رشته حقوق

دیدگاه یونگ

دانلود پایان نامه

تــــــرام کــــــنون گـــر بخواهــی مــرا نبـــیند جــــــزین مــــــرغ و مـــــاهی مــرا
(همان،ب83-74).
«زن خوب در شاهنامه زیبایی بدن را با زیبایی روح، و رعنایی را با آهستگی، و شرم را با خواهش جمع دارد»(اسلامی ندوشن،114:1391).
تهمینه وحدت و تکامل هویت خود را در این میبیند که از فردی همچون رستم که دلاوریهایش زبانزد خاص و عام است؛ صاحب فرزندی شود:
یکــی آنکــه بــــر تــو چنین گشتــــهام خــــــرد را ز بهــــــــر هـــــــوا کشتــــهام
و دیـــگر کــــه از تــــو مگـــــر کـردگار نـــــــشاند یکــــــی پــــــورم انــــدر کــنار
مـــگر چــون تــو باشــد بـه مـردی و زور سپــهرش دهـــــد بهـــــره کـــــیوان و هـور
(فردوسی،174:1389ب86-84).
«تهمینه در عاشقی نقش فاعلی دارد؛ میخواهد، میگوید و خواسته را به دست میآورد »(مسکوب،143:1386). در زندگی خود بیش از یک مرد نمیبیند و تمام آرزو و تمنای او، داشتن فرزندی از رستم است.
4-3-2. کهن الگوی مادر و بررسی آن در شخصیت تهمینه:
کهنالگوی مادر در دیدگاه یونگ دارای صفاتی است از جمله: شوق و شفقت مادرانه، قدرت جادویی، فرزانگی، رفعت و هر غریزه و انگیزهی یاری دهنده، و هر آنچه مهربان است و هر آنچه میپروراند و نگهداری میکند(یونگ،26:1368). این صورت ازلی همچون کهنالگوهای دیگر، تجربیات و معلوماتی هستند، که در طول تاریخ از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند(کریمی،87:1373). صفات کهنالگوی مادر در شخصیت بیشتر مادران اسطورهای در شاهنامه به ویژه در شخصیت کتایون(مادر اسفندیار ) و تهمینه(مادر سهراب) نمود بارز و مشخصی دارند، که ما به بررسی نمونههایی از این صفات در شخصیت تهمینه در داستان رستم و سهراب میپردازیم. فعالیتهای او، در زمینهی نقش مادرانهاش صورت میگیرد و به همان مادری تبدیل میشود که تمام هستیاش را به پای فرزند مینهد.
زن مثالی، خود را به اشکال گوناگون نشان میدهد؛ نه تنها در شکل معشوقه بلکه در هیأت زنی زیبا و مهربان که یاور قهرمان است.
بزرگ توس تهمینه را اینگونه معرفی میکند:
پــس پـــــرده انـــدر یکـــــی مـاه روی چـــو خـــــورشید تـــابان پــر از رنــگ و بوی
دو ابــــرو کمــــــان و دو گیســو کـمند بـــه بــــالا بـــه کـــــردار ســــــرو بلـــــند
روانــــش خــــرد بـــود و تـن جان پاک تـــو گفتـــــی کــــــه بهــره نــدارد ز خـاک
(فردوسی،174:1389،ب67-65)
تهمینه خود نام فرزندش را انتخاب میکند: ورا نام تهمینه سهراب کرد(همان:175،ب114). پس از بلوغ زود هنگام سهراب؛ او گستاخانه مادر خود را تهدید به مرگ میکند: “نمانم ترا زنده اندر جهان”(همان،ب121) و به جستجوی پدر میشتابد. در همین راستا تهمینه ضمن راهنمایی و پند به سهراب او را به آرامش فرا میخواند:
بــدو گـــفت مـــــادر کــه بـــشنو سخن بدیـــن شادمـــــان بــــــاش و تنـــدی مکن
(همان،ب122).
تهمینه در کمال وفاداری و پایبندی به شوهر، تمامی تلاش و همت خود را صرف تربیت و مراقبت از فرزند میکند. در نبود پدر -رستم- ، تهمینه بار پدر و مادری را به دوش میکشد. ولی پس از گستاخی، اصرار و تهدید سهراب، ناچار میشود تن به خواستهی او دهد و از فرزندش علا رغم میل باطنی دل بکند. تهمینه افزون بر دادن مهرهی پدر به سهراب، از ویژگیها رستم و حتی درفش اژدها پیکرش نیز با سهراب سخن میگوید:
نشــــــان داده بـــــود از پــــدر مـادرش همـــی دیــــــد و دیـــــده نبــــــود بـاورش

مطلب مشابه :  مفهوم نسل کشی از لحاظ حقوقی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید