عسگراف، «آغاز عصر آهن در ماورای آمودریا»، تاریخ تمدن‌های آسیای مرکزی، بخش 2، ج2، ص 326.
نرشخی، تاریخ بخارا، ص 32- 33 ؛اگرچه این رویدادها مربوط به اواخر دورۀ ساسانیان و در محدودۀ زمانی بین فروپاشی کوشانیان تا فروپاشی ساسانیان (سده‌های پنجم تا هفتم میلادی) است، اما به گونه‌ای بیان‌کنندۀ حضور همیشگی مهاجمان به عنوان عامل تأثیرگذار در شکل‌گیری شهر، ویرانی شهر و زندگی شهری این دیار است.
نرشخی، تاریخ بخارا، ص8.
چنان که در توضیح پیرامون بازشناسی معنای شهر در سغد و معنای «گَوَ سغد» در متون دینی زرتشتیان (مانند وندیداد) اشاره شد، شکل‌گیری هستۀ نخستین شهرهای این دیار با استقرارهای موقتی و سپس دائم نخستین دستۀ کوچندگان در ارتباط بوده است. این منطقه همواره در معرض هجوم‌های کوچ‌رو‌های شرقی بود که به تدریج میل به استقرار موقت پیدا می‌کردند و این امر حتی در دوران اسلامی نیز نمونه‌های بسیاری دارد وشهرهای خراسان از مهم‌ترین پایگاه‌های مورد توجه این کوچ‌روهای متمایل به یک‌جانشینی بوده‌اند.
فرای، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص 21.
شاهراه موسوم به ترونک (Grand Trunk Road)، مورد استفادۀ سپاهیان اسکندر بوده است. برای گذشتن از سفلای رود سغد و حرکت به سوی کوه‌های جنوبی جیحون. در زمان حملۀ اسکندر و زمانی که بسوس از طرف داریوش سوم بلخ را اداره می‌کرد بزرگان سغدیانا، اخیارتس و اسپی‌تامنس (Oxyartes & Spitamenes) از بسوس حمایت کردند اما اسکندر بر متحدان پیروز شد و مدتی اسپی‌تامنس به پیرامون بخارا یعنی سفلای رود سغد عقب نشست؛ دانی و برنارد، «اسکندر و جانشینانش در آسیای مرکزی»، ج2، بخش 1، ص 67. بدین سان مشخص می‌شود که پیرامون بخارا سکونتگاه و حتی دارای ارزش نظامی و دفاعی و پراهمیت بر سر شاهراه شمالی- جنوبی بوده است.
فرای، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص 22؛ رضا، «بخارا»، ص 430.
نرشخی، تاریخ بخارا، ص29 و حواشی مدرس رضوی ص 199- 200. دربارۀ بازار ماخ و نقش آن در گسترش شهر به عنوان هستۀ مرکزی شهر ویهارا (بخارا) در ادامه توضیح داده خواهد شد. این بازار بت فروشی کاملاً جایگاه پیوند نهاد مذهب (معبد- بت‌خانه و سپس آتشکده و مسجد= مغاک عطار)، اقتصاد (بازار بت‌فروشی و بازار ماخ دوران اسلامی) و سیاسیت، (نقش حکومتی بخارخدات‌های پیش از اسلام) بوده است، برخی آن را برگرفته از واژۀ «ماه» به معنای «قمر» و ماه به کار رفته در نام شهرها دانسته‌اند، ر.ک: بارتولد، «بخاری»، دایرهالمعارف الاسلامیه، ص 407.
فرای، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص22- 23.
Alpi Gau = علف گاو (؟)
محمد جان‌اف، «اقتصاد و نظام اجتماعی در آسیای مرکزی در دورۀ کوشان»، تاریخ تمدن‌های آسیای مرکزی، بخش 2، ج2، ص 41-45. محمد جان‌اف به تولید پنبه اشاره نکرده است. به احتمال قوی پنبه، پشم و کرک بایستی از تولیدات مهم این منطقه باشند. دلیل آن در شهرت این شهرهاست به تولید انواع پارچه‌ها مانند کرباس و یا پارچه‌ای بومی به نام زندیجی از شهر زندنه در دورۀ اسلامی.
سکه‌هایی که ضرب شده با نام هیرکودس (Hyrcodes) شهرت دارند. روی سکه نیم‌تنۀ حاکم و بر پشت آن تصویر یک اسب با ایزدزن به صورت ایستاده نقش شده است. محمد جان‌اف،«اقتصاد و نظام اجتماعی در آسیای مرکزی در دورۀ کوشان»، تاریخ تمدن‌های آسیای مرکزی، بخش 2، ج2، ص 53- 54. چنان که در بخش مربوط به مبادلات پولی سامانیان بیان خواهد شد، منظور همان ضراب‌خانه‌ای است که در دیوان خراج (مسجد جامع قتیبه بن مسلم در کهندژ) قرار داشته است. اما بازار ماخ هم به عنوان جایگاه نخستین سکه‌خانه معرفی شده است.
فرای، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص 25.
همان، ص 28.
همچنین ر.ک: نرشخی، تاریخ بخارا، ص 32- 33.
نرشخی، تاریخ بخارا، ص 29.
تأسیس این بازار می‌توانست اهداف گوناگونی را دنبال کند. نخست آن که بازار و نقش مذهبی آن کاملاً رویکرد حکومتی داشته‌اند. دوم آن که تأسیس آن، به احتمال در پیوند با تأسیس شهر جدید بخارا بوده است. برای جلب توجه ساکنان شهرهای پیرامون به آن جا. سومین هدف نیز به احتمال در راستای شکوفایی تجاری بخارا باشد برای جلب توجه بازرگانان شهرها و سرزمین‌های پیرامون آن به ویژه آن که در این زمان (که تاریخ دقیقی نمی‌توان برایش تعریف کرد) آیین بودایی تا بخش‌های شرقی خراسان گسترش یافته بود.
نرشخی، همان، ص 30.
اصطخری، مسالک و ممالک، ص 240.
کشکثه (کثکثه) «مردمانی بودند با حرمت و قدر و منزلت و در میان اهل بخارا، ایشان را شرف زیاده بودی و ایشان از دهقانان نبودند، غربا بودند اصیل و بازرگانان بودند و توانگر بودند»: نرشخی، تاریخ بخارا، ص 42. دربارۀ جایگزینی اعراب در شهر بخارا و تخلیۀ این شهر از متمولان ساکن در شهر برای اسکان اعراب ر.ک: نرشخی، همان، ص 73.
از آن میان برای آگاهی از ویرانی‌ها و بازسازی‌های این دیوار تا سدۀ هفتم قمری ر.ک نرشخی، تاریخ بخارا، ص 32- 36 که وی و مترجم و تلخیص‌کنندۀ کتاب او، تحولات باروی ارگ را بیان کرده‌اند.
بارتولد، ترکستان‌نامه، ج1، ص 260.

                                                    .