رشته حقوق

رابطه مثبت با دیگران

دانلود پایان نامه

اگرچه به نظر می‌رسد بعد معنویت و سلامت معنوی به طور نظری مؤلفۀ مهمی از بهداشت و بویژه سلامت روان‌شناختی است اما اغلب بررسیهای تجربی که بر رابطه بین سلامت روان‌شناختی و معنویت تأکید می‌کنند عنوان می‌دارند که این دو، پدیدۀ جداگانه‌ای هستند. (ویسینگ، فوری، 2000)
2-8-8 سلامت روان شناختی
مؤلفان مختلف تعاریف متفاوتی از سلامت روان‌شناختی ارائه داده‌اند. این تنوع در تعاریف می‌تواند ناشی از تفاوت‌ رویکردهای مختلف در روانشناسی و اعتقاد متفاوت مؤلفان نسبت به مؤلفه‌های مختلفی که در ارتباط با سلامت روان‌شناختی وجود دارد و در برخی مواقع بواسطۀ نتایجی که از پاره‌ای بررسی‌ها به دست می‌آید، باشد.
برخی ازمؤلفان معتقدند که سلامت روانشناختی یعنی ادراک مثبت فرد از رویدادها و شرایط زندگی. این تعریف به یک منبع روانی با نام خوش بینی ارثی اشاره می‌کند. (شی یر ، کارور ، 1985؛ نقل از بزنر، اشتاین‌هاردت، 1997) فردی که به طور ارثی خوش بین است عقیده دارد که خوش بینی با سخت سری ، سلامت عمومی (سویتمن و همکاران، 1993، نقل از همان) شادی، کیفیت ارزیابی زندگی رابطه مثبت و با اضطراب، شیوۀ مقابله‌ای اجتنابی، ابعاد پریشانی رابطۀ منفی دارد. (کارور، 1993، نقل از همان)
برخی از مؤلفان هم سلامت روانشناختی را مترادف با شادی و خشنودی از زندگی در نظر گرفته‌اند. به نظر این افراد، سلامت روان‌شناختی یعنی تعادل بین هیجان مثبت و منفی. در ارتباط بین هیجان مثبت و منفی با شادی دو عامل فراوانی و شدت شادی مورد توجه قرار می‌گیرد که از بین این دو عامل فراوانی شادی نشانگر مناسبی برای بررسی و اندازه‌گیری سلامت روان‌شناختی در نظر گرفته شده است زیرا می‌توان به راحتی آنرا اندازه گرفت. این عامل قویاً با سلامت هیجانی طولانی مدت در ارتباط است. (دیه‌نو ، لارسن ، 1993، نقل از رایف و کی یس، 1995)
شادی، که در این تعریف یک نقطه ارجاعی برای تعریف سلامت روانشناختی به حساب می‌آید، عبارت از کمیتی است که تا آن حد کیفیت کلی زندگی یک فرد توسط وی به طور مثبت ارزیابی می‌شود. به عبارت دیگر شادی به این معنی است که شخص چقدر گذران زندگی خود را دوست دارد و از آن راضی است. از طرف دیگر شادی یکی از مشخصه‌های اصلی کیفیت زندگی است که امروزه به صورت یکی از موضوعهای مهم جامعه شناسی و روان شناسی و حتی تحقیقات پزشکی درآمده است. این مؤلفه نشان می‌دهد که اگر اغلب مردم شاد باشند، وضعیت کیفیت زندگی در آن جامعه خوب و مطلوب است. ناشادی اکثر مردم نشاندهندۀ وجود برخی نواقص و مشکلات جدی است. چنین وضعیتی در مورد مجردها صادق است.
در همه جوامع افراد مجرد کمتر از افراد متأهل احساس شادی و رضایت خاطر می‌کنند. افراد مطلقه و بیوه‌ها هم معمولاً شاد نیستند. تفاوت در میزان شادی و رضایت خاطر بین مجردها و متأهلین خیلی بیشتر از میزان تفاوت بین اغنیا و فقراست. چنین تفاوتی در میزان شادی معمولاً در اثر نتیجه محرومیت است. به نظر می‌رسد که افراد مجرد از برخی امکانات محروم هستند یا لااقل دارای چنین تصور ذهنی می‌باشند. شاید احساس تنهایی و فقدان حمایت اجتماعی باعث ناشادی افراد مجرد می‌شود. البته این احتمال هم وجود دارد که افراد ناشاد چندان تمایلی به ازدواج ندارند و یا به عنوان یک زوج مناسب برای ازدواج انتخاب نمی‌شوند.
به طور کلی تعیین کننده‌های شادی را می‌توان در دو سطح جستجو کرد: الف) شرایط بیرونی ب) فرایندهای درونی. اگر ما بتوانیم شرایطی را که افراد در آن احساس شادی می‌کنند، بشناسیم، می‌توانیم چنین شرایطی را برای هر کسی ایجاد کنیم. از طرف دیگر اگر فرآیندهای درونی و روانی افراد را بفهمیم می‌توانیم به آنها یاد بدهیم که از زندگی خود بیشتر لذت ببرند. اما در اینجا یک سؤال اساسی مطرح می‌شود و آن اینکه آیا می‌توان شادی را به طور مداوم افزایش داد؟
برخی از نظریه‌ها به این سؤال جواب منفی می‌دهند. یک نظریه می‌گوید که شادی نسبی است. براساس این نظریه، بهبودی در شرایط زندگی تنها به طور موقتی می‌تواند شادی را افزایش دهد زیرا معیارهای زندگی دائماً در حال تغییر و تعدیل هستند.
نظریه فرایند متضاد سولومون- کوربیت (1974، نقل از خداپناهی، 1376) که تقریباً شبیه به این نظریه است به نسبی بودن شادی معتقد است. طبق این نظریه هرگاه هیجانی (مثلاً شادی) ایجاد شود، پس از مدتی ارگانیزم واکنش هیجانی متضاد آن را که موجب محو حالت هیجانی نخستین می‌شود، به راه می‌اندازد. بنابراین برای هر واکنش هیجانی یک واکنش هیجانی متضاد وجود دارد تا آنکه ارگانیزم بتواند به موقع به خط پایه و حالت تعادل برسد.
نظریه دیگر معتقد است که شادی یک خصیصۀ تغییرناپذیر است و افراد بدون توجه به شرایط و وضعیت خود، به طور دائم احساس شادی یا ناشادی می‌کنند. براساس این دیدگاه، بهبود در کیفیت زندگی سبب درک و فهم بیشتر آن نمی‌شود.
این دیدگاه‌ها به طور کلی در مورد افزایش میزان شادی نظر بدبینانه‌ای دارند اما برخی از مؤلفان بدون اعتنا به چنین نظریه‌هایی معتقدند که شادی حالتی از ذهن است و در اغلب زبانها این واژه در مورد احساسات در حالت تغییر و همینطور درک و فهم دائمی از زندگی به کار می‌رود که نظریه‌های ذکر شده شادی را به معنی دوم به کار برده‌اند. اگر به هر دو معنی توجه شود می‌توان این برداشت را کرد که از طریق تأثیرگذاری بر ذهن می‌توان میزان شادی فرد را تغییر داد و تا حد مطلوب رساند.
این دیدگاه برای شادی برخی واژه‌های مترادف نیز در نظر گرفته است این واژه‌ها عبارتند از: رضایت از زندگی، شادی ذهنی، سلامت ذهنی، سلامت و سلامت روان‌شناختی. به طور کلی مؤلفان و نظریه پردازان مختلف هر کدام بر اساس مفاهیم نظری خود مطالبی را در مورد سلامت روان‌شناختی مطرح کرده‌اند. برای مثال مراحل روانی- اجتماعی در نظریه اریکسون (1959)، تمایلات اولیه زندگی در نظریۀ بوهلر (1935)، تغییرات شخصیت در نظریه نیوگارتن (1973) همگی سلامت روانشناختی را به منزلۀ گذرگاه تحول در چرخۀ زندگی متصور شده‌اند. به علاوه، مفهوم خودشکوفایی در نظریه مازلو (1968)، صورت بندی بالیدگی در نظریه آلپورت (1961)، تصویر شخصی کاملاً کارآمد در نظریه راجرز (1961) و تبیین فردیت‌گرایی در نظریه یونگ (1933)، سلامت روانشناختی را از دید بالینی نگریسته‌اند. (رایف، کی یس، 1995)
ویسینگ، ون ادن (1994) در تعریف و تبیین سلامت روانشناختی، یک عامل کلی را معین کردند که از طریق حس تعلق به زندگی ، تعادل عاطفی و رضایت خاطر کلی از زندگی به صورت خودسنجی مشخص و اندازه‌گیری می‌شود. آنها عنوان نمودند که سلامت روانشناختی یک سازه و پدیده چند بعدی است که دارای خصیصه‌هایی می‌باشد که این خصیصه‌ها در حالت سلامت روانشناختی واجد حالات خاصی به شرح زیر می‌باشند:
– عاطفه: احساسات مثبت بر احساسات منفی غلبه می‌کند.
– شناخت: زندگی قابل درک و قابل کنترل شده و رضایت کلی از زندگی تجربه می‌شود.
– رفتار: وجود تجربه عمل، علاقه به کار و فعالیت و مبارزه طلبی بدون اجتناب از مشکلات محرز است.
– خود پنداشت : احساس خود ارزشمندی و توانایی اثبات وجود خود به منصه ظهور می‌رسد.
– روابط بین شخصی: افراد از دیگران حمایت دریافت می‌کنند، به دیگران اعتماد دارند و از مصاحبت‌ها و احساساتشان لذت می‌برند.
رایف و همکاران (1997، نقل از ویسینگ، فوری، 2000) یک الگوی چند بعدی از سلامت روان‌شناختی را مفهوم سازی و عملیاتی کرده‌اند. در این الگو سلامت روان‌شناختی دارای ماهیت مثبت در عملکرد می‌باشد که متشکل از عناصر مختلفی است این عناصر عبارتند از:
– پذیرش خود : نگرش مثبت به خود، شناخت جنبه‌های مختلف خود که می‌تواند مثبت یا منفی باشد، احساس مثبت دربارۀ گذشتۀ خود. – رابطه مثبت با دیگران : داشتن رابطه گرم، رضایت بخش و توأم با اعتماد به دیگران، توجه به سلامت و خشنودی دیگران، احساس همدردی قوی با سایر افراد، درک و فهم چگونگی بده و بستان با دیگران.
– خود پیروی ، مستقل و خود مختار بودن: توانایی مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی برای تفکر یا انجام عملی در جهت خاص، توانایی تنظیم رفتار از درون و ارزیابی خود بوسیله معیارهای شخصی.
– غلبه بر محیط : داشتن حس غلبه و برتری بر محیط، کنترل کردن آرایۀ پیچیده‌ای از فعالیتهای بیرونی، استفاده مؤثر بردن از فرصتهای پیرامون، توانایی انتخاب یا ایجاد زمینه‌های مناسب برای نیازها و ارزشهای شخصی.
– هدفمندی در زندگی : داشتن هدف و جهت در زندگی، معنی دادن به زندگی در حال و گذشته، داشتن عقیده و باوری که به زندگی هدف می‌دهد، برای زنده ماندن و زندگی کردن هدف ساختن.

مطلب مشابه :  عوامل خانوادگی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید