همان، ص‌684- 685.
اصطخری، مسالک و ممالک، ص‌240؛ ابن‌حوقل، صوره الارض، ص‌211؛ تفصیل این بحث در توضیح پیرامون شهر بخارا ارائه شده است.
برای نمونه دروازه‌های قهندز و شارستان در بخارا و نیز دروازۀ قهندز در نیشابور: اصطخری، مسالک و ممالک، ص‌204 و 239. همچنین دروازۀ شارستان در اسروشنه (ص‌257)، در کِش، ص‌254.
ر.ک: بارتولد، ترکستان‌نامه، ج1، ص‌244.
اصطخری، مسالک و ممالک، ص‌240.
همان، ص‌204، 240، 261.
همان، ص‌217، 240، 247؛ ابن‌حوقل، صوره الارض، ص‌181، 211، 219.
مانند کوی بکار، کوی بولیث، کوی مغان، کوی وزیر بن ایوب و … نرشخی، تاریخ بخارا، ص‌73- 79. این کوی‌ها در مبحث شناخت شهر بخارا توضیح داده شده‌اند.
ر.ک: یعقوبی، البلدان، ص‌14- 20. وی در برابر نام برخی از بخش‌های محله‌ها از قطعه زمین‌های افراد گوناگون به عنوان بخشی از محله و مِلک آنها یا یک محله نام برده شده است.
حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص‌214. در بغداد نیز منصور عباسی محله‌های بیرون شهر را چهار بخش کرد: یعقوبی، البلدان، 10.
رَبْع به معنی محله و بخش (حصه) در خراسان به کار می‌رفت و چنان که در توضیح پیرامون کوره بیان شد، خراسان را به چهار رَبْع تقسیم می‌کردند. نیشابور خود یکی از این رَبْع‌ها بود که آن هم طبق گفتۀ حاکم نیشابوری به چهار رَبْع تقسیم می‌شد. اصطلاح محله نیز گاه در معنی شهر به کار می‌رفت، چنان که مقدسی از شهرهای ریف (که قصبۀ آن عباسیه بود) در مصر یاد کرده است. از جمله، محله سدر، محله کرمین، محله کبیره: مقدسی، احسن‌التقاسیم، ص‌276.
حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص‌200.
بیهقی، تاریخ بیهق، تصحیح قاری سید کلیم‌الله حسینی، ص54 – 65.
برای نمونه شهر کوفه بود که ابتدا مکان مسجد را مشخص‌کردند و پس از آن، کوچه‌ها و قطعه‌ها را تعیین کرده قبایل مختلف را سکونت دادند: طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج5، ص‌1849.
حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص‌200.
برای نمونه زمین‌های «کارک علویان» در بخارا که در کنار دروازۀ نو، «مملکۀ سلطانی» بود و امیر منصور بن نوح در آن جا کوشکی ساخت و بعدها در سدۀ پنجم نصرخان بن طمغاج خان قراخانی آنها را به فقها بخشید: نرشخی، تاریخ بخارا، ص‌40.
چنان که بازرگانان در بغداد در محلۀ شیعه نشین کرخ ساکن بودند و به گفته اصطخری «کرخ آبادان‌‌تر است و بازرگانان گرانمایه آن جا باشند»: مسالک و ممالک، ص‌85.
نرشخی، تاریخ بخارا، ص‌73- 79.
باستانی راد، بم، ص35.
برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: سلطان زاده، مقدمه ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران، ص‌236- 250. همچنین برای آگاهی بیش‌تر دربارۀ تفصیل این بحث در دوره‌های گوناگون تاریخی ر.ک: حسین سلطان زاده، «واحدها و محله‌های مسکونی»، شهرهای ایران، به کوشش محمد یوسف کیانی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جهاد دانشگاهی، 1368، ج3، ص‌350- 419.
مقدسی دربارۀ بیش‌تر شهرها، ساختارها و ویژگی‌های زندگی شهری در محلات را بیان کرده است. برای نمونه دربارۀ شهر بخارا به توسعۀ محلات، میزان دانش و آگاهی مردم، ویژگی‌ها و سبک و قیمت خانه، امور بهداشتی و … توضیحاتی به اختصار بیان کرده است: احسن‌التقاسیم، ص‌406- 407. همچنین دربارۀ خوارزم (ص‌412- 417)، چاچ (398- 399)، مرو (ص‌433- 434)، نیشابور (ص‌435- 437)، زرنگ (ص‌444- 445)، هرات (ص‌447)، مرو شاهجان (ص‌453- 455)، نرماشیر و بم (ص‌684- 688) و … .
وجه تسمیه‌های گوناگونی برای واژۀ مسجد ارائه شده است. برخی ریشۀ آن را آرامی دانسته‌اند که در زبان فارسی نیز در سده‌های نخستین اسلامی به صورت مزگت (برای نمونه، حدود العالم، ص‌128) به کار رفته است. اما برخی دیگر ریشۀ آن را در معنای اسلامی، سجده‌گاه دانسته‌اند.

                                                    .