ه- عدم گزارش دهی و اطلاع رسانی مناسب ازخلاء های سیاست جنانی می باشد..
و- جایگاه سازمانی ضعیف قسمت امور حقوقی، با توجه به مشکلات حقوقی متعدد سازمان حفاظت محیط زیست با دیگر دستگاههای دولتی و غیر دولتی و نیز در حال توسعه بودن حقوق محیط زیست در کشور که توجه جدی به مسایل این حوزه حقوقی را دو چندان می کند، قسمت امور حقوقی این سازمان باید نقش فعال وگسترده در حمایت از مواضع حقوقی سازمان و نیز تهیه مبانی حقوقی لازم با حفاظت از محیطزیست ایفا کند که لازمهی آن برخورداری از جایگاه سازمانی شایسته و پرسنل مجرب و متخصص است.
بندچهارم: ناهماهنگی میان ارگانها و نهادهای دولتی دراحداث پروژههاوطرحهایگوناگون
حفاظت از محیط زیست بیگمان یک امر عمومی فرابخشی بوده که تقریباً همه بخشهای اجتماعی با آن به نحوی درگیر است . در ایران اگرچه سازمان حفاظت محیط زیست مسؤلیت اصلی حفاظت از محیط زیست را چه به لحاظ سازمانی و چه به لحاظ صلاحیتی بر عهده دارد با این همه وزارتخانهها، نهادها و سازمانهای مختلف و متعددی نیز وجود دارند که نظر به ارتباط با امور محیط زیستی، بخشی از وظیفه حفاظت از محیط زیست به آنها واگذار شده است. این در حالی است که نظر به وظیفه تخصصی، وزارتخانهها و سازمانهای مورد نظر دغدغههای لازم برای حفاظت از محیط زیست را در محدوده مرتبط با وظایف خود ندارند. نتیجه آنکه، مدیریت حفاظت از محیط زیست در ایران به صورت تک بعدی، تک بخشی وگاه به صورت فرعی صورت میگیرد. به دیگرسخن، یکی ازاساسی ترین مشکلات مدیریت محیط زیست در ایران، مسأله صلاحیت های موازی است. به این معنا که در زمینه احداث پروژهها و طرحهای گوناگون حفظ محیط زیست با سه دسته صلاحیتها روبه رو هستیم: صلاحیتهایی که در انحصار سازمان حفاظت محیط زیست است صلاحیتهایی که در انحصار دیگر نهادها است و صلاحیتهایی که به صورت مشترک در اختیار سازمان حفاظت محیط زیست و دیگر نهادها قرار گرفته است.
یکی دیگرناهماهنگی میان ارگانها و نهادهای دولتی در احداث پروژهها و طرحهای گوناگون را باید مشکلات آنها در ارتباط با دیگر نهادها جستجو کرد. مسائل حفظ محیط زیست در همه کشورها به دلیل فرابخشی و گسترده بودن آن، همواره یکی از یکی موضوعاتی بوده که نهادهای عمومی مختلفی را درگیر خود ساخته میسازد. رویکرد کنونی دولتها حرکت از حفاظت محیط زیست به سمت مدیریت یکپارچه محیط زیست است. این شیوه مدیریت ایجاب می کند تا کلیت محیط زیست مورد توجه قرارگرفته و همه نهادهای مرتبط با آن در اداره آن مشارکت کنند. بنابراین سازوکارهای ویژهای جهت هماهنگ ساختن این نهادها لازم است. از آن جا که همیشه به دلایل مختلفی از جمله هم پوشی صلاحیتها یا تعارض منافع، احتمال بروز اختلاف میان این نهادها وجود دارد حل و فصل اختلاف های میان دستگاهها در این زمینه نیز باید به نحو مقتضی صورت گیرد.
از جمله این که برنامههای جامع توسعه کشور مشخص میکند که در هر زمینه، اولویت با کدام یک از حوزههای اقتصادی یا محیط زیستی است. در نظام حقوق محیط زیست ایران چنین سازوکار هماهنگ سازی ویژه و برنامه و راهبردی که اولویتهای محیط زیستی را معین کند تدوین نشده و در ساختار و رئوس برنامههای سازمان حفاظت محیط زیست قسمت مشخصی جهت انجام این هماهنگیهای میان سازمانی ملاحظه نمیشود. در این راستا بند(ت) ماده 28 قانون (ش.ص)، سازمان را موظف میکند تا آیین نامه نحوه همکاری وزارتخانهها و سایر سازمانهای دولتی با این سازمان را تهیه و تقدیم هیأت وزیران کند که تا کنون چنین مصوبه مهمی به تصویب نرسیده است.
بنابراین، رویه معمول در مورد حل اختلاف میان نهادهای مختلف در خصوص مسایل محیط زیستی، داوری هیأت وزیران و رئیس جمهور است. اما این روش نیز ناکارآییهای خود را دارد: اینکه حل اختلافها روندی طولانی و بطئی طی خواهد کرد. در آیین رسیدگی به اختلافها نیز این ابهام وجود دارد که آیا شخص یا اشخاص رسیدگی کننده از تخصص لازم در زمینه مدیریت محیط زیستی بهرهمند است و تا چه اندازهای ملاحظات محیط زیستی را با توجه به پیچیدگی آن مد نظر قرار میدهد؟ این نکته هنگامی بیشتر محل توجه قرار میگیرد که یادآوری شود به دلایل اجتماعی و سیاسی مختلف، اولویت کاری هیأت وزیران معمولاً تضمین توسعه اقتصادی بوده است که خود به خود مسایل محیط زیستی تابع مسایل اقتصادی قرار میگیرند.
اگر چه انجام مطالعات ارزیابی محیط زیستی در دستگاههای اجرایی، کارفرمایان و مجریان طرحها و پروژهها به عنوان یک فرهنگ نسبتاً نهادینه شده است و مطالعات ارزیابی محیط زیستی را به عنوان یک تکلیف قانونی پذیرفته و آن را انجام و اجرا می نمایند، لیکن در برخی موارد چالشها و ضعفهایی وجود دارد و برخی از کارفرمایان و یا مجریان طرحها به علت هزینه بر بودن مطالعات ارزیابی محیط زیستی و یا تحمل هزینههای بالا در خصوص اجرای راهکارها و تمهیدات محیط زیستی در مطالعات ارزیابی چندان رغبتی به انجام این مطالعات نشان نمیدهند، بعضاً مطالعات را بر حسب ضرورت قانون و از روی اجبار انجام میدهند و یا صرفاً برای دریافت مجوز از مشاوران خود که عمدتاً ضعیف هستند، میخواهند.
بند پنجم: وقوع جنگ و انقلاب وکودتا
با گسترش جنگهای منطقهای و محلی، طرفین درگیر منازعه همواره سعی میکنند به نوعی به محیط زیست دشمن خود صدمه زده و بدین وسیله آن را تحت فشار بیشتری قرار دهند .اما در این نوع منازعات که باعث تخریب محیط زیست میگردد مسأله فقط به یک کشور یا سرزمین ختم نمیگردد؛ چرا که محیط زیست علاوه بر جنبه تخریب و آسیب درونی در چارچوب یک سرزمین جنبه برون دادگی نیز دارد که میتوانند سبب آلودگی و تخریب محیط زیست کشورهای همجوار شود و یا اینکه ابعاد منطقهای و جهانی بیابد.
جنگها همواره به عنوان یکی از مخربترین عوامل تخریب محیط زیست بودهاند. در جریان حمله عراق به ترمینال نفتی نوروز بیش از دو میلیون بشکه نفت به خلیج فارس سرازیرشد، در حمله دیگراین کشور به ترمینال میناء الاحمدی کویت، بیش از شش میلیون تن نفت به خلیج فارس سرازیرشد.
اسرائیل در حمله به نوار غزه تخریب مکانهای نظامی و محیط زیست نوار غزه نیز به شدت آسیب رساند. این تخریب در دو بعد شکل گرفت، تخریب در بعد درونی نوار غزه و دوم در وضعیت بروندادگی زیست محیطی بود، که سبب آلودگی در بخشهایی از دریای مدیترانه و کشورهای همجوار شد. حتی خود اسرائیل نیز از آلودگی تخریب محیط زیست مصون نماند و آلودگی از طریق جریانات باد و باران به این کشور سرایت کرد.
به طور کلی، اثرات جنگ بر محیط زیست به موارد گسترده ذیل تقسیم میشود:
1- تخریب زیستگاهها.
٢- آوارگی و پناهندگی انسانها.
٣- از بین رفتن گونههای گیاهی و جانوری.
۴- تخریب زیرساختهای شهری.
5- افزایش ناگهانی تولیدات غذایی و آسیب منابع طبیعی .
۶- استراتژی های مخرب محیط زیستی(بطور مثال: آتش زدن ساختمانها، زمینهای کشاورزی، جنگلها).
7- شکارهای غیرقانونی.
۸- آلودگی ناشی از سلاحهای بیولوژیکی، شیمیایی و هستهای.
دانشمندان میگویند، از هنگامی که انقلاب صنعتی در اروپا آغاز شد و کارخانههای بزرگ و کوچک با دودکشهای بلند و کوتاه، پیرامون شهرها تأسیس شدند، وضع هوا هم بد و بدتر شد. البته در گذشته، انسان از آلودگی و دود برداشت منفی نداشت. برای کارگرانی که از نواحی روستایی در جست وجوی کار به شهرها هجوم میآوردند، دودکشها و دود غلیظی که از آنها به هوا میرفت، نشانه کار، شغل، زندگی و نان بود. آنان با دیدن این کارخانهها و دودکشها، به این فکر فرو می رفتند که در شهر کار هست و تولید، پس باید در این کارخانهها کار کرد و نان به دست آورد. یعنی برای آنها، دودکش نشانه زندگی و نان بود اما، امروز دیگر دودکشهای کارخانهها نشانه زندگی نیستند. آنها، از نظر دوستداران محیط زیست، آلوده کننده محیط، محدود کنندهی تنفس و بنابراین دشوار کننده زندگی هستند. با وقوع انقلاب صنعتی در نیمه دوم قرن هیجدهم در مقایسه با هر دوره زمانی دیگر تغییراتی بنیادی در شیوهی زندگی انسانها ایجاد شد و از منابع طبیعی موجود در کره زمین بهره برداری بیحد و اندازه صورت گرفت و این موضوع منجر به بروز شرایطی ناخواسته و پیش بینی ناپذیر از جمله گرم شدن کره زمین، تخریب لایه ازن، بارانهای اسیدی و آلودگی هوا گردید.
یکی از ابزارهای قدرتمند این سازمانها درسطح ملی و بین المللی، کودتا او تظاهرات بیرونی آنها میباشد که آنها را به یک گروه فشار قدرتمند تبدیل میکند. اقدامات این سازمانها از تنوع بسیاری برخوردار است؛ به نحوی که از اعتراض سخت یک سازمان غیردولتی تا تأسیس یک دیوان کیفری بینالمللی را شامل میشود، لذا این سازمانها به مدد وضعیت رسمی و غیررسمی که در عرصهی بینالمللی برای آنها لحاظ شده است، قادرند به نوبهی خود در روابط بینالملل منشأ اثر باشد باید توجه داشت که از حیث تأثیرگذاری و اعتبار، اقدامات این سازمانها یکسان نیست زیرا هم از حیث نوع فعالیت و هم از حیث گسترده جغرافیایی ازتنوع بسیار زیادی برخوردار هستند، این سازمانها در سطح ملی برای نیل به اهداف خود در راستای حفاظت از محیط زیست، اقداماتی چون تهیهی طومار برای حمایت از یک موضوع زیست محیطی تا تخریبهای غیرمجاز منابع طبیعی صورت دادهاند.
گفتار دوم: عوامل فرهنگی
مقوله فرهنگ و تأثیر آن بر محیط زیست، یکی از ابعاد توسعه پایدار است. و زمینه سازی جهت نیل به این هدف شاید دیربازی نباشد که در ذهن متفکران و اندیشمندان محیط زیست جهان جای گرفته است. اقدمهای اولیه در راه تحقق این امر، ایجاد تغییر در رفتار محیط زیست است و لازمه تغییر در رفتار، تغییر نگرش زیست محیطی میباشد. بسیاری از افراد چون تأثیرات سوء اختلالات محیط زیست را بر سلامت خود حس نمیکنند، و اثرات این عوامل تخریبی زیست محیطی نیز در مدت طولانی ظاهر میشود، لذا آمادگی لازم برای تغییر در عملکرد خود نسبت به محیط زیست به دست نمیآورند. از بعد دیگر چون ارزشهای حاکم بر تفکرات واعمال این افراد نسبت به محیط زیست با ارزشهای متخصصان وحافظان محیط زیست بسیار متفاوت میباشد، ارایه آموزشهای لازم جهت تغییر رفتار و ایجاد فرهنگ محیط زیست ضرورت مییابد. هر عاملی که باعث شود در یک شهروند درک اهمیّت تغییر رفتار بوجود آید و یا اعتماد به نفس خود را در این رابطه تغییر دهد، انگیزه وی را برای ایجاد تغییر رفتار بالا میبرد.
بنابراین، اگر توانایی تغییر رفتار در فرد موجود باشد با افزایش انگیزه میتوان به هدف اصلی نایل گردید. با این توضیح اهمیت و گستردگی ابعاد فرهنگ زیست محیطی به عنوان عامل مولد و موتور محرک تغییر رفتار مشخص میشود. پس اگر در جامعهای تمامی خصوصیات یک فرهنگ خلاق زیست محیطی موجود باشد آن جامعه به یک محیط زیست فرهنگی تبدیل میشود. در محیط زیست فرهنگی چون یکایک افراد، آمادگی تغییر رفتار به سمت گرایشهای مثبت زیست محیطی را دارند، خود به خود تعداد افراد دوستدار طبیعت و حافظ محیط زیست رو به اوج میگذارد. زمینه برای وصول به تمامی ابعاد توسعه مهیّا شده و توسعه پایدار که بعد فرهنگ یکی از مهمترین ابعاد آنست محقق میشود.
تا قبل از دهه 80 میلادی متفکران وبرنامه ریزان توسعه، بیشتر بر بعد اقتصادی توسعه تاُکید میکردند، که تخریب محیط زیست و ناپایداری توسعه به ویژه در کشورهای کم درآمد و در حال توسعه از نتایج آن بود.

                                                    .