خلیج فارس و دریای عمان

چشمه های گازی گنبد لران (تشکوه- رامهرمز): تشکوه از آتش های جاودان، پدیده ای بسیار جذاب و دیدنی است که از گذشته های دور تا به امروز در حال سوختن می باشد. این پدیده از یک سو به دلیل شعله های دائمی و از سویی به دلیل آنکه آثار و شواهد هیدروکربوری در سطح زمین را نشان می دهد یک اثر ژئوتوریسمی بسیار ارزشمند محسوب می گردد. این پدیده در شرق شهرستان رامهرمز در فاصله 6 کیلومتری روستای ماماتین در جاده آسفالته رامهرمز- ابوالفارس واقع است.
غار اشکفت سلمان ایذه : غار سلمان در فاصله سه کیلومتری جنوب باختری شهر ایذه کنونی ، در انتهای دره‌ای واقع شده است . اشکفت سلمان محوطه ای وسیع است که در درون صخره طبیعی کوه به صورت سرپناهی با آثار آبرفتی و یک چشمه آب شیرین گوارا (که از درون غاری کوچک و باریک بیرون می‌آید) تشکیل می‌شود . روبه روی مجموعه اشکفت سلیمان در سمت راست و در منتهی الیه کوهی که روبه روی آن است دو نقش نیم رخ برجسته که در درون دو چهارگوش معقر حجاری شده‌اند ،‌ وجود دارد . در خاور این دو لوحه اشکفت بزرگ یعنی سایه بان خمیده‌ کوه قرار دارد که در زیر آن بر روی بدنه کوه یک کتیبه مستطیل شکل میخی و چند نقش حجاری شده و در زیر این کتیبه که در ارتفاع قرار دارد ، محل نشستن و تختگاه و یا انجام مراسمی دیده می‌شود .
غار پبده : یکی از مهمترین غارهای استان خوزستان ، غار پبده در شمال شهرستان لالی است که آثار زندگی از 17 هزار سال پیش در آن به دست آمده است .
دره و آبشار شوی دزفول : دره زیبای شوی در حاشیه خاوری رودخانه سزار در باختر کوه سالن قرار گرفته و یکی از مناطق تاریخی استان به شمار می رود . آبشار شوی که زیباترین آبشار ایران محسوب می شود در این دره جاری است . این دره غار تاریخی ، زیارتگاه محلی ، قلعه و دیگر آثار تاریخی را همراه با روستای تاریخی شوی در خود جای داده است.
جنگل های دز: منطقه دزفول دارای تنوع های طبیعی مختلفی است. در جنوب این شهرستان جنگل های زیبای دز با غنای زیست محیطی بسیاری واقع شده اند.
جلگه‌ها و دشت‌ها
جنوب و غرب استان خوزستان اراضی جلگه‌ای است که به سطح فرسایشی رسوبات جوان دوره‌ی ترشیاری گسترش یافته است و هنوز تپه‌هایی از ساختمان گذشته آن در اطراف اهواز به چشم می‌خورد. قسمت اعظم این جلگه از آبرفتهای رودهای کارون، کرخه و جراحی تشکیل شده است. این جلگه با شیب ملایمی به سوی جنوب تا سواحل خلیج امتداد دارد و شمالی‌ترین نقطه‌ی آن حوالی دزفول است. قسمت جنوبی آن از اراضی بسیار پست و سطحی تشکیل شده که از تاثیر جزر و مد دریا به وجود آمده است. خاک این قسمت فوق‌العاده شور است.
مناطق حفاظت شده و حیات وحش
سواحل زیبای کشور، کوه‌های بلند و برف گیر، باتلاق‌ها و نیزارها، جلگه‌های پست و گرم، اقلیم متفاوت و تضاد آشکاری را در محدوده‌ای چنین تنگ به همراه داشته که موجب غنا و تنوع چشمگیر حیات وحش شده است.در خلیج فارس بیش از 200 نوع ماهی وجود دارد که از نظر تنوع و ذخیره پروتئین از بهترین و کم نظیرترین ذخایر حیات وحش کشور به حساب می‌آید.
از سوی دیگر پرندگانی چون غاز، مرغابی، مرغ نوک دراز، پلیکان، حواصیل اردک، لک لک، هوبره، مرغ میش فلامینگو و درنا که در سواحل جنوب و در میان هورها و نیزارها زندگی می‌کنند به غنای حیات وحش این نواحی افزوده‌اند. در صورت برنامه ریزی و ساماندهی این نواحی و جاذبه‌های دل انگیز و زیبای این باتلاق و هورها به قطب‌های توریستی تبدیل می‌شوند.
پرندگان دریایی که همیشه نام و مکان زیست آنها اسرار آمیز، الهام بخش و رویایی بوده است،‌در سراسر استان پراکنده‌اند. پرندگان دیگری نیز مانند کبک، تیهو، باقرقره، قمری، سار، کلاغ سیاهو ابلق در لابه لای دره‌ها و بیشه‌ها و کشتزارهای این استان به وفور یافت می‌شوند. اگرچه از یکصد سال پیش به این طرف دیگر اهالی اطراف رودخانه‌ها، هورها و کوهپایه‌ها چندان وحشتی از شیرها و پلنگ‌ها ندارند و جانوران گوشتخواری از این دست کمیاب شده‌اند ولی هنوز گوشتخوارانی چون گرگ، گربه وحشی،‌دله یا عروسک، گورکن، عسل خوار و کفتار در اطراف بیشه‌ها، رودخانه‌ها و دره‌های اطراف کوه‌ها وجود دارندو ممکن است کسانی در لابه لای درخت‌های بادام کوهی، بلوط، توت این نواحی بتوانند سنجاب‌های ایرانی دم بلند، پرمو، دم فرفر و بدن قرمز حنایی را ببینند که در حال بیرون آمدن از حفره یکی از درخت‌ها هستند. گربه تیغی یا تشی جونده ایرانی و نیز انواع موش‌های سیاه و موش‌های دوپای 5 انگشتی و سه انگشتی، خرگوش وحشی در گوشه و کنار این استان به چشم می‌خورد.همچنین مناطق حفاظت شده «کرخه» و «دز» به دلیل اینکه زیستگاه گوزن زرد ایرانی و دارای بیشه‌های انبوه و بکر هستند ارزش‌های جهانگردی دارند.
3-3-2- جاذبه های انسانی استان خوزستان(تاریخی و معنوی)
آرامگاه «دانیال نبی» از پیامبران بنی اسرائیل، معاصر و مورد توجه کوروش بزرگ هخامنشی که در زمان داریوش به وزارت رسید، در دامنه های تپه «آکروپولیس» بر کنار رود « شاوور» قرار دارد. به نظر می رسد، دانیال نبی هنگامی که به دستور داریوش برای بازدید و زیارت به بیت المقدس می رفت در همین محل در گذشت و در شهر شوش به خاک سپرده شد. هم چنین آرامگاه یعقوب لیث صفاری – که علیه ظلم و ستم خلفای عباسی به پا خاست و در شاه آباد خوزستان به علت بیماری در گذشت- در اطراف شهر دزفول با نام استعاری « شاهزاده ابوالقاسم » در این بقعه مدفون است.
شوشتر در گویش و اصطلاحات محلی به شهر « چهل پیر » معروف است. زیرا در آن بقاع متبرکه، امامزاده ها و مساجد و تکیه های بسیار به چشم می خورد. مسجد جامع شوشتر که یکی از دیدنی ترین مساجد ایران است در این شهر قرار دارد و از کتیبه های آن چنین استنباط می شود که خلفای عباسی در زمان امام حسن عسگری (ع) به ساخت آن اقدام نموده و پس از آن تکمیل و ترمیم شده است . این مسجد با 54 ستون در ایوان و طاقهای موسوم به رومی تأثیر فرهنگ دیرینه ایران و معماری محلی منطقه را با سقفها، گچبری ها، کنده کاریها ، و مناره ها و آجرکاریهای پر نقش ملهم از فرهنگ اسلامی در قالبی ارزشمند و زیبا به منصه ظهور رسانده است. هم چنین بقعه امامزاده عبدالله یکی از زیباترین بناهای شوشتر با نقشهای ویژه و پلکانها و نوشته هایی بر قطعات سنگی و کاشیها و لچکها و ستونهای بسیار بر بالای تپه ای مشرف بر شهر شوشتر و بقعه براء بن مالک انصاری که در واقع قدیمی ترین مقبره اسلامی در ایران به شمار می رود. قابل ذکر است او یکی از صحابه دلاور پیامبر بود که هنگام فتح شوشتر کشته شد و آرامگاه او در شمال شهر مقابل قلعه سلاسل قرار دارد. از شهر تاریخی و فرهنگی شوشتر علما، مجتهدین وشخصیتهای برجسته ای همچون قاضی نوراله شوشتری، شیخ مجتهد شوشتری و شیخ محمد تقی شوشتری برخاسته اند.
« ایذه » یا « ایذج» در شمال شرقی خوزستان پایتخت اتابکان لر، از جمله شهرهای دیگر خوزستان است که در میانه کوهستان با آب و هوائی معتدل و طبیعتی سرسبز واقع است و استعداد فراوانی برای کشاورزی دارد. این شهر یکی از اهداف مهم سپاهیان اسلام بوده و در دورانهای مختلف تاریخ دارای رونق بسزایی بوده است. پل« خده زاد » که یکی از پلهای عجیب دنیا به شمار می رود در این شهر قرار داشته که به نام مادر اردشیر بابکان با پایه هایی از سرب مذاب ساخته شده است. «مسجد سلیمان» دیگر شهر بختیاری نشین خوزستان است که علاوه بر آتشکده ها و معابد باستانی، همچون : « سر مسجد و برد نشانده » و … اطراق گاه زمستانی ایل بزرگ بختیاری بوده که اولین چاه نفت ایران به وسیله « ویلیام ناکس دارسی » و شرکت انگلیسی به منظور عملیات اکتشافی نفت در آنجا حفاری شد و این شهر به صورت یک منطقه نفتی و صنعتی در آمد.
«بهبهان » با صحراهای حاصلخیز و تپه ماهورها و ارتفاعات بلند و کوتاه و بخشهای کوهستانی و جلگه ای ، شهری قدیمی است که سابقه آن به دورانهای عیلامی و پس از آن به دوره ساسانی می رسد. کشف جام برنزی « کیدین هوتران » موسوم به « جام زندگی » با 16 لایه متفاوت و نقوش داستانگویی و تابوت مفرغی و پارچهای متفاوت در حفاریهای باستان شناسی در سالهای اخیر در این منطقه، سابقه این دیار را آشکارتر می سازد.
شهر « ارگان » یا « ارجان » یا « ابرقباد » ، که به وسیله ، قباد پادشاه ساسانی، برپا شده، در ده کیلومتری شهر بهبهان فعلی قرار داشته است. بهبهان هم اکنون نیز یکی از مراکز عمده تجاری و اقتصادی عشایر منطقه می باشد و به لحاظ اعتقادی، بافتی مذهبی و سنتی دارد. روحانیون برجسته ای همچون آیت الله بهبهانی – که در صدر مشروطیت در مقام مجاهدت برآمد و همپا با انقلابیون و مجاهدان در شکل گیری نهضت مشروطیت نقش بسزایی داشت – و نیزآیت الله وحید بهبهانی و ادبا و شاعران فرهیخته دیگر از این خطه برخاسته اند.
اما « رامهرمز» ، شهری میان دو بخش جنوبی و شمالی استان خوزستان خطه ای آباد و پراهمیت بوده که « سلمان فارسی » صحابه شفیق پیامبر در این دیار زاده شده است. این شهر در دوره ساسانی رونق بسیاری داشته و بنای آن را به هرمز اول پادشاه ساسانی، نسبت می دهند. پرورش کرم ابریشم ، پارچه های زیبا، عطریات و حصیربافی و کتابخانه بزرگی در این دیار شاخصه های تاریخی این شهر را تشکیل می دهند.
از سوی دیگر آبادان در جنوب غربی این استان زرخیز جایگاه و منزلت ویژه ای دارد. در تجزیه و تحلیل واژه آبادان می توان به معنی محلی برای « پاسداری و نگهبانی از آب » رسید و بطلیموس پدر جغرافیای یونان نام « آرپفانا » و « آپفادانا » را برای آبادان به کار می برد. واژه « عبادان » که در دوره های اخیر به آبادان استناد می شد معرب همان واژه است .
در آبادان، عمارت و آبادانی زیادی به چشم می خورد که می توان به رباطها و خانقاه و مدرسه ها و مساجد متعدد استناد کرد. هم چنین مقبره ای منسوب به حضرت خضر و الیاس در اطراف رود بهمنشیر وجود دارد که به همین سبب، عرب زبانان آبادان را « جزیره الخضر » می گفته اند . آبادان لنگرگاه مناسبی برای کشتی های تجاری بوده و علاوه بر جنبه های صنعتی نظیر پالایشگاه نفت که در این شهر تأسیس شده، می تواند محلی برای رفت و آمدهای تجاری و اقتصادی باشد.
« خرمشهر » یا « محمره » در آغاز نام باستانی « پیان » را به خود داشته که بعدها به « بیان » تبدیل شده است . این نام پس از مهاجرت اعراب به خوزستان به محمره تبدیل گردید و وجه تسمیه آن از آنجا ناشی می شود که برنج سرخ درآن محل کشت و زرع می شده و موقعیتی سوق الجیشی و اقتصادی به محمره تبدیل گردید و وجه تسمیه آن از آنجا ناشی می شود که برنج سرخ در آن محل کشت و زرع می شده و موقعیتی سوق الجیشی و اقتصادی به لحاظ ارتباطات آبی در منطقه داشته است. رودخانه کارون در همین محل به اروند پیوند می خورد و این منطقه را از طریق خلیج فارس و دریای عمان به آبراههای بین المللی مرتبط می سازد.
شهرستان « شادگان » در جنوب خوزستان به آبادان منتهی می شود و به وسیله رودخانه جراحی که ترکیبی از دو رود « مارون » و « علاء » است و از کوهستانهای « منگشت » سرچشمه گرفته ، کشاورزی دشت شادگان را مشروب می سازد. نام قدیم شادگان ، « دراک » بوده که از ترکیب دو کلمه « دارا » و « ارک » ساخته شده و به معنی « ارک دارا » است که معرب آن ، کلمه « دورق » است. ابودلف جهانگرد عرب در قرن چهارم هجری از ساختمانها و آتشکده هایی که به دست قباد بن دارا پادشاه ساسانی، در شادگان ساخته شده، یاد می کند و « ابن حوقل » و « اصطخری » و « یاقوت حموی » به پرده دیبا و بافته های زیبای آن شهر و همچنین وجود آبهای گرم و گوگردی در آن منطقه اشاره دارد.
از دیگر شهرهای جنوبی و کناره ای این استان می توان به ماهشهر یا « بندر معشور » اشاره کرد که شهری آباد بوده و در کنار دریا بازار و مسجدی نیکو داشته است.ماهشهر هم اکنون بیشتر جنبه صنعتی به خود گرفته و تأسیسات عظیم و مهم پتروشیمی ، و شیمیایی و گاز، این ناحیه را به قطبی صنعتی در کنار دریا با برخورداری از آبراههای مناسب تبدیل نموده است که مقداری از نفت ایران از این ناحیه به کشورهای خارجی صادر می شود.
«سوسنگرد » و « دشت آزادگان » با زمینهای حاصلخیز خود، یکی از بهترین دشتهایی است که قابلیت های ویژه ای را برای کشاورزی بخصوص سبزیجات و گیاهان و حبوبات داراست . سابقه کشاورزی سوسنگرد به دورانهای باستان می رسد و مورخین آبیاری آنجا را منسوب به « لیترانا » می دانند که گویا از فرزندان گودرز بوده است، همچنین در این منطقه پارچه ای با نام « سوزن گرد» بافته می شده که نام این دیار از آن گرفته شده است.

                                                    .