فیس بوک
60٪
40٪
توییتر
57٪
43٪
گوگل پلاس
37٪
63٪
لینکدین
45٪
55٪
5-2-2.شبکه های اجتماعی مجازی در ایران
آشنایی ایرانی ها با فضای شبکه های اجتماعی مجازی به سال 2004 و شکل گیری یکی از بزرگترین اجتماعات مجازی دوستی به نام شبکه اورکات برمی گردد که توسط شرکت تجاری گوگل راه اندازی شده بود. این سایت در زمره اولین سایت‌های دوستیابی بود که توسط کاربران ایرانی با استقبال وسیعی مواجه شد و در زمان کوتاهی ایرانیان بعد از کاربران برزیلی و امریکایی دارای بیشترین عضو در اورکات بود(ضیایی پرور،1388). این شبکه امکاناتی چون درج عکس در صفحه اصلی، آلبوم عکس، پیام‌های کوتاه قابل مشاهده برای دیگران، پیغام‌های خصوصی، تشکیل گروه‌های مشترک، ایجاد شناسنامه قابل مشاهده برای دیگران را فراهم ساخته بود اما امکان گفتگوی همزمان در این سایت وجود نداشت. تجربه حضور ایرانی ها در این شبکه دیری نپایید و این شبکه در ایران فیلتر شد. با آمدن شبکه اجتماعی یاهو 360 در سال 2005 و گرایش کاربران به عضویت در آن، این شبکه اجتماعی غیرفعال گردید(همان). می توان گفت شبکه اجتماعی یاهو 360 سایت دوستیابی شرکت یاهو که در رقابت با اورکات شکل گرفت همچون جایگزینی برای کاربران ایرانی اورکات عمل نمود و بسیاری روابط دوستی که بواسطه تعطیلی اورکات معوق مانده بودند در این شبکه بازیابی و تجدید شدند. تقریبا همزمان با شبکه یاهو 360 شبکه اجتماعی ایرانی «کلوب» نیز به عنوان اولین جامعه مجازی ایرانیان در یکم دی ماه 1383 راه اندازی شد و فضایی برای ارتباط و تبادل اطلاعات برای فارسی زبانان بوجود آورد که تا به امروز نیز پابرجا مانده است. پس از آن به مرور شبکه های اجتماعی دیگری از جمله انجمن متخصصان ایران، شبکه دانشگاهیان ایران، شبکه شیعیان، شبکه تبیان و … پدیدار شدند(همان).
از جمله شبکه های اجتماعی فعال ایرانی، شبکه اجتماعی یو 24 است که در سال 1386 برای ارتباط متخصصان ایرانی راه اندازی شده و امکاناتی مثل ایجاد پروفایل شغلی، فهرست ارتباط های شغلی، سیستمی قوی و منعطف برای مدیریت ارتباط ها، یافتن خدمات دهندگان بر مبنای توصیه های اجتماعی، درج یادداشت‌های کوتاه همراه با برچسب، گروه ها و رویدادها را ارائه می دهد. به اظهار مدیران سایت بسیاری از متخصصان و مدیران ارشد خصوصی و دولتی در آن حضور دارند و تقریباً تمام پروفایل ها با نام و عکس و مشخصات شغلی واقعی هستند. این سایت بواسطه کیفیت بالای کاربران، پروفایل ها و خدمات خود را شبکه ای پیش رو می داند که برنامه و محیط آن از پایه و بر اساس نیازهای بومی و بهره گیری از نظرسنجی های انجام شده از کاربران توسعه داده شده و صرفا در برخی امکانات از شبکه های ارتباط شغلی موفق مثل لینکدین الگو گرفته و ابتکارهایی مثل امکان ارسال کارت ویزیت آنلاین با پیامک را زودتر از سایت های مشابه خارجی ارائه نموده است. هم اکنون این سایت بیش از پنجاه هزار کاربر دارد(سلیمانی نیا، 1390: 57-56)
3-2.مرور نظری ادبیات تحقیق
1-3-2. جهانی شدن
1-1-3-2. ماهیت جهانی شدن
مطالعات بین المللی نشان می دهد که جهانی شدن به جهت گستردگی و پیچیدگی مفهوم، طرح دیدگاههای موافق و مخالف یکی از مهم ترین و چالش برانگیزترین مفاهیم کرسی های نظریه پردازی عصر حاضر بوده، ابعاد و پیامدهای آن همچنان محل بحث است. در عام ترین و پذیرفته ترین معنا، جهانی شدن به فرایندهای سریعا در حال شکل گیری در روابط پیچیده بین جوامع، فرهنگ ها، نمادها و افراد در سرتاسر جهان دلالت دارد(تاملینسون به نقل از مونژ، 1387: 763). در واقع جدا از حوزه های متفاوت تاثیرگذاری و تاثیرپذیری جهانی شدن، بنابر نظر رابرتسون مفهوم جهانی شدن یعنی مشابه شدن، هم‌شکل شدن و یکسان شدن تمام جوامع موجود در کره خاکی، جهانی شدن هم به درهم فشرده شدن جهان و هم تراکم آگاهی نسبت به جهان به عنوان یک کل دلالت دارد (رابرتسون، 35:1382).
گیدنز نیز مفهوم جهانی شدن را با روایت آشکاری از ارتباط پیچیده ارائه می کند و آن را تقویت مناسبات اجتماعی جهانی که محل های دور از هم را چنان به هم ربط می‌دهد که هر واقعه محلی تحت تاثیر رویدادی که با آن فرسنگ‌ها فاصله دارد شکل می‌گیرد و برعکس تعریف می‌کند. وی بین جهانی شدن و گسترش مدرنیته رابطه تنگاتنگ‌تری برقرار می‌کند(تاملینسون، 72:1381). در موضع مشابه با رابرتسون و هاروی از دید وی نیز جهانی شدن فرایندی عقلی و روند طبیعی حیات بشر بوده و امری تدریجی و تکامل پذیر است که تمامی جوامع را دربرمی گیرد. او جهانی شدن را شتاب بخشیدن به مدرنیته ای می داند که بواسطه آن نظم سنتی زمان از مکان گسست و در جنبه های فرهنگی و اجتماعی بویژه وجه جهانی و فراگیر نمایان ساخت به زعم وی این گسترش لزوما با افزونی آگاهی صورت می گیرد (پورحسن درزی، 1388: 48). وی در این میان برای ارتباطات نوین و رسانه‌های عصر مدرن نقش بسزایی در تحول روابط زمانی – مکانی و افزایش گستره تجربیات با واسطه انسان‌ها قائل است که در تبیین ذات جهانی ساز مدرنیته بسیار کارگشا است.
بین دیدگاه رابرتسون، گیدنز و دیوید هاروی از جهت تاکید بر جهانی شدن به عنوان محصول و پیامد مدرنیته پیوندهایی وجود دارد. هاروی نیز یکی از پیامدهای مدرنیته را گسترش روابط اجتماعی و تحول در مفهوم و نظم زمان و مکان تلقی می کند و ویژگی اساسی جهانی شدن را همین سیالیت و مفهوم جدید زمان و فضا برمی شمارد. گیدنز و هاروی بر جنبه های اجتماعی و فرهنگی بسیار بیشتر از جنبه اقتصادی جهانی شدن تاکید دارند اما هر دو به وجه اجتماعی و نهادهای اجتماعی بیش از ساحت فرهنگی علاقه نشان داده اند. رابرتسون برخلاف آن دو به توجه بیشتر به جنبه فرهنگی معتقد است و تصریح می کند بدون فهم قلمرو فرهنگ و حوزه اجتماعی نمی توان سرشت پیچیده و اسرار گونه جهانی شدن را درک نمود. از اینرو در جهانی شدن نقش برجسته و نخستین را نه برای عنصر اقتصاد یا رابطه و نظم جدید که برای آگاهی قائل است.
اما رابرتسون در کنار آگاهی، عنصر استقلال و اراده را نیز لحاظ می کند و متذکر می شود که جهانی شدن متاثر از اراده جوامع مستقل از هرگونه موجبیت تاریخی یا منطق تراکم سرمایه بوده و لذا به یکسان سازی و یکپارچگی جهانی نمی انجامد بلکه بیشتر به آگاهی روزافزون انسانها از نیاز متقابل به یکدیگر در حوزه فرهنگی و اجتماعی می انجامد(هاروی و رابرتسون به نقل از پورحسن درزی، 1388: 49). واترز نیز تصریح می نماید که جهانی شدن الزاما به معنی همگون سازی یا ادغام نیست و صرفا به معنای ارتباط بیشتر و سرزمین زدایی افزون تر است(واترز به نقل از مونژ، 1387: 774). اما مانوئل کاستلز پیشرفته‌ترین مرحله جهانی شدن را شکل‌گیری و پیدایش «جامعه شبکه‌محور» می نامد که ویژگی آن درهم‌تنیدگی اقتصادهای ملی در سطح جهانی و دگرگونی بنیادی در رابطه اقتصاد، دولت و جامعه است. به بیان وی آنچه به این جامعه جدید ویژگی می‌بخشد، سرمایه‌داری کاملاً بازسازی‌شده انعطاف‌پذیر و سیال است (کاستلز، 1380: 18).

                                                    .