رشته حقوق

خواجه عبدالله انصاری

دانلود پایان نامه

زرتشت بر آن است که مردم را به زندگی کشاورزی و دوری از بدی و ستیزه جویی و دروغ وادارد و میگوید:
«شما راست سلطنت، شما راست توانایی. ای مزدا، ای وهومن و ای اشا خواهش من از شما این است که بیچارگان و درماندگان را دست گیرید. ما خود را از دسته راهزنان و دروغ پرستان جدا ساختیم. »
از مخالفان و معاندان زرتشت نام کاوی و کرپان آمده است. اینان مخالف دامداری و دامپروری هستند و گاوها را اذیت میکنند در حالی که گاوها در زندگی روستاییان و کشاورزان حیوان بسیار مفیدی است.
کاویها و کرپانها ظاهرا از کاهنان آریایی هستند و با نودینی مخالفت داشتهاند چون بساط آنها با تعلیمات زرتشت برچیده میشد، از این رو با اصلاحات جدید ستیزه جویی کرده، همواره مردم را تحریک می کنند که نو آیینی را ترک کنند و در دین پیشین خود باقی بمانند، زرتشت میگوید:
«نفرین مزدا بر کسانی که مردم را از کردار نیک بر حذر می دارند »
او با مراسم قربانی کاهنان پیشین و مغ ها و مستی مذهبی در اثر خوردن هئومه آنها مخالفت میکرد و میگوید:
«ای مزدا کی نجبا به رسالت پی خواهند برد، کی این مشروب کثیف را برخواهی انداخت و از آن چیزی که کرپانهای زشت کردار به عمد مردم را میفریبند »
زرتشت از شخصی به نام بندوه به بدی یاد میکند که مانع کارهای نیک اوست و او را نفرین میکند و میگوید:
«ای مزدا و ای اشا بندوه سد راه من است. ای راستی به سوی من آی و پناه من باش. ای وهومن بندوه را نابود ساز.»
بندوه کاهن و پیشوای روحانی بوده است. چنان که در گاتاها آمده این دیویسنان صاحب ثروت و قدرت بودند به طوری که گاهی اوقات زرتشت اظهار نا امیدی میکند ولی با یاری مزدا دو مرتبه با قدرت و شدت بر معاندان میتازد و نوید صلح، رفاه، آرامش و زندگانی خوش را میدهد و کم کم معاندان از میدان در میروند و نابود میشوند.
در هر صورت همیشه دو دسته مخالف صف آرایی میکنند: دسته اول پیروان پیامبر که سخت در تلاش بهروزی مردمند و آنان را به درست اندیشی و درست کرداری دعوت میکنند. دسته دوم پیرو روش دیرینه و پای بند خرافات و مراسم زشت، و یار و مددکار زشت سیرتان و دروغ پردازان و غارتگران هستند.
زرتشت بالاخره با یاری پیروان خود بر پیروان زشتی و باطل پیروز میشود و دین بهی سیره ایرانیان نیک کردار میشود.
درباره تاریخ زایش و زندگی زرتشت روایات مختلف است. بعضی تولد او را در شش هزار سال پ.م می دانند که بیشتر به افسانه مانند است، ولی سایر مورخان تولد او را حدود ششصد سال، پیش از خشایارشاه می دانند و روی هم رفته تولد او بین یکهزار تا یکهزار و یکصد سال پ.م ذکر شده است، که این تاریخ به نظر صحیح میرسد. اما به هر حال تاریخ دقیق تولد او نامعلوم است.
در کتب پهلوی و اسلامی اصل زرتشت آذربایجانی یاد شده و نوشته است که از آن سرزمین برای تبلیغ آیین خود بمشرق ایران یعنی به دربار گشتا سب به بلخ رفت. شاید این عقیده از آنجا ناشی شده باشد که آذربایجان از روزگار هخامنشیان مرکز مغان و در عهد ساسانی و پیش از آن محل بزرگترین آتشکده ی ایران یعنی آذر گشنسب بوده است.
زرتشت در سراسر عمر، در پندهای خود از پرستش اهورامزدا و دفاع از نیکی و نیکوکاری و نیک اندیشی سخن میگوید و با زشتی و دروغ و زشتکاری نبرد کرده، پیروان آن را طرد میکند. او اهورامزدا را بزرگتر از همه و منبع خیر و نیکی معرفی میکند و به مردم توصیه میکند در راه خشنودی مزدا، راه نیکی پیش گیرند تا به عقوبت گرفتار نشوند.
او عاشق خداوند اشه (راستی) است و برای رساندن پیام خداوندی از هیچ کوششی دریغ نمیورزد. سراسر عمر زرتشت آکنده از نیکی و درخواست از اهورامزدا جهت پایداری نیکی وراندن بدی و زشتی از جامعه است.
او مردمان را به نیکی سفارش میکند، ولی نه از ترس عقوبت جهنم و نه دخول به بهشت، هیچ گاه او مردم را نمیترساند، و هرگز مردم را به قربانی برای اهورامزدا ترغیب نکرده و از مراسم ظاهری بر حذر میدارد.
او خداوند را بالاتر از همه میشمارد که رساننده نیکیهاست و بهشت را در مقابل ندبه و زاری و انجام مراسم به مردم وعده نمیدهد. به قول خواجه عبدالله انصاری که خطاب به خداوند میگوید:
ما را تو بهشت اگر بطاعت بخشی آن بیع بود، لطف و عطای تو کجاست؟
زرتشت هرگز خود را بالاتر از دیگران نمیشمارد، بلکه پیام آور معرفی میکند که مبلغ راستی و نیکویی است و غایت آرزوی او دین بهی و روز بهی است. زرتشت یک مصلح اجتماعی بود که می خواست تحولی در زندگی تمام افراد بشر به وجود بیاورد و این موضوع به کرات در اوستا مشهود است.
او به مردم زمانه میآموزد که زندگی کشاورزی و دامداری به انسان آرامش میبخشد و همواره سلامت اجتماع تأمین است.
برخلاف غارتگری و شکار حیوانات، مردم همیشه در یگانگی زیست میکنند، چون انسانی که مرتبا دنبال شکار و غارت اموال دیگران است شقی و بدخصال میشود، و روح او در آرامش نیست و خوی زشتی جایگزین ویژگی های انسان سالم میشود و اجتماع را دچار انحطاط کرده و به زوال میکشاند.
زرتشت قربانی کردن را منع میکند (قربانی گاو) البته در زمان زرتشت و حتی قرنها پس از او مردمان کشورهای دیگر و همجوار ایران زمین، قربانی انسان را مجاز میدانستند و اسکندر پس از هر پیروزی چند دختر و پسر جوان را برای خدایان قربانی میکرد.
زرتشت حتی اشاره ای به قربانی انسان نمیکند چون در سرزمین ایران قربانی انسان به هیچ وجه وجود نداشته است (او به قربانی کردن گاو اشاره میکند که این حیوان بی آزار را که لازمه زندگی کشاورزی و باربری، تولید شیر، شخم کردن و غیره، بسیار ارزشمند است چرا بایستی برای خوش آیند قربانی شود.)

مطلب مشابه :  رطوبت نسبی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید