به شکل شاخه ی خرزهره ای پر از گل تازه
که دره های گرم جنوبی را
در انتهای بهار
دل زنده می کند
و سکوت پریزادی غمگین دارد
که می رمد به بیشه از هجوم نگاه غریب » ( همان ، ص 620 ) .
« آتشی زبانه می کشید از اشکوب فروردین
و بام معلق بر شعله ها
نه جزیره بود و نه قایق
به خشکی که در غلتیدیم
به دره که پریان خندان بودند ،گل های خرزهره ی
پریان را که دیدیم ترسیدیم » . ( همان ، ص 702 ) .
4-1-2-4-4- سنبل
«گل سنبل به ایزد بهرام اختصاص دارد » .( قلی زاده ، 1388 ، ص276 ). «سنبل»گیاهی است که از تیره ی سوسنی ها جزو تک لپه ای با جام و کاسه ی رنگین و دارای گل های بنفش خوشه ای است و چون زود گل می کند و گلشن زیبا و خوشرنگ و خوشبو است ، مورد توجّه است و جزو گیاهان زینتی است و پیاز آن را در گلدان ها می کارند . بهترین نوع آن ، سنبل هندی است . نام های دیگر آن : ازمبل ، ذومبل ، ارسیل ، عرصیل ، عیلان خرام و قنطوس ، اوراقنثوس و سنبل ایرانی است. ( دهخدا ، 1385، ص 644 ) .
سنبل یا سمبل ( سومبل ) گیاهی است دارویی از تیره ی سوسنی ها که گل های بنفش آن به شکل خوشه است . سنبل ایرانی گل هایش سفید رنگ است و انواع زیادی دارد که از آن میان نوع رومی و حبلی و هندی آن معروف است . نوع هندی آن را سنبل الطیب می گویند و نیز سنبل ختایی با گل فرشته را نامید.سنبل یکی ازشناخته شده ترین وسایل بوی خوشی و عطر است که از نشانه های مخصوص زهره یا ناهید است. ( حق پرست ، 1383 ، ص 86) .
در کتب طبّی قدیم خواصّ دارویی برای سنبل ذکر کرده اند .از مهم ترین خواصّ آن ،این است که معده را قوی و گرم کند و بلغم را ببرد . گربه بوی سنبل زا بسیار دوست دارد . سنبل هندی در تبت روییده در جای رستن آن افعی و مارهای کشنده بسیار است . اگر کسی اقسام آن را نشناسد و یا دستش عرق کرده باشد ، پس از دست زدن به سنبل می میرد .
وقتی آشیل قهرمان حماسه ایلیاد ( تروا ) به قتل رسید ، تتیس مادر آشیل خطاب به یونانی ها گفت:که زرده پسرخویش رابه قهرمانی که ازتمامی قهرمانان سزاواتر باشد ،خواهد بخشید.«آژاکس» و اولیس تنها مدعیان این رقابت بودند . تعدادی دیگر از جنگاوران نیز برای داوری انتخاب شدند . این زره به اولویس تعلق گرفت و بدین ترتیب ، خود بر شجاعت برتری یافت . به همین خاطر آژاکس خودکشی کرد . جایی که خون او بر زمین ریخت گلی رویید که سنبل نامیده شد . بر روی برگ های آن دو حرف اول نام آژاکس (AJ ) که معنی یونانی آن « اندوه » است ، نوشته بود .
نوعی گل زبان در قفا نیز وجود دارد که به آن « سنبل شعرا » می گویند.این گل خاطره ی آژاکس را در خود دارد و آن را دلیفتیوم آژاسیس یا زبان در قفای آژاکس می گویند.( همان ، صص 86 – 88 )
آتشی از واژه « سنبل » فقط دو بار استفاده کرده است :
« بر ما دهان لاله و نسرین مبین
تا از دهان ما
گل های سرخ سر برمی جوشند

                                                    .