رشته حقوق

دنیا و آخرت

دانلود پایان نامه

ب: علم به معنای عام:
قرآن کریم می‏فرماید: «هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ» ( زمر : 9 ) «آیا کسانی که می‏دانند و کسانی که نمی‏دانند برابرند.»
به نظر می‏رسد مقصود از «علم» در این آیه مطلق علم و دانش است که شامل همه اقسام علم مفید می‏شود.و در آیه دیگر می‏فرماید: «یرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» ( مجادله : 11 ) «خدا کسانی از شما را که ایمان آورده‏اند و کسانی را که به آنان دانش داده شده، به رتبه‏هایی بالا می‏برد.». در این آیه نیز «ایمان و علم» به عنوان دو معیار جداگانه برای برتری افراد شمرده شده است. از این جداسازی روشن می‏شود که خود «علم» موجب فضیلت افراد است، و این علم مقید به الهیات نشده است، پس مطلق است و شامل همه دانشمندان می‏شود. و در آیه دیگر می‏فرماید: «انمَا یخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» ( فاطر : 28 ) «از میان بندگان خدا، فقط دانشوران از او هراس دارند.» در این آیه نیز از دانشورانی یاد شده که نشانه‏های خدا را می‏شناسند و عظمت و مقام او را در می‏یابند از این رو از نافرمانی او هراسناکند، امّا جالب این است که بخش قبلی آیه فوق و آیه قبل از آن سخن از نشانه‏های خدا در صحنه طبیعت همچون نزول باران، رویش میوه‏های رنگارنگ، جاده‏های کوهستانی رنگارنگ و انسانها و جنبندگان و دام‏ها با رنگ‏های مختلف است، سپس از دانشمندان فوقالذکر یاد می‏شود. این مطلب نشان می‏دهد که مقصود از علم، دانشوران در این آیه، علوم طبیعی نیز هست، یعنی دانشمندانی که از طبیعت‏شناسی به خداشناسی می‏رسند.
نکته مهمّی که در باب مفهوم علم در قرآن باید به آن اشاره کرد این است که در قرآن کریم واژه «علم» به صورت جمع به کار نرفته؛ زیرا علم یکی بیش نیست و آن شناخت حقّ تعالی و آثار و آیات بی‏کران اوست که در آفاق و انفس پراکنده شده و جلوه نموده است، و شالوده آن شناخت آیه‏ای است که همه امکانات ادراکی انسان را برای تأمین و نیل به هدف خلقت سازمان‏دهی می‏کند و انسان را نظراً و عملاً به پیش می‏برد.( جوادی آملی، 1374 : 156 ).
در قرآن کریم دو کارکرد عمده برای علم معرفی شده است: نخست معرفت الهی با ثمراتی که در پی دارد. و دیگر تسخیر طبیعت به منظور بهره‏برداری مادی. در واقع علم هم حیات مادی را آباد می‏کند، و هم مایه حیات معنوی است. «سَخَّرَ لَکُم ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الأَرضِ جَمیعا مِنهُ آن فِی ذالِکَ الآیاتٌ لِقومٍ یَتفکّروُن»(جاثیه: 13) (آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعاً در این [امر] برای مردمی که می‏اندیشند نشانه‏هایی است) و بسیاری دیگر از آیات شریفه قرآن مانند لقمان: 20، زخرف: 12 و 13، اعراف: 10، قصص: 73 و روم: 46.
علاوه بر کارکردهای اشاره شده، در قرآن برای علم آثاری نیز ذکر شده است که مختصراً عباتند از :
1. کشف قوانین طبیعی: «وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنینَ وَ الحِسابَ»(یونس: 15)، (اسراء: 12)
2. توحید ذاتی: «فَلا تَجْعَلوُا لِلّهِاندادا وَ انتُم تَعلَمون»(بقره: 22)، (آل عمران: 18)
3. تذکر و یاد پروردگار: «فَاِذا أَمِنتُم فَاذْکُروا اللّهَ کَما عَلَّمَکُم ما لَم تَکوُنُوا تَعلَمون» (بقره: 239)
4. عبادت و عبودیت: «آن تَصُومُوا خَیرٌ لَکُمْ آن کُنتُمْ تَعلَمُون» (بقره: 184)، (بقره: 280)، (انفال: 27)، عنکبوت: 29) و 34)، (جمعه: 9)، (شعراء: 132)
5. توجّه به آنچه نزد خداست: «انما عِندَاللّهِ هُوَ خیرٌ لَکُم آن کُنتُم تَعلَمُون» (نحمل: 95)
6. توحید در مالکیت خداوند: «لِمَنِ الأرضُ وَ مَن فیها آن کُنتُمْ تَعلَمُون»(مؤمنون: 84)
7. درک حضور و تعظیم خداوند تبارک و تعالی: «هُوَ یُجیرُ وَ لا یُجارُ عَلَیه آن کُنتُم تَعلَمُون»(مؤمنون: 88)، (علق: 14)
8. تسلیم قضای الهی شدن: «آن اَجَلَ اللّهِ إِذا جَاءَ لاَ یُؤَخَّرُ لَو کُنتُم تَعلَمُون» (نوح: 4)
9. شناخت حقّ و باطل: «لِیَعلَمَ الَّذینَ اوتُوالعِلْمُ انه الحق مِن رَبِّکَ» (حج: 54)، (حج: 62)، (بقره: 26 و 44)، (عنکبوت: 41)
10. درک حقیقت دنیا و آخرت: «وَ مَا هَذِهِ الحَیوهِ الدُّنیا اِلاَّ لَهوٌ وَ لَعِبٌ وَ آن الدّارَ الآخرهَ لَهِی الحَیَوان لَو کانوا یَعلَمُون»(عنکبوت: 64)
11. درک ارزش و عظمت خویشتن: «وَ لَبِئسَ ماشَروا بِه انفُسَهُم لَو کانوا یَعلَمُون» (بقره: 102)، (حشر: 19)
12.ترک اصرار بر گناه: «وَ لَم‏یَصِّروا عَلی ما فَعَلُوا وَ هُم یَعلَمُون»(آل عمران: 135)
13. خشوع: «انما یَخشَی اللّهُ مِن عِبادِه العُلَماءُ»(فاطر: 28) و (اسراء: 107 و 109)
14. امید به رحمت پروردگار: «أمَّنْ هُوَ قانتٌ ءَاناءَالَّیلِ ساجِدا و قَائِما یَحْذَرُ الأَخِرَهَ وَ یَرجُوا رَبِّهِ قُل هَلْ یَستَوِی الَّذینَ یَعلَمُونَ وَالَّذینَ لاَ یَعلَمُون» (زمر: 9)
15 و 16. تواضع و بلند مرتبگی: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اذَا قیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فی الْمجلِسِ فَافْسَحوا یَفسَحِ اللّهُ لَکُم و إِذا قیلَ…»(مجادله: 11)
این موارد آثار و ثمرات علمی است که با طرح جامعِ شناخت قرآنی حاصل می‏شود و چنان‏که روشن است همه جلوه‏های کمالانسانی را می‏نمایانند و حکایت‏گر حیات حقیقی هستند. (مظاهری سیف، 1388 : bashgah.net ).دین اسلام و قرآن همواره به علم دعوت نمودهاند. علّامه طباطبائی‏(ره) پس از اشاره به آیاتی که از علم تجلیل می‏کند، در مورد دعوت قرآن به علوم مختلف می‏نویسند:«قرآن مجید در آیات بسیاری به تفکّر در آیات آسمان و ستارگان و اختلافات عجیبی که در اوضاع آنها پدید می آید و نظام متقنی که بر آنها حکومت می‏کند دعوت می‏کند. و به تفکّر در آفرینش زمین و دریاها و کوه‏ها و… به تفکّر در آفرینش شگفت‏آور نبات [= گیاهان‏] و نظامی که در زندگی آنان جریان دارد… به تفکّر در خلقت خود انسان و اسرار و رموزی که در ساختمان وجودش نهفته و… و بدینترتیب به تعلّم علوم طبیعی و ریاضی و فلسفی و فنون ادبی و بالاخره همه علومی که در دسترس فکرانسانی است و تعلم آنها به نفع جهان بشری و سعادت بخش جامعهانسانی می‏باشد دعوت می‏کند.آری قرآن مجید به این علوم دعوت می‏کند به این شرط که به حقّ و حقیقت رهنما قرار گیرند و جهان‏بینی حقیقی را که سرلوحه آن خداشناسی می‏باشد در برداشته باشند.»( طباطبائی، 1386 : 94 )
4-3- مبانی و اصول تولید علم در علوم سیاسی از منظر معرفتشناسی
دراندیشه غربی تنها راه شناخت، خرد انسان و حواس پنج گانه است و راههای ممکن دیگر شناخت انکار میشود. (نصر، 1386 : 12) یعنی در علم غربی از طریق حواس پنج گانه نسبت به گزارهها آگاهی پیدا می کنیم. به تعبیری می فهمیم که گزارهای وجود دارد. پس از آگاهی به سمت شناخت آن گزاره حرکت می کنیم و نتیجه این شناخت علم نسبت به آن گزاره میشود. در این فرآیند، اندیشه غربی به غیر از عقل خود بنیاد و حواس پنج گانه هیچ راه دیگری را برای شناخت معتبر و صحیح نمیداند. مکاتب تجربی افراطی‏ای چون پوزیتیویسم، که کم و بیش بر تمامی مکاتب و دیدگاه علمی امروز (و از جمله علومانسانی) سلطه دارند، شناخت علمی انسان را به شناخت‏ حسی و تجربی محدود نموده و دخالت هرگونه شناخت فلسفی و فراتجربی را در فرآیند علم انکار می‏کنند. بنابر تئوری پوزیتیویسم، جای بحث و پژوهش علمی و یقین‏آور پیرامون مسایل ماوراء طبیعت ‏باقی نمی‏ماند و همه مسایل فلسفی پوچ و بی‏ارزش تلقّی می‏گردد. این دیدگاه که شناخت‏های علمی را صرفاً حسی و تجربی دانسته و آنها را نیازمند هیچ‏گونه زیربنای فلسفی و ماوراء طبیعی نمی‏داند، پیامدهای متعدّد و گوناگونی برای علم در پی دارد، که یکی از آنها ایجاد شقاق و جدایی قاطع میان معارف دینی و فلسفی از یک سو و شناخت‏های علمی و تجربی از سوی دیگر است.( دانشنامه رشد، 1389 : daneshnameh.roshd.ir ) بنابراین در غرب، وحی هیچگاه منبع شناخت قرار نمیگیرد. شاید بتوان این مبحث در شناخت را مهمترین وجه تمایز میان علم غربی و سکولار و علم دینی و اسلامی دانست. « حال اگر به مبانی علومانسانی بر اساس نگاه اسلامی بپردازیم خواهیم دید که هسته معرفتی علومانسانی- اسلامی مبتنی بر منابع دیگری است که علومانسانی متعارف فاقد آن است و آن اتصال به منبع وحی است که باعث شکل دادن هسته معرفتی علوم اسلامیخواهد شد. بنابراین میتوان گفت تمایز مهم بین علومانسانی متعارف و علومانسانی مبتنی بر نگاه اسلامی آن است که در علومانسانی – اسلامی، هسته اصلی معرفتشناسی مبتنی است بر منبع وحی و حدیث که با استفاده از عقل و اجتهاد میتوان این هسته را شناخت و به لایههای دیگر معرفتشناسی که در سطوح بالاتر به روششناسی علومانسانی-اسلامیخواهد رسید، دست یافت.» (کانون گفتمان قرآن، 1388 : askquran.ir )

مطلب مشابه :  وسایل ارتباط جمعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید