رشته حقوق

دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع مصرف رسانه ای

دانلود پایان نامه

خارجی قصدشان از بین‌بردن فرهنگ ایرانی است و به‌دنبال منافع خود و کسب سود هستند. اما چه وقت باید این آموزش‌ها را به مردم داد؟
هرگونه برنامه و آموزش باید از پایه آغاز شود؛ یعنی باید از کودکی بحث سواد رسانه را به کودکان خود آموزش بدهیم تا متوجه ترفندها و نقشه‌های برنامه‌ریزی‌شده رسانه‌های خارجی باشند؛ همانطور که در بسیاری از کشورها این آموزش‌ها به کودکان داده می‌شود تا به فرهنگ اصیل خود پایبند باشند و تعصب داشته باشند. از طرف دیگر، خانواده‌ها نیز باید آموزش ببینند چرا که وقتی پدر و مادری خود پای برنامه‌های ماهواره بنشینند که برخلاف فرهنگ ایرانی است چگونه می‌توان از فرزند آن خانواده انتظار داشت که جذب برنامه‌های رسانه‌های خارجی نشود و این می‌شود که سبک زندگی توسط رسانه تغییر می‌کند. سبک زندگی خانواده‌های ایرانی آن می‌شود که رسانه‌های خارجی می‌خواهند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

چه بخواهیم و چه نخواهیم رسانه با زندگی ما عجین شده و توانسته است که سبک زندگی ما را در ابعاد مختلف تغییر دهد. این مهم وقتی خطرناک می‌شود که بدانیم رسانه‌های بیگانه با تغییر سبک زندگی ما می‌خواهند هویت ایرانی را از ما بگیرند و اگر در این زمینه برنامه هدفمند نداشته باشیم بازنده می‌شویم.
2-3-5 مصرف رسانه ای و سبک زندگی:
اصطلاح مصرف رسانه ای انبوه، به معنای فرایندی است که بعد از جنگ دوم جهانی، با تعمیم یافتن نظام رسانه‌های عمومی، یعنی مطبوعات، رادیو و تلویزیون و در امتداد آن، ظهور رایانه‌ها و اینترنت، موجب استفاده‌ی گسترده‌ی مردم از این نوع وسایل شد.
قبل از این زمان، اگرچه روزنامه‌ها وجود داشتند، اما بیشتر مورد استفاده‌ی طبقه‌ی بالا و قشر بالای طبقه‌ی متوسط بودند. تنها بعد از جنگ دوم و به خصوص بعد از سال 1960 و با روی کار آمدن دولت‌های رفاه و بهبود وضعیت معیشتی مردم و گسترش استفاده از رادیو و اختراع تلویزیون بود که این نوع جدید مصرف رسانه‌ای ظاهر شد؛ مصرف رسانه‌ای انبوه و گسترده‌ای که از آن به مصرف رسانه‌ای دمکراتیک هم یاد شده است.

برای بررسی ارتباط میان مصرف و سبک زندگی می توان این موضوع را درسطوح مختلفی بررسی کرد. اما در اینجا تاکید بر مصرف رسانه ای است. یعنی تأثیر رسانه بر میزان مصرف. گفته شده است مصرف افراد مستقل از هم نیست و افراد همواره سعی می‌کنند سطح مصرف را متناسب با سطح مصرف جامعه هماهنگ کنند و مصرف متوسط و متعارف را الگو قرار دهند (خوشنویس، 1389، ص 16). این بدان معناست که ممکن است برخی از افراد، سطح مالی مناسبی برای خرید گوشی تلفن همراه گران قیمت را نداشته باشند اما وقتی داشتن یک گوشی خاص، در فرهنگ عموم مردم جایگاه خاصی پیدا میکند، به تدریج افراد زیادی سعی می کنند برای خرید آن کالا، تلاش کنند و این یعنی میزان علاقه و مصرف متوسط یک جامعه، که به عنوان یک الگوی متداول و متعارف برای مصرف در می آید. این مسئله در رسانه ها نیز به وضوح نمایش داده می شود. یعنی رسانه هم با نشان دادن گوشی تلفن همراه بازیگران یک فیلم، یا به طور کلی نحوه مصرف کالاها توسط شخصیت های یک فیلم، به نوعی بر نحوه مصرف گرایی مخاطبان اثر می گذارد.
مسلم این است که رسانه ها بر میزان مصرف تاثیر دارند اما این مصرف در رابطه با اقشار و فرهنگ مردم، دارای تفاوت هایی است.
آنچه مشخص است اینکه در جامعه کنونی ، مصرف گرایی رواج گسترده ای دارد اما با این حال، غلبه‌ی مصرف‌گرایی مطلق همواره یکی از نگرانی‌های متفکران در هر عصری بوده است. کسانی که معتقدند افراد بسیاری وجود دارند که تلاش می کنند با مصرف کردن به رضایت و هم رنگی با دیگران، دست یابند.
اما در این فرایند، همانطور که گفته شد، رسانه و ارتباطات رسانه ای، نقش گسترده ای را ایفا می کنند. در اغلب موارد، رسانه ها ساخته های خود را به مخاطبان منتقل می کنند. رسانه، ساخته های خود را در زمینه های مختلف فرهنگی، هنری، مذهبی و خانوادگی به ذهن مخاطب منتقل می کند.
اصطلاح مصرف رسانه ای انبوه، به معنای فرایندی است که بعد از جنگ دوم جهانی، با تعمیم یافتن نظام رسانه‌های عمومی، یعنی مطبوعات، رادیو و تلویزیون و در امتداد آن، ظهور رایانه‌ها و اینترنت، موجب استفاده‌ی گسترده‌ی مردم از این نوع وسایل شد
در موارد زیادی مشاهده می شود که رسانه، جریان مصرف گرایی را همچون افسانه ای برای مخاطب ترسیم می کند. فضایی که در آن، زنده کردن حقایق متعالی جایی ندارد. بلکه سرخوشی و آسایش در برخورداری از خانه ای با وسائل لوکس و اتومبیلی مدل بالا، تعریف می شود. هرچند این سرخوشی ها تداوم ندارند اما تاثیرگذاری در راستای ایجاد کشش نسبت به مصرف گرایی در مخاطب ایجاد می شود.
مصرف‌گرایی رسانه ای، شادی و خوشحالی را برای مدت زمان کوتاه، آن هم تنها برای کسانی که می‌توانند در رفاه زندگی کنند، فراهم می‌آورد و دیگران را که نمی‌توانند مرفه باشند از این لذت محروم می‌سازد. اما احساسی در آنها ایجاد می کند که سربلندی و سعادت خود را در کسب این نحوه و سبک زندگی ببینند. آنچه مهم است بیان این مطلب است که رسانه، بالاترین سطح برقراری ارتباط با افراد را دارد و این قدرت منحصر به فرد موجب می شود تا عناصر مورد نظر خود را در سطح ارتباطاتی وسیع، به مخاطب القا کند و بخشی از فرهنگ یک جامعه را شکل دهد. به همین خاطر لازم است برای فرهنگ سازی و ارتقای سطح فرهنگ عمومی مردم بر عملکرد رسانه ها، مطالعه و توجه دقیقی صورت گیرد.
2-3-6 رسانه ها و سبک زندگی:
عصر کنونی را بسیاری ” عصر انقلاب اطلاعات و ارتباطات ” نامیده اند و وسایل ارتباط جمعی ، پیچیده ترین ابزار ترویج اندیشه ها و کارآمد ترین سلاحها برای تسلط آرام بر جوامع هستند . در چند دهه اخیر با توجه به سرعت سرسام آور پیشرفت و رشد تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات ، پیچیدگی و کارآمدی این ابزار و وسایل در جهان نیز بیشتر شده است .
گستردگی جامعه انسانی در عصر کنونی ، وجود رسانه های جمعی را در صحنه مناسبات اجتماعی انسانها ، امری اجتناب ناپذیر کرده است . در گذشته ، انسانها به صورت رو در رو با یکدیگر در ارتباط بودند و انتقال افکار ، ازجمله رونق و ترویج روشهای گوناگون زندگی ، از طریق همین ارتباطات اما با روندی بسیار کُند و ضعیف همراه بود . ولی امروزه با توجه به فن آوری های نوین ، به جرأت می توان گفت که جوامع بشری بصورت روزانه با هم در ارتباط هستند و همین رابطه نزدیک باعث شده تا سبکها و روش های زندگی جدید با شتاب بیشتری در سطح دنیا در حال چرخش و تغییر باشد . در حال حاضر با پیشرفت ارتباطات ، جوامع دستخوش تغییرات بسیاری شده اند و رسانه های همگانی مانند تلویزیون ، ماهواره و حتی اینترنت در سطح جامعه جایگاهی را دارند که پیش از این کسی تصور آن را نداشت .
رسانه ها در شرایط کنونی ، بر شیوه های زندگی و سلیقه های عموم مردم جامعه تاثیر می گذارند و رسانه هایی چون تلویزیون و ماهواره بیش از سایر ابزارهای رسانه ای ، در این تاثیر گذاری نقش دارند . این اثر گذاری نیز به دلیل استفاده اغلب مردم از آنهاست که حساسیت و همچنین کارایی آنها را بیشتر می کند . این نوع رسانه های جمعی طی چند دهه گذشته توانسته اند بینندگان زیادی را به سوی خود جذب کنند و در نتیجه موضوع سبک زندگی نیز خواه ناخواه با آنها پیوند تنگاتنگ پیدا کرده است . چنانکه بسیاری از اندیشمندان عصر ما ، وسایل ارتباط جمعی را حتی محور شکل دهی به اندیشه می دانند .” مارشال مک لوهان ” نظریه پرداز معروف معتقد است که هر کس وسایل ارتباط جمعی را در اختیار داشته باشد، فرهنگ عام را تحت نفوذ دارد . وی گفته است که اگر ارشمیدس ( دانشمند یونانی ) نقطه اتکایی می خواست تا جهان را دگرگون کند ، من رسانه ها را می خواهم تا جوامع را دگرگون سازم.
رسانه ها ، دارای اثر وسیع و گوناگونی هستند ، از تاثیرات روانی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی تا دخالت در تغییر عقاید، ارزشها ، مهارتها و سلیقه ها و درکل تغییر سبک زندگی . امروزه رسانه های همگانی نفوذ قدرت فرهنگی را شتاب و تنوع فراوانی داده اند . قدرت فرهنگی ، توانایی افراد یا گروهها برای پدید آوردن معانی و ساخت شیوه هایی از زندگی است که برای دیگران جذابیت داشته باشد . “آنتونی گیدنز ” جامعه شناس انگلیسی در همین زمینه می نویسد : ” ظهور تلویزیون بر الگوهای زندگی روزانه به شدت تاثیر گذارده است ، زیرا بسیاری از مردم ، فعالیتهای دیگر را پیرامون برنامه های تلویزیونی معینی تنظیم می کنند.” رفتارشناسان می گویند که رسانه ها بر شیوه رفتاری ، نحوه سلوک و سلیقه های عمومی در جامعه و هنجارهای مردم اثر می گذارند . به عنوان مثال رسانه ها تعریف انسان از نیازهایش را بر اساس عملکرد و اهداف خود ، تعریف دوباره کرده اند . در این تعریف ، رسیدن پیام رسانه به مخاطب فعال ، به معنای تغییر نیازمندیهای او در ذهن و سپس در عمل است . شواهد تجربی نشان می دهد که مخاطبان ، فعالانه محتوای رسانه ها را پردازش می کنند و این پردازش تحت تاثیر انگیزه های فرد است . علاوه بر این ، عواملی چون نگرش ها ، هنجارها و روابط خانوادگی و اجتماعی فرد ممکن است بر چگونگی پردازش محتوای رسانه ها اثر بگذارد.
حال سوال اینست که مخاطب چگونه راضی می شود که رسانه برای او چیزی را انتخاب کند ؟ جامعه شناسان ، رسانه ها را برآورنده نیازهای گوناگون جامعه می دانند ؛ نیازهایی نظیر همبستگی ، استمرار فرهنگی ، کنترل اجتماعی ، نیاز به گردش وسیع و دسترسی به همه انواع اطلاعات عمومی . لذا افراد ، رسانه ها را در حکم یک همراه و مشاور امین برمی گزینند و بدون اینکه با آن دیالوگ برقرار کنند ، از او حرف شنوی دارند . البته عده ای می گویند که بیننده ، رفتاری مبتنی بر هدف و تا حدودی انتخاب کننده دارد و برنامه های تلویزیونی را بر مبنای نیازهایش انتخاب می کند . آنان می گویند به ندرت اتفاق می افتد مردم بدون فکر پای تلویزیون بنشینند و هر آنچه را که تلویزیون پخش می کند ، تماشا کنند . تحقیقات نیز نشان می دهد که تماشای تلویزیون به دو گونه هدفمند و غیر هدفمند تقسیم می شود و آنها که بدون هدف به تماشای تلویزیون می نشینند ، دلبستگی بیشتری به آن دارند و بیشتر هم تحت تاثیر قرار می گیرند .
این دلبستگی و تحت تاثیر رسانه بودن است که به تغییر سبک زندگی منجر خواهد شد . پس بهتر است که تعریفی نیز از سبک زندگی داشته باشیم . ” سبک زندگی ” ، مجموعه ای از طرز تلقی ها ، ارزشها ، شیوه های رفتار ، حالتها و سلیقه ها در هر چیزی است ؛ از موسیقی گرفته تا هنر و دکوراسیون منزل و پوشش شخصی ، رفتار های اجتماعی ، تفریحات ، سرگرمی ها و حتی معاشرت با دیگران . سبک زندگی در واقع رفتارهای شخصی و انفرادی نیست که هر فرد را از دیگری متمایز می کند بلکه نوع و مجموعه ای از گرایشها و علائق فردی و اجتماعی است که در گروهی از مردم شایع می شود و به واسطه آن ویژگی جمعی ، می توان آنها را از سایرین متمایز کرد .
شکی در این نیست که بیشتر مردم معتقدند خود باید آزادانه سبک زندگی شان را انتخاب کنند و این جزو اختیارات و حقوق قانونی آنها است . اما آیا در دنیای امروز این اتفاق می افتد ؟
دست اندرکاران رسانه ها اغلب می گویند که این خود مردم هستند که سبک زندگی خود را برمی گزینند . آنان می گویند که به طور مرتب از مخاطبان خود نظر سنجی می کنند و برای نظر و عقیده ایشان احترام قائل می شوند و به آنها اطمینان می دهند که برنامه هایشان بر اساس نظر مخاطبان تولید می شود . اما در همین زمینه سوالات اساسی وجود دارد و همه چیز به سادگی انجام نمی شود .
کارشناسان ارتباطات در این زمینه با ذکر برخی روشهای رسانه ها در خبر رسانی ، از چگونگی تاثیر رسانه ها بر نگرش مردم پرده برمی دارند . یک روش به نام ” دروازه بانی خبر ” (Gatekeeper) وجود دارد که بر اساس آن حق انتخاب به رسانه داده می شود . به ایت ترتیب که رسانه ها ، همه چیز را نمی گویند بلکه برخی مسائل را که با راهبردهای آنها همخوانی دارد پخش و منتشر می کنند .
روش دیگری به نام ” برجسته سازی ” نیز وجود دارد که بر اساس آن ، رسانه ها از میان همه مطالب و اخبار ، برخی مسائل را برجسته تر می کنند و این در حالی است که در واقعیت ممکن است آنقدر هم مهم نباشد .
اما مهمتر از این دو شیوه جهت دهی خبر ، روش سومی است که به آن ” چارچوب سازی ” گفته می شود . در این روش رسانه ها چارچوبی مفهومی برای مخاطب می سازند که همه مسائل را در آن قالب برای مخاطب تفسیر می کنند . به این ترتیب مخاطب پس از مدتی با رسانه “هم تحلیل” می شود و از آن چارچوب فکری – معرفتی به دنیا می نگرد .
2-3-7 رسانه؛ آموزش سبک زندگی:
سبک زندگی به معنی نحوه ساماندهی زندگی برای تحقق نیازها و خواسته ها با بکارگیری مجموعه ای از رفتارهاست. بروز و ظهور سبک زندگی از طریق نحوه صرف زمان، پول و چگونگی گذران فراغت، انتخاب اشیای مصرفی، انتخاب علائق و ترجیحات (سلیقه) و نظایر آن خاص صورت می گیرد.تا زمانی که رسانه های جمعی در جامعه حضور نداشتند، سنت ها و هنجارهای قومی و قبیله ای تعیین کنندۀ چارچوب سبک زندگی بودند. یعنی تمام علایق، سلایق،ترجیحات، رفتارها و ذائقه و انتخاب و افراد تابع سنت ها بود.در چنین فضایی، سبک زندگی از یکنواختی و ثبات زیادی برخوردار بود. به این ترتیب می بینیم که رسانه تا حدود زیادی در شکل گیری نظام فکری و نظری افراد موثر است و در نهایت این نظام فکری است که پایه های سبک زندگی را مشخص می کند . از سوی دیگر ، رسانه ها و به ویژه رسانه های تصویری به طور مداوم در حال آموزش سبک زندگی هستند : اینکه مردم چگونه اوقات فراغتشان را سپری کنند ، چیدمان منزلشان چگونه باشد ، قرارهای گفتگو را در کجا برگزار کنند و یا سفر را کجا و با چه کسانی بروند .
تغییرات سبک زندگی به کندی صورت می گرفت زیرا ارتباطات اجتماعی در یک محدوده جغرافیایی مشخص صورت می گرفت و دسترسی به منابع اطلاعاتی محدود بود.در چنین شرایط ارزش ها و هنجارها و علائق فردی از طریق ساختارهای قبیله ای و خانوادگی و قومی به طور مداوم بازتولید و آموخته می شد. به هر عامل و متغیر و عنصر بیگانه ای اجازه ورود داده نمی شد مگر اینکه با ساختارهای قبلی همخوانی داشت.
اما با فراگیر شدن رسانه ها وضع تغییر می کند. به عبارتی رسانه، بیگانه ای است به عنوان عضوی از خانواده پذیرفته می شود. برای همه داستان می گوید، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی می کند. چیزهایی را که تاکنون نخوانده اند، نشنیده اند و ندیده اند به آنها نشان می دهد.حتی چیزهایی مغایر با ارزش های پذیرفته شده را برایشان بیان می کند که غیر از رسانه از دست کسی برنمی آید. ارزش ها و نوآوری های جدیدی به ویژه در تقابل با ارزش های سنتی را به افراد خانواده ارائه می کند. بدون آنکه کسی به این بیگانه ایرادی

مطلب مشابه :  پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید