رشته حقوق

دیدگاه کنش متقابل

دانلود پایان نامه

ـ اختلاف هنجارهاى خرده فرهنگى با هنجارهاى مسلط جامعه؛
ـ تفاوت فاحش آموختنى هاى فرایند جامعه پذیرى در محیطهایى مانند خانه و مسجد یا کلیسا و آموزشگاه با آموختنى هاى رایج و مسلط در سطح جامعه؛
ـ تغییرات سریع و در عین حال عمیق فرهنگى(رشه، 1367، ص181ـ182).
هریک از این متغیرها فرد را در همسازى با مفاد و مقتضیات هر دو نوع آموختنى هاى نو و کهنه ناتوان مى‌سازد؛ و سبب مى‌شود که او توان و انگیزه نیل به اهداف و آرمانهاى فردى خویش را از دست بدهد؛ نتواند به شکل مؤثر و مورد پذیرش، در اجتماع شرکت کند؛ و بدین ترتیب دچار نوعى بلاتکلیفى و پریشان حالى گردد. وضعیتى که در تعبیرى دیگر، از آن با نام «بى سازمانى شخصیت» یاد شده است (کریمى، 1373، ص 249؛ روسک و وارن، 1350، ص 55؛ محسنى، 1368، ص447ـ450؛ رشه، 1367، ص189).
در این زمینه بلوک با اشاره به آثار تغییرات سریع و عمیق فرهنگى، معتقد است افراد در مواجهه با این وضعیت، ممکن است پنج راه را به شرح زیر، در پیش بگیرند:
1. به آداب و رسوم نوین، تن دهند و خود را با آن مطابق سازند;
2. براى خود، خط مشى اخلاقىِ خاصى ایجاد کنند و بکوشند که جامعه آن را بپذیرد;
3. با پرداختن به روشهاى غیراجتماعى، به نظام موجود حمله برند;
4. از اجتماع دورى گزینند و مبتلا به امراض روحى گوناگون شوند، یا آنکه از هر گونه مسئولیتى بپرهیزند;
5. با توسل به خودکشى، از زندگى بگریزند(کنیک، 1353، ص73ـ74).
پیامدهاى جمعى تعدد جامعه پذیرى نیز در ابعاد متفاوتى مطرح شده است; از جمله آنکه گاه افراد صرفاً به دلیل جامعه پذیر شدن در خرده نظامهاى متفاوت ارزشى و هنجارى و خرده فرهنگهاى موجود در درون یک جامعه ـ طبقه، نژاد، مذهب، منطقه ـ کجرو شمرده مى‌شوند. چون قشرهاى متعارف جامعه، قضاوت ارزشى و اخلاقى خاص و مشخصاً منفى درباره از جمله الگوهاى شخصیت و رفتار در آن خرده نظام یا خرده فرهنگ دارند(رابرتسون، 1374، ص113ـ114؛ روسک و وارن، 1350، ص50).
گاه نیز کجروى را پیامد جامعه پذیرى در درون خرده فرهنگها یا محیطهایى مى‌دانند که ارزشها و هنجارهاى حاکم بر آن، در تضاد با نظام ارزشى و هنجارى حاکم است و جامعه، آنها را جزئى از خود نمى‌داند(رشه، 1367، ص 189). از جمله نمونه هاى شایان دیگر، عملکرد محیطهاى مرجع رسانه اى در ترویج الگوهاى مخالف با فرهنگ عمومى جامعه و هنجارهاى مقبول اجتماعى است که به کم رنگ کردن همنوایى با هنجارها و ارزشهاى بومى مى‌انجامد (رابرتسون،1374، ص133ـ134؛ هلاکویی، 1356 ، ص200ـ201).
2-8-کجروى
کجروى را با تعبیرهاى متفاوتى تعریف کرده اند که در ذیل به نمونه هایى از آنها اشاره مى‌شود:
ـ رفتار منع شده یا مشمول اهرمهاى کنترل اجتماعى؛
ـ رفتار شکننده هنجار یا رفتارى که قواعد، برداشتها یا توقعات هنجارى نظامهاى اجتماعى را نقض مى‌کند؛
ـ رفتار ناهمنوا با هنجارهاى اجتماعى(رابرتسون، 1374، ص168ـ169؛ صدیق سروستانى، 1383، ص16)؛
ـ رفتار ناسازگار و غیرمنطبق با انتظارات جامعه یا یکى از گروه هاى مشخص درون آن، دورى جستن و فرار از هنجارها (با رعایت نکردن آنها)( کوئن، 1372، ص 215)؛
ـ منطبق نبودن با ارزشها، الگوها و هنجارهاى موجود جامعه، مخالفت با روش مرسوم در جامعه(قائم مقامى، 1355، ص 136).
در نهایت، کجروى را می توان بر اساس دو مفهوم «کنش» و «شکستن هنجار» متکى ساخت و آن را رفتار شکننده هنجار دانست. کوهن تعریف یاد شده را «متعارف ترین کاربرد معنایى» کجروى مى‌داند (همان، ص87ـ 88.).
2-8-1- کجروى، «کنش اجتماعى»
یکى از واقعیتهاى انکارناپذیر در باب کجروى، آن است که این پدیده را باید گونه اى خاص از انواع اعمال و رفتار انسانها نسبت به یکدیگر محسوب داشت. چنانکه لویى آلتوسر می گوید: حقیقت این است که خطاى آدمیان، انحراف خلق و خوى آنان، نقض و تغییر قوانین، همگى نوعی از رفتار انسان است(آرون، 1377، ص76).
اندیشمندانى که «گزینش» و «تصمیم گیرى» را متغیرى مستقل در تبیین رفتار مى‌دانند، مدعى اند که دیدگاه کنش متقابل که این متغیر را در تبیین کجروى دخیل مى‌داند، مناسب ترین رویکرد براى فهم این پدیده و درک جنبه هاى متفاوت آنند(گیدنز، 1378، ص146؛ رابرتسون، 1374، ص87ـ 88 و 140ـ141؛ رشه، 1367، ص 65 ـ69 و 184؛ شیخاوندى، 1373، ص 18ـ19).
با مرورى دوباره بر تعریفهایى که دیدگاه هاى متفاوت موجود در باب ماهیت کجروى ارائه داده اند، مى‌توان تصویرى روشن را از وفاق اندیشمندان بر تعریف کجروى، به عنوان یک «کنش اجتماعى»، در ذهن سامان داد؛ زیرا از یک سو با دقت در مفاد تعاریف موجود ـ و به ویژه تعریفهاى جدید و متأخر ـ مى‌توان دید که در بخش عمده این تعریفها، معنا یافتن کجروى در بستر الگوهاى فرهنگى امرى مسلم فرض شده است. برای نمونه، تعبیرى که «رفتار یک کنشگر صرفاً در ربط و نسبت با نظامهاى اجتماعى متفاوتى که وى در آن درگیر کنش است، «کجروانه» یا غیر آن به نظر مى‌آید». حتى در میان نگرشهاى زیستى و روانى ـ که مى‌تواند کمترین همسازى را با این برداشت داشته باشد ـ مى‌توان دید که روایتهاى نوین آن، کجروى را نوعى آموخته فرهنگى ناقص و محصول نواقص طبیعى موجود در مسیر یادگیرى و شرطى شدن افراد به حساب مى‌آورند؛ و وجود این ویژگى را به این معنا مى‌دانند که افراد تأثیر پذیرفته از این نوع علل، استعداد بیشترى براى رسیدن به این تلقى دارند که توسل به رفتارهاى کجروانه، مى‌تواند راه مناسبى براى رسیدن به خواسته هاى خود در برابر دیگران و واکنش نشان دادن در برابر انتظارات آنان باشد(وایت و هینز، 1383، ص120ـ123 و 308ـ309).
2-8-2- کجروى، «شکستن هنجار»
یکى از عناصر سازنده مفهوم کجروى که این پدیده را در میان گونه هاى متفاوت و متنوع «کنش اجتماعى» متمایز مى‌سازد. چنانکه گذشت، کنش اجتماعى «با در نظر داشتن دیگرى»، با هدف «پاسخ به انتظارات او» و با تکیه بر «الگوهاى جمعى» سازمان مى‌یابد. نکته شایان توجه در این تعریف، دو بعد متفاوتى است که مفهوم «الگوهاى جمعى» مى‌تواند دربردارنده آن باشد و با تعابیرى مانند الگوهاى «در مرز مجاز» و الگوهاى «خارج از آن»، مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفته است(رشه، 1367، ص 69). نتیجه مورد نظر، آن است که «کنش اجتماعى» مى‌تواند براساس دو نوع الگوى جمعى کاملا متفاوت صورت بپذیرد؛ گاه براساس الگویى که یک «جمع»، آن را «مجاز» (و به تعبیر دیگر، «طبیعى» یا «بهنجار») مى‌داند؛ و گاه براساس الگویى که باز یک «جمع»، آن را «غیرمجاز» (یا «غیرطبیعى» و «نابهنجار») شمرده است. اما در این خصوص، باید توجه داشت که «جمع» مورد نظر در عبارت نخست، مى‌تواند همان «جمع» ذکر شده در عبارت دوم نباشد. این در نهایت، بدان معناست که مى‌توان مواردى را تصور کرد که یک رفتار یا کنش واحد، در یک «جمع» خاص، مبتنى بر «الگوهاى مجاز» باشد؛ و در «جمع»ى دیگر، متکى بر «الگوهاى غیرمجاز» به نظر برسد.

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته حقوق : حقوق بشر

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید