رشته حقوق

راهبردهای یادگیری

دانلود پایان نامه

فرایندهای گزینشی: افراد می‌توانند از طریق ساخت یا انتخاب محیط زندگی خود، تا حدی بر جریان زندگی خود اثر بگذارند. افراد تمایل دارند تا از فعالیت‌ها و موقعیت‌هایی که باور دارند بیش از توانایی آن‌هاست اجتناب کنند فعالیت‌ها و محیط‌هایی را انتخاب کنند که اعتقاد دارند از عهده آن‌ها برمی آیند. همه این انتخاب‌ها و اجتناب‌ها که تحت تاثیر باورهای کارامدی افراد می‌باشد، تاثیر بسیار زیادی بر عملکرد و زندگی آن‌ها دارد (ناصر نعیمی، 1386).
2-21-3 ابعاد خودکارامدی
مطابق با نظر بندورا، خودکارامدی براساس سه بعد که دارای نتایج عملکردیِ مهمی هستند، تغییر می‌کند. این ابعاد عبارتند از:
سطح: باورهای خودکارامدی افراد بر حسب درجه دشواری کارها می‌توانند در حد کارهای ساده، متوسط و مشکل باشند. بنابراین، در انتخاب فعالیت‌ها باید شرایط و زمینه انجام آن کار نیز مشخص شود؛ بدین معنی که فرد باید کارها را بر اساس میزان و نیرومندی حس کارامدی خود انتخاب کند. انتخاب نادرست کار باعث تضعیف حس خودکارامدی می‌شود و فرد در مواجهه با کارهای خیلی ساده، احساس خودکارامدی کاذب و در کارهای سخت، احساس عدم خودکارامدی خواهد کرد.
عمومیت: برخی از تجارب، باورهای خودکارامدی محدودی ایجاد می‌کنند و برخی دیگر از تجارب، خودکارامدی تعمیم یافته تری را به دنبال دارند. افراد ممکن است در یک قلمرو یا بخش کوچکی از آن خود را کارامد بدانند. بعد عمومیت در خودکارامدی از عواملی مانند شباهت فعالیت‌ها، حیطه بروز آن‌ها، کیفیت، شرایط و خصوصیات اشخاصی که آن فعالیت به آن‌ها مربوط است، تاثیر می‌پذیرد.
نیرومندی: باورهای خودکارامدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به آسانی بی اعتبار می‌شوند اما کسانی که باورهای خودکارامدی نیرومندی دارند در برابر تجارب ضعیف کننده، آن را حفظ می‌کنند باورهای خودکارامدی هر قدر نیرومندتر باشند، دوام بیشتری داشته و با رفتار نیز بیشتر ارتباط پیدا می‌کنند (احمدیان، 1384).
2-21-4 راه‌های افزایش خودکارامدی
بندورا معتقد است با اعمال راهبردهای زیر می‌توان خودکارامدی افراد را افزایش داد:
مواجه کردن افراد با تجربه‌های موفقیت آمیز و ترتیب دادن هدف‌های دست یافتنی باعث افزایش موفقیت می‌شود.
مواجه کردن افراد با الگوهای مناسبی که عمل موفقیت آمیز دارند، تجربه‌های موفق جانشینی را بهتر می‌کند.
فراهم آوردن قانع سازی کلامی، افراد را ترغیب می‌کند که باور نماید توانایی عمل موفقیت آمیز را دارد.
تقویت کردن انگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی مناسب، کاهش استرس، برنامه‌های ورزش باعث افزایش راهبردهای مقابله‌ای می‌شود (کجباف و مرادی، 1385).
2-21-5 عوامل مرتبط با خودکارامدی
تحقیقات مختلف در زمینه ارتباط خودکارامدی با متغیرهای دیگر حاکی از وجود رابطه مثبت بین این متغیر با برخی از متغیرها و رابطه منفی با برخی دیگر است. باورهای خودکارامدی به عنوان یک منبع قوی در رویارویی با موقعیت‌های استرس زا مطرح شده است. همینطور، شواهد زیادی حاکی از تاثیر خودکارامدی بر فشار خون و ضربان قلب در بیماران قلبی بوده است (شوارتز و فوچز، 1995؛ نقل از ناصر نعیمی، 1386). بین خودکارامدی و نشانه‌های اختلالات عاطفی رابطه منفی گزارش شده است و نتایج مطالعات حاکی از آن است که افراد دارای خودکارامدی پایین میزان اضطراب و افسردگی بالایی داشتند (موریس ، 2002). کیم (2003) نیز در طی مطالعه‌ای به این نتیجه دست یافت که بین خودکارامدی با افسردگی، اضطراب، حساسیت بین شخصی و خصومت رابطه منفی معنی داری وجود دارد. در مطالعات متعدد، رابطه بین خودکارامدی با راهبردهای یادگیری (امینی، 1382)، عملکرد تحصیلی (لیچ ، 2003)، رفتارهای عملکردی (شانک ،2003)، کاهش هراس اجتماع (کجباف و مرادی، 1385)، راهبردهای تعیین هدف (اسلاوین، 2006، ترجمه یحیی سید محمدی، 1385)، اضطراب امتحان (رضایی، 1382) جنسیت و سن (راثی، 1382) معلوم شده است.
کارادماس و عزیزی (2004) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که ارزیابی شناختی که زیربنای میزان خودکارامدی به حساب می‌آید، با سلامتی و راهبردهای مقابله‌ای در ارتباط است. آزمودنی‌های سخت کوش و مبارزه طلب هنگام امتحان دادن، گرایش به انتظارات خودکارامدی قوی تر و نشانه‌های مرضی کمتری را گزارش کرده و از راهبردهای مقابله‌ای مساله مدارانه و مثبت استفاده کردند. برعکس، آزمودنی‌های ترسو و مضطرب، نشانه‌های مرضی بیشتر، خودکارامدی پایین تر و خودانزوایی بیشتری نشان دادند و از راهبردهای مقابله‌ای کمتر مثبت و هیجان مدارانه استفاده نمودند.
در پژوهشی که دریای لعل (1381) با هدف مطالعه رابطه خودکارامدی و راهبردهای مقابله‌ای با استرس در بین دانشجویان رشته‌های مختلف انجام داد نتایج نشان داد:
بین خودکارامدی و راهبردهای مقابله‌ای در هر دو جنس رابطه وجود دارد.
دانشجویان دختر و پسر با سطوح مختلف خودکارامدی، تفاوتی در راهبردهای مقابله‌ای نداشتند.
به نظر بندورا (1997، نقل از راثی، 1382)، خودکارامدی در نتیجه جنسیت و سن تفاوت می‌کند. پژوهش با کودکان و بزرگسالان نشان می‌دهد که مردان به طور متوسط از نظر خودکارامدی بالاتر از زنان هستند. این تفاوت جنسیتی حدود 20 سالگی به اوج می‌رسد و در سال‌های بعدی کاهش می‌یابد. در هر دو جنس، خودکارامدی در طول دوران کودکی و اوایل بزرگسالی افزایش می‌یابد، در میانسالی به اوج می‌رسد و بعد از 60 سالگی کاهش می‌یابد.
تفاوت‌های جنسیتی در خودکارامدی نقش مهمی را در انتخاب شغل ایفا می‌کند. پژوهش‌ها نشان داده است که مردان هم برای مشاغل مردانه و هم زنانه خودکارامدی زیادی احساس می‌کنند در حالی که زنان برای کارهای زنانه خودکارامدی بالا اما برای کارهای مردانه خودکارامدی پایینی نشان می‌دهند (شولتز، 2000؛ ترجمه سید محمدی، 1379).
بندورا معتقد است که خودکارامدی بالایی دارند بر تحلیل و حل مشکلات شغلی تمرکز می‌کنند در حالی که افراد دارای خودکارامدی پایین بر کمبودهای شخصی و ترس از شکست تمرکز می‌کنند که این امر به کارگیری کامل توانایی‌های شناختی آن‌ها را در رابطه با شغل ضعیف می‌کند (لازاروس و فولکمن، 1984).
زیمرمن و همکاران (1992) در تحقیقی رابطه بین جنسیت، پایه تحصیلی، هوش و خودکارامدی را مطالعه کردند. نتایج حاکی از آن بود که پسران در مقایسه با دختران و دانش آموزان باهوش در مقایسه با دانش آموزان عادی خودکارامدی بالاتری نشان دادند. پایه‌های تحصیلی مختلف نیز خودکارامدی متفاوتی از خود نشان دادند؛ به طوری که با بالا رفتن پایه تحصیلی، میزان خودکارامدی افزایش می‌یافت.
تحقیق فتحی آذر وجود تفاوت و تحقیق‌های طباطبایی، شرقی و ابراهیمی عدم وجود تفاوت بین خودکارامدی در میان زن و مرد را گزارش کرده اند (راثی، 1382).
در زمینه ارتباط خودکارامدی با رشته تحصیلی نیز نتایج متفاوتی به دست آمده است. در تحقیقی بین رشته علوم انسانی با سایر رشته‌ها و در تحقیق دیگر بین رشته ریاضی با سایر رشته‌ها تفاوت گزارش شده است. در این تحقیق‌ها خودکارامدی در علوم انسانی پایین تر ذکر شده است (مژدهی، 1381، کریم زاده، 1380).

مطلب مشابه :  میزان درآمد خانواده

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید