رشته حقوق

درمان شناختی- رفتاری

دانلود پایان نامه

ـ انتخاب موقعیتهای مورد نظر: درمانگر می‌تواند سلسله مراتبی را ترسیم کند که آموزش در راستای آن انجام پذیرد.
ـ تمرین رفتار: بر اینکه مراجع بتواند با دیگری ارتباط مناسب اجتماعی برقرار کند فقط دانستن اینکه چه بگوید کافی نیست، لحن صدا، آهنگ گفتار، حرکات، تماس چشمی، وضع عمومی بدن و عوامل متعدد دیگر همگی می‌توانند در کسب مهارتهای اجتماعی لازم نقش عمده‌ای بازی کنند.
ـ اجرای رفتارهای جدید در موقعیتهای زندگی: وقتی که مراجع در اجرای یک شیوه رفتاری در جلسه مشاوره موفق شد باید آماده اجرای آن رفتار در زندگی واقعی باشد (رماروین و جرالدسی دیویسین ، 1371).
5- آموزش ابراز وجود : تمرین رفتاری در آموزش وجود نیز کاربرد دارد. به نظر ولپی ابزار وجود نمونه‌ای از تأثیر بازداری متقابل است، یعنی نمی‌توان هم ابراز وجود کرد و هم منفعل بود. آنچه در این تکنیک، کلیدی است کمک به فرد به منظور انتخاب و ابراز شیوه برخوردی موثر در برخورد با موقعیتهاست. اصولاً آموزش ابراز وجود برای درمان اشخاصی ابداع شد که اضطراب آنها ناشی از ترسی بود که از برخی موقعیتها داشتند (بخشی‌پور، 1380).
2-4-2-3. شناخت رفتار درمانی (CBT) :
رویکرد شناختی ـ رفتاری بر این فرضیه استوار است که یادگیریهای اجتماعی، تاریخچه زندگی و تجارب ویژه زندگی طرحواره‌های شناختی یا فرضیات انسان‌ها را درباره خودشان، جهان و آینده شکل می‌دهند و معتقد است که باورهای غلط در پاسخ به رویدادهای زندگی بوجود آمده و رفتارهای غلط و پاسخهای هیجانی را سبب می‌شود (اسپیگل ، 2008). شناخت رفتار درمانی با تغییر این باورها، پاسخهای مشکل‌ساز را کاهش داده و پاسخهای سازنده را افزایش می‌دهد. شناخت رفتار درمانی رویکرد نسبتاً نوپایی است که می‌خواهد فرد را در بافت یا زمینه زیستی، اجتماعی و فرهنگی قرار دهد و با تکیه بر اصول و قواعد برخاسته از رشته‌های مختلف روانشناسی و سایر علوم وابسته، سالم زیستن و سالم اندیشیدن را به او بیاموزد (شمس، 1380).
این رویکرد خود از تلفیق دو رویکرد رفتاری و رویکرد شناختی پدید آمده است. به یک اعتبار می‌توان گفت که در شناخت رفتار درمانی نکات قوت رویکردهای رفتار درمانی و شناخت درمانی (عینی‌گرایی، ارزیابی و سنجش) از یک سو و دخالت دادن نقش حافظه در بازسای و تفسیر اطلاعات از سوی دیگر گرد آمده‌اند.
در واقع می‌توان گفت که شناخت رفتار درمانی روشی است براساس ایجاد پاسخ توسط اثرات فکری نه فیزیکی، که بوسیله روانشناسان و درمانگران جهت کمک به ارتقاء تغییرات قطعی در افراد و کمک به تسکین رنجهای عاطفی و مطرح ساختن تعداد زیادی از مسایل رفتاری ـ اجتماعی و فکری استفاده می‌شود (قاسم‌زاده، 1382).
در این روش درمانی، بیماران یاد می‌گیرند که افکار و رفتار خود را مشاهده کنند و سپس ارزیابی کنند که چگونه افکارشان بر خلق و رفتار آنها تأثیر می‌گذارد. وقتی بیماران از این پروسه آگاه شدند درمانگر مهارت‌هایی را به آنها آموزش می‌دهد که افکار منفی خود را مانیتور و یادداشت کنند از قبیل (من بی‌عرضه هستم…) اعتبار این افکار را بسنجند، و باورهای سازگارانه و متعادل را جایگزین آنها سازند مانند (چیزهای زیادی است که من بخوبی در کارم انجام می‌دهم و …).
اهداف بلندمدت شناخت رفتار درمانی این است که بیماران به این باور برسند که توانایی درمان خودشان را دارند (بارت و همکاران، 2001).
در جلسات اول شناخت ـ رفتار درمانی هدف اصلی، پایه‌گذاری یک ارتباط درمانی مناسب بین درمانگر و بیمار، شناسایی مشکلات اولیه، تسکین علایم، آموزش به فرد در زمینه رویکرد درمانی مورد نظر و تعیین یکسری تکالیف اولیه می‌باشد.
درمانگر و بیمار در زمینه اهداف درمانی، طرح‌ریزی برنامه جلسات و تکالیف با همدیگر تصمیم‌گیری می‌کنند (همان منبع).
تکالیف اولیه عبارتند از: ثبت افکار منفی توسط بیمار، که درمانگر به بیمار کمک می‌کند تا تحریفات شناختی نظیر تعمیم، فاجعه‌سازی، جملات باید، بزرگ‌سازی دست‌ کم گرفتن، افکار متضاد و … را به چالش بکشد (اسپیگل ، 2008).
2-4-2-3-1. تاریخچه درمان شناختی رفتاری:
رویکرد رفتاری در بریتانیا و ایالات متحده به طور مستقل در سال 1950-1970 شکل گرفت. در نیمه‌های سال 1960رویکرد شناختی در آمریکا پدیدار گشت ولی پیوند روش شناختی – رفتاری در قالب درمان شناختی و رفتاری در پایان دهه 1980 رخ داد. بندورا از پیشگامان این پیوند به شمار می‌آید. بندورا (1971) مبتکر روش الگو سازی یا یادگیری مشاهده‌ای است. بنظر وی تقلید، الگوبرداری ومشاهده عوامل موثرتری برای یادگیری، اصلاح و تغییر رفتار هستند تا صرف پاداش و تنبیه که اساس نظریه‌های سنتی و رفتارگرائی را تشکیل میدهد. افراد با تقلید، الگوبرداری و مشاهده رفتار دیگران مهارتهای جدید را می‌آموزند و از اضطراب آنها کاسته میشود، در نتیجه رفتارهای بالقوه خود را به فعل در می‌آورند (شاملو،1386). نخستین رویکرد تمام عیار شناختی رفتاری توسط مایکن بام ارائه شد. او با روش خود بنام “آموزش خودگوئی” خدمت مهمی به تغییرشناختی – رفتاری کرده است. اگرچه روشهای شناختی بنا به تعریف، بااصول سنتی رفتارگرایی مغایر است و رفتارگرائی به عنوان جانشین افراطی برای نظریه‌های ذهن گرایانه روانشناسی بوجود آمده بود، با وجود این هنگامی که روانشناسان تجربی پژوهش دقیقتری در حوزه فرایندهای شناختی انجام دادند، برداشتهای شناختی از رفتار، دوباره ارزشمند شمرده شده است. امروزه رویکرد شناختی و رفتاری به سختی از هم قابل تمیز هستند. برخی رفتارگرایان شناختی نظریه و روشهای خود را ازدیدگاه رفتاری ساختند و عنصرشناختی به آن اضافه کردند، بطوری که از الحاق روشهای شناختی و عنوان شناختی رفتاری خشنود هستند. در حالیکه دیگران بادیدگاه شناختی الیس یا بک شروع کردند و بعد عنصر رفتاری به آن افزودند (پروچاسکا و نورکراس،2004 ترجمه سیدمحمدی، 1387).
2-4-2-3-2. انواع روش‌های شناختی رفتاری:
روش شناختی- رفتاری به همراه رویکرد حمایتی ورویکرد مبتنی بر بینش از رویکردهای عمده رواندرمانی محسوب میشود. در مطالعات انجام شده روشهای شناختی رفتاری هم در کوتاه مدت و هم در دراز مدت موثر بوده اند و ترکیب روشهای شناختی و رفتاری موثرتر از کاربرد هریک به تنهایی بوده است. فنون عمده این رویکرد شامل: بازسازی شناختی، آرام سازی، حساسیت زدایی منظم و پس خوراند زیستی میباشد(کاپلان وسادوک، 2007، ترجمه رضاعی، 1387).
1- بازسازی شناختی: این روش توسط دو روانشناس به نامهای گلدفرید و دیویسن (1994) براساس روش البرت الیس نتیجه شده است. بدین صورت که درمانگرضمن نشان دادن غیرمنطقی بودن نحوه استدلال و باورهای مراجع در مورد موقعیتها به او میآموزد که چگونه تحلیلی واقعاً منطقی از قضایا بعمل آورده است (شاملو1386). درواقع به مراجع کمک میشود تا از افکار مستاصل کننده که پاسخهای هیجانی نظیر ترس، اضطراب یا خشم را ایجاد میکنند رها شود و افکار مطلوب تر را جانشین آنها کند (میلتن برگر،1997، ترجمه فتحی آشتیانی و عظیمی آشتیانی ،1387). در روش بازسازی شناختی منظم که به حساسیت زدایی منظم شباهت دارد سلسله مراتبی از موقعیت‌ها که مراجع نمیتواند با آنها کنار بیاید تنظیم میشود که به تدریج به طرف موارد دشوارتر پیش میرود، مراجعان این موقعیتهای ناراحت کننده را مجسم میکنند و اعلام میدارند که معمولاًً چگونه با آنها کنار میآیند. بعد پاسخهایشان را به صورت منطقی ارزیابی کرده و پاسخ شناختی مناسبتری برای آن جایگزین میکنند. وقتی مراجع توانست با یک موقعیت خیالی کنارآید، به سمت موقعیت بعدی در سلسله مراتب پیش میرود. تفاوت این روش با الگوی الیس این است که بجای اینکه درمانگر فعال باشد باید سعی کند که مراجعان را ترغیب به مبارزه با تفکر مخربشان کند (پروچاسکا و نورکراس ،2004، ترجمه سید محمدی ،1387).
2- آرام سازی:نواع آرام سازی شامل آرامسازی تدریجی عضلانی، تنفس دیافراگمی، تمرین‌های تمرکز به توجه وآموزش آرام سازی رفتاری میباشد.
3- حساسیت زدایی منظم: این روش وآرام سازی جزء فنون رفتاری میباشد و در بخش مربوط به روش‌های رفتاری توضیح داده شد.
4- پسخوراند زیستی: در این روش افراد به دستگاه‌های هدایت کننده وصل میشوند تا از فعالیت‌های فیزیولوژیک دستگاه‌های بدن خود مثل ضربان قلب یا تنش عضلانی آگاه شوند و بعد بتدریج می‌آموزند که چگونه این فعالیت‌های غیر ارادی را مهار کنند و بر این اساس انتظار میرود که مراجع بتواند تنش و اضطراب خود را در موقعیت‌های تنش زای روزمره مهار کند (دادستان، 1386). بررسی‌های انجام شده در سال 1983توسط میلر و برمن نشا ن داد که درمان شناختی- رفتاری در همه اختلال‌ها از بی درمانی و درمان پلاسبو برتر است. همچنین چملس و گیلیس (1993 به نقل از پروچاسکاونورکراس،2004، ترجمه سید محمدی،1387 ) بیان میکنند که درمان شناختی- رفتاری در مورد اضطراب همواره از گروه‌های گواه لیست انظار وپلاسبو موثرتر بود ه اند.
2-4-2-4. شناخت رفتار درمانی سالمندی (CBTO) :
هنگام شروع کار با سالمندان به ویژه در موقع بروز بیماریهای جسمانی، اضطراب اینکه آیا روی آوردهای روانشناختی برای بیماران مفید خواهد بود امری بسیار طبیعی است. کاربرد رواندرمانگری برای درمان وقتی ناتوانی یک عامل سببی مهم در بروز بیماری شخص است، می‌تواند بسیار چالش انگیز باشد. احساس بی مهارتی و نا امیدی درباره مداخله گریهای درمانی ممکن و پیامدهای آن موضوعی بسیار طبیعی است(لایدلاو و همکاران؛1387).
درکار با سالمندان، درمانهای روانشناختی نظیر شناخت- رفتار درمانگری افسردگی یا اضطراب همراه با بیماریهای جسمانی خیلی انعطاف پذیر هستند. موریس و موریس (1991) اظهار میدارند که بنا به دلایلی مداخله گریهای رفتاری – شناختی می‌تواند به ویژه با سالمندان مؤثر باشد، چه، این مداخله گریهای درمانی :
« بر اینجا و اکنون تمرکز می‌کنند» نیازهای فعلی افراد شناسایی شده و مداخله گریهای درمانی با هدف قرار دادن تنیدگی زاها ی ویژه طرح ریزی می‌شوند.
مهارتها را افزایش داده و به عمل در می‌آورند. روشهای ویژه غلبه برتنیدگی زاهای ویژه آموخته میشوند.

مطلب مشابه :  روایات تفسیری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید