رشته حقوق

خودآگاهی

دانلود پایان نامه

عنصر نرینه شامل چهار مرحلهی انکشاف میباشد که نخستین مرحلهی آن به صورت نیروی جسمانی و تنی آشکار میشود(یونگ،293:1390).
معمولاً زنانی هستند که در عالم بیرون علاقه و کشش به مردان ورزشکار و پهلوان دارند. چنین زنانی در واقع به شناخت این مرحله از آنیموس،که کشف نیروی جسمانی خود است؛ رسیدهاند و در پی بروز و نمایان ساختن آن هستند. از جمله این زنان که به این مرحله از شناخت دست مییابند گردآفرید است. آنیموس شخصیتی چون گردآفرید در وجود همهی پهلوانان و دلاوران دژ، رستم و پس از آن در دشمن ایرانیان – سهراب- نمادینه میشود. بنابراین میتوان گفت شخصیتهای یاد شده نمادهایی هستند، که گردآفرید را وادار به شناخت آنیموس خویش میکنند. این مرحله از شناخت آنیموس در گردآفرید نیروی زیادی دارد و پیوسته به خودآگاهی او میآید تا اینکه سرانجام در نبرد با سهراب، از خودآگاهی او به بیرون افکنده میشود. گردآفرید در این نبرد به هر دلیلی- به ننگ آمدن از شکست هجیر – به سوی سهراب که آنیموس او به شمار میرود، کشش پیدا میکند. در واقع میتوان گفت تمام ویژگیها و خصوصیاتی که گردآفرید در آنیموس درونی خویش نهفته میدارد، با دیدن سهراب و رو در رو شدن با او – به صورت نیرویی جسمانیای که از خود نشان میدهد- آشکار میگردد:
فــــرود آمـــــد ار دژ بـــــه کــردار شیر کمـــــر بــــــر مــــیان بادپایــی بـه زیــر
(فردوسی،178:1389،ب203).
بیشک گردآفرید از نیروی تنی و جسمانی قویای برخوردار است چرا که نخستین وسیلهای که از آن برای نبرد استفاده میکند کمان است. و همانگونه که میدانیم به زه کردن کمان بستگی به زور و بازوی فرد دارد:
چـــــو سهــــراب را دیــد گـــــردآفـرید کــــه برســــان آتـــش همـــــی بـــردمید
کــــمان بـــــــه زه را بــه بــازو فـــکند سمنــدش بـــــرآمد بـــــه ابـــــر بلنـــــد
(همان،ب215-214).
او همچنین از نیزه، که حمل و بکارگیری از آن نیرو و قدرت زیادی را میطلبد، استفاده میکند:
ســـر نیــــزه را ســـــوی سهــــراب کرد عنــــان و سنــــــان را پــــر از تاب کــــــرد
(همان،ب216).
داشتن “روحی مبتکر” و”گفتار” به ترتیب از مراحل دوم و سوم شناخت کهنالگوی آنیموس است(یونگ،293:1390). که این ویژگی به روشنی در شخصیت گردآفرید بارز است. زمانی که گردآفرید با نیروی جسمانی آنیموس خود به جنگ سهراب میرود؛ پس از مدت کوتاهی مغلوب سهراب میشود. اما در این زمان از جنبهی دیگر آنیموس خود – داشتن روحی مبتکر- بهره میجوید و با روح خلاق و مبتکرش به دنبال چارهای میگردد تا سهراب را فریب دهد و از چنگ او خلاص شود:
بدانـــــست کـــــــاویخت گــــــردآفرید مـــــــر آن را جــــز از چــاره درمــان ندید
(همان،ب234).
و پس از یافتن چاره، به نیروی دیگر آنیموس خود که گفتار است متوسل میشود و ضمن دادن پند و اندرزهایی به سهراب:
بـــدو روی بنــــمود و گفـــت ای دلــــیر میـــان دلیـــــــران بـــه کــــردار شــــیر
دو لشــــــکر نظــــاره بر ایــــن جنگ ما بـــــرین گــــــرز و شمشیر و آهنــــگ مـا
کنـــــون مــن گشایــم چنین روی و موی سپاه تـــــــو گـــــــردد پــر از گفـتوگـوی
کـــه بــــا دختری او بــــــه دشت نبــرد بــــدین ســـان بــــه ابـــر انـــدر آورد گرد
(همان،ب238-235).
به او وعده و وعیدهای دروغین میدهد:
نهانــــــی بســـــازیم بهتــــــــر بــــود خــــرد داشتــــــن کــــــار مهــــتر بــود
ز بهــــــر مــــن آهـــو ز هــر سـو مخواه مـــــیان دو صـــــف بـــــــرکشیده ســپاه
کنــــون لشـــــکر و دژ بــــه فرمان تست نبـــــاید بــــر ایــن آشتــی جنــگ جـست

مطلب مشابه :  دستور زبان فارسی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید