رشته حقوق

دیوان بین المللی دادگستری

دانلود پایان نامه

3-7-1-2 مفهوم امنیت بین المللی
به طور کلی واژه امنیت به نوعی احساس روانی اطلاق میشود که در آن به خاطر مبرّا بودن از ترس، وضعیت آرامش و اطمینان خاطر احساس میشود. در مفهوم کلی، امنیت به بر حذر بودن از خطراتی اطلاق میشود که منافع و ارزشهای انسان ها را مورد تهدید قرار میدهد. پس از انعقاد صلح وستفالی در سال 1648 و شکل گیری نظام دولت- ملت، مفهوم امنیت ملی در روابط بین المللی مطرح شد و با گذشت زمان و تعمیق روابط بین المللی، مفهوم امنیت بین المللی نیز پا به عرصه حیات گذارد. در گذشته امنیت بین المللی غالباً در حوزه امنیت نظامی تعریف میشد اما امروزه در ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی تعریف میشود. به تبع محدود بودن مفهوم صلح، مفهوم امنیت بین المللی نیز در گذشته محدود بود و از مرزهای دولتها چندان فراتر نمی رفت و مبتنی بر امنیت ملی دولت ها بود. لذا استقلال و حاکمیت ملی دولت ها مهمترین رکن امنیت بین المللی تلقی میشد. از منظر این دیدگاه، دولتها، هم منشأ اصلی تهدید تلقی میشدند و هم مسئول برقراری امنیت، و تأمین امنیت بین المللی نیز منوط به تأمین امنیت ملی بود. اما با آغاز عصر جهانی شدن امنیت بین المللی نیز تدریجاً مفهوم وستفالیایی خود را از دست داد. دیگر منشأ بسیاری از تهدیدات نه دولت ها بلکه عوامل و اشخاص دیگری تلقی میشدند. ماهیت تهدیدات نیز از نظامی به ابعاد دیگری همچون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی تسری یافت. افزایش جمعیت، مهاجرتهای بیرویه، توسعه فقر، تخریب محیط زیست و گرم شدن کره زمین ازجمله عوامل تهدید در دنیای معاصر تلقی میشوند. همان طور که توماس هومر دیکسون معتقد کمبود مواردی چون زمینهای کشاورزی، آب، جنگل و ماهی علاوه بر تغییرات جوی مانند افزایش دمای کره زمین، تأثیراتی را در مقوله امنیت بین الملل به همراه داشته است. کنترل منابع نفتی، عامل اصلی جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 به حساب میآید ( جان بیلیس ، 1378 : 2 ) امنیت مشترک مبتنی بر این فرض است که در عصر همبستگی متقابل، هیچ ملتی به تنهایی نمیتواند به امنیت دست یابد . Chaumont, ch , 1970 , p 253) ) در عصر حاضر برخلاف مفهوم سنتی امنیت جمعی که بیشتر در مقابل تجاوز به کار میرفت مفهوم امنیت انسانی رواج پیدا کرده است که به معنای ایمنی از تهدیدات جدی دنیای امروز نظیر گرسنگی، بیماری، ستم دیدگی و آثار و تبعات زیانبار و ناگهانی ناشی از شکل زندگی جهان معاصر است که باعث گسترش امنیت جهانی از امنیت دولت ها به امنیت انسان ها و نباتات و گیاهان شده است . ( وکیل ، 1383 : 133-132 )
3-7-2 تهدیدهای صلح و امنیت بین المللی
جهانی شدن سبب تغییر مفهوم صلح و امنیت بین المللی منبعث از نظام وستفالیایی شده است. در این دوره ماهیت تهدیدات تغییر یافته و تهدیدات از جنبه نظامی به حوزههای دیگر ازجمله فقر و گرسنگی، تروریسم، قاچاق و جرائم سازمان یافته، شیوع بیماریهای مسری، مهاجرت های بی رویه، محیط زیست و نقض حقوق بشر تسری یافته است. بنابراین دیگر صرفا دولتها منشأ تهدید تلقی نمیشوند بلکه ممکن است کل جامعه بشری اعم از افراد، نهادهای بین المللی و دولت ها سبب بروز تهدیدات تلقی شوند. باری بوزان ( باری بوزان ، 1387 : 3) تهدیدات امنیتی را در پنج بعد مورد بررسی قرار داده است:
الف: تهدیدات سیاسی: از نظر وی تهدیدات سیاسی در سطح داخلی ناظر به مسائلی چون فقدان دموکراسی و بی ثباتی حکومتهاست. در سطح بی نالمللی نیز ساختار آنارشیک نظام بینالملل ایجادکننده تهدیدات تلقی میشوند.
ب: تهدیدات اقتصادی: وی معتقد است فقر و توسعه نیافتگی مهم ترین چالشهای اقتصادی است که در بسیاری از موارد، سوء مدیریت نظام سیاسی داخلی آن ها را تشدید می کند.
ج: تهدیدات اجتماعی: وی می گوید تهدیدات اجتماعی و فرهنگی غالبا ریشه در عوامل اقتصادی دارد. معضلاتی چون مهاجرتهای بیرویه غیرقانونی، بیسوادی، مواد مخدر و جرائم سازمانیافته، چالش هایی هستند که میتوانند سبب بروز ناامنی و تهدید صلح شوند.
تهدیدات نظامی: تهدیدات نظامی از قدیم الایام به عنوان تهدید بر صلح و امنیت بین المللی مطرح بوده اند. امروزه تولید و تکثیر سلاحهای کشتار جمعی و اختلافات ارضی کشورها با یکدیگر نیز به این تهدیدات افزوده شده است.
د: تهدیدات زیست محیطی: از نظر وی، گر مشدن کره زمین، سورا خشدن لایه اوزون و تغییرات آب وهوایی، ازبین رفتن تدریجی جنگلها خصوصاً جنگل های بارانی، بروز خشکسالی و کمشدن آب شیرین، آلودگی رودخانه ها که انسان، عامل مستقیم و غیرمستقیم بسیاری از آن هاست تهدیداتی است که ممکن است در آینده نه چندان دور، سبب تهدیدات نظامی نیز بشود.
با این دیدگاه، صلح مساوی با عدم برخورد نظامی نیست بلکه فقر، گرسنگی، تبعیض، فقدان دموکراسی، حکومت ناکارآمد، نقض حقوق بشر به عنوان زمینه ساز تهدید صلح و امنیت بین المللی تلقی میشوند. در این دیدگاه حتی مداخله در امور داخلی دولت ها نه تنها غیرقانونی نیست بلکه زمینه ساز صلح و امنیت بین المللی تلقی میشود. بر اساس چنین تفسیری از صلح و امنیت بین المللی بوده است که شورای امنیت موارد زیر را تهدید صلح و امنیت بین المللی تلقی کرده است:
جنگهای داخلی در گرجستان، لیبریا، یوگسلاوی سابق و سودان بحران های انسانی ازجمله پاکساز ی های قومی و تصفیه نژادی در بوسن یو هرزگوین و رواندا تغییر نظامهای سیاسی آنچنانکه در هائیتی اتفاق افتاد.
تروریسم مانند آنکه شورای امنیت طی قطعنامه 1784 تحریماتی را علیه لیبی وضع کرد.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز در اعلامیه ای که در نهم دسامبر 1991 تصویب کرد مقرر کرد صلح فقط نبود جنگ نیست بلکه روند مثبت و پویا و مشارکتی است که گفتگو را تشویق می کند و حل درگیری ها را از طریق مسالمت آمیز با تفاهم و همکاری متقابل امکانپذیر می سازد. در بند 3 همین قطعنامه مقرر شده است توسعه کامل فرهنگ صلح به تحقق موارد متعدد منوط شده است که عدم خشونت یکی از موارد آن است. کنفرانس عمومی یونسکو نیز در هجدهمین اجلاس خود اعلام نمود که صلح واقعی صلحی عادلانه و سازنده است. نباید صلح را تنها به مفهوم نبود جنگ دانست بلکه وجود یک نظام دموکراتیک در روابط بین المللی بر مبنای منافع مشترک و با محدوده احترام به حقوق بشر میتواند صلح واقعی تلقی شود.
با توجه به تغییر در ماهیت تهدیدها کوفی عنان دبیر کل سابق ملل متحد در سپتامبر 2003 جمعی از متخصصین را دعوت و هیئتی تحت عنوان هیئت سطح بالای راجع به تهدیدات، چالش ها و تغییرات تشکیل داد تا تهدیداتی را که جهان با آن رویاروست تعیین کنند. در هر اتفاق یا فرآیندی که منجر به » گزارش این هیئت، آن ها تهدید بر صلح و امنیت را به عنوان مرگ در یک مقیاس وسیع یا کاهش شانس زندگی شود و کشورها را به عنوان واحدهای اساسی سیستم های بین المللی تضعیف نماید تعریف کردند . متعاقب این تعریف، هیئت، عوامل تهدید بر صلح و امنیت بین المللی را به شش گروه تقسیم کرد: مخاصمات بین کشورها، مخاصمات داخل کشورها، تروریسم، مسائل هسته ای، سلاحهای شیمیایی و میکربی، جرائم سازمانیافته فرامرزی و تهدیدات اقتصادی و اجتماعی ازجمله بیماریهای مسری، فقر شدید و تنزل محیط زیست.
با پایان جنگ سرد، موضوعات در دستور کار شورای امنیت به طور اساسی گسترش یافت. موضوعات » شورای امنیت در سال 1992 یعنی اندکی بعد از پایان جنگ سرد اعلام کرد که محیط زیستی و اجتماعی ممکن است به عنوان عوامل تهدیدکننده صلح و امنیت بین المللی عمل کنند: فقدان جنگ و برخوردهای نظامی بین کشورها به خودی خود تأمین کننده صلح و امنیت بین المللی نیست. ریشه های غیرنظامی بی ثباتی که در حوزه های اقتصادی، اجتماعی بشردوستانه و زیست محیطی نهفته اند تهدید بر صلح و امنیت بین المللی تلقی می شوند .
در ارتباط با محیط زیست، شورای امنیت برای اولین بار این موضوع را هنگامی که شورا صدام حسین را به خاطر آتش زدن چاههای نفت کویت در زمان جنگ اول خلیج فارس سرزنش کرد اتفاق افتاد. شورای امنیت، عراق را برای خسارات زیست محیطی که در زمان تهاجم آن کشور به کویت وارد شده بود مسئول شناخت . این شورا همچنین بر اساس قطعنامه 688 دولت عراق را به خاطر سرکوب مردم غیرنظامی این کشور ازجمله اکراد محکوم نمود و اقدامات آن دولت و عواقب آن را تهدیدکننده صلح و امنیت بین المللی تلقی کرد و از دولت عراق خواست که به منظور رفع خطر علیه صلح و امنیت بین المللی فور ا به سرکوب مردم عراق خاتمه دهد.
به علاوه شورا از دولت عراق خواست که اجازه دهد تا کمک های انسان دوستانه در اختیار نیازمندان قرار گیرد. همانگونه که ملاحظه می شود شورای امنیت در موضوعی وارد شد که تا آن زمان بر اساس حقوق بین الملل، موضوع داخلی یک کشور عضو تلقی میشد. شورای امنیت همچنین در زمینه محیط زیست در سال 2001 قطعنامه ای تصویب و بهره برداری از منابع طبیعی را برای تأمین مالی مخاصمات و جنگهایی که در کنگو جریان داشت محکوم کر د. در ارتباط با تروریسم وتلقی آن به عنوان تهدید بر صلح و امنیت بین المللی، شورای امنیت که قبلاً و طی قطعنامه 748 تروریسم را به عنوان تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی تلقی کرده بود . متعاقب حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 ، مجدد ا تروریسم را به عنوان تهدید بر صلح و امنیت بین المللی تلقی کرد. در ارتباط با وضعیت بشردوستانه و امنیت پناهندگان مستقر در اردوگاهها و ممنوعیت به کارگیری کودکان در مخاصمات مسلحانه شورای امنیت به ترتیب قطعنامه های 1208 و 1460 را تصویب کرد. در سال 2004 شورای امنیت، حیطه تهدیدات بر صلح و امنیت بین المللی را وسیعتر نمود و اعلام کرد که سلاحهای کشتار دسته جمعی، تهدیدکننده صلح و امنیت بین المللی است. شورای امنیت حتی دامنه تفسیر خود را به مسائل بهداشتی نیز گسترش داده و شیوع ایدز را به عنوان تهدید بر صلح و امنیت بین المللی تعمیم داده است. اگرچه معضل ایدز عمدتاً دامان قاره آفریقا را گرفته است، شورای امنیت آ ن را یک معضل جهانی تلقی کرده است. البته ایدز به خودی خود ، تهدید مستقیمی به صلح و امنیت بین المللی نیست بلکه اثرات و عوارض جانبی آن می تواند چنین نقشی را ایفا کند. بر اساس گزارش سال 2008 سازمان ملل متحد راجع به شیوع جهانی ایدز، تأثیر ایدز ممکن است منجر به ورود آسیبهای جدی به جوامع ازجمله ازهم پاشیدگی ساختار خانواده های سنتی، اختلال در توسعه اقتصادی و تضعیف بیشتر زیرساخت های جوامع شو د . مثلا شیوع ایدز بین سربازان آفریقایی بیش از سی در صد است که طبیعتاً قابلیت دفاعی این نیروها را کاهش داده و ممکن است سبب تهدید به امنیت کشورهای متبوعه آن ها شو د. تمامی این آثار و عواقب وقتی با یکدیگر جمع میشود ممکن است بیثباتی به همراه داشته باشد. می توان گفت به طور کلی توجه نظام سازمان ملل به علل و ریشه های تهدید و نا امنی سوق پیدا کرده است. دبیرکل اسبق ملل متحد در گزارش برنامه برای صلح تحکیم صلح را منوط به شناسایی و حمایت از ، ساختارهایی دانست که حس اعتماد را در میان مردم درگیر در مخاصمه و بحران ایجاد کرده و به سطح رفاه آنان توجه کرده باشد. از نظر او بدون بازسازی زیرساخت هایی که در اثر مخاصمات آسیب دیده است حفظ و تحکیم صلح ممکن نیست. وی خلع سلاح نیروهای رقیب، اعاده نظم و جمع آوری و نابودسازی سلاحها، بازگشت پناهندگان، آموزش نیروهای ا منیتی، نظارت بر اجرای انتخابات، اصلاح و تقویت نهادهای حکومتی و فراهم آوردن مشارکت مردم در فعالیتهای سیاسی را ازجمله اقدامات صلح سازی میداند که سبب تحکیم و حفظ صلح میشود. در ارتباط با مخاصمات بین المللی نیز وی اجرای طرحهای مشترک که هدف آ نها پیشرفتهای اقصادی و اجتماعی دولت های متخاصم است نظیر اجرای پروژه های مشترک کشاورزی، حمل ونقل و بهره برداری از منابع مشترک، تبادل هیئت های فرهنگی و نظایر آن ها را از اقداماتی میداند که موجب تحکیم و حفظ صلح پس از مخاصمات میشود ( ینگجه میرزایی ، 1373 : 207-205 ) . آقای کوفی عنان دبیرکل سابق ملل متحد، هیئت عالیرتبه ای را برای تهیه گزارشی راجع به مطالعه و بررسی تهدیدات بر صلح تعیین کرد. این هیئت تهدیدات را بر شش دسته تقسیم کرد که با یکدیگر نیز مرتبطاند. از نظر هیئت، این تهدیدات عبارتند از: تهدیدات اجتماعی، اقتصادی، بیماریهای واگیردار و آلودگیهای زیست محیطی ، مخاصمات فیمابین دولت ها ، مخاصمات داخلی از قبیل جنگهای داخلی و نسل کشی ، تولید و گسترش سلاحهای شیمیایی، بیولوژیکی و هسته ای ، تروریسم و جرایم سازمانیافته .
3-7-3 آرای دیوان بین المللی در قضیه آزمایش های هسته ای
درخواست نظر مشورتی
در14مه 1993 ، مجمع بهداشت جهانی اقدام به صدور قطعنامه ای نمود ونظر مشورتی دیوان بین المللی دادگستری را درخصوص این مسئله که آیا استفاده از سلاحهای هسته ای توسط دولتی درجنگ ، باتوجه به آثار بهداشتی وزیست محیطی آن ، نقض تعهدات دین دولت براساس حقوق بین الملل واز جمله اساسنامه سازمان بهداشت جهانی می باشد یا خیر، جویا شد،( W.H.A.Res.46/40, 14 May, 1993 ) هنگام طرح این مسئله درمجمع بهداشت جهانی ، دولتهای دارای سلاح هسته ای مخالفت شدید خود را با تصویب این قطعنامه اعلام نمودند.
در15 دسامبر1994، مجمع عمومی ملل متحد با صدور قطعنامه k 75/49،ضمن استفبال از درخواست نظر مشورتی توسط سارمان بهداشت جهانی، خود نیزبا طرح این پرسش که آیا تهدید به استفاده یا استفاده از سلاحهای هسته ای، درهر شرایطی بر اساس حقوق بین الملل مجاز می باشدخواستار نظر مشورتی دیوان بین المللی دادگستری شد. ( G.A.Res. 49/75k,Dec.,1994.) هرچند دو پرسش مطرح شده درظاهر شباهت هایی با یکدیگر دارند ، اما کاملا یکسان نیستند . پرسش مجمع بهداشت جهانی تنها استفاده از سلاحهای هسته ای رادربرمی گیرد، درحالی که مجمع عمومی ملل متحد تهدید به استفاده را نیز درپرسش خودگنجانده است ، به علاوه مجمع جهانی،به منظور اینکه پرسش مطرح شده درچارچوب صلاحیت وفعالیت هایش باشد بر آثار بهداشتی وزیست محیطی کاربرد سلاح هسته ای وتهدات دولتها بر اساس منشور سازما ن بهداشت جهانی تاکید نموده ، درحالی که مجمع عمومی ملل متحد که با چنین محدودیتی روبه رو نمی باشد ، پرسش خود را به نحو کلی مطرح نموده است.
مراحل رسیدگی کتبی وشفاهی این دو درخواست نظر مشورتی، همزمان برگزار شد22 کشور، واز جمله جمهوری اسلامی ایران درمرحله شفاهی و در دیوان حاضر شدند ونظرات خودرا پیرامون این مسئله مطرح نمودند 30 اکتبر تا 15 نوامبر 1995 دیوان بین المللی دادگستری نیز درتاریخ 8 ژوئیه 1996 نظر مشورتی خودرا صادرنمود.
دیوان بین المللی دادگستری ، درخصوص صلاحیت رسیدگی به درخواست نظر مشورتی سازمان بهداشت جهانی اعلام نمود که هیچ یک از وظایف سازمان بهداشت جهانی که درماده 2اساسنامه این سازمان ذکر شده است، صراحتا به مساله مشروعیت فعالیت هایی که برای بهداشت مضر است،اشاره نمی کند و به علاوه هیچ یک از وظایف سازمان منوط به مشروعیت شرایطی که سازمان باید این وظایف را انجام دهد،نیست در حالی که پرسش مطرح شده توسط سازمان بهداشت جهانی به مشروعیت استفاده از چنین سلاحهایی می پردازد، (I.C.J.Repords, 1996,p.10,paras .20 and 21. ) که با 11رای موافق در برابر 3رای مخالف به این نتیجه می رسد که قادر به صدور نظر مشورتی تقاضا شده توسط مجمع بهداشت جهانی نمی باشد.
در مقابل ،دیوان بین المللی دادگستری با تاکید بر این نکته که مجمع عمومی ملل متحد در خصوص پرسش مطرح شده علاقه دراز مدتی دارد و فعالیت ها و قطعنامه های این مجمع موید این نکته است،( I.C.J. Repords,1996,p.8,para.11. )پرسش مطرح شده و اجد جنبه حقوقی است(Ibid.,p.8,para.12.)،هدف ارائه مشاوره حقوقی به سازمانها ونهادهایی هست که خواستار صدور نظر مشورتی شده اند و در هرحال دیوان می تواند در خصوص هر مساله حقوقی نظر مشورتی صادر نماید.( Ibid., pp.10-11,para.15.) مجمع عمومی این حق را دارد که خود در خصوص فایده نظر مشورتی-با توجه نیازهایش-تصمیم گیری نماید(Ibid.,p.11,para.16) و سرانجام اینکه دیوان نمی تواند در تشخیص اینکه آیا دلیل قانع کننده ای برای خودداری از صدور رای وجود دارد یا خیر،به مبانی یا تاریخچه سیاسی درخواست یا توزیع آرا در هنگام تصویب قطعنامه توجه کند(Ibid.) که با 13رای موافق در برابر 1رای مخالف،تصمیم به صدور نظر مشورتی در پاسخ به در خواست مجمع عمومی ملل متحد می گیرد.( Ibid.,p.35,para.105(1). ) در ادامه،دیوان بین المللی دادگستری به بررسی حقوق قابل اعمال در این قضیه پرداخت.

مطلب مشابه :  شرکتهای تجاری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید