رشته حقوق

رستم و اسفندیار

دانلود پایان نامه

(فردوسی،628:1389،ب250-246)
در حقیقت این سفر و ازدواجش با کتایون، به گشتاسپ این فرصت را داد تا خود را با ارزشهای واقعی درونی همساز کند و به فردیت برسد. و کتایون که آنیمای اوست مَعبر عبور گشتاسپ به مراحل والای شخصیت گردد.
اگر محتویات مثبت کهنالگو نتواند به طور خودآگاه بروز کند بلکه سرکوب شود، انرژی آنها به جنبههای منفی کهنالگو منتقل میشود(اوداینیک،143:1379) گشتاسپ نیز با فاصله گرفتن از کتایون؛ سایر جنبههای وجودی شخصیتش همچون سایه، نقاب، و مهمتر از همه عقدهی قدرت‌طلبی و برتریجوییاش مانع از این شد که بتواند مراحل فردیت را طی کند و به شخصیتی سالم تبدیل شود. زیرا که «در مراحل فردیت، دو جنبهی مهم به چشم میخورد: 1.جریان پیراستن یا تهی کردن روح از لفافهی دروغین نقاب و نیز حفظ و حراست آدمی از گزند نیروی وسوسهآمیز تصاویر ازلی 2. کمال پذیری یا جریان آگاه ساختن محتویات ناآگاه به کاملترین شکل ممکن و ترکیب آنها با آگاهی از طریق فعل بازشناسی. همانطور که فرآیند فردیت به هدف نزدیک میشود، شخصیت انسان نیز دگرگون میشود؛ به زبان یونگ، از نو زاده میشود»(مورنو، 50-49: 1376).
زمانی که کتایون گشتاسپ را به عنوان همسر برگزید از جانب پدرش طرد گردید اما کتایون خرسند از یافتن شوهر ایدهآلش به آسانی از گنج و تاج و… پدر چشم پوشید و به همراه گشتاسپ قصر را ترک میکند:
برفتـــند ز ایـــــوان قیــــصر بـــــه درد کـــتایون و گـــشتاسپ بـــا بـــاد ســـــرد
(فردوسی،628:1386،ب271)
روزها گذشت تا اینکه قیصر روم مجلسی را برای نشان دادن مهارت دو داماد دیگرش (میرین و اهرن) ترتیب داد. وقتی کتایون از این خبر آگاه شد به گشتاسپ گفت:
بـگــشتاسپ گـــــفت ای نـــــشسته دژم چـــه داری ز انـــدیشه دل را بـــه غـــــم…
نـــــظاره شــــو آنجـــا کــه قــیصر بـود مـــــگر بـــــر دلـت رنـــــج کـــــمتر بود
(همان:638،ب609-604).
کتایون خردمند به گشتاسپ پیشنهاد میدهد که به تماشای این مجلس برود. و گشتاسپ هم به آنیمای خود ارج مینهد و راهی کاخ میشود:
بـــدو گفـت گــشتاسپ کـای خــوب چهر ز قـــیصر مـــــرا کــــی بـــود داد و مـــهر
تـــرا با مـــــن از شهـــر بـیــرون کــنـد چـــو بـینــد مـــرا مردمــــی چـــون کــند
ولیکــــن تـــرا گـــر چـــــنین است رای نــــپیچــم ز رای تــــــــو ای راهــــــنمای
(همان،ب612-610)
سرانجام گشتاسپ پس از نشان دادن مهارت خود در چوگان بازی مورد تحسین و تمجید قیصر روم قرار میگیرد. و گشتاسپ ستمهای قیصر را که در حق دخترش کرده بود متذکر میشود(همان،ب632) و به عنوان یک همسر وفادار از کتایون حمایت و دفاع میکند. و قیصر هم از گشتاسپ و کتایون عذرخواهی میکند و آنها را به کاخ باز میگرداند. رفتن گشتاسپ به کاخ برای تماشای چوگان بازی به درخواست کتایون نه تنها زیانی نداشت بلکه او را به خواستهی دیرینهاش(رسیدن به تاج و تخت شاهی) نزدیکتر کرد. زیرا که به کمک قیصر روم است که به تاج و تخت لهراسپ دست پیدا میکند.
آنیما که نشان دهندهی نوع رابطهی مرد با ناخودآگاه است؛ یاری دهنده و راهنمای مرد در تلاش وی برای تحقق ذات خویش است. کتایون – به عنوان نمادی از آنیمای مثبت- ؛ تا زمانی که گشتاسپ او را همدل و هم راز خود میداند فراز میرود و وقتی از او فاصله میگیرد فرود میآید. زیرا در داستان رستم و اسفندیار صحنه و روایتی نیست که در آن کتایون و گشتاسپ با هم سخنی گفته باشند و یا نشان دهندهی این باشد که گشتاسپ مانند پیش به کتایون نزدیک است و او را راهنمای خود میداند. برای تأیید این گفته میتوان سخن اسفندیار را یادآور شد که در آغاز داستان به کتایون میگوید:
تــــرا بانــــوی شهـــــر ایــــران کـــنم بـــه زور و بــــه دل جـــنگ شیــــران کـــــنم
(همان:712،ب14)
این سخن نشان دهندهی این است که کتایون دیگر ارج و احترام گذشته- آنگاه که در روم بود – را در نزد گشتاسپ نداشته است؛ که پسرش اسفندیار اینگونه به او میگوید.

مطلب مشابه :  بیماران اسکیزوفرنی

4-9-8. شخصیت هیستریکال(رواننژندی) گشتاسپ:
در باور یونگ، خصوصیات این تیپ شخصیتی، توجه طلبی افراطی و آرایش کلامی برای جلب توجه و همچنین داشتن رفتارهای هیجانی است… تیپهای هیستریکال بسیار حساس، تابع امیال، وابسته به دیگران هستند و افزون بر این آنها سخت تشنهی توجه و محبتاند و در بیان مسائل مختلف، بسیار آغراقآمیز و خارج از حد متعارف صحبت میکنند. احساسات و عواطف چنین اشخاصی نسبت به مسایل، متغیر و سطحی است. چنین افرادی غالباً برونگرا هستند. یونگ بر اساس دو سازهی درونگرایی و برونگرایی شخصیت را به دو دسته تقسیم میکند. در برونگرا لیبدو یا همان انرژی حیاتی، به خارج از خود و به سوی رویدادهای خارجی، اشخاص و موقعیتها معطوف است. اما در درونگرا، انرژی لیبدو به سوی درون است(کریمی،140:1382). «هنگامی که توجه به اشیاء و امور خارج چنان شدید باشد که افعال ارادی و سایر اعمال اساسی آدمی نتیجهی ارزیابی ذهنی آدمی نباشد، بلکه معلول مناسبات امور و عوامل خارجی باشد؛ این وضع و حال برونگرایی خوانده میشود… و برعکس آن است شخص درونگرا، که غالباً متوجه عوامل ذهنی است و زیر نفوذ آنها قرار دارد… »(سیاسی،83:1367). درونگرا آمادگی بیشتری برای خودداری و تسلط بر نفس از خود نشان میدهد، اما فرد برونگرا فاقد این آمادگی است(همان:87). میتوان گفت شخصیت گشتاسپ دچار این نوع بیماری-روان نژندی- بوده است. چرا که وی از همان آغاز پادشاهی خود به واسطهی نقابهای مذهبی و… و گفتارهای دینی سعی در نگهداری تاج و تخت شاهی و قدرت را دارد. از همان اوان جوانی اقدامات و رفتارهای هیجانی بسیاری را از خود بروز میدهد که مهمترین آن قهر کردن او از دربار لهراسپ و رفتم به کاخ قیصر روم و… بالأخره فرستادن اسفندیار به جنگ رستم است. گشتاسپ همواره و تحت هر شرایطی تابع امیال و خواستههای- داشتن و بودن قدرت- خود میباشد و برای رسیدن به آن از هر راه و وسیلهای بهره میجوید. توجه به تمرکز قدرت و مطلق خواستن آن برای خود؛ چنان شدید است که گشتاسپ را از توجه به ضمیر درونی خویش و پرداختن به آن غافل کرده است. به همین دلیل رفتار و عملی که از او سر میزند به هیچ عنوان نتیجهی ارزیابی ذهنی او نیست. او فردی است فاقد استقلال و اندیشه که همواره در برابر مشکلات- از جمله حملهی ارجاسپ تورانی- خود را میبازد و به دیگران- به ویژه اسفندیار- تکیه میکند. از مهمترین کسانی که گشتاسپ در هر زمان به او تکیه میکند، جاماسپ وزیر و مشاور پیشگوی اوست به گونهای که هر گاه با مسالهای روبهرو میشود از او کمک میخواهد. و بارزترین این یاری را ما در داستان رستم و اسفندیار به روشنی میبینیم.
گشتاسپ فردی برونگرا – که از ویژگیهای اساسی فرد هیستری میباشد- است. زیرا که «برونگرایان… عمل را دوست میدارند و به سهولت و سرعت عزم میکنند و تصمیم میگیرند… و مهمتر از همه چندان پایبند به وفای به عهد و رعایت اصول نیستند»(همان:86). در واقع تصمیمگیریهای آنی و لحظهای گشتاسپ مبنی بر فرستادن اسفندیار به نبرد با رستم بدون در نظر گرفتن اصول و قوانین اجتماعی و مذهبی، و همچنین بد عهدیهای او در ندادن تاج و تخت به اسفندیار از برونگرایی و بیماری رواننژدی او حکایت میکند.

مطلب مشابه :  تحلیل نشانه شناختی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید