در دسترس بودن

در دسترس بودن

کرکوود الاهیات در دسترس بودن را در ماجرای زنده کردن دختر مرده و شفای زن مستحاضه جستجو می‌کند و بیان می نماید که عیسی مسیح با وجود گرفتاری بسیار، به عمد خود را در دسترس قرار می داد و حتی به کم اهمیت ترین فرد جامعه نیز خدمت می کرد. داستان از آنجا آغاز می شود که رئیس یک کنیسه نزد عیسی مسیح می آید و از او درخواست شفای دختر بیمارش را دارد. در میانه راه زن بیماری ایشان را همراه با جمعیت کثیر مردم می بیند: «آنگاه زنی که مدت دوازده سال به استحاضه مبتلا گشته و تحت مراقبت اطبای متعدد به رنج های فراوانی تن داده بود، همه اموالش را صرف نموده، ولی فایده ای نکرده بلکه بدتر شده بود. وقتی وی خبر آمدن عیسی را شنید، خود را به میان جمعیت رسانید و ردای عیسی را لمس نمود، زیرا تصور می کرد: اگر حتی لباس عیسی را لمس کنم، هر آینه شفا یابم. در همین لحظه خون او خشک شده، دانست که از آن بلا صحت یافته است. ناگهان عیسی متوجه شد که قدرتی از او صادر گشته است، پس روی به جماعت کرد و گفت: چه کسی لباس مرا لمس نمود؟ شاگردانش بدو گفتند: می بینی که مردم بر تو ازدحام می نمایند! چگونه می گویی که کیست مرا لمس نموده؟! عیسی به اطراف خود می نگریست تا کسی که این کار را کرده، پیدا کند. آن زن چون دانست که چه بر وی گذشته، ترسان و لرزان آمد و نزد عیسی به روی زمین افتاده، تمام حقیقت را به وی بازگفت. عیسی به او گفت: ای دختر! ایمانت تو را شفا داده است. به سلامتی برو و از بلای خویش رستگار باش. عیسی هنوز سخن می گفت که افرادی از جانب خانه رئیس کنیسه آمده، گفتند: دخترت فوت شده؛ دیگر برای چه استاد را زحمت می دهی؟ عیسی که سخنان ایشان را شنید، رو به رئیس کنیسه گفت: مترس، ایمان آور و بس! عیسی به جز پطرس و یعقوب و یوحنا برادر یعقوب، به هیچ کس اجازت نداد که به دنبال او بیاید. هنگامی که ایشان به خانه رئیس کنیسه رسیدند، جمعی شوریده دیدند که گریه و نوحه بسیار می نمودند. پس عیسی داخل شده، بدیشان گفت: چرا غوغا و گریه می کنید؟ دختر نمرده بلکه در خواب است. ایشان حرف عیسی را به سُخره گرفتند. عیسی همه را بیرون کرده و به همراه پدر و مادر دختر و یارانی که با ایشان بودند به جایی که دختر خوابیده بود، داخل شد. عیسی دست دختر را گرفته، به وی گفت: ای دخترک، تو را می گویم برخیز. درآن دختر برخاسته، راه رفت. (این دختر دوازده سال سن داشته است) افراد حاضر بی نهایت متعجب شدند. پس عیسی به ایشان به تأکید بسیار فرمود: کسی از این امر مطّلع نشود.»
متبرک کردن کودکان با وجود مشغله:
مثال دیگر کرکوود از توجه ویژه عیسی مسیح به کودکان می باشد زمانی که مادارن ایشان، علیرغم ممانعت یاران مسیح، بچه های خود را برای تبرک نزد عیسی می آوردند، و در این هنگام مسیح تعالیم خود را قطع می نمود و بچه ها را در آغوش گرفته، آنها را متبرک می کرد. این توجه تا حدی بود که عیسی مسیح ملکوت الهی را متعلق به این کودکان می دانست. پیام این کار مسیح برای همه مراقبت کنندگان این است که باید در همه حال آماده و در دسترس برای همه مردم باشند.
3.الاهیات پاسخگویی
نویسنده کتاب مراقبت های شبانی در بیمارستان، گزارش هایی از متی، مرقس و لوقا اظهار می دارد که چرا مسیح باید رنج بکشد و بمیرد و باز از میان مردگان برخیزد. او ادامه می دهد: عبارتِ «مسیح باید به اورشلیم بیاید» در همه این گزارش ها وجود دارد؛ این عبارت نشان‌دهنده نوعی جبر است. این جبر حاکی از نوعی پاسخگویی و مسئولیتی است که خود مسیح آن را در توصیف یک شبان نیکو بیان می کند. این تعلیمی است که مسیح آن را در مورد خودش به کار بسته است: «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان می نهد.» چوپان خوب مسئول امنیت گوسفندان و پاسخگو در برابر صاحب گوسفندان است. چوپان خوب آنقدر پاسخگویی اش بالا است که ممکن است تا حد فدا کردن جان خود پیش برود، و مسیح همین کار را تا پای جان انجام داد.
کسانی که با عنوان مراقبت‌های شبانی به مردمی که در حال رنج هستند، خدمات ارائه می کنند، معنای پاسخگو بودن در برابر خدا را از مسیح آموخته اند. آنها از قید خودخواهی و از خودرضایتی رهایی یافته اند و می خواهند تا پای جان به چوپانیِ گوسفندان خدا بپردازند.
4.الاهیات مراقبت
یکی از ویژگی های مشخص در زندگی عیسی مسیح، از نظر کرکوود، مراقبت‌های اوست؛ کسی که دلسوزی، دغدغه و همدلی خود را در ارتباط با هر کسی نشان می دهد. کرکوود پس از ذکر این ویژگی، به سراغ صحنه مشهور داوری عیسی رفته و آنرا به عنوان یک نمونه از این ویژگی معرفی می نماید: «زمانیکه پسر انسان همراه با جمیع ملائکه مقدس، با شکوه و عظمتش وارد شده و بر کرسی عزت خود خواهد نشست، جمیع امت ها در حضور او جمع شوند. او آنها را از همدیگر جدا خواهد کرد، آنگونه که چوپان گوسفندان را از بزها جدا می کند. گوسفندان را در سمت راست و بزها را در سمت چپ خود قرار خواهد داد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست خود خواهد گفت: ای برکت یافتگان از پدر من، بیایید و ملکوتی را که از ابتدای عالم برای شما آماده شده است، به میراث گیرید؛ زیرا زمانی‌که گرسنه بودم مرا طعام دادید، تشنه بودم سیرآبم نمودید، غریب بودم مرا جا دادید، عریان بودم مرا پوشاندید، مریض بودم از من مراقبت کردید، در حبس بودم به عیادتم آمدید. آنگاه عادلان به پاسخ گویند: ای خداوند! کی گرسنه‌ات دیدیم تا طعامت دهیم؟! کی تشنه ات یافتیم، تا سیرآبت نماییم؟! یا کی تو را غریب یافتیم تا تو را جا دهیم یا عریان تا بپوشانیم؟! و کی تو را مریض یا محبوس یافتیم تا عیادتت کنیم؟! پادشاه در جواب ایشان خواهد گفت: هر آینه به شما می گویم، هرآنچه که برای یکی از کوچکترین برادران و خواهران من انجام دادید، به من روا داشته اید. سپس اصحاب طرف چپ را خواهد گفت: ای ملعونان، از من دور شوید و در آتش جاودانی که برای ابلیس و یاران او مهیا شده است، داخل شوید. زیرا زمانیکه گرسنه بودم مرا خوراک ندادید، تشنه بودم مرا آب ندادید، غریب بودم مرا جا ندادید، عریان بودم مرا نپوشاندید، مریض و مبحوس بودم عیادتم ننمودید. پس ایشان به پاسخ گویند: ای خداوند! کی تو را گرسنه یا تشنه یا غریب یا برهنه یا مریض یا محبوس دیده، خدمتت نکرده ایم؟! آنگاه در جواب ایشان خواهد گفت: هر آینه به شما می گویم، هر آنچه که از این برادران کوچکم دریغ کردید، از من دریغ نمودید.» این بند به خوبی و آشکارا نشان می دهد در صورتی که مراقبتی واقعی از دورترین نیازمندان در جامعه خود نداشته باشیم، شایسته ملکوت خدا نخواهیم بود.
جایگاه اخلاق در مراقبت:
کرکوود نمونه های دیگری را نیز از اخلاق مراقبت در انجیل لوقا نقل می کند: «چون همه باجگیران و گناهکاران به نزد عیسی می آمدند تا کلام او را بشنوند، زهدفروشان و معلمان همهمه کنان می گفتند: این شخص، گناهکاران را می پذیرد و با ایشان غذا می خورد. پس عیسی برای ایشان این مَثل را زد: کیست از شما که صد گوسفند داشته باشد؛ یکی از آنها گم شود و نود و نه را در صحرا نگذارد و به دنبال گمشده نرود تا آن را بیابد؟ پس چون آن را یافت، به شادی بر دوش خود بگذارد، و به خانه آمده، دوستان و همسایگان را بطلبد و بدیشان بگوید با من شادی کنید زیرا که گوسفند گمشده خود را یافته ام. به شما می گویم که وقتی یک گناهکار از گناه خود توبه می کند، به مراتب شادی افزون‌تری در آسمانها رخ می نمایاند، بیشتر از آنچه که برای نود و نه عادل بی نیاز از توبه اتفاق می افتد. یا زنی را تصور کنید که ده درهم داشته باشد؛ هرگاه یک درهم گم شود، چراغی افروخته، خانه را جاروب کند و به دقت تفحص نماید تا آن را بیابد و چون یافت، دوستان و همسایگان خود را جمع کرده، می گوید: با من شادی کنید زیرا که درهم گمشده را پیدا کرده ام. بدین ترتیب به شما می گویم که فرشتگان خدا به سبب توبه یک خطاکار به شادی می پردازند.»
نقش دلسوزی در مراقبت:
در کتاب مقدس موارد بسیاری یافت می شود که از مراقبت دلسوزانه عیسی مسیح سخن به میان می‌آورد: در جایی آمده است که او جمعیتی را دید که احساس کرد چونان گله ای بدون چوپان رها شده اند، پس برایشان غمخواری نمود. نمونه دیگر دغدغه گرسنگانِ بدون غذاست. نمونه بعدی در کامل کردن وظیفه مراقبت است، جایی که ارواح خبیثه را از بدن مردی بیرون می کند. نمونه بعد، زن خطاکار است که عیسی در مورد او آنقدر به مراقبت ادامه داد تا اینکه حقیقت را پذیرفت. مورد دیگر در یوحنا است که مسیح می‌گوید غذای من آن است که از مردم مراقبت کنم: «و شاگردان از او خواهش نموده، گفتند: ای استاد! چیزی تناول کنید. عیسی بدیشان گفت: من غذایی دارم که بخورم لکن شما از آن خبر ندارید. شاگردان به یکدیگر گفتند: شاید کسی برای او خوراکی آورده باشد! عیسی بدیشان گفت: خوراک من آن است که خواهش فرستنده خود را به عمل آورم و کار او را به انجام رسانم.»
کرکوود پس از ذکر نمونه هایی از منش عیسی در مراقبت، اینگونه نتیجه می گیرد که اولا مراقبت هیچ پیش شرطی ندارد، ثانیا روح مراقبت با انگیزه های فرقه ای و امثال آن نابود می شود، و ثالثا حضور در ملکوت خدا بدون آن امکان پذیر نیست.
5.الاهیات حساسیت
شناخت برخی نیازها ساده اند، اما توجه به نیازهایی که برای فرد نیازمند، مهم‌تر به نظر می آید، امری کاملا متفاوت است. الاهیات حساسیت تکیه بر شناخت نیازهای پنهان و واقعی فرد دارد. در متی میزان حساسیت مسیح اینگونه نشان داده می شود: «و هرگاه کسی تو را مجبور کرد یک مایل مسافت طی کنی، دو مایل با او همراه شو.» در جای دیگر عیسی با حساسیت زیادی اجازه می دهد که مریم رطلی خواهر ایلعاذر به او آنطور که خود مایل است احترام کند و پاهای او را با عطر بشوید. نمونه دیگر جایی است که مسیح درمی یابد که شمعون دوست دارد به او محبت کند و از او درخواست می کند که بره هایش را خوراک دهد و گوسفندانش را شبانی کند.
نویسنده کتاب مراقبت های شبانی در بیمارستان، نمونه های حساسیت عیسی را به این نکته ختم می‌کند که مسیح همواره تلاش زیادی می کرد که احساسات درونی و نیازهای پنهان افراد را درک کند وحتی به کمترین نیازهای ایشان نیز توجه می نمود.
6.الاهیات اطاعت
آنچه کرکوود در این الاهیات به دنبال آن می گردد، نشان دادن اطاعت مطلق مسیح در رسیدن به رستگاری است. وی در اینجا می نویسد: از کتاب اشعیا به بعد مرتب می خوانیم که خدا ماشیح را فرستاد تا مردم را شفا دهد و نجات بخشد: «روح خداوند یهوه بر من است زیرا خداوند مرا مسح کرده است تا مسکینان را بشارت دهم و مرا فرستاده تا شکسته دلان را التیام بخشم و اسیران را به رستگاری و محبوسان را به آزادی ندا کنم» نمونه دیگر آن در کتاب یوحناست: «محبت خدا به جهان آنقدر زیاد بود که پسر یگانه خود را عطا نمود تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد» توضیح آنکه تجسد عیسی مسیح صرفا به هدف رستگاری بشر بوده است. حیات و فعالیت مسیح برگرفته از اطاعت مطلق در راه این مأموریت است. او هرگز از این اطاعت شانه خالی نکرد و همواره در برابر آن پاسخگو و مسئول خدا بود. او این پاسخگویی را با اطاعت مطلق از خدا نشان داد.
راه‌های بسیاری وجود داشت که مسیح از طریق آنها از صلیب بگریزد؛ مثلا می توانست به اورشلیم برود، یا دوازده تن یاران خود را تحقیر و انکار کند. او راه‌های زیادی داشت که خود را از مصلوب شدن برهاند: «آیا گمان می بری که نمی توانم از پدر خود درخواست کنم و او درآن بیش از دوازده فوج از ملائکه را برای من حاضر سازد؟ لیکن در این صورت چگونه کتب مقدس کامل گردند و بنویسند که اینچنین می بایست اتفاق بیفتد؟» اما تعهد و دلبستگی او به مأموریت الاهی اش بر هر چیزی که می دانست باعث سختی او خواهد شد، مقدم بود.
پاسخگویی به نیاز دردمندان:
به همین معناست که می‌گوییم ما باید مأموریتی را که مسیح به ما سپرده است در قبال دردمندان و نیازمندان انجام دهیم. پولس می گوید که مسیح به هر یک از ما به ازای انجام این فعالیت (شبانی) هدیه‌ای می‌دهد. این هدیه ها برای آن است که این فعالیت شبانی که از جانب خدا برای هر فرد مسیحی مقرر گردیده، به درستی اطاعت شود. حقیقت آن است که این اطاعت از مأموریتی است که مسیح آن را از خدای پدر دریافت کرده است؛ چرا که ارسال عیسی مسیح به زمین، محبت خدا به این جهان را نشان می دهد. در این صورت است که ما می توانیم مطمئن باشیم، فعالیت شبانی‌مان در واقع انجام دادن فعالیت‌هایی به جای خدا و اطاعت از امر الاهی است. در این معنا عیادت کننده از بیمار یا رسیدگی کننده به انسان دردمند کسی است که خدا او را فراخوانده تا به موقعیتی وارد شود که در آن انسانیت دچار رنج و آسیب شده است و این کار همان اطاعت از خداست.
7.الاهیات شهادت دادن
مهم‌ترین رسالت مسیح در کلیسا موعظه، تعلیم و تعمید همه ملت‌ها بوده است: «پس بروید و همه امت ها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم خدا، پسر و روح القدس تعمید دهید و ایشان را تعلیم دهید تا همه اموری که به شما حکم کرده ام را حفظ کنند. به طور حتم من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما خواهم بود.» حقیقت دیگری که کرکوود مطرح می کند این است که مسیح در روز عروجش گفت پیروانش باید شهادت دهند؛ شهادتی که می تواند در اشکال مختلف ظهور پیدا کند. یکی از اشکال شهادت دادن می تواند با لفظ و زبان باشد، اما آنچه در طول قرن‌ها دیده شده، آن است که افراد فراوانی تنها با دیدن الگوی زندگی یک انسانِ مسیحی به مسیحیت گرویده اند. مثلا یک دزد بر پایه صلیب می تواند نجات پید اکند؛ نجاتی که از راه موعظه و زبان مسیح نیست، بلکه از راه مشاهده مرگ، عشق و دلسوزی مسیح حتی در هنگام مرگ است، آن زمان که عیسی گفت: «خدایا آنها را ببخش، چرا که ایشان به آنچه انجام می دهند، جاهلند» در اینجا رومیان در پای صلیب گفتند: «این مرد حقیقتا مرد درستکاری است.»
معنای شهادت را می توان در کلام مسیح جستجو کرد، زمانی که شهادت دادن را به «نور» یا «نمک» تشبیه نمود: «شما نمک جهانید! لیکن اگر نمک فاسد گردد و صفت نمک بودن را از دست دهد، به کدام چیز باز نمکین شود؟ دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون افکنده و پایمال مردم شود. شما نور عالمید. شهری که بر کوهی بنا شود، نتوان پنهان کرد.» کسی که برای عیادت به بیمارستان می رود، به منزله نوری است که دل همه بیماران، وابستگان، پزشکان و کارکنان بیمارستان را روشن می کند. کسی که روان یک دردمند را نوازش می کند نیز، در حقیقت دل شخص دردمند و اطرافیان او را روشن می سازد. این همان شهادت مؤثری قلمداد می شود که ملکوت ابدی را خواهد ساخت، این همان شهادتی است که مردم را به مسیح دعوت خواهد کرد.
8.الاهیات خدمتگزاری
به اعتقاد کرکوود، عیسی مسیح در تمام مراحل پیامبری خود نقش خدمتگزاری را به خوبی ادا نمود. او در این مورد می نویسد: وقتی همسر زِبدی ادعا کرد که پسرانش در ملکوت مسیح دارای مقام برتری هستند، عیسی مسیح در پاسخ به او بر نقش خدمتگزاری تأکید کرد. او گفت که زندگی اش وقف خدمت به دیگران است: «آنگاه مادر دو پسر ِ زِبدی با پسران خود نزد وی آمده و پرستش نموده، از او چیزی درخواست کرد. عیسی بدو گفت: چه خواهش داری؟ گفت: بفرما تا این دو پسر من در ملکوت تو، یکی بر دست راست و دیگری بر دست چپ تو بنشینند. عیسی در جواب گفت: نمی دانید چه می خواهید. آیا می توانید از آن کاسه ای که من می نوشم، بنوشید و تعمیدی را که من می یابم، بیابید؟ ایشان به عیسی گفتند: می توانیم. عیسی ایشان را گفت: البّته از کاسه من خواهید نوشید و تعمیدی را که من می یابم، خواهید یافت، لیکن نشستن به دست راست و چپ من، از آن من نیست که به کسی عطا کنم، مگر به کسانی که از جانب پدرم برای ایشان مهیا شده است. زمانیکه آن ده شاگرد این مطلب را شنیدند، از آن دو برادر رنجیده خاطر شدند. عیسی ایشان را پیش طلبیده، گفت: آگاه هستید که حکام امت ها بر ایشان سروری می کنند و رؤسا بر ایشان مسّلطند. لیکن در میان شما چنین نخواهد بود، بلکه هر که در میان شما می خواهد بزرگ گردد، بایستی خادم شما باشد و هر که می خواهد در میان شما مقدم گردد، غلام شما باشد. چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا به او خدمت شود بلکه آمد تا خدمت کند و جان خود را در راه بسیاری فدا سازد.»
مسیح الگوی خدمت:

Share