دیگر از خشونت ، استعمال مواد مخدر ، رفتار تبهکارانه و فساد جنسی انباشته شده و فرهنگ سنتی جوامع دچار بحران و حتی دگرگونی شده است . افراد خانواده به جای گفت وگوی صمیمی با یکدیگر که می‌تواند به تقویت پیوندهای عاطفی و انسجام اعضای خانواده منجر شود ، با ابزارهای الکترونیکی ارتباط برقرار می‌کنند و در خلوت خود به تماشای تلویزیون و ماهواره مشغول هستند . به تعبیر ” فوکویاما ” به دلیل محدودیت اخلاق و کیفیت زندگی امروزی ، به تدریج شاهد یک فروپاشی بزرگ خواهیم بود . این فروپاشی در زمینه های اخلاقی و در نهاد‌ها ، بویژه نهاد خانواده اتفاق خواهد افتاد .
به عنوان مثال مطالعات نشان می دهد وسایل ارتباط جمعی در خشونت و پرخاشگری که در میان جوانان شایع شده ، تأثیر بسیاری داشته اند . زیرا رسانه ها با تبلیغات کالاهای رنگارنگ، زندگی مرفه را آرمان و هدف مخاطبان ترسیم می کنند و این در حالی است که این هدف با توجه به شغل و درآمد مخاطبان قابل دسترسی نیست . در نتیجه میان اهداف و ابزار دستیابی به این اهداف فاصله ایجاد می شود و فرد احساس محرومیت می کند و همین امر ، خشونت و پرخاشگری را در جامعه شایع می کند .
رسانه ها موجب می شوند میل به مصرف بیشتر در بین مردم افزایش یابد وقتی این میل و تقاضا با بن بست مواجه می شود ، خشونت شکل می گیرد و آمار اعمال غیرقانونی نظیر سرقت ، قتل و خشونت به طرز معناداری بالا می رود .

از سوی دیگر نمایش فیلمهای جنایی و خشن ، روحیه خشونت ، تندخویی و ارتکاب جرم را به مخاطبان القاء می کند و موجب بروز رفتارهای خشونت آمیز می گردد . حتی انتشار اخبار مربوط به قتل و بیان راهها و شیوه های ارتکاب این جنایات ، موجب بدآموزی و گسترش این روشها در جامعه می شود .

یکی دیگر از تاثیرات تلویزیون ، تغییر نگرشها و در نتیجه تغییر الگو های زندگی ، مفهوم سازی و شکل دادن به هنجارهای مناسب با آن مفهوم است . بر این اساس ارائه تصاویر مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومی از طریق رسانه های جمعی ، منجر به گسترش جرائم به ویژه از نوع جرائم جنسی شده است .
این انعکاس انحرافات اجتماعی ، علاوه بر مشکلاتی که ذکر شد ، موجب عدم احساس تعلق جمعی می شود و روابط اجتماعی افراد را دچار مشکل می کند . از این رهگذر ، رسانه ها تضاد و درگیری بین پدران و مادران و فرزندان را بیشتر و ناسازگاری در درون خانواده ها را شدت بخشیده اند و آمارهایی چون طلاق و خشونتهای خانگی را متاسفانه روز به روز بیشتر می کنند .
اگر بخواهیم به یک جمع بندی برسیم باید بگوییم که ورود ابزارهای رسانه‌ای نامطمئن مانند ورود یک بیگانه در زندگی ماست . در نظر بگیرید که به طور متوسط هر روز ، بیگانه‌ای درخانه شما حضور دارد که آزادانه به همه جای خانه سر می‌زند و تأثیر خود را می‌گذارد . این بیگانه وظیفه ساده‌ای دارد و آن محدود کردن توانایی ما و فرزندانمان در تشخیص رؤیا از واقعیت است . ما به او اجازه می‌دهیم که در هر ساعتی وارد خانه‌ شود و هر چیزی که خود می خواهد برای ما بیاورد . ما زمانی که درباره بیگانگان و غریبه‌ها به بچه هایمان هشدار می‌دهیم ، متأسفانه فراموش می کنیم که درباره این بیگانه نیز به او هشداری دهیم.
تلویزیون و رسانه‌ها در واقع جایگزین افراد خانواده ، هم برای والدین و هم برای فرزندان شده اند و با آموزشهای خود سعی می کند خلاء حاصل از حذف آنها را پر کنند . اما چگونگی این آموزش است که مشکل آفرین است . کارگزاران رسانه های جمعی متاسفانه ارزشهای عام و هنجارهای نهادینه شده اجتماعی را تضعیف کرده و امکانات خود را بر از بین بردن آموزه ها و باورهای درست جامعه متمرکز کرده اند. چنانچه هر روز، به بهانه ای خاص یکی از ارزش ها را به طور بی رحمانه مورد هجوم قرار می دهند و بنیان های وفاق و همبستگی اجتماعی را سست می کنند . آنچه در این شرایط ضروری است ، لزوم آگاهی بخشی به مخاطبان این رسانه ها و کم کردن میزان آسیب وارد شده به نسل بعدی و نگاه آنان به زندگی است .
بخش چهارم؛ نظریه ها:
برای تبیین فرضیه‌های مسئله تحقیق حاضر، نظریه های استفاده و رضامندی ، نظریه کاشت و نظریه اجتماعی سوادرسانه ای و در انتخاب الگوی سبک زندگی از نظریه های زیمل در رابطه با فرهنگ بدن و سبک زندگی ، فراساختارگرایی داگلاس هاست در باب سبک زندگی، نظریات بوردیو در رابطه با سبک زندگی مطرح و مورد توجه قرار می گیرد.
فرض اصلی الگوی استفاده و خشنودی این است که مخاطبان، کم و بیش به صورت فعال به دنبال محتوایی هستند که بیشترین خشنودی را فراهم کند. درجه این خشنودی، بستگی به نیازها و علاقه‌های فرد دارد. افراد هر قدر بیشتر احساس کنند که محتوای واقعی، نیاز آنان را برآورده میکند، احتمال اینکه آن محتوا را انتخاب کنند، بیشتر است. این مسئله را بلامر و کاتز در الگوی خود ارائه کرده‌اند. (ویندال و همکاران، 1376: 274)
الگوی استفاده و رضامندی، به نیاز مخاطب و محیط یا زمینههای اجتماعی که شکل دهنده رفتار ارتباطی او هستند، توجه میکند. در این الگو، نیازها و انگیزهها از عناصر اصلی خوانده میشوند.
لازم به ذکر است همانطور که می دانیم با توجه به اهداف تعیین شده برای شبکه من و تو ، این شبکه ماهواره ای برای جذب مخاطب جوان، به دنبال کسب خشنودی اوست و برای خشنود کردن این قشر، از ابزارهای متفاوت و متناسب با آن استفاده میکند؛ چراکه مهم‌ترین روش برای خشنودی جوانان، توجه و اهمیت دادن به سلیقه‌ها و نیازمندی‌های این مقطع سنی است. خشنودی مخاطب جوان از دو طریق محتوایی و فراگردی شکل می‌گیرد. توجه به اوقات فراغت شاد، تازه و باطراوت مورد نیاز جوانان، هم‌زبانی و هم‌سن بودن مجریان و دست‌اندرکاران و حتی نوع ادبیات و نوشتار موجود و از همه مهم‌تر، توجه به روحیه کنجکاوی جوانان و ارائه اطلاعات جدید، منتشر نشده و جذاب، همگی نمونهای از راهکارهای شبکه من و تو برای خشنودسازی محتوایی مخاطب جوان است.
همچنین با استناد به نظریه اجتماعی سواد رسانه ای می توان گفت: سواد رسانه ای را نمی توان از ساختارهای اجتماعی جامعه از جمله نهاد اجتماعی رسانه جمعی جدا نمود، و این فرایند در قالب فرایندآموزش، انتشار، اشاعه، القاء، ترغیب و تشویق در زندگی روزمره مخاطبان رسانه ها تثبیت گردیده است. با توجه به نظریه اجتماعی سواد رسانه ای، این نظریه مستلزم آن است که افراد به تنهایی یا در خلوت معنا تولید نمی کنند، بلکه تولید معانی آن ها به واسطه قرار داشتن در شبکه های اجتماعی یا جماعت های تفسیرگرایانه ایجاد می شود؛ که گونه های خاصی از سواد را ترویج و ارزش گذاری می کنند . ( باکینگهام، 1389: 88-87). بنابراین می توان گفت براساس اسن نظریه محقق درصدد است نا با استفاده از این مفاهیم تاثیری که مخاطبان از شبکه های ماهواره ای می پذیرند را توضیح دهد.
در ادامه به توضیح مفصل هرکدام از نظریه های مدنظر پرداخته می شود:
نظریه‌های ارتباطات که با مفهوم شهروندی سواد رسانه‌ای در ارتباط هستند، دربرگیرنده‌ی نظریه‌های برجسته‌سازی ، یادگیری اجتماعی ، کاشت و استفاده و خشنودی می‌باشند. هر یک از این نظریه‌ها به چگونگی تأثیرپذیری افراد از رسانه‌ها توجه دارند و علاوه ‌بر آن درجات مختلفی از ساخته شدن مفاهیم اجتماعی را به واسطه‌ی استفاده از رسانه، مورد توجه قرار می‌دهند. به طور مثال: فرضیه‌ی اساسی در نظریه‌ی برجسته‌سازی آن است که رسانه‌ها به ما می‌گویند چه چیزی مهم است. دربرجسته‌سازی، رسانه‌ها به ما نمی گویند که درباره یک موضوع چه فکری کنیم. بلکه تنها برتری و اولویت وابسته به مقدار و نوع پوشش موضوع را ارائه می‌کنند. در حالی که سود رسانه ای آمیزه ای از تکنیک های بهره وری موثر از رسانه ها و کسب بینش و درک برای تشخیص رسان ها از یکدیگر است. سوااد رسانه ای قدرت درک نحوه کارکرد رسانه ها و معنی سازی در آن هاست. سواد رسانه ای با پرورش بینندگانی که توانایی گزینش داشته باشند، به جستجوی برنامه ریزی کیفی و متمایز و ارزیابی آم می پردازند تا نسبت به شکل، قالب و محتوا در رسانه ها ی جمعی حس انتقادی داشته باشند. سواد رسانه ای را می توان دسترسی، تجزیه و تحلیل و تولید ارتباط در شکل های گوناگون رسانه ای و مصرف انتقادی محتوا دانست. سواد رسانه ای را می توان دانش پیرامون چگونگی عملکرد رسانه های جمعی در جامعه تعریف کرد(سلطانی فر، 1386). یادگیری اجتماعی یا مدل‌سازی نیز با سواد رسانه‌ای مرتبط است. زیرا ما با مشاهده‌ی دیگران و تقلید از آنان، رفتارها را می آموزیم. مدل‌های رسانه‌ای می‌توانند منبع مشاهده‌ای و یا یادگیری محسوب شوند. نظریه پردازان ارتباطات کارکرد برجسته سازی رسانه ها را گرایش رسانه به تاثیر گذاشتن به ان چه مردم درباره آن فکر خواهند کرد. یا آن چه مهم تلقی می کنند توصیف کرده اند. نخستین پژوهش ها بیشتر، به اثرات آن چه مثلا بر حسب نگرش هایی که درباره آن فکر می شود، توجه داشتند.راجرز و دیرینگ برجسته سازی را چنین تعریف می کنند:” فراگردی که به واسطه آن رسانه های جمعی اهمیت نسبی موضوعات و تاثیرات گوناگون را به مخاطب منتقل می کنند.” لذا این سواد رسانه ای است که صرف نظر از الگو نمایی و برجسته سازی تصنعی رسانه ها به مخاطبان می اموزد تا به نحوه ی کارکرد رسانه ها و تولید پیام هایشان اشراف بیشتری یافته و درجه اهمیت موضوعات و مطالب را خود تعیین کرده و هدف مشخصی را در عالم رسانه ها دنبال نمایند. رویکرد کاشت هم، راه و روشی را که رسانه از آن طریق دیدگاه ما را نسبت به جهان -که خصوصاً از طریق تماشای تلویزیون حاصل می شود- به نمایش می‌گذارد. نظریه‌ی استفاده و خشنودی نیز تأکید عمده‌ای بر نقش فعال مخاطب دارد. اعتقاد این نظریه بر آن است که برخی از کارکشتگی و تأثیرات رسانه معطوف به چگونگی استفاده مخاطب و میزان برآورده شدن نیاز وی از رسانه است.
یکی دیگر از نظریه های مد نظر پژوهشگر رویکرد استفاده و خشنودی است که، متضمن تغییر کانون توجه از مقاصد ارتباط گر به مقاصد دریافت کننده است. این رویکرد می‌کوشد تا معلوم کند که ارتباط جمعی چه کارکردهایی برای افراد مخاطب عرضه می‌کند. (سورین و تانکارد، 1381: 420 ) به علاوه، چشم اندازهای ارتباطاتی و فلسفه‌های تعاملات سمبلیک و نشانه‌شناسی‌ها برای درک و شناخت سواد رسانه‌ای در جهان امروز، از یکدیگر جداناشدنی هستند. پژوهشگران مختلف به این نکته اشاره می کنند که مصرف کنندگان (مخاطبان)، ارتباط دهندگانی فعالند که مفاهیم را از طریق تعاملاتشان با محیط فرهنگی خلق می کنند. “سِمالی ” در سال 2003 تأکید کرد: “اشتغال و فعالیت آگاهانه در یک بررسی نظام‌مند که در آن، ما نشانه‌ها را تعیین کرده ایم و مفاهیم و کارکردهای آنان را تبیین می‌کنیم، (Semali, 2003, p 274) به شهروندان در توسعه‌ی مهارت های تفکر در دنیای میانجی‌گر امروزی، کمک خواهد کرد.در نظریه “گلوله جادویی” نامی است که پژوهشگران به یکی از اولین مفاهیم اثرهای ارتباط جمعی داده اند. این دیدگاه خام و ساده گرا که نظریه سوزن تزریقی یا نظریه کمربند انتقال نیز خوانده می شود، پیش بینی می کند که پیام های ارتباط جمعی بر همه مخاطبان که در معرض آن ها قرار می گیرند اثرهای قوی و کم و بیش یکسان دارند. «این دیدگاه در سال های پیش از جنگ جهانی دوم رایج بوده اگرچه پژوهشگران ارتباط جمعی نظریه گلوله جادویی را کنار گذاشته اند ولی امری است که هنوز بسیاری از افراد آن را باور دارند.» (سورین، و همکار 1381: 387-386) بر اساس این نظریه رسانه های جمعی با تولید پیام های خود تا حدی به آموزش سواد رسانه ای با توجه به ساختار حاکم بر رسانه جمعی می پردازند. همچنین نظریه زیمل در رابطه با فرهنگ بدن و سبک زندگی ، فراساختارگرایی داگلاس هاست در باب سبک زندگی، نظریات بوردیو در رابطه با سبک زندگی مطرح و مورد توجه قرار می گیرد.
4-2-1نظریه اجتماعی سواد رسانه ای:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سواد رسانه ای را نمی توان از ساختارهای اجتماعی جامعه از جمله نهاد اجتماعی رسانه جمعی جدا نمود، و این فرایند در قالب فرایندآموزش، انتشار، اشاعه، القاء، ترغیب و تشویق در زندگی روزمره مخاطبان رسانه ها تثبیت گردیده است. در این نظریه اجتماعی سواد رسانه ای، عملا تعبیر یگانه سواد را کنار زده و برداشتی از سوادهای متکثر را جایگزین می کند؛ سوادهایی که با معانی که تولید می کنند و منافع اجتماعی که ارائه می دهند، در جامعه به صورت متنوع و پراکنده شناخته می شود. این نظریه مستلزم آن است که افراد به تنهایی یا در خلوت معنا تولید نمی کنند، بلکه تولید معانی آن ها به واسطه قرار داشتن در شبکه های اجتماعی یا جماعت های تفسیرگرایانه ایجاد می شود؛ که گونه های خاصی از سواد را ترویج و ارزش گذاری می کنند
مطالعه سواد رسانه ای باید ضرورتاً پرسش هایی را پیرامون زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، دینی، اخلاقی، سیاسی، روانی، ارتباطی و نهاد می تواند از سوی رسانه های جمعی در مخاطبان ایجاد نماید؛ برای نمونه، چطور گروه های مختلف اجتماعی به انواع متفاوت سواد از جمله سواد رسانه ای دسترسی دارند و دسترسی و توزیع به این سواد چگونه ایجاد می شود و این فرایند چگونه به تفاوت ها و ناهمسانی های درون جامعه و طبقات اجتماعی مربوط می شود. « این رهیافت متضمن این نکته هم هست که کسب سواد ، امکان جلوه های خاصی از کنش اجتماعی را فراهم می سازد. در واقع، افراد را برای انجام کارها در شغل خود، در زندگی خصوصی شان و یا در جامعه مدنی آماده می کند. در مورد سواد رسانه ای، رهیافت مذکور اشاره دارد که ما نمی توانیم سواد را به عنوان مجموعه ای از توانایی های شناختی بدانیم به طوری که افراد یکبار برای همیشه آن را فرا گیرند؛ بلکه ما نیازمند تصدیق این نکته هستیم که رسانه ها جمعی به عنوان بخش جدایی ناپذیر تار و پود زندگی روزانه افراد هستند و درون روابط اجتماعی آن ها تعبیه شده ا ند. محتاج به فهم این نکته ایم که توانمندی های لازم برای درک و فهم رسانه ها، به طور اجتماعی فراگیر است و این که گروه های اجتماعی مختلف تمایلات و گرایش های متفاوتی به رسانه ها داشته و آن ها را به طرق متنوعی بکار می برند. با توجه به این نکات، انتظار می رود که افراد سوادهای رسانه ای متفاوتی داشته باشند که در موقعیت های متفاوت اجتماعی که با آن مواجه می شوند، بکار می گیرند و این امر به مراتب دارای نتایج و کارکردهای اجتماعی متفاوتی هم هست. ما باید باور کنیم که افراد از تجربه های رسانه ای خویش، پیشینه هایی دارند که ممکن است به طرق خاص و در زمینه اجتماعی ویژه ای، یا توسط رخدادهای سواد فعال شود.» ( باکینگهام، 1389: 88-87).
نظریه‌های ارتباطات که با مفهوم شهروندی سواد رسانه‌ای در ارتباط هستند، دربرگیرنده‌ی نظریه‌های برجسته‌سازی ، یادگیری اجتماعی ، کاشت و

                                                    .