رشته حقوق

داروهای ضد افسردگی

دانلود پایان نامه

طی یک سال گذشته پزشک عمومی خانواده آقای پی مقداری داروهای ضد افسردگی را برای او تجویز کرد که تاثیر چندانی در کاهش نشانه‌های افسردگی او نداشت. نکته مهم اینکه دوست دیرین آقای پی به دلیل ابتلای سریع به بیماری پارکینسون و سیر شدید این بیماری اخیراً فوت کرده بود. در مرحله نخستین درمان، آقای پی و درمانگرش در مورد سه هدف اصلی به توافق رسیدند. این اهداف عبارتند بودند از : 1) افسردگی مورد توجه قرار گیرد و اقداماتی برای تسکین نشانه‌های آن انجام شود؛ 2) بی تحرکی (ناتوانی مفرط) مورد توجه قرار گیرد و میزان فعالیت افزایش یابد و 3) مفروضه‌ها و باورهای مربوط به معنا و مفهوم تشخیص پارکینسون مورد توجه قرار گیرند و در کاهش اثرات این بیماری بر کنش وری تلاش شود. درمان بر مبنای برنامه منظم ماهانه، مجموعاً 14 جلسه یک ساعته به طول انجامید (به اضافه جلسات پیگیری که به طور معمول هر سه ماه یکبار بود). در نه ماه پیگیری پایان درمان بیمار موافقت کرد که مباحث مربوط به تجربیاتش از مشارکت در درمان ،‌با ویدئو ضبط شود. آقای پی در این مصاحبه اظهار داشت که اکنون احساس می‌کند که تا حد زیادی بهبود یافته است و می‌تواند این بهبود حاصل از جلسات درمان را حفظ کند.
برنامه فعالیت خط پایه آقای پی نشان داد که او طی هفته گذشته تنها 12 ساعت از منزل خارج شده است. موقع بیرون رفتن همیشه همسرش او را همراهی می‌کرد و به ندرت جرات می‌کرد از فروشگاههای محل خود دور شود. طی دوره شناخت – رفتار درمانگری ،‌آقای پی میزان فعالیتش را تا حد زیادی افزایش داد به گونه‌ای که برای مسافرتهای خارج از محل سکونتش برنامه ریزی می‌کرد و توانست به مدت 29 ساعت از منزلش خارج شود. این نشان می‌داد که میزان فعالیتش نسبت به خط پایه حدود 58 درصد افزایش یافته بود. وقتی طی درمان نمره‌های افسردگی و اضطراب آقای پی کاهش نشان داد ،‌بیشترین فایده درمان در میزان کنش وری و فعالیتهایش دیده شد. در پایان درمان ،‌آقای پی از تنها رفتن به آموزشگاهای موسیقی در مناطق شلوغ شهر تا اندازه‌ای احساس اطمینان می‌کرد و این کار را به صورت برنامه منظمی انجام می‌داد. افزون بر این آقای پی طبق برنامه منظمی به تنهایی پیاده روی می‌کرد و احساس اطمینان و استقلال مجددی پیدا می‌کرد. همچنین برنامه فعالیت آقای پی بر اساس خط پایانه نشان داد که او در پنج وقت مشخص بیخوابی را تجربه می‌کرد. آقای پی که در گذشته خود را فردی خوش خواب توصیف می‌کرد،‌طی برنامه درمان توانست آنچنان خوابش را بهتر کند که بر اساس یادداشت فعالیتهای هفتگی ،‌دیگر دوره‌های بی خوابی را تجربه نمی‌کرد.
2-9-5 تلفیق مدل شناختی با نظام طبقه بندی بین المللی کنش وری، ناتوانی و سلامتی
در کار با بیماران جسمی این نکته بسیار مهم است که مطمئن باشیم برداشتها و مداخله گریهای روانشناختی منطبق، ‌متناسب و هماهنگ با مشکلات فعلی بیمار است. در نظر گرفتن این موارد باعث می‌شود که مدل رفتار درمانگری بتواند بیماران را با درمان آشنا کند. مدل شناخت – رفتار درمانگری در مورد آقای پی به گونه‌ای اجرا شد تا او بتواند به تعامل بین نشانه‌های جسمی و روانی خود پی ببرد. آقای پی با حالتی گریان درباره رویدادی صحبت می‌کند که نشان می‌دهد چرا این روزها احساس پوچی می‌کند ( به شکل 3-10 مراجعه کنید). او گفت که برای وارسی باد لاستیکهای ماشین خود اخیراً به یک تعمیرگاه مراجعه کرد . در همان موقع دریافت که با وجود اینکه مدت زیادی تلاش کرد اما نتوانست در محفظه باد را باز کند. او با خود گفت « به هر حال باید این را به مرد جوانی بدهم تا این کار ساده را برای من انجام دهد» او یادآور شد که بعد از این ماجرا خلقش به شدت پایین آمد و اعتماد به نفس خود را از دست داد. در عین حال گفت که لرزش او بعد از آن بدتر ش

مطلب مشابه :  پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

شکل 3-10 : استفاده از مدل درمانگری شناختی در فهم فعالیتهای جسمی و روانی در بیماری پارکینسیون
نکته مهم در این مثال این است که به بیماران امکان می‌دهد تا روابط متقابل در تعامل بین این فعالیتها را ببیند. این نکته مهم است که به بیماران خود متذکر شوید که اگر بتوانند طرز تفکرشان را درباره موضوعات تغییر دهند در آن صورت می‌توانند چگونگی رفتار خود را نیز تغییر دهند. اگر اینها نیز با ساختار اساسی و جسمی آنها مرتبط باشد، در آن صورت این قسمتها نیز تغییر خواهند کرد. یک روش دیگر برای ارزیابی این رویدادها استفاده از نظام طبقه بندی کنش وری ،‌ناتوانی و سلامتی (سازمان جهانی بهداشت، 2001) است چنانکه در شکل 4-10 اشاره شده است :

شکل 4-10 استفاده از طبقه بندی بین المللی کنش وری ،‌ناتوانی و سلامتی در فهم ارتباط بین فعالیتهای جسمی و روانی در بیماری پارکینسیون
در طراحی رواندرمانگری برای افسردگی همراه با بیماریهای جسمی، مفهوم ناتوانی مفرط از اهمیت خاصی برخوردار است . ناتوانی مفرط، میزانی از ناتوانی در تجربیات شخص است که از آسیبهای واقعی جسمی یا شناختی نظیر پیامد بیماری پارکینسون ناشی نشده باشد. مثلاً ممکن است فردی به دلیل احساس لرزش و شرمندگی در حضور دیگران از فعالیتهای اجتماعی کنار بکشد. مدل شناختی در سالمندان را می‌توان با استفاده از نظام طبقه بندی بین المللی کنش وری، ناتوانی و سلامت تکمیل نمود(به شکل 5- 10 مراجعه شود).
آقای پی. در پایان درمان گزارش داد که توانایی او در مقابله با نشانه‌های رایج بیماری اش افزایش یافته و تمایل دارد با قرار گرفتن در موقعیتهای اجتماعی با شرمندگی ناشی از لرزش بدن به خوبی مواجهه شود و از فنون شناخت درمانگری در چالش با افکار استفاده کند. آقای پی در پایان درمان اظهار داشت که احساس خوش بینی بیشتری نسبت به آینده دارد. « احساس می‌کنم اکنون باید در فعالیتهای مختلف شرکت کنم». به نظر می‌رسد در درمان افسردگی بیماران مبتلا به پارکینسون فنون شناخت – رفتار درمانگری مناسب باشند. نکته مهم اینکه در این مورد خاص تعدیل در روی آوردهای شناخت – رفتار درمانگری جزئی بود.
2-10 نتیجه گیری
در کار با سالمندان افسرده یا مضطربی که توأمان بیماری جسمی مهمی نیز دارند پیش از آنکه گفته شود ازسلامتی اندکی برخوردارند بر ارزیابی سازش یافتگی آنان با تغییرات پیش آمده در وضعیت کنش وری بیشتر تاکید می‌شود. کارکردن با سالمندانی که همزمان بیماریهای جسمی هم دارند مستلزم در نظر گرفتن اصول شناخت – رفتار درمانگری است که مطرح می‌شود.
اصل اول : تجربه گرایی مشارکتی : با همکاری مراجع، اطلاعات لازم مربوط به مشکلات او را جمع آوری کنید و اجازه ندهید که سوگیریها و برداشتهای قبلی خودتان بر نتیجه و پیامد درمان اثر بگذارد.
اصل دوم : از پرسشگری سقراطی استفاده کنید تا برداشتهایی که به دنبال شروع نشانه‌ها یا بیماری در مراجع شما شکل گرفته مشخص شود یعنی حال با هدف پی بردن به روشهای شناسایی و حل مشکلات از پرسشهای مستحراطی استفاده کنید.
اصل سوم : با هدف سازمان دهی جلسات درمان و مفید بودن آنها تا حد ممکن ،‌در شروع هر جلسه دستورالعملهایی داشته باشید. این موضوع به ویژه وقتی مراجع شما با مشکلات متعددی مراجعه می‌کند امری مهم به نظر می‌رسد.
اصل چهارم : همواره سعی کنید در مورد ابعاد مختلف مشکلات متداول ناشی از بیماری با مراجع خودتان بحث و گفتگو کنید. بر چالش کردن و تغییر دادن مشکلات خاص بیمارتان تاکید کنید. ابتدا بر مسئله گشایی تاکید کنید و در صورت ضرورت امکان بحث و گفتگو را در مورد عوامل آسیب پذیری که مراجع شما را مستعد بیماری کرده فراهم کنید.
اصل پنجم : در صورت لزوم جهت مشارکت بیمار جلسه بحث و گفتگو را به عنوان تکالیف خانگی مطرح کنید. به عنوان راهنمایی در طراحی تکالیف خانگی با یک بیمار دارای مشکل جسمی باید گفت که می‌توان فعالیتها را اندک اندک شروع کرد و به تدریج افزایش داد. درآن صورت می‌توانید عملاً متوجه شوید که مراجع شما تا چه اندازه می‌تواند فعالیتها را انجام دهد.
علاوه بر این اصول، مدل شناختی با سالمندان از ویژگیهای دیگری نیز برخوردار است که به منظور بیشینه سازی اثر بخشی درمان، باید آنها را در نظر گرفت. چنانچه در فصل سوم نشان داده شد لازم است در ارتباط با سالمندان در شناخت – رفتار درمانگری تعدیلهایی صورت گیرد تا نتیجه بهتری در درمان حاصل شود. البته در درمان سالمندانی که بیماریهای جسمی و اضطراب دارند لازم است تعدیلهای بسیار زیادی انجام شود. این فصل نشان داد به رغم ابهاماتی که در باره اساس زیستی افسردگی در بیماریهایی نظیر بیماری پارکینسون وجود دارد، بروز این بیماری به لحاظ بالینی از افسردگی بدون بیماری جسمی غیر قابل تشخیص است درچنین مواردی است که درمانگر ماهر و متخصص بر خود لازم می‌داند که در درمان افسردگی و اضطراب از شناخت- رفتار درمانگری استفاده کند ،‌حتی اگر شواهد تجربی اندکی در این خصوص وجود داشته باشد. به علاوه از آنجایی که بعد از شکل گیری یک بیماری جسمی وجود افسردگی و اضطراب را باید مورد توجه قرار داد، نظام طبقه بندی بین المللی کنش وری، ناتوانی و سلامتی (سازمان جهانی بهداشت، ،2001b) دلایل و علل استفاده از روشهای رواندرمانگری را در این موارد مطرح کرده است.
2-11 همبستههای شناختی
عبارتست از مموعه متغیرهایی که میتوانند در نحوه ادراک، یادگیری، یادسپاری و تفکر افراد درباره اطلاعات تاثیرگذار باشد (استرنبرگ، 1387).

مطلب مشابه :  ناخودآگاه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید