طرفا ظاهرا ً از ریشه ی طرف است و به معنی اصابت چیز به چشم به نحوی که از ان اشک جاری شود یا بر هم نهادن پلک است » . (حق پرست ، 1383 ، ص 111 ). بنابراین و با توجّه به آن چه گفته شد گز به چشم مربوط است .
نام محلّی این درخت دردشتی و خورموج ، گز است و نوعی از آن گزبش می نامند که با گز اصلی تفاوت هایی دارد. نام علمی درخت گز Tamarcoseae است . گز انواع دیگری هم دارد. از قبیل : گز انگبین و گز شاهی که دارای تنه ی راست و چوب سخت است . ارتفاع درخت بین 3 تا 10 متر است امّا اندازه ی گزبش بین 1 تا 3 متر است » (همان،ص112) .
هم اکنون در منطقه ی جنوب اعتقاد بر این است که اگر کسی بخواهد شب هنگام از زیر هر درختی به خصوص درخت گز و چنار بگذرد ، باید با حرز و سلام و صلوات عبور کند.(به نقل از رامین معتمد ، مصاحبه نگارنده ) .
بنابه روایتی «مسیح»، از درخت کاج متولّد شده و مهر ، هم از درخت گز متولد شده است و به نظر می رسد چراغ در درخت کاج رمز ستاره و خورشید است .
ضمناً شاید سیمرغ دین وحی را که همانا دین زردشت ، باشد نفی پذیرفته است و طرفدار دین کهن یعنی مهر پرستی بوده است .( حق پرست ، 1383 ، ص 114 ) .
« اندوهگین می شدم زمانی که می دیدم :
مادری بر تل کنار کومه ،
نگاهش در انحنای جاده ای که میان درختان گز دوردست گم شده بود ،

مطلب مشابه :  قانون آیین دادرسی مدنی مصوب

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید