رویا، در روزگار ما از دید روانکاوی و راه بردن به نهفتههای ناخودآگاهی، ارزش و کاربرد یافته است(کزازی،81:1372). یونگ بر این باور است که رویا دری تنگ است، نهان شده در تیرهترین و ژرفترین داشته و ویژگی جان(همان،82).
در همان روزها، قیصر بزرگان را دعوت میکند،گشتاسپ هم به همراه مرد دهقان به تماشای مراسم میرود زمانی کتایون گشتاسپ را میبیند همان را مییابد که در خواب دیده بود؛ پس او را برمیگزیند:
چــو از دور گـــشتاسپ را دیـــد گـــــفت کـــه آن خــواب ســر بــــرکــشید از نـهفت
(فردوسی628:1389،ب247)
زبان ناخوداگاهی زبان رؤیاست. به یاری رؤیاست که ناخودآگاهی نهفتههای خویش را بر ما آشکار میسازد.از این رو رؤیا، دروازهی رازهاست(کزازی،78:1372). خواب راست خوابی است که یکباره از روح برمیخیزد؛ و یافتههای روح در آن باز میتابد؛ به گونهای که پلیدیها و آلایشهای نفس روشنی و پاکی روح را نمیآلایند؛ و در روند رویا، پلیدی و تیرگی پدید نمیآورند(همان،97). در واقع میتوان گفت کتایون با دیدن این خواب، و به خودآگاه آمدن آنیموسش، در مسیر فرآیند فردیت قرار میگیرد که بعدها به طور کامل در داستان رستم و اسفندیار به این فردیت میرسد.
«تجسم عنصر نرینه در ناخوداگاه زن همانند عنصر مادینه در مرد، جنبههای مثبت و منفی دارد»(یونگ،285:1392). عنصر نرینه به ندرت به صورت تخیلات جنسی نمود پیدا میکند(همان). پس، آن نگاه نخستینی که بر بنیاد آنیموس، زنان را عاشق و شیفتهی مردان میسازد، بر پایهی شهوت و نیازهای تنی سامان نمیپذیرد. اما سوی زیانبار وجنبهی منفی آنیموس در زنان به گونههای دیگر، وجود دارد.
در مسیر جریان طبیعی توسعه، آنیموس، بر بسیاری از شکلهای مذکر فرافکنده میشود، و هنگامی که این فرافکنی صورت گرفت، یک زن به طور قطع میپندارد که مرد مورد نظر همانگونه است که او مشاهده میکند (فریدا،60:1374). آنگاه که آنیموس کتایون در خواب در سیمای مرد غریبهای ظاهر میشود؛ و زمانی که در بیداری همان حالات را میبیند؛ میپندارد آنیموسی که از ناخوداگاهش به خوداگاه آمده، همین مردی است که در خواب دیده و در بیداری هم به واقعیت تبدیل شده است. پس آن را برمیگزیند. یکی از جنبههای منفی آنیموس که در شخصیت کتایون نمود پیدا میکند بستن چشم راستین بینش است. کتایون با انتخاب گشتاسپ از تاج و تخت پدر درمیگذرد. زیرا قیصر روم از انتخاب دخترش خرسند نیست و از اینکه دخترش مردی غریبه و ناشناس را به عنوان شوی خود برگزیده، ناراحت است به همین دلیل او را از کاخ و تاج و نگین دور میکند:
چــــو بشنیـــد قیــــصر بـــران بــرنـهاد کـــــه دخـــــت گــرامی بگــــشتاسب داد
بـــدو گـــفت بـــا او بـــرو همــــچـنین نیــــابی ز مــــن گـــنج و تــــاج و نــگین
(فردوسی،628:1389،ب262-261)
همچنان که گفته شد کتایون، گشتاسپ (آنیموس) را به گنج و ثروت پدر ترجیح میدهد. مرد درونی کتایون( گشتاسپ) که در خواب هم او را دیده بود با مردی که در بیرون مشاهده کرد با هم همسان بود و مطابقت میکرد. در خواب مردی را دیده بود که:
ســــر انجــــــمن بـــود بیگانــــــــهیی غریبــــــی دل آزار و فـرزانـــــــــــــــهای
بـبـــالای ســـرو و بـــــه دیــــدار مـــاه نشســــــتنش چـــــــون بـر سـر گـاه شـاه
(همان:627،ب229-228)
و مردی که کتایون در بیداری او را پسندید از زبان وزیر قیصر اینگونه بود:
بــرخ چــــون گلـــستان و بــا یال و کتف کــــه هــــر کــــش ببینــــد بـماند شگفت
بــــَد آن است کــــو را ندانیـــم کــیست تــــو گـویــــی هـــــمه فــــره ایــزدیست
(همان:628،ب252-251)
هرچند کتایون بر این باور است که به ایدهآل خود دست یافته، اما از زمانی که با گشتاسپ از قصر پدر خود بیرون میرود تا پایان داستان رستم و اسفندیار سختیهای زیادی میکشد. بنابراین میتوان گفت یکی از جنبههای منفی آنیموس برای کتایون این است که چشم راستی بینش را میبندد و شاهزادهی رویایی خود (گشتاسپ) را بدون شناخت کافی بر پدر و ثروتش ترجیح میدهد. زیرا گشتاسپ بر خلاف کتایون، -که شخصیتی مثبت و سالم دارد-، به دلیل داشتن عقدهی فزونخواهی و درون اهریمنی و تاریکش، از شخصیتی منفی و بیمارگونه برخوردار است.
کهنالگوی آنیموس تنها جنبههای منفی و زیانبار ندارد، بلکه از جنبههای مثبت گران بهایی نیز برخوردار میباشد، و میتواند به واسطهی فعالیت خلاقش به خود مرتبط گردد(یونگ،1392 :291-290). که یک نمونهی آن خردورزی و شکیبایی و استواری روحی میباشد. زیرا یکی از ویژگیهای سودمند و مثبت عنصر نرینه این است که به زن صلابت روحی میدهد(همان:293). این ویژگی و صفت را ما میتوانیم در شخصیت کتایون جستجو کنیم. کتایون با هوشمندی و خردمندی ویژهی خود، از انگیزه شوم شوهرش گشتاسب آگاه است(فردوسی،712:1389،ب16) و همچنین میداند که گشتاسپ به قصد از بین بردن فرزند، او را وادار کرده است که به سیستان برود و به همین دلیل با دلی پاک و سرشار از مهر و عطوفت مانع از رفتن اسفندیار میشود، و او را از شخصیت عجول و شتاب زدهاش آگاه میکند:
ز گیتــــی همــــی پنـــد مــــادر نیـوش ببـــد تیــــز مـــشتاب و چــندین مــکوش…
(همان:716،ب155)
طرف مثبت عنصر نرینه نیز میتواند بانی روح مبتکر، شجاعت، شرافتمندی و در عالیترین شکل خود وسعت روحی باشد (یونگ،293:1392).
«زن شبحی گذرا نیست، بلکه چرخ داستان را به گردش در میآورد و گاه نیز خود زمینه ساز حماسه است. ولی عامل اصلی رویدادها… در بیشتر داستانهای پهلوانی سزاوارترین سخنان را از دهان مادران و همسران و دختران پهلوانان می شنویم. زنان شاهنامه سخن بسزا میگویند زیرا خردمندند و چون خرد دارند در همه حا ل و هر جا که باشند آزاد اندیشند»(کیا،1371: 2-3).

                                                    .