رشته حقوق

رستم و اسفندیار

دانلود پایان نامه

هـمـــــه کـــــارهای جــهان را در است مگــــر مـــــرگ، کــــان را دری دیگر است
(همان:746،ب1234-1233)
پیر دانا را زمانی می‌یابیم که قهرمان در وضعیتی دشوار و چاره ناپذیر قرار دارد. و تنها تأملی آگاهانه یا کنشی روحی می‌تواند ناجی او باشد؛ و این معرفت و آگاهی در قالب پیر دانا جلوه میکند(یونگ،114:1368).
اما پرسش اساسی این جاست که چرا زال پیش از نبرد نخست رستم و اسفندیار، چاره را در گریز رستم از کارزار میبیند اما پس از نبرد و زخمی شدن فرزند خود، در چرخشی 180درجه، در تعارض با پیشنهاد پیش از جنگ، ضمن منع کردن رستم از فرار، راه و چارهی پیروزی بر اسفندیار رویین تن را در جنگیدن با او میبیند؟ در پاسخ میتوان گفت، زال در وهلهی نخست پیشنهادی ننگین میدهد که پذیرفتن آن از جهان پهلوان رستم، سخت دور مینماید و همانگونه که پیش‌تر گفته آمد زال میداند که اسفندیار شاهزادهای است مقدس، و کشته شدن چنین شاهزادهای با این عظمت دینی و دولتی روا نیست. و از دیگر سو زال از اختر شناسان چینی و ایرانی شنیده است:
کـــه ایــــدون شنــــیدم ز دانای چـــین ز اخـــتر شنـــاسان ایــــران زمــــــــــین
کـــه هــــر کـــــس که او خون اسفندیار بــــــریزد، برآیــــــــد بــــر او روزگـــــار
بدیــــن گــــــیتیش شـــوربختـــی بود و گــــر بگـــــذرد رنــــج و سختـــــی بود
(فردوسی،752:1389،ب1465-1463)
بنابراین از رستم میخواهد از این موقعیت حساس دوری کند و به گفتهی معروف هر گاه آب از آسیاب افتد، آفتابی شود و خود شخصاً برای عرض بندگی به نزد شاه-گشتاسپ- برود وسوء تفاهمها و برچسپهای سرکشی:
بــه مـــردی همــــی ز آسمان بگـــــذرد همـــی خـــویشتــن کهتــــری نشمـــــرد
(همان:715،ب107).
و بیدینی را برطرف سازد:
هــــرآنــکس کــــه از راه یــزدان بگشت همــــان عهــــد او گشت چون باد دشـــــت
(همان:716،ب127).
حضور پیر دانا با تأملی از سر بصیرت یا فکری بکر و به عبارت دیگر ، کنشی روحی و یا نوعی عمل خودبه خود درون روانی، میتواند قهرمان را از مخمصه برهاند(یونگ،117:1368). اما پس از نبر نخست، هنگامی که زال میبیند اسفندیار بویی از منطق نبرده و تنها به دنبال گرفتن قدرت است، در تعارض با پیشنهادهای نخست خود؛ به رستم پیشنهاد میدهد که قرار را بر فرار ترجیح نهد. چرا که «همیشه دست منطق از قدرت طلبی کوتاه بوده است و همهی ناصحان اگر سر سبز بر باد دادهاند “بادی بر دست” داشتهاند»(رحیمی،168:1376). همچنان که حکیم توس میگوید:
سخـــن چنــد گفتــم به چنــدین نشست ز گفتـــــار بـــــاد است مــــا را بـــه دست
(فردوسی،739:1389،ب970)
در واقع زال، آیندهی رستم را فدای حال او میکند؛ بدین معنا، که هر چند زال میداند آیندهی کشندهی اسفندیار، شوم و نامبارک است؛ اما حال و روز کنونی رستم را نمیتواند نادیده بگیرد. علاوه بر زخمهای وارد شده بر بدن رستم و روحیهی تضعیف شدهی او؛ خودآگاه رستم نیز در مقابل این اقدام و هدف اسفندیار – بستن دست رستم- به گونهای مختل میگردد، که نیاز به محتویات ناخودآگاهیاش محسوس میشود؛ زیرا به باور یونگ در لحظاتی که سیطرهی فعالیت خودآگاهی کاهش مییابد، امکان بیشتری برای بروز محتویات ناخودآگاه فراهم میشود(یونگ،185:1383). در ادامه زال-پیر دانا- ، تنها راه چارهی بهبودی رستم و درمان رخش را در یاری گرفتن از سیمرغ میداند:
یکـــــی چـاره دانـــم مـــن این را، گزین کــــه سیمــــــرغ را یـــار خــــوانم بـر این
گـــر او باشــــدم ز این سخــــن، رهنمای بمـــاند بــــــه مـــا کـــشور و بوم و جــای
(فردوسی،726:1389،ب1236-1235)

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان با موضوع سازگاری زناشویی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید