رشته حقوق

دیدگاه یونگ

دانلود پایان نامه

(همان:193،ب754)
در واقع هومان با این توصیف سعی دارد تا کینهی بذر و انتقام و نفرت را به خاطر خون تورانیان توسط ایرانیان-رستم- در دل سهراب بکارد. نکتهی درخور دیگر آنکه، هومان این نقاب را آگاهانه به چهره میزند و به نوعی تورانیان و ترس افراسیاب – مبنی بر اتحاد پدر و پسر- و نابودی توران مسبب استفاده هومان از این نقاب میباشد. آنچه مسلم است؛ افراسیاب سایهی شخصیتی هومان است. و نقابی که هومان بر چهره زده برآمده از سایهی وجودی افراسیاب در ابتدای داستان است. نقاب مرشدی و خردمندی هومان در این داستان مکمل نقاب یاریگرانهی افراسیاب محسوب میشود. و به همین دلیل باعث میشود که پند و اندرزها و سرزنشهای هومان در سمت و سوی اهداف سایهی افراسیاب باشد. همین مکمل بودن سبب میشود که هومان در برابر سهراب، نقاب به چهره بزند و حس اعتماد او را جلب کند. آن گونه که مشخص است هومان در پارهای از مواقع در حال فرار از واقعیت است و حوادث را بر اساس پرسونا و شخصیت ساختگی خود تحلیل و تفسیر میکند:
بدیـــن رخــش مانـــد همـی رخـش اوی ولیکـــــن نـــــدارد پـــــــی و پخــش اوی (همان:195،ب825)
همچنین در گفتگویی دیگر که میان رستم و هومان رخ میدهد؛ هومان گناه معرفی نکردن را به دوش هجیر- که در نبرد دژ سپید اسیر سهراب شده بود- میاندازد و خود از این مسئله شانه خالی میکند:
بپاســـخ چــــنین گفت هومــان گـــــرد کـــــه بنمــــــــود سهـــراب را دستبـــرد
هجـــــیر ستیـــــــزندهی بــدگـــــمان که مـــــیداشت راز سپهـــــــبد نهـــــــان
نشــــــان پـــــــدر جست و بــا او نگفت روانــــــش بــــــه بــــــی دانشـی بود جفت
بـــــــما ایـــــن بــــد از شومی او رسید ببـــــــاید مـــــر او را ســـر از تــــن بــرید
(فردوسی،401:1354).
در واقع هومان تمام سایهی شخصیتی خود و بدیهایی که درون خودش هست به دیگران نسبت میدهد. به زبانی دیگر سایه، همهی خودفریبیهایی است که فرد به جای آنکه آنها را در خود شناسایی کند و در صدد رفع آنها برآید به دیگران نسبت میدهد و به عبارتی فرافکنی میکند.
در میانهی نبرد دوم، سهراب بر رستم پیروز میشود و قصد کشتن او را میکند. اما رستم با ترفندی از این مخمصه بیرون میآید. و زمانی که سهراب این رویداد را برای هومان بازگو میکند هومان از کار او خشمگین میشود و ضمن تعجب کردن از کار او با لحنی سرزنش آمیز به آیندهی سهراب افسوس میخورد:
بــــــهومان گفــــــت آن کـجا رفتـه بود سخـــن هــــر چـــــه رستــم بدو گفته بود
بـــــــدو گفـــت هومـان گــرد ای جوان بسیــــری رسیــــدی هــــــمانا ز جــــان
هــــژبری کـــه آورده بـــــودی بــــدام رهـــــا کــــردی از دام و شـــد کـار خـــام
نگـــه کـن کزیــن بیـــــهده کارکـــــرد چـــــه آرد بـــپیـشت بدیـــــگر نبــــــرد…
بلـشـــــگرگــه خویـــش بنهـــــاد روی بخــــشم و دل از غـــــم پــــر از کـــار اوی
(فردوسی،196:1389،ب870-864)
در واقع نگرانی هومان برای سهراب از روی دلسوزی و غمخواری وی نیست، بلکه هومان خود را در پشت نقاب یاریگری و دلسوزی پنهان کرده تا بتواند به هدف و اندیشه اهریمنی افراسیاب که در آن زمان در شخصیت خود هومان نمودار گشته برسد. او به این دلیل نگران است که نقشهی اهریمنی ساختهی ذهن افراسیاب با این اقدام سهراب(امان دادن به رستم) عملی نشده است. اما به باور نگارنده میتوان گفت در نبود سهراب، هومان دیگر نیازی به نقاب ندارد زیرا زمانی که پس از گفتن سخنان پندگونه و سرزش آمیز؛ از سهراب جدا میشود حکیم فردوسی اینگونه حالت هومان را توصیف کرده میکند:
به لــــــشگرگه خویـــــــش بنــاد روی بخـــشم و دل از غـــــم پـــر از کــــار اوی
(همان:196،ب870).
و هر چند نقاب هومان به خواستهی دیگران و در جهت تحقق بخشیدن به سایهی افراسیاب است ولی نبایست از نیمهی تاریک شخصیت و ماهیت روانی هومان- سایه- نیز چشم پوشی کرد.
4-5-3. نتیجهگیری:
به طور کلی هومان و بارمان در راستای نیروی شر -کهنالگوی سایه-که از جانب افراسیاب بر آنها تحمیل شده حرکت میکنند. هدف آنها تنها یک چیز است آن هم نشناختن سهراب رستم را. هومان و بارمان، به ویژه هومان با اقدامات خود بر جنبهی تراژدی بودن داستان میافزایند.
4-6. شخصیت گردآفرید از دیدگاه یونگ:

مطلب مشابه :  رادیو و تلویزیون

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید