رشته حقوق

دیدگاه جامعه شناسی

دانلود پایان نامه

طراحی روی پارچه (لباس)
نمونه ها
بخشی از تصویر قابوسنامه
نوع نقش اندازی
نقوش خطی و هندسی همراه با طرح های اسلیمی و به صورت منفرد
نوع کاربرد
طراحی روی ابزار آلات
مأخذ: نگارنده
جمع بندی:
مطالب بیان شده در این بخش بیش از هر چیز بر این نکته تأکید دارد که تصاویر کتاب قابوسنامه با تمامی اجزا و ویژگی هایش در راستای مضامین حکایات و نشانه هایی برای راهیابی خواننده و بیننده به عمق معنا و مفاهیم نهفته در متن حکایات تصویرگری شده اند و بنابراین از لحاظ موضوع هیچ گونه وابستگی ای را به ذهنیت و خواسته های هنرمند تصویر گر در گنجاندن امیال شخصی خود در بطن تصاویر نشان نمی دهد و با توجه به شباهت های بسیار تمامی تصاویر از لحاظ ترکیب بندی، فضاسازی، چهره پردازی، رنگ آمیزی و کاربرد آرایه های تزیینی می تواند به خصوص بر گرایش هنرمند تصویرگر به سنت های محلی و بومی و الهاماتی از عناصر و ابزارهای معمول دوره زمانی تدوین اثر تأکید داشته باشد ضمن این که که تصویرگر به دلیل قرار دادن هدف اصلی خود بر اصل پیام رسانی از حداقل امکانات لازم برای بازنمایی موضوع مورد نظر نویسنده بهره برده و به کم ترین عناصر بسنده کرده است و از نظر دور نماندکه در همان نمایش حداقل عناصر، بیش ترین نقش مایه های تزیینی را برای ارج نهادن به محتویات تصاویر، مورد استفاده قرار داده که از بین این نقش مایه ها نیز بیش ترین سهم به نقوش گیاهی (عمدتاً اسلیمی) و نقوش ترکیبی (عمدتاً هندسی) به دلیل قابلیت تنوع بالا، تعلق یافته است که از این نظر هم با روش تزیینی دوره باستان ایران و هم با محدودیت های شریعت اسلام هم خوانی دارد.
بخش دوم: تحلیل آیکونوگرافی
در ابتدا لازم است تأکید شود، این اثرکه می توان آن را در زمره عالی ترین آثار اوایل اسلام ایران دانست، دارای ویژگی هایی است که برای شناخت جنبه های فرهنگی و نیز درک نحوه زندگی در آن دوران بسیار مفید است چرا که «از دید انسان شناسان؛ هنرها در کنار زبان و زیباشناسی که نظام های نمادین را تشکیل می دهند به علاوه باورهای دینی و ارزش های اخلاقی در مجموع “کلّی های فرهنگی” را تشکیل می دهند» (Herskovits, 1948) و این اثر همچنین از دیدگاه جامعه شناسی نیز آیینه عادات و رسوم روزگار خویش است به طوری که به تعبیر شادروان ملک الشعرای بهار «مجموعه ای است از تمدن اسلامی پیش از مغول» (شعار و روان پور، 1377: 106و 107). علاوه بر این موارد با توجه به این که عنصرالمعالی مردی است پرمایه و دانشور، واقع بین و میانه رو، مردم شناس و آگاه به روانشناسی فردی و اجتماعی، سیاست پیشه، دوراندیش و با نگاهی ژرف به زندگی، لذا می توان همچنین این اثر را به عنوان یک نمونه بارز از آثار روان شناسی و روان کاوی انسانی در نظر گرفت که بسیاری از مسایل مربوط به ذات و شخصیت افراد انسانی را با زبانی ساده بیان می کند. بنابراین با توجه به متن و موضوعات با ارزشی که در آن مطرح شده و تصاویری که برای غنای بیش تر آن ضمیمه شده بدین ترتیب به خوبی می توان این اثر را در زمره آثاری قرار داد که به دلیل تصاویر قابل توجه اش برای شناخت بسیاری از جنبه ها از جمله نوع رفتارهای اجتماعی و نحوه پوشش زمانه و سبک و شیوه هنری مرسوم در آن دوره بسیار مناسب می باشد.
(4-2-1): تحلیل تصاویر قابوسنامه از منظر نگارگری یا تصویرسازی
همان طور که قبلاً نیز اشاره شد تا قبل از قرن پانزدهم م، واژه «نگارگری» به عنوان نقاشی در سطح کوچک و «تصویرسازی» خیلی به هم نزدیک بودند به طوری که مرز مشخصی بین آن دو وجود نداشت به عبارتی، در ابتدای تاریخ هنر، نقاشی و تصویرسازی هر دو یک معنی را داشتند و هر اثر نقاشی، یک تصویرسازی محسوب می شد. به بیان دیگر، تمامی آثار نقاشی شده روی کاغذ و نیز بر عناصر دیگر مانند سفال، سرامیک، فلز، چوب و یا پارچه و فرش به عنوان تصویرسازی نیز محسوب می شدند تا این که با ورود صنعت چاپ در قرن پانزدهم م، مسأله تصویرسازی به عنوان یک فن مطرح شد و مسیرش از نقاشی تا حدودی جدا شد، بنابراین آن چه که ما امروزه به عنوان تصویرسازی مطرح می کنیم در نتیجه اتفاقاتی است که از قرن پانزدهم م در فن چاپ ایجاد شد که از آن پس، واژه تصویرسازی و نقاشی به دلیل برخی ظرافت ها و پرداخت جزییات در نگارگری و ساده و بی پیرایه بودن عناصردر تصویرسازی، از هم منفک شدند. اما در زمینه هنر نقاشی یا تصویرگری کتاب، لازم به ذکر است که تمامی آثاری که در نسخ خطی و یا به صورت نگاره های تک برگی به تصویر در آمده اند به عنوان تصویرسازی (با مفهوم قبل از اختراع چاپ) نیز مطرح می باشندلذا تمامی نگاره هایی که در نسخ خطی چه با هدفافزودن بر ارزش آن ها وچه به قصد فهم پذیر تر کردن متن مورد نظر شاهد هستیم و با عنوان نگارگری شناخته می شوند، درجرگه هنر تصویرسازی قرار می گیرند. بدین ترتیب تصاویر کتاب قابوسنامه با تمام ویژگی های خاصش در طی دوره ای که تصویرگری شد نیز به عنوان یکی از نمونه های هنر نگارگری و یا تصویرسازی مطرح می باشد اما با این تفاوت که به دلیل قدرت پیام رسانی بالایی که داشته و نیز با سبک خاصی که نشان از عامیانه و محلی بودن دارد، در نگاه امروزی،بیش تر گرایش به تکنیک تصویرسازی (پس از اختراع چاپ یا تصویرسازی با مفهوم امروزی) را نشان می دهد بنابراین بیش تر به عنوان یک فن مطرح می باشد تا هنر ظریفه. اما با توجه به این که تصاویر کتاب قابوسنامه همچنین ویژگی های را در بر می گیرد که با سبک ویژه هنر نگارگری معمول دوره اسلامی ایران نیز شباهت هایی دارد، لازم است که با در نظر گرفتن اهداف نقاشی و طبقه بندی های آن در دو زیر مجموعه نگارگری و تصویرسازی، ویژگی اصلی تصاویر این کتاب از این نظر، تحلیل شود:
در اولین تقسیم بندی برای نقاشی، «سطح بزرگ» و «سطح کوچک» را می توان در نظر گرفت که نقاشی در سطح بزرگ معمولاً روی بوم و یا دیوار با درجات جزیات کم تر می باشد اما سطح کوچک، علاوه بر این که تصاویر روی سطوح دیگر مانند سفال و فلز و چوب و …را در بر می گیرد بارزتر از همه مربوط به تصویرگری کتاب استکه با اصطلاح “نگارگری” شناخته می شود که با جزییات فراوان و دقت در پرداخت ریزه کاری همراه است. اما به هر حال، به دلیل این که هر دو مورد می تواند با هدف پیام رسانی نیز اجرا شود، بنابراین از این نظر(سطح بزرگ یا کوچک) نقاشی و تصویرسازی در واقع یکی می شوند. در تقسیم بندی دیگر نقاشی که مهم تر می باشد، «هدفمند بودن» و یا «آزاد بودن» را می توان در نظر گرفت که هدفمند بودن در ارتباط با تصویرسازی قرار می گیرد که با هدف پیام رسانی مطرح می شود و آزاد بودن، برخواسته از نیازهای درونی هنرمند و بیان افکار و امیال شخصی او می باشد.
با این تفاسیر، به دلیل تداخل دسته بندی ها و نیز به خاطر نسبی بودن معیار های زیبایی شناسی، نمی توان مرزی مشخص بین تصویرسازی و نقاشی چه امروزه و چه در طول تاریخ، از لحاظ ارزش هنری و حتی شیوه اجرا برقرار کرد بدین دلیل که ثبت کردن زیبایی به شکلی کاملاً منسجم و مطلق، کاری غیر ممکن خواهد بود و همچنین در شیوه اجرا در هر دو مورد (سطح بزرگ و کوچک) پیام رسانی نیز می تواند مورد هدف قرار گیرد، تنها تفاوت بارز در هدف نقاشی است که بر اساس آن دو واژه نقاشی آزاد و نقاشی هدفمند ایجاد می شود. به این ترتیب، با توجه به این که امروزه بین واژه تصویرسازی و نقاشی به عنوان یک فن و شیوه هنری فاصله بسیار است، می توان هر یک را با معیارهای مربوط به خود سنجید. اما این که بخواهیم اثری را از دوران گذشته در یک گروه مشخص قرار دهیم و با معیارهای آن بسنجیم، کاری است بس دشوار. با این وجود، می توان با در نظر گرفتن این دسته بندی ها و ویژگی های آن ها، تصاویر کتاب قابوسنامه را تا حدودی تعیین جایگاه نمود. در ابتدا با ذکر دلایلی چند می توان گرایش آن را به فن تصویرسازی بیان نمود :
این اثر نمی تواند به طور صرف در زمره هنرهایی قرار گیرد که به جهت تزیین و آراستن متن کتاب خلق می شوند مانند تذهیب قرآن مجید که برای ارج نهادن به مقام والای آن انجام می گیرند. بنابراین به دلیل این که در کنار متن و با هدف کمک به فهم متن اجرا شده است و هدف پیام رسانی در آن بیش تر مشخص است تا تزیین، می توان آن را در جرگه آثار تصویرسازی قرار داد.
از آن جایی که هنرمند تصویرگر این کتاب به نحوه فضاسازی و یا جدا کردن محدوده تصویر در قالبی مجزا با تزیینات ویژه (آن چنان که در نگارگری مطرح است)توجه نکرده است خوددلیلی دیگر برای نیل به اهداف بالاتر یعنی روشن تر کردن مفاهیم نوشته هاستنه صفحه آرایی و یا تزیین صرف.
به دلیل این که کتاب به سفارش حاکم یا فرمانروایی که حامی هنری محسوب می شوند تألیف نشده است و تمام مطالب آن خواسته ها و پندهای پدرانه محسوب می شود که از ذهن و روح یک پدر به پسرش منتقل می شود و تنها با هدف تعلیم و آموزش تدوین گردیده است نه با هدف خلق اثری ارزشمند و نفیس در قالب هنرهای کتاب آرایی برای جلب نظر حامیان هنری (که همواره هدف اصلی نگاره ها با تزیینات فراوان بوده است) در نتیجه می توان هر چه بیشتر بر عامیانه و خالصانه بودن تصاویرش، همانند متن آن که از قلب پاک پدر نشأت می گیرد و به پسر (اما گویی مخاطب اصلی تمام کسانی هستند که نیازمند پند و درک وقایع زمانه شان می باشند) منتقل می شود صحه گذاشت.
اما نکته قابل ذکر دیگر این است که در برخی از تصاویر، نوشته ها بر روی قسمت هایی از تصویر نگارش یافته است و در نتیجه این می رساند که احتمالاً تصاویر قبل از نوشتن کتاب تصویرگری شدن دبدین معنی که مؤلف تنها هدف نگارش متن را نداشته است و گویی همراه با مطالبی که در ذهن نویسنده وجود دارد تصاویر نیز بر روی کاغذ نقش می بندد و سپس نوشته ها در کنارش می آید و در واقع می توان گفت که نگارش و تصویرگری به طور هم زمان اتفاق افتاده است اما با توجه به این که در شیوه نگارش نیز خط خوردگی هایی مشاهده می شود، به نظر می رسد که نویسنده یا زمان کافی برای نگارش نداشته است و یا این که اهمیتی به زیبا نوشتن و خوش نویسی حرفه ای نداده است که این دومی قوی تر می باشد و این خود با شیوه ساده گرایانه و به دور از تکلف و تصنع بودن تصاویر هماهنگ است چرا که در شیوه آراستن عناصر تصویری با نقش مایه های تزیینی نیز یک ناموزونی مشاهده می شود که به نظر می رسد تصویرگر آن ها را مستقیماً از ذهن خود بر صفحه آورده و از قبل تصمیماتی برای زیباتر آراستن آن ها در نظر نداشته است لذا عناصر تزیینی را به شکل عامیانه و با ذهنیت محلی اجرا کرده است.
در مجموع تمامی این دلایل می رساند که این تصاویر در وهله اول با هدف پیام رسانی اش به تصویر در آمده اند و تأکید اصلی هنرمند تصویرگر و نویسنده، القای مباحثی است که در ذهن مؤلف بوده است لذا این اثر به خوبی در جرگه آثار تصویرسازی قرار می گیرد.
اما به دلیل این که فن تصویرسازی، در یک طبقه بندی بزرگ تر، زیر مجموعه هنر نقاشی قرار می گیرد و همچنین به خاطر این که تصاویر کتاب قابوس نامه به دلیل کاربرد آرایه های فراوان در جرگه هنر نگارگری (که خود، نقاشی در سطح کوچک می باشد) نیز قرار دارد، می بایست از منظر ویژگی های کلی نقاشی هم موردارزیابی قرار گیرد تا مشخص شود که آیا اثر مورد نظر با توجه به قرار گرفتن در حوزه نقاشی از دیدگاه هنر نقاشی توانسته است رسالت واقعی اش را به انجام برساند؟ و یا این که به دلیل کوچک بودن سطح کار که در تقسیم بندی نقاشی با اصطلاح “نگارگری”مشخص می شود می تواند در جرگه آثار نگارگری هم قرار گیرد؟ این مسأله بر اساس تعریفی که اکبر تجویدی از هنر نقاشی ارائه می دهد قابل توجیه است؛ او اعتقاد دارد که «از میان هنرهای گوناگون، هنر نقاشی می تواند نزدیک ترین پیوند را میان جهان معقول و عالم محسوس برقرار سازد زیرا این هنر نه چون فن موسیقی به یک باره از توسل به نمودهای مادی و عینی برکنار است و نه چون فن پیکرسازی و معماری کاملاً در بند شکل ها و قالب های جهان محسوس است. از آن جا که در این هنر جهان چند بعدی که در آن زندگی می کنیم با قواعد و وسایل مخصوصی بر روی صفحه ای که تنها دارای دو بعد یعنی پهنا و درازا می باشد منعکس می گردد و به وسیله خط و رنگ و شکل ، حالات گوناگون درونی و برونی جهان و عوالم مربوط به دریافت انسان از عالم بازگو می گردد از این نظر یک قطعه نقاشی ممتاز در حد خود نموداری از مجموعه حقایق مربوط به هستی است و چون آئینه ای است که برای نمایش عوالم گوناگون وجود در پیش دیدگان بیننده قرار گرفته است. تردیدی نیست که در شیوه های گوناگون نقاشی از دوران های پیش از تاریخ گرفته تا عصر تاریخی و دنیای معاصر همواره این آئینه دارای یک نوع منحصر از جلا و درخشندگی نبوده است بلکه گاهی صفحه نقاشی همچنان که در فن کاریکاتور متداول است بسان آئینه های کاو و کوژ تصویری تغییر شکل یافته از حقیقت پدیدار ساخته است و زمانی همچون آئینه ای تیره و زنگ گرفته تصویری بی درنگ و پاک شده از جهان نمایش داده است و بالأخره در ادواری ویژه به مانند صفحه آئینه ای درخشنده شکلی واضح و روشن از حقایق عالم وجود ارائه نموده است» (تجویدی،1352: 4و3). بنابراین مشخص می شود که نقاشی همواره در طول زمان به یک شکل، هدفش را به انجام نرسانده بلکه در این زمینه با افت و خیزهایی توأم بوده است.
پس از تعریف کلی نقاشی به دلیل این که کتاب قابوسنامه در جرگه هنرهای اسلامی است، می بایست ویژگی های آن را به طور اختصاصی با نقاشی دوره اسلامی نیز مطابقت داد؛ در دوره اسلامی که هنر نقاشی، بیشتر در قالب سطوح کوچک در نسخ خطی عرض وجود کرده است، ویژگی کلی نقاشی را در ورای این نوع از هنرها می توان مشاهده نمود. طبق گفته «ویل دورانت» که اعتقاد دارد؛ «نقاشی اسلامی در قسمت مینیاتور جزو هنرهای معتبر بود ولی در زمینه نقاشی دیواری جزو هنرهای کوچک به شمارمی رفت» (دورانت،1343: 281) و این نوع سبک نقاشی (مینیاتور) به ویژه در ایران به دلیل دست آوردهای بی بدیل هنرمندان آن از میراث گذشتگان و نیز دریافت ماهرانه خلاقیت دیگر هنرمندان در سرزمین های تحت تسلط اسلام به حق می تواند به عنوان نمونه اعلای هنر اسلامی در بیان حقایق عالم وجود باشد چرا که با گسترش دیانت اسلام در مناطق وسیعی از جهان، فرهنگ های ملل مختلفِ مشمول قلمرو اسلامی با هم آمیخته شدند و ضمن تأثیرات متقابل در یکدیگر فرهنگ و هنر اسلامی را بنیاد نهادند و با وجود وسعت سرزمین ها و تنوع فرهنگ ها و سنّت های هنری مختلف، هنر خاص اسلامی را به وجود آوردند که آن خود نیز علی رغم مختلط بودن از اجزای گوناگون در بطن خود دارای ویژگی های خاصی است که آن را از دیگر هنرها مجزا می سازد. در این بین، سرزمین ایران نیز با پیشینه غنی هنری خود در قبل از ورود اسلام از اولین سال های الحاق به سرزمین های اسلامی تمام تجربیات هنری و سنّت های باستانی خود را در خدمت آئین نو در آورد و با آمیختن به فرهنگ های ملل دیگر پایه های هنر اسلامی را بنیاد نهاد و «پس از چهار قرن دوران فترت که طبعاً بعد از انقراض شاهنشاهی پر افتخار ساسانی در ایران حکمفرما گردید مجدداً هنر و علم و صنعت راه پیشرفت را در پیش گرفت و در قرن پنجم و ششم ه. ق چنان قدم های سریعی برداشت که حتی حملات مغول و پس از آن غوغای لشکریان تیمور نتوانست مانع پیشرفت آن گردد» (کونل، 1368: 5) و از آن جا که عالی ترین نمونه های هنر تصویری ایران، نقاشی های کتاب ها و مرقعات است لذا موضوع تزئین کتاب ها که در ایران عصر ساسانی آغاز شد و به ویژه در نزد مانویان با علاقه بیشتری دنبال می شد در دوره اسلامی با محوریت کلام الهی در قرآن مجید و به موجب تزیین و آراستن آن به عنوان ارزشمند ترین اثر اسلامی به مسیر خود ادامه داد و شکوفایی بیشتری را در بر گرفت که به طور همزمان با حمایت سلاطین از علم و فرهنگ و هنر در نقش اندازی کتاب های علمی نیز همراه بودو در کنارش با حکایت های ادبی عمدتاً عبرت آموزو در دوره های بعد با تصویرگری داستان های اصیل ایرانی به اوج خود رسید. بنابراین کتاب قابوسنامه به عنوان نمونه اعلای هنر نقاشی اسلامی درنیمه قرن پنجم ه.ق به خوبی می تواند به دلیل قدرت پیام رسانی تصاویرش در جرگه آثار تصویر سازی در زیر مجموعه هنر نقاشی قرار گیرد. در حقیقت تصاویر این کتاب نقاشی هایی در سطح کوچک هستند که با هدف پیام رسانی و همراه بودن با مفاهیم متن، در درجه اول در حیطه تصویر سازی قرار دارند امابا وجود تفاوت هایی با مشخصه های اصلی هنر نگارگری ایران به دلیل پاره ای تشابهات با آن، می تواند در حوزه نگارگری نیز مطرح شود:
(4-2-2): شباهت تصاویر قابوسنامه با ویژگی های نگارگری ایران

مطلب مشابه :  ریسک های استراتژیک

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید