دانش‌آموزان دختر

دانش‌آموزان دختر

برای بررسی استنباطی برابری و یا تفاوت شیوع میزان اضطراب در سطوح متغیر دبیرستان از آزمون نیکوئی برازش استفاده می‎کنیم. خروجی آزمون به صورت زیر است:
آزمون کای اسکوئر
مقدار درجه آزادی P مقدار مجانبی دو طرفه
مربع کای دو پیرسون 001/63 12 000/0
تعداد نمونه 290
مقدار P-Value آزمون برابر 000/0 (صفر) است و چون این مقدار از 05/0 کمتر است فرض را می‎پذیریم. یعنی از نظر آماری می‎پذیریم که در جامعه مورد نظر شیوع اضطراب در سطوح متغیر دبیرستان یکسان نیست. از این موضوع می‌توان نتیجه گرفت که برای مطالعه‌های جدید شیوع اضطراب در جامعه‎های مشابه، بایستی متغیر دبیرستان لحاظ شود؛ یعنی از دبیرستانهای مختلفی که به صورت تصادفی انتخاب شده‌اند نمونه‎گیری کرد.
فصل پنجم
بحث و نتیجه‌گیری
در این فصل، نتایج حاصل از تحلیل آماری داده‌هایی که در فصل چهارم ذکر گردیده است، با تأکید بر شواهد تجربی و پژوهشهای گذشته، مورد بررسی قرار گرفته و همچنین محدودیت‌ها و پیشنهادهای کاربردی و پژوهشی ذکر می‌شود.
5-1- بحث و نتیجه‌گیری
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان شیوع اضطراب در دانش‌آموزان مقطع متوسطه در سال 1392 است در همین راستا 290 نفر از دانش‌آموزان دبیرستانی براساس نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی انتخاب شده که از این تعداد 162 نفر دختر (56%) و 128 نفر پسر (44%) بودند.
فرضیه‌ی اول: میزان اضطراب در دانش‌آموزان دبیرستانی شیوع یکسانی ندارد.
براساس نتایج بدست آمده از تحلیل یافته‌های پژوهش، اضطراب در جامعه‌ی دانش‌آموزان مقطع متوسطه شهر پاوه دارای شیوع و پراکندگی یکسانی است و میزان شیوع کلی اضطراب (خفیف، متوسط، شدید) روی هم رفته برابر با 79% است. یعنی 79% از دانش‌آموزان به درجاتی از اضطراب مبتلا هستند که 26% خفیف، 29% متوسط و 24% اضطراب شدید دارند. این یافته‌ها با مطالعه‌ی مقطعی سید نوزادی و همکارانش (1391) که میزان شیوع اضطراب به درجات شدید 23% برآورد شده بود و همچنین با مطالعه‌ی الفتی (1386) با برآورد میزان شیوع 6/91% و مطالعه‌ی زارعی (1376) که میزان شیوع اضطراب 38/75% بدست آمده بود هم‌سویی دارد. همچنین پژوهش حاضر با مطالعه‌ی آهنگرزاده رضایی و خلیل زاده (1384) که اضطراب شدید را در دانش‌آموزان 29% نشان دادند مطابقت دارد.
فرضیه‌ی دوم: شیوع اضطراب در سطوح متغییر جنسیت یکسان نیست.
براساس نتایج بدست آمده از تحلیل یافته‌های پژوهش اضطراب در سطوح متغیر جنسیت یکسان نیست به طوری‌که میزان اضطراب دانش‌آموزان دختر به طور معناداری بالاتر از میزان اضطراب دانش‌آموزان پسر می‌باشد ( ).
این یافته‌ها با یافته‌های مطالعه‌ی احمدی و همکارانش (1392) که نشان داده‌اند شیوع اضطراب به طور معنی‌داری در دختران نسبت به پسران بیشتر است. ( ) و همچنین با یافته‌های حسینی فرد و همکارانش (1384)، لشکری پور و همکارانش (1384)، مرادی ابدال آبادی (1377)، مشکانی (1377)، زارعی (1376)، نگویان و همکارانش (2013)، ابایدون و همکارانش (2007) همسو می‌باشد ولی با تحقیق دب و همکارانش (2010) که در آن اضطراب پسران بیشتر از دختران نشان داده شد ( ) مطابقت ندارد.
فرضیه‌ی سوم: شیوع اضطراب در سطوح متغیر پایه‌ی تحصیلی یکسان نیست.
براساس نتایج بدست آمده از تحلیل یافته‌های پژوهش اضطراب در سطوح متغیر پایه‌ی تحصیلی یکسان است و تفاوتی معنادار از لحاظ آماری بین میزان شیوع اضطراب در پایه‌های اول، دوم و سوم دبیرستان وجود ندارد.
یافته‌های این پژوهش در رابطه با این فرضیه همسو با یافته‌های پژوهش احمدی و همکارانش (1392) که به این نتیجه رسیدند رابطه بین اضطراب و پایه‌ی تحصیلی معنی‌دار نیست ( ) و همچنین با نتایج بدست آمده از پژوهش مشکانی (1377) که در آن رابطه‌ای معنادار میان اضطراب با پایه‌ی تحصیلی نشان داده نشد مطابقت دارد.
فرضیه‌ی چهارم: شیوع اضطراب در سطوح متغیر رشته‌ی تحصیلی یکسان نیست.
براساس نتایج بدست آمده از تحلیل یافته‌های پژوهش اضطراب در سطوح متغیر رشته‌ی تحصیلی یکسان است و تفاوتی معنادار از لحاظ آماری بین میزان شیوع اضطراب در رشته‌های تحصیلی وجود ندارد. یافته‌های این پژوهش در رابطه با این فرضیه با یافته‌های پژوهش الفتی (1386) و مطالعه‌ی همه‌گیرشناسانه‌ی مشکانی (1377) که نشان دادند بین اضطراب و رشته‌ی تحصیلی ارتباط معنی‌داری وجود ندارد همسو می‌باشد.
فرضیه‌ی پنجم: شیوع اضطراب در سطوح متغیر دبیرستان محل تحصیل یکسان نیست.
براساس نتایج بدست آمده از تحلیل یافته‌های پژوهش ارتباط آماری معنی‌داری میان محل تحصیل و شیوع اضطراب بدست آمد که با یافته‌های بدست آمده از پژوهش مشکانی (1377) مطابقت ندارد.
با توجه به نتایج بدست آمده می‌توان این طور تبیین کرد که در برخورد با اضطراب، دختران به پذیرش اضطراب و قبول آن به عنوان یک ویژگی زنانه تشویق می‌شوند و یاد می‌گیرند که به عنوان یک ویژگی زنانه به هنگام اضطراب، تسلیم شده و آن را بپذیرند در حالی که پسران اضطراب را تردیدی برای احساس مردانگی خود می‌دانند و با آن دفاعی برخورد می‌کنند. پسران می‌آموزند که راه‌های مقابله با اضطراب را بیابند یا آن را انکار کنند. همچنین ساختار شخصیتی و تفاوت‌های زیست‌شناختی و روان‌شناختی به خصوص زمانی که با مسائل فرهنگی درهم آمیخته می‌شوند، از قبیل تبعیضاتی که والدین ممکن است در مورد پسرها و دخترها قایل شوند، در میزان انگیختگی و سازگاری شخص در مقابل ناملایمات در این پدیده نقش داشته باشند. و با توجه به اینکه دختران امروز مادران آینده جامعه می‌باشند و سلامت روانی آنها پشتوانه تربیت فرزندان سالم خواهد بود لذا نتایج این پژوهش هشداری برای مسئولان آموزش و پرورش، خانواده‌ها و متخصصین سلامت روان می‌باشد تا نسبت به سلامت روانی دانش‌آموزان توجه نمایند.

Share