رشته حقوق

خواجه نظام الملک طوسی

دانلود پایان نامه

باب‌ هفتم‌: فی‌ ولایه‌ المظالم‌ (دادرسی‌): ولایت‌ مظالم‌ این‌ است‌ که‌ فردی‌ مقتدر که‌ دارای‌ نفوذ کلام‌ و یا شخصیت‌ و عفیف ‌است‌، اشخاصی‌ را که‌ نسبت‌ به‌ حقوق‌ دیگران‌ ظلم‌ و تجاوزی‌ کرده‌اند و یا می‌کنند به ‌طرف‌ انصاف‌ سوق‌ دهد و نزاع‌کنندگان‌ را از نزاع‌ کردن‌ بازدارد.
باب‌ هشتم‌: فی‌ ولایه‌ النقابه‌ علی‌ ذوی‌ الانساب‌: ماوردی‌ در این‌ مبحث‌ از ریاست‌ و رسیدگی‌ به‌ امور صاحب‌نسبان‌ و اینکه‌ چه‌ کسانی‌ باید این‌ نقابت‌ را برعهده‌ بگیرند و ویژگیهای‌ آنان‌ سخن‌ می‌گوید.
باب‌ نهم‌: فی‌ الولایات‌ علی‌ امامه‌ الصلوات‌: امامت‌ برای‌ نماز سه‌ قسم‌ است‌: یا برای‌ نمازهای‌ پنجگانه‌، یا نماز جمعه‌ و یا نمازهای ‌مستحبی‌
باب‌ دهم: فی‌ الولایه‌ علی‌ الحج‌
باب‌ یازدهم: فی‌ ولایه‌ الصدقات‌
باب‌ دوازدهم‌: فی‌ قسم‌ الفی‌ء والغنیمه‌
باب‌ سیزدهم‌: فی‌ وضع‌ الجزیه‌ والخِراج‌
باب‌ چهاردهم: فیما تختلف‌ احکامه‌ مِن‌ البلاد: در باب‌ چهاردهم‌ آمده‌ است‌ که‌ سرزمینهای‌ اسلامی‌ بر سه‌ قسم‌ است‌: حرم‌، حجاز و غیر این‌ دو. مقصود از حرم‌، گفتاری‌ درباره‌ مکه‌ و مسجدالحرام‌ و کعبه‌، احکام‌ اختصاصی‌ حرم‌ و تفاوت‌ آن‌ با سایر بلاد است‌. حجاز و علت‌ نامگذاری ‌آن‌، دیگر سرزمینها و اقسام‌ آن‌، میزان‌ در محاسبه‌ خراج‌ برای‌ سرزمینهای‌ خراجیه‌ است‌.
باب‌ پانزدهم‌: فی‌ احیاء الموات‌ و استخراج‌ المیاه‌
باب‌ شانزدهم: فی‌ الحِمی‌ و الاِرفاق‌: «حِمی‌» زمینهایی‌ است‌ که‌ احیای‌ آن‌ سبب‌ مالکیت‌ بر آن‌ نمی‌شود. علت‌ مالک‌نشدن‌ و اقوال‌ فقها دراین‌باره‌، اِرفاق‌ و احکام‌ و اقسام‌ سه‌گانه‌ آن‌.
باب‌ هفدهم‌: فی‌ احکام‌ الاقطاع‌: که‌ شامل‌ اقطاع‌ سلطان‌ و اقسام‌ آن‌، اقطاع‌ تملیک‌ و استقلال‌، اقسام‌ اقطاع‌ تملیک‌، موات‌ و عامر و معادن‌ است‌.
باب‌ هجدهم‌: فی‌ وضع‌ الدیوان‌ و ذکر احکامه‌: در این‌ باب‌ تعریف‌ دیوان‌ و علت‌ نامگذاری‌ آن‌، اول‌ کسی‌ که‌ در اسلام‌ دیوان‌ را وضع‌ کرد، اقسام‌ دیوان‌ سلطنت‌: 1ـ امور ارتش‌ 2ـ رسوم‌ و حقوق‌ 3ـ عزل‌ و نصب ‌عُمال‌ حکومتی‌ 4ـ بیت‌المال‌ و در پایان‌ شرایط‌ کاتب‌ دیوان‌ که‌ عدالت‌ و کفایت‌ است‌، ذکر شده‌ است‌.
باب‌ نوزدهم‌: فی‌ احکام‌ الجرائم‌: که‌ درباره‌ حدود و تعزیرات‌ و احکام‌ آن‌ بحث‌ می‌کند.
باب‌ بیستم‌: فی‌ احکام‌ الحسبه‌: امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را حِسبه‌ گویند. تفاوت‌ محتسب‌ با دیگر شهروندان‌ در امور مربوط‌ به‌ حسبه‌، ارتباط‌ احکام‌ حسبه‌ با احکام‌ قضا و مظالم‌، اقسام‌ امر به‌معروف‌ ونهی‌ از منکر و حقوق‌ الهی‌ و انسانی‌ است‌ که‌ در این‌ رابطه‌ به‌ تفصیل‌ مورد بحث‌ و مداقه‌ قرار گرفته‌ است (حقیقت، 1376، صص228-229).
خواجه نظام الملک طوسی (408-485ق)
ابو علی حسن ملقب به«نظام الملک»، پسر خواجه ابو الحسن علی بن اسحاق، در سال 408 هـ.ق. در یکی از روستاهای طوس به دنیا آمد.پدر وی از کارکنان اداری و حکومتی طوس بود و چون خواجه‏ در طوس به دنیا آمد به طوسی شهرت یافت. خواجه نظام الملک در دستگاه اداری بلخ و دربار سلجوقی به خدمت پرداخت.وی به دبیری و صاحب تدبیری امور الب ارسلان، پسر چغری‏ گماشته شد و از این تاریخ در سلک درباریان الب‏ ارسلان سلجوقی درآمد.پس از آنکه الب ارسلان‏ به پادشاهی رسید،خواجه نظام الملک را به جای‏ ابو نصر کندری به وزارت برداشت.خواجه از سال‏ 456 هـ.ق.تا زمان مرگش،یعنی سال 485 هـ.ق. وزیر مقتدر الب ارسلان و فرزندش ملکشاه بود.
از خواجه نظام الملک دو اثر به جای مانده‏ است:یکی سیاست‏نامه(سیر الملوک) و رساله‏ دیگری هم به نام قانون الملوک که به او نسبت‏ داده‏اند که ظاهرا قسمتی از سیاست‏نامه است. مکتوبی نیز از وی در دست است که به نظام الدین‏ ابو الفتح فخر الملک پسر خود نگاشته است. سیاستنامه خواجه نظام الملک انعکاس‏ نظرات و تفکرات وزیر بزرگ سلجوقی در خصوص‏ مسایل سیاسی و اجتماعی عصر خود و آرمان‏های‏ او در ایجاد یک جامعه مطلوب است.
وی در این اثر حاصل تجربیات و آموخته‏های‏ خود از استادانش را به رشته تحریر درآورده است. خواجه در کتاب خود،با دیدی انتقادی به وضع‏ موجود می‏نگرد. همچنانکه به نظر او در روزگارش‏ منصب وکالت«سخت خلق شده است».یا اینکه‏ رسم پسندیده حرمت داشتن و برکشیدن غلامان‏ پیر شده،از«قاعده خویش بیفتاده»و خواجه یادآور می‏شود که این موارد را«از جهت شرط کتاب»یاد می‏کند. او همچنین از چند شغلی صاحب منصبان‏ شکوه می‏کند که«امروز مردم هست که به هیچ‏ کفایتی که در اوست ده عمل دارد و اگر شغلی دیگر پدیدار آید هم بر خویشتن زند.» (خواجه نظام‌الملک، 1370، صص2و152و126و193).
خواجه نظام الملک در تعلیم آنچه باید در آیین‏ ملک‏داری رعایت کرد، از وضع گذشته و نوع‏ ملک‏داری فرمانروایان پیشین مثال می‏آورد و در این میان تأکید زیادی بر دوره ایران پیش از اسلام، به ویژه نحوه فرمانروایی ساسانیان دارد.زیرا به‏ نظر او اگر رفتار پادشاهان گذشته سرمشق شود،به‏ مردم جامعه ارزانی خواهد شد که «پیش از این‏ دیگران» نداشته‏اند (همان، ص 6). بر همین اساس خواجه علاوه‏ بر حکایات پادشاهان گذشته،در ترسیم جامعه‏ ایده‏آل خود از اقدامات پادشاهان دوره باستان مثال‏ می‏آورد.از جمله سرمشق‏ها،سیاست‏ها،و روش‏های ملک‏داری پادشاهان ایران دوره باستان‏ که خواجه از آنها در سیاستنامه خود یاد می‏کند، می‏توان موارد ذیل را برشمرد:
مظالم نشستن«ملکان عجم»در صحرا (همان، ص 12).
رسیدن به احوال عامه در روزگار قباد ساسانی (همان، ص 24).
نظارت بر کار وزیر در روزگار بهرام گور (همان، ص 25).
نسپردن شغل به افرادی که در دل مخالف‏ پادشاه هستند (همان، ص 35).
رعایت احوال رعایا و ظلم نکردن بر آنان (همان، ص 36).

مطلب مشابه :  اعلامیه جهانی حقوق بشر

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید