رشته حقوق

دانلود مقاله با موضوع وحدت وجود، پیامبر(ص)، عقل و جان

دانلود پایان نامه

که یک انتخاب است . انتخابی که در آن مجاهد با قربانی کردن خویش در آستانه ی معبد آزادی و محراب عشق پیروز می شود . حسین(ع) آموخت که مرگ سیاه سرنوشت شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن می دهند تا زنده بمانند چه کسانی که گستاخی آن را ندارند که شهادت را انتخاب کنند مرگ آنان را انتخاب خواهد کرد .(شریعتی،۱۳۹۲ صص:۱۵۵و۱۵۶)
درست تفسیر این روایت مشهوراست ( موتو قبل ان تموتوا ) راه رهایی مرگ قبل از مرگ و میراندن خود به معنی رهایی روح از هوا های نفسانی است و در واقع کشتن هوای نفس است . انسان در بادی امر پاک متولد می شود ، عاری از هر تضاد وگناه . سپس وجودش در معرض انواع لغزش ها وخطاها قرار می گیرد . ازاین جا به بعد برابر نهاد آن وجود پاک شکل می گیرد که هواهای نفسانی است . این هواها و گناهان ضد آن وجود پاک هستند ولوح سپید اورا می آلایند . در دیالکتیکی هم نهاد آن لوح سپید ، آن وجود نیاغشته به گناه وآلودگی ، میراندن نفس قبل از مرگ ورهایی از هواهای نفسانی است . همان راهی که طوطی در هندوستان به طوطی در قفس نشان داد . طوطی از آن جا که قابلیت وتوان آن را دارد که تربیت نفس را پذیرا شود وراه نشان داده شده را فرا بگیرد ، زود به کار سفارش شده عمل می کند . تا وقتی که بازرگان با جسد طوطی روبرو می شود :
بعد از آنش از قفس بیرون فکند طوطیک پرید تا شاخ بلند
طوطی مرده چنان پرواز کرد کآفتاب شرق ترکی تاز کرد
(مولوی،۱۳۷۸،دفتر اول ابیات : ۱۸۲۸و۱۸۲۹)
دراین دیالکتیک ،این هم نهاد ، به آرامش رسیدن نفس ورهایی از خود خواهی ها ورذیلت های وجود انسان ودست یابی به روشن بینی است . جان آگاه به مرتبه ای رسیده است که می تواند بر تمام هستی تاثیر گذارد گناهش هم ثواب است ودر آسمان اولیاءوابدال گام گذاشته است . در معنی این حدیث پیامبر : کی اغتنمو ا برد الربیع
آن خزان نزد خدا نفس و هواست عقل و جان عین بهارست و بقاست
مر تو را عقلیست جزوی در نهان کامل العقلی بجو اندر جهان
جزء تو از کل او کلی شود عقل کل بر نفس چون غلی شود
(همان،ابیات: ۲۰۵۵-۲۰۵۷)
از حدیث اولیا نرم و درشت تن مپوشان زان که دینت راست پشت
گرم گوید سرد گوید خوش بگیر تا ز گرم و سرد بجهی و ز سعیر
(همان،ابیات: ۲۰۵۹-۲۰۶۰)
ابیات بالا تفسیر این حدیث از پیامبر(ص) است : از سرمای بهار خود را نپوشانید از سرمای خزان خودرا بپوشانید . سرما در بهار وخزان با شما آن می کند که با درختان می کند . (برای اطلاع از ماًخذ این حدیث رجوع شود به : فروزان فر ،۱۳۶۱ : ص۲۱) این که مانند درختان به استقبال نوروز وباد بهاری برویم از موضوعات مورد علاقه ی شعرا و اندیشمندان بوده است . اضافه می کنم که انسان باید بکوشد خود را شایسته ی اثرپذیری کند . زیرا تربیت تنها بر کسانی موثر است که این استعداد ذاتی را در خود پرورانده باشند . زیرا گردش روزگار و فرا رسیدن نوروز همان قدر که بر درختان موثر است ، به همان اندازه برسنگ بی تاثیر است . سعدی در بوستان در این باره می فرماید:
به فصل خزان در نبینی درخت که بی برگ ماند ز سرمای سخت
برآرد تهی دست های نیاز ز رحمت نگردد تهی دست باز ؟
مپندار از آن در که هرگز نبست که نومید گردد بر آورده دست
قضا خلعتی نامدارش دهد قدر میوه در آستینش نهد
(سعدی ، ۱۳۷۹،ابیات: ۳۹۰۴-۳۹۰۷)
چو شاخ برهنه بر آریم دست که بی برگ از این بیش نتوان نشست
(مولوی،۱۳۷۸،دفتر اول،بیت: ۳۹۰۹)
انسان اگر خود را از هواهای نفسانی برهاند و از اسارت ها رهایی دهد یکی از ثمرات آن رهایی از غرور است . مانند خاک ، رها یافته از گردن فرازی وطاغوت . این خاک است یا به تعبیر بهتر انسان خاک شده و رها یافته از منیت ها که ارزش آن را می یابد که دوباره سر سبز شود ودرختانش قبای سبز ورق بر تن کنند و دشت هایش مستانه گل های سرخ ورنگارنگ به بار آورند . ذهن خلاق ، پرتوان و پر تپش مولانا خیلی سریع از مسایل مادی وصوری به طرف مسایل ذهنی ومعنوی سیلان می یابد . در حدیث پیامبر باد بهاری را برای آشنایان راز به صحبت پیر کامل تعبیر می کند و پیروی هواهای نفسانی را به باد خزانی که هر دانا وآشنای رازی شرط عقل است که باید از آن کناره بگیرد . انسان مانند زمین یا مزرعه ای جوان وسر سبز است . اما دشمن و ضدی درکمینش نشسته که عیش ربیعش را رابه طیش خریف مبدل سازد . چنان که گفته شد ، برابر نهاد این بوستان سرسبز پیروی هواهای نفسانی است و البته برابر نهاد درخت ومزرعه ی خزان زده که رها یافته ار منیت ها و خود خواهی هاست و دست نیاز بالا گرفته است ، باد بهاری است که مژده رفتن زمستان و فراز آمدن بهار می دهد . باد بهاری در این تمثیل چنان که آمد سخن وهم صحبتی اولیاءاست آن انفاس پاک که اثر بسیار مهم بر انسان ومریدان دارند و پیروی از پیر راهدان ما را توان آن می دهد که گام به گام به طرف تکامل و سرمنزل مقصود برویم و آن هم نهاد درست زیستن ، به آرامش وروشن بینی دست یافتن وبه حق ملحق شدن است .
موسی و فرعون معنی را رهی ظاهر آن ره دارد و این بی رهی
(همان، بیت :۲۴۵۱)
موسی و فرعون در مرحله ای از هستی خود ، ضد هم نیستند . یعنی در بند تعین های مجازی نیستند . اماتنها ظاهر امر براین است که یکی به راه می رود و دیگری مشغول سیر در بی راهه است . تنها در مرحله ی هدایت تشریعی است بر خلاف دوره اول که هدایت تکوینی است و موجودات تنها کثرت یا آینه ، یا نمودی از مظهر یکتای عالم اند- یکی از آن دو می لرزد ، ضدی را در درون خود می پروراند تا آن ضد بر او غلبه یابد و برابر نهادش شود . این برابر نهاد ، پروراندن تعین های مجازی ، غرق شدن در غرور و منیت است ، که برابر نهاد که همان وجود اصیل وبی رنگ فرعون است ، پیروز می گردد . پس ضدیت در این مرحله است ، نه درآن جای نخستین . تفسیر بیت بعد با بینش دیالکتیکی شاید دور از ذهن برسد . اما همان پرورش یا پروراندن ضد در درون موجود و غالب شدن و نشستن آن ضد بر جای یک نهاد یا موجود ، هرچند به اراده ی حق باشد . مقصود ما از اندیشه ی مولانا دراین بیت است
کین چه غل است ای خدا بر گردنم؟ ور نه غل باشد،کی گوید من منم
(همان، بیت: ۲۴۵۳)
فرعون چنین به درگاه خدا می نالد : خدایا این چه زنجیری است که برگردن من انداخته ای؟! اگرغل به معنی زنجیر کنایه از انانیت و خود خواهی است (ولی محمد اکبر آبادی :ص۱۷۵ ) آیا فرعون باز به آن راه می رفت ؟اگر می دانستند پروراندن ضد خود که همان منیت ها و پیروی از هواهای نفسانی باشد چه زنجیری گرانبار بر گردن خود است دیگر کسی به رذالت تکبر ومنیت آلوده نمی گشت و در نهاد پاکی ، بی رنگی و بی آلایشی خود آزاد می ماند واجازه ی پیروز شدن برابرنهاد وضد خود رابه آن منیت ها نمی داد.
زان که موسی را منور کرده ای مر مرا زآن هم مکدر کرده ای
(مولوی،۱۳۷۸،دفتراول بیت: ۲۴۵۴)
خداوندا تو اراده کرده ای موسی به راه روشن تو گام نهد و دشمن و برابر نهادی بر من چیره شود و وجود مرا تیره و تار سازد . چیره شدن دشمنی بر من و پدید آمدن هم نهادی که در برابر تو ادعای خدایی کند یا به راه رفتن مطیعانه ی موسی که وی بر دشمن درون چیره آمده ناشی شده از اراده ی توست .
زان که موسی را تو مه رو کرده ای ماه جانم را سیه رو کرده ای
( همان،بیت: ۲۴۵۵)
برای روشن شدن بیشتر بیت پیش : ضد و هم نهاد ماه ، تاریکی یا فرو پوشیدن ماه و آن را در تاریکی فرو بردن است . جان آنان ماهی درخشان است و ضد آن تاریکی است . وقتی آن برابر نهاد بر جان من چیره آمده ، بار خدایا به اراده و خواست توست . در معارف بهاءولد ، در این باره چنین آمده است: « نه که فرعون و ابلیس نمی دانستند حقیقت موسی و آدم را با چندان معجزات و لیکن زنجیر قهر ما هم بدان جای ایشان را باز می داشت که ای سگان جای شما هم اینجاست.» (بهاءولد،۱۳۷۲،ص :۲۲۰)
چون که بی رنگی اسیر رنگ شد موسیی باموسیی در جنگ شد
(مولوی،۱۳۷۸،دفتراول بیت: ۲۴۷۱)
بی رنگی آن هستی محض به کثرت وتعین در نیامده است . آن وحدت ناب ازلی و تنها وقتی این وحدت به کثرت تبدیل می شود و آلوده به انواع تعینات وآلودگی ها . آن گاه برداشت های شخصی که آلوده به تعصب ، خامی ، خودخواهی و غرض و ریاورزی و نفاق هستند ، آن چنان برداشت های متضاد و متناقضی که از یک حقیقت واحد پیدا می کنند که یکی از طرفداران موسی (ع) دشمن و ضد یکی دیگر از طرفداران موسی (ع) می گردد . بی رنگی و هستی ناب و به کثرت در نیامده نهادی است ، که برابر نهادش برداشت های انسان ها از حقیقت است که با اندیشه ی محدودشان به در گیری و قیل و قال منتهی می شود .
این عجب کاین رنگ از بی رنگ خاست رنگ با بی رنگ چون در جنگ خاست
( همان،بیت :۲۴۷۴)
آلودگی به رنگ ها ، برابر نهاد و ضدی نیست که بی رنگی و هستی ناب در درون خود پرورانده باشد . بلکه فاصله گرفتن از آن هستی ناب ، غفلت از آن و دچار شدن به خود بینی ها و انواع رذالت ها آن برابر نهاد است که به ضد نهاد خود یعنی بی رنگی تبدیل می شود . این اندیشه ی کوته بین تهی مغزان است که برداشت خود را عین حقیقت می داند و می خواهند به عوام و زیر دستان قالب کنند که ضد و برابر نهاد بی رنگی هستند . پس جای شگفتی است اگر کثرت ها ، جنگ و جدال ها و رنگ ها از بی رنگی پدید آمده باشند . زیرا بی رنگی وحدت و تفاهم است . اما خشک مغزان این بی رنگی را هر یک با اندیشه ی بیمار خود هریک به رنگی می بینندو سرچشمه ی درگیری و تقابل می شوند .
چون که روغن را از آب ، اسرشته اند آب با روغن ، چرا ضد گشته اند؟
چون گل از خار است و خار از گل چرا هردو در جنگند و اندر ماجرا؟
(همان،ابیات : ۲۴۷۶و۲۴۷۷)
در اندیشه ی وحدت وجود این بحث مطرح است که حقیقت و ذات هستی یک چیز است ، یگانه است . این وجود یگانه و ممتاز در تجلی و انعکاس خود مظاهر گوناگون ، ماهیت های مختلف و تعیینات متفاوت به خود می گیرد . مانند آب که حقیقتی واحد است اما گاه به صورت یخ و برف می شود گاهی بخار و ابر می شود و گاه دیگر همان آب به زیر زمین می رود یا جاری می شود و به دریا باز می گردد . ( زمانی،۱۳۹۱ ،ج.اول صص: ۷۳۸تا ۷۴۱) روغن از شیر که

مطلب مشابه :  شرایط تحقق مسوولیت مدنی ناشی از نقض حریم خصوصی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید