رشته حقوق

خود و دیگری

دانلود پایان نامه

دارد کمان ماه را سفت تر می کند
برای پارمیس یا هکتور ؟» (آتشی، 1388، ص 1818)

8-2-3-4- ایکار
ایکار، پسر «ددال» و یکی از کنیزان مینوس، به نام «نکراته» می باشد.پس ازآنکه ددال طریقه ی نجات «تزه» را از «لابیرنت» به «آریان» آموخت و تزه، «مینوتور» را کشت، مینوس، متغیّر از این پیشامد، ددال و پسر او را در «لابیرنت» زندانی ساخت. ولی ددال که هنوز قریحه و قدرت و ابتکار سرشاری داشت برای خود و ایکار، بال هایی ساخت و آن ها را به وسیله ی موم به شانه های خود و پسر خود وصل کرد و هر دو به پرواز درآمدند. قبل از پرواز، ددال به پسر توصیه کرد که نه چندان اوج گیرد و نه در ارتفاع کم پرواز کند. ولی ایکار، از شدت غرور، پند پدر را به کار نبست و چنان اوج گرفت که نزدیک به خورشید رسید. حرارت نور خورشید موم بال ها را ذوب کرد و ایکار به دریا افتاد، این دریا را از آن پس، «دریای ایکاری» می خواندند.
طبق روایت دیگر، ددال پس از آنکه پسر خواهر و شاگرد خود «تالوس» را کشت، از آتن گریخت. پچسر او نیز از آتن تبعید شد و زبه جستجوی پدر پرداخت ولی در حوالی «ساموس» دچار طوفان شد دو آن دریار به نامی که مشتق از اسم وی بود معروف گشت. جسد وی را امواج، به ساحل جزیره ی Icaria افکندند و هراکلس آن را به خاک سپرد.
همچنین بنا به روایت دیگر، ایکار و ددال با یک قایق از کرت فرار کردند، هر یک از آن ها قایق جداگانه ای در اختیار داشتند و ددال تازه به اختراع بادبان موفق شده بود. ایکار که نمی توانست قایق خود را اداره کند به دریا افتاد و یا چون در موقع نزدیک شدن به ساحل جزیزه ی ایکاریا، نتوانست به درستی از قایق بیرون بیاید و غرق شد.
اخبار و حکایات مختلف اخیر شاید برای آن نقل شده باشد که از اهمیت واقعی حادثه یعنی موضوع پرواز بکاهد.
مقبره ای ایکار، چنانکه معروف بود، در یکی از دماغه های دریای اژه قرار داشت. بنا به روایتی، ددال،دو ستون یکی به افتخار پسرخود و دیگری با نام خود،در جزایر«آمبرا» برپا کرد و بر دروازه های معبد «کومس» با دست خود ، پایان غم انگیز زندگی پسر خود را شرح داد.
به عقیده ی عدّه ای، ایکار شخصی است که نخستین بار، استفاده از چوب را برای تهیه ی وسایل زندگی به مردم آموخت.
در داستان ها از قهرمان دیگری به نام ایکار یاد شده است که پادشاه کاری بود و معشوقه ای به نام «تئونوئه» دختر «تستور» و خواهر «کالچاس» . (گریمال، 1367، ج 1، صص 446-448).
نمونه ی اشعاری که از این واژه استفاده شده است :
«خدا…
با نیم تنه ای از چرم گوزن شمالی
و بالی از موم خیالی موهوم
به خیزگاه ناچار
نمی شتافته ایکار ؟» (آتشی، 1386، ص 1190).
«استخوان ها را کنار هم می چینم
و چفت می کنم به هم که چه شکلی فراهم آید

مطلب مشابه :  عوامل اداری و مدیریتی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید