رشته حقوق

دیدگاه شناختی اجتماعی

دانلود پایان نامه

تأثیر والدین پس از دوره نوزادی ادامه می‏یابد و به ویژه در دوره «تمیز»، که کودک توانایی تشخیص خوبی از بدی را دارد، این تأثیر برجسته می‏شود؛ چه اینکه والدین در این دوره، باید شرایط لازم را برای آموزش فرزندان و آگاهی آنها از خوبی‏ها و بدی‏ها فراهم آورند. پس از این دوره نیز همچنان تأثیر والدین ادامه دارد و در دوره جوانی، در انتخاب همسر و شغل مناسب وی نیز ایفای نقش می‏کند.
شخصی از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سؤال کرد: حق فرزند من بر من چیست؟ حضرت فرمودند: اسم نیکو برایش انتخاب کنی؛ خوب تربیتش کنی و او را در جایگاه مناسبی [شغل مناسبی] قرار دهی. در زمینه تأثیر همسالان و دوستان نیز اسلام توجه ویژه‏ای مبذول داشته است. از دیدگاه اسلام، دوست و همسال می‏تواند تأثیر مثبت یا منفی بر شخصیت دوست و همسال خود داشته باشد، به گونه‏ای که وی را به آیین و روش خود درآورد. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: انسان بر آیین و روش دوستش زندگی می‏کند. در سخن دیگری، حضرت علی علیه‏السلام به نوع تأثیر دوست ناصالح بر شخصیت انسان، که تأثیری روان‏شناختی و ناخودآگاه است، اشاره می‏کنند: با دوست بد همنشین نشو؛ چراکه طبع تو بدی را از طبع او به سرقت می‏برد و تو خود نمی‏دانی. درباره نقش مدرسه از دیدگاه اسلام نیز هرچند در صدر اسلام، مدرسه به شکل کنونی و با ساختار امروزی وجود نداشت، اما مراکزی از قبیل مساجد، که هم محل عبادت و پرورش معنوی افراد بودند و هم محل آموزش افراد، جایگاه خاصی داشتند و در شکل‏گیری شخصیت افراد مؤثر بودند. قرآن در این زمینه فرموده است: «فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَن یَتَطَهَّرُواْ»(توبه: 108)؛ در آن (مسجد) کسانی هستند که دوست دارند پاکیزه گردند.
از میان عناصر مربوط به مدرسه و نظام آموزشی، معلم بیش از دیگر عناصر مورد اهتمام واقع شده است، تا آنجا که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خود را معلم بشر معرفی نمود: من معلم مبعوث شده‏ام. قرآن مجید به دو کارکرد مهم پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آلهبه عنوان معلم انسان‏ها، یعنی «تعلیم» و «تربیت» افراد، که تأثیر شگرفی بر شکل‏گیری شخصیت آنها دارد، اشاره کرده است: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ» (جمعه: 2)؛ او پروردگاری است که در میان بی‏سوادان، پیامبری از خودشان مبعوث گردانید تا آیاتش را بر آنان بخواند و آنان را تزکیه کند و تعلیم کتاب و حکمت دهد.
عامل اراده نیز جایگاه ویژه‏ای در اسلام دارد. خداوند در قرآن می‏فرماید: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرا وَ إِمَّا کَفُورا» (دهر: 3)؛ ما انسان را به راه (حق و باطل) رهنمون شدیم، خواه سپاسگزار باشد و خواه ناسپاس.
بنابراین، خداوند توسط پیامبران علیهم‏السلامراه سعادت و نجات را به انسان نشان داده و این خود انسان است که در تعیین سرنوشت و شکل‏گیری شخصیت خود، مؤثر است و می‏تواند نوع شخصیت خود را رقم بزند. در اسلام، «اراده» و «اختیار» به عنوان مهم‏ترین شروط تکلیف شرعی به شماره آمده‏اند و بدون آن انسان مستحق عقوبت نمی‏گردد و تکالیف شرعی بر عهده او لازم نمی‏گردد. همچنین در اسلام، بر رفتار و عمل صالح بسیار تأکید شده است و اعمال و رفتارهایی که از اراده و اختیار انسان نشأت نگیرند تأثیر چندانی بر شکل‏گیری شخصیت وی ندارند.
نوع نگاه اسلام به انسان با نگاه روان‏شناسی متفاوت است و از همین رو، هرچند برخی عوامل مشترک وجود دارند، اما میزان و نوع تأثیر آنها می‏تواند متفاوت باشد. به دلیل آنکه روان‏شناسی به انسان به عنوان موجودی زنده در کنار سایر موجودات زنده می‏نگرد، به کمک روش تجربی خود، تنها آنچه را از انسان به تجربه و آزمایش درمی‏آید مورد بحث قرار می‏دهد. و به بعد معنوی و روحی انسان چندان اهتمام نمی‏ورزد و به تبع آن، نقشی برای تأثیرات معنوی و غیرمادی عوامل قایل نیست و همین مسئله عامل تمایز اسلام از روان‏شناسی است. از دیدگاه اسلام، انسان مرکّب از جسم و روح است و جسم وسیله‏ای در خدمت روح است و از این‏رو، تأثیر عوامل منحصر به تأثیر ظاهری و تجربی آنها نیست، بلکه ضمن تأیید این نوع تأثیرات، معتقد به تأثیرات معنوی نیز هست.
همچنان‏که تأثیرات به تأثیرات ظاهری و تجربی منحصر نمی‏شوند عوامل مؤثر بر شکل‏گیری شخصیت نیز منحصر به عوامل ظاهری قابل تجربه علمی نمی‏گردد و از همین رو، در اسلام از عوامل دیگری نیز سخن به میان می‏آید که از آن جمله، می‏توان به عامل «ایمان و باور»، که یک عامل درونی است، اشاره کرد. از دیدگاه اسلام، ایمان نقش مهمی در شکل‏گیری شخصیت انسان دارد. حضرت علی علیه‏السلام در این زمینه فرمودند: [شخصیت ]انسان در گرو ایمان خود است.
«ایمان» تأثیرهای گوناگونی بر شکل‏گیری شخصیت انسان دارد که از جمله آنها آرامش و امنیت درونی است. قرآن در این زمینه فرموده است: «مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ و عَمِلَ صَالِحا فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»(مائده: 69)؛ آنان که به خداوند ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‏اند، نه ترسی بر آنان است و نه غمگین خواهند شد. (همّت بناری، 1386: 5-15)
2-1-3- دیدگاه‌های شخصیت
2-1-3-1- دیدگاه‌های روان‌کاوی
دیدگاه روان کاوی، شخصیت را ماهیتی عمدتا ناهشیار (یعنی فراسوی آگاهی) می‌دانند و برای آن، سیر تحولیِ مرحله‌ای قائل هستند. اکثر دیدگاه‌های روان‌کاوی بر این نکته تاکید دارند که تجربه‌های اولیه کودک با والدینش، نقش مهمی در پی‌ریزی شخصیت او دارند. نظریه پردازان روان‌کاوی معتقدند رفتار اصولا ظاهر کار است و برای فهم واقعی شخصیت انسان‌ها باید معانی نمادین رفتار و کار‌هایی که در اعماق ذهن‌شان انجام می‌دهند، بررسی کنیم. این نکات را معمار نظریه روانکاوی یعنی زیگموند فروید مطرح کرد. فروید ذهن ناهشیار را کلید فهم رفتار می‌دانست. (سانتراک، 1383: 128)
2-1-3-2- دیدگاه‌ رفتاری و دیدگاه شناختی اجتماعی
2-1-3-2-1- رفتار‌گرایی اسکینر: اسکینر معتقد بود برای تبیین شخصیت (یا همان رفتار) نیازی به فهم فرایندهای زیست‌شناختی و شناختی نداریم. رفتارگراها می‌گویند شما نمی‌توانید محل شخصیت را مشخص کنید و نمی‌توانیید بگویید چطور تعیین می‌شود؛ فقط می‌توانید رفتار مردم را مشاهده کنید. اسکینر اصرار داشت که اگر تجربه های جدیدی پیش بیایند، رفتار ما تغییر می‌کند. پیروان اسکینر معتقدند ثبات رفتار، در گرو ثبات تجارب محیطی است. با توجه به این که رفتارگراها معتقدند شخصیت، آموختنی است و به فراخور تجارب محیطی و وضعیت‌ها تغییر می‌کند، می‌توانیم نتیجه بگیریم که بازآرایی تجربه‌ها و وضعیت‌ها، شخصیت را تغییر می‌دهد. (سانتراک، 1383: 139)
2-1-3-2-2-نظریه شناختی اجتماعی باندورا
نظریه شناختی اجتماعی می‌گوید رفتار، محیط و عوامل شناختی در فهم شخصیت مهم هستند. دیدگاه شناخت اجتماعی، مثل رویکرد رفتاری اسکینر، در مطالعه شخصیت بر تحقیق تجربی تاکید دارد. ولی در این تحقیقات تجربی، علاوه بر رفتار مشهود، عوامل شناختی موثر بر مردم نیز بررسی می‌شوند. محیط می‌تواند رفتار شخص را تعیین کند (نظری که مشابه نظر اسکینر است) ولی شخص هم محیط را تغییر می‌دهد. عوامل شخصی/ شناختی، هم می‌تواند بر رفتار تاثیر بگذارند و هم از آن تاثیر بپذیرند. برای مثال، یک مدیر اجرایی جوان، سلطه‌گری و کنایه‌آمیز حرف‌زدن رئیس خودش را پیش می‌گیرد و در تعامل با کارکنانش خصمانه رفتار می‌کند. تاکید نظریه‌پردازان شناختی اجتماعی بر این که انسان‌ها علی رغم تغییر‌کردن محیط می‌توانند رفتارشان را تنظیم و کنترل کنند نیز با دیدگاه رفتاری اسکینر فرق دارد. برای نمونه، مدیر اجرایی دیگری که سلطه‌گری و کنایه آمیز حرف زدن رئیس خودش را مشاهده می‌کند، از رفتار او خوشش نمی‌آید و سعی می‌کند به زیردستانش دلگرمی بدهد و از آنها حمایت کند. (سانتراک، 1383: 139)
منتقدان دیدگاه‌های رفتاری و شناختی اجتماعی نیز به موارد اشاره می کنند:
دیدگاه رفتاری، نقش مهم شناخت در شخصیت را نادیده می‌گیرد و بیش از حد بر اهمیت تجارب محیطی تاکید دارد.
هر دو رویکرد، خیلی به تغییر شخصیت و عوامل وضعیتی موثر بر شخصیت می‌پردازند و خصوصیات پایدار شخصیت را به اندازه‌ی کافی در نظر نمی‌گیرند.
هر دو دیدگاه از نقش زیست شناسی در شخصیت، غافل هستند.
هر دو دیدگاه کاهش‌گرا هستند و می‌خواهند با یکی دو عامل، مفهوم پیچیده شخصیت را تشریح کنند.
دیدگاههای رفتاری و شناختی اجتماعی بیش از حد مکانیکی هستند و جنبه‌های مهیج و مهم شخصیت را نادیده می‌گیرند. (سانتراک، 1383: 142)
2-1-3-3- دیدگاه‌های انسانگرا
دیدگاه‌های انسان‌گرا بر ظرفیت به کمال‌رسیدن، حق انتخاب سرنوشت و خصوصیات مثبت انسانی تاکید دارند. روان‌شناسان انسان‌گرا معتقدند ما می‌توانیم با فشار روانی کنار بیاییم، زندگی خود را کنترل کنیم و به خواسته‌هایمان برسیم. هر انسانی می‌تواند به درون خود رخنه کند و خودش و دنیا را بفهمد. انسان‌گراها می‌گویند ما می‌توانیم مثل کرم ابریشم از پیله بیرون بیاییم و پروانه شویم. دیدگاه‌های انسان‌گرا نقطه‌ی مقابل دیدگاه‌های روان‌کاوی هستند که بر پایه تعارض، سائق‌های تخریب‌گر و بدبینی نسبت به طبیعت انسان، پی‌ریزی شده‌اند. این دیدگاه‌ها با دیدگاه رفتاری هم که در حالت افراطی خود، انسان را عروسک خیمه شب بازی جلوه داده و او را اسیر بندهای پاداش و تنبیه می‌داند، فرق دارند. اما با دیدگاه‌های شناختی اجتماعی شباهت‌هایی دارند خصوصا این که هر دو بر اهمیت کنترل شخصی و خوشی بینی در شخصیت تاکید دارند. (سانتراک، 1383: 143)
2-1-3-3-1- رویکر راجرز

مطلب مشابه :  تغییر در سبک زندگی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید