رشته حقوق

خواجه عبدالله انصاری

دانلود پایان نامه

حقّــا که ندیدهانــد در روی بتــان جز روی تو را اگر چه نشناختهاند
(جامی، 1383: 111)
گذشتن از معشوق مجازی و رسیدن به معشوق حقیقی در ادبیات عرفانی از مضامین پر بسامد محسوب میشود.
علاوه بر این تقسیمبندی کلّی، هر یک از بزرگان عرصهی عرفان نیز تقسیمبندیهایی را پیرامون این مقوله آوردهاند. شیخ روزبهان بقلی برای عشق اقسام و مراتبی قائل شده است. از دیدگاه او عشق بر پنج نوع است:
«ـ عشق الهی: منتهای مقامات است و مختص اهل مشاهده و توحید و حقیقت است. این عشق از عالم طبیعت بیرون بوده و محبّت محض است.
ـ عشق روحانی: مختص خواصالناس است. اینان در عشق مستحسنات به غایت استغراق میرسند. چنانکه به آتش مجاهدات طبیعت انسانی خود را بسوزانند و از شهوت دوری کنند. عشق آنها به عشق اهل معرفت میپیوندد.
ـ عشق عقلی: از سیر عقل کل در جوار نفس ناطقه در عالم ملکوت به وجود میآید و این بدایت عشق الهی است.
ـ عشق طبیعی: این عشق برای عوام الناس است که از لطافت عناصر اربعه است. اگر غلبهی عقلانیات و روحانیات در این نوع عشـق باشد پسندیده است. در غیر این صـورت به سوی طبع جسمـانی متمایل میگردد.
ـ عشق بهیمی: این عشق مختص رذالالناس (مردم پست) است که از میل به نفس امّاره که مهیّج شهوات مذموم است ایجاد میشود؛ امّا اگر این ضعف حیوانی بعد از صحبت محبوب و الفت با او که یک دم است، از او برهد، در جهان عقول و نزد شریعت چنانکه بر احکام و اوامر الهی باشد، مذموم نیست» (اسفندیار و سلیمانی کوشالی، 1389: 42).
خواجه عبدالله انصاری در رسالهی محبّت نامه در باب تقسیمات محبّت مینویسد: «امّا محبّت سه است: علّتی، خلقی و حقیقی. محبّت علّتی هواست و خلقی قضاست و حقیقی عطاست. آن محبّت که از علّت خیزد، در جان قرار گیرد تا وی را که از او نیست، نیست کند و به خود هست کند» (انصاری، 1349: 122).
2ـ 3ـ 4 تجلّی عشق در عرفان
در متون عرفانی که بخش عمدهی ادبیات فارسی را در بر گرفته است «عشق به عنوان شاخصترین شرط سالک برای رسیدن به حق و بر اساس آیه امانت «انا عرضنا الانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها فحملها الانسان انه کان ظلوماً جهولاً» (احزاب/ 72) به گوهـری تعبیر میشود که انسان را از سایر موجودات ممتاز کرده و تعالی میبخشد. در حقیقت راز برتری انسان بر فرشتگان و سیادت او بر کائنات، عشق است» (هاشمیان، 1389: 39).
عشق در ادبیات عرفانی به صورتهای گوناگون تجلّی یافته است که به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
2ـ 3ـ 4ـ 1 عشق انگیزهی آفرینش
در عرفان اسلامی عشـق انگیزه اصلی آفرینش دانسته شده است. عـرفا با استناد به حدیث قدسی «کُنتُ کنزاً مخفیاً لااُعرفُ فَاحببتُ اَن اُعرف فَخَلقتُ الخلق لکی اُعرفَ» بر این عقیدهاند که جهان برای آن به وجود آمدهاست که مظهر و جلوهگاه حق باشد.
در ازل پرتو حُسنت ز تجلّی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
(حافظ، 1385: 170)
فخرالدین عراقی در «لمعات» مینویسد: «سلطان عشق خواست که خیمه به صحرا بزند، در خزاین بگشود، گنج بر عالم پاشید
چتر برداشت و بر کشید علم تا به هم بر زند وجود و عدم
بیقـراری عشـق شـورانگیز شـر و شوری فکند در عـالم
(عراقی، 1286: 9)
طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنمــا تا سعــادتی ببــری
(حافظ، 1385: 337)
مولانا نیز سبب آفرینش جهان را، عشق میداند و هستی انسان و حتّی آسمانها و زمین را از پرتو عشق میداند. همچنین مولانا ضمن اشاره به همین حدیث قدسی میگوید:

مطلب مشابه :  نهادهای اجتماعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید