خشونت اجتماعی

محیط اجتماعی و فرهنگ هر جامعه ای می تواند عامل مهمی در بزه دیدگی زنان باشد، میزان خشونت مردان نسبت به زنان و بزه دیدگی آنان بر حسب فرهنگ هر جامعه ای متفاوت است در جامعه ای که غلبه و برتری با جنس مذکراست جامعه ای که اکثر موقعیتهای قدرت و ثروت در اشغال مردان است این اعتقاد که زنان به عنوان جنس دوم و پست تر از مردان هستند و چاره ای جز بر آوردن خواسته های مردان ندارند باعث می شود که بزه دیدگی زنان در این مورد امری عادی جلوه کند و به عبارتی نهادینه شود اینطور درک میشود که زنان باید مورد خشونت مردان قرارگیرند. خشونت علیه زنان در جامعه، موارد مختلفی را در بر می گیرد، اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در بند ب ماده 2 صور گوناگون خشونت جسمی و روانی و جنسی که در جامعه بر زنان اعمال می شود را شامل این موارد دانسته است، تجاوز، سوء استفاده جنسی، آزار جنسی، ارعاب در محل کار، از قبیل موسسات ورزشی و سایر اماکن، خرید و فروش زنان و فحشای اجباری.[1]

لذا بستر وقوع خشونتهای اجتماعی، جامعه می باشد که زنان را وادار به تحمل انواع آزارها و اذیت ها، سواستفاده ها، ارعاب ها و تهدیدها می نماید..

 

گفتار اول : خشونت جسمی

خشونت جسمانی یکی از انواع بسیار خشونت است. این پدیده در ساده ترین شکل به این صورت تعریف شده است : « هر نوع رفتار خشنی که از روی قصد و نیت منجر به آسیب و صدمه جسمانی شود».

خشونت به یک جنسیت اختصاص ندارد و زنان و مردان هر دو اعمال کنندگان و قربانیان آن هستند. با این وجود به نظر می رسد که میزان ارتکاب مردان به اعمال خشونت به مراتب بیش از زنان است.

اولین و ظاهرترین جلوه های خشونت ایجاد صدمه بر تن و جسم زنان می باشد، آسیب های جسمانی از خراشهای کوچک و صدمه های وارده شروع شده تا قتل را شامل می شود.[2]

آسیب های جسمانی که در حقوق جزای اختصاصی از آن به جرایم علیه تمامیت جسمانی تعبیر شده است موجب ضرر و صدمه جسمانی یا بدنی می شود و به طور قطع مهم ترین و سنگین ترین جرائمی که باعث صدمات جسمانی بدن می شود صدماتی است که منتهی به مرگ مجنی علیه گردد و قتل بر حسب اینکه عمدی یا شبهه عمدی یا خطاء محض یا به تسبیب یا در اثر جرایم رانندگی واقع شود دارای مجازات متفاوت است این موضوع در ضرب و جرح نیز جاری است.[3]

لذا آثاری که تعرضات بر روی جسم می گذارد ممکن است به صورت تعرضات خفیف مانند ایراد ضرب و جرح سطحی یا سلب قدرت کار کردن به طور موقت یا دائم موجب مرض یا نقص عضو، یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا قطع عضو مجنی علیه و اینکه به صورت پاره ای از فروع انواع قتل و ضرب و جرح و قطع به وسیله سم دادن یا اسقاط جنین یا بچه کشی و….تحقق یابد.[4]

آسیب های جسمانی که عموماٌ بر زنان وارد می شود عبارتند از : آسیب دستگاه تناسلی زنان در اثر آمیزش جنسی به عنف یا آمیزش جنسی با دختران، آسیب های وارده به دختران و زنان در خانواده که اکثرا ٌبه ناحیه سر و صورت و بدن به صورت صدمه تا قتل را شامل می شود.

نوع دیگر از آسیب های جسمانی ایجاد حاملگی اجباری یا ناخواسته است که بدون میل و رضایت زنان آنان را ناخواسته در معرض آسیب های جسمانی قرار می دهد، اسیدپاشی، چاقوکشی و استفاده از وسایل دیگر جهت ایجاد جراحت یا صدمات شدید در بدن زنان، که از سوی معشوقه آنها یا خانواده یا افراد دیگر به انگیزهای مختلف صورت می گیرد.

پدیده های آزار دهی جسمانی زنان یکی از موارد شایع آثار خشونت می باشد و بررسی آراء محاکم نیز نشان از آن دارد که در موارد متعددی آسیب های جسمانی سنگینی به زنان وارد شده که غیر قابل جبران است.[5]

 

گفتار دوم : خشونت جنسی

بین جنس و جنسیت تفاوت وجود دارد، جنسیت هویت فرهنگی و اجتماعی فرد می باشد اما جنس ویژگی های فیزیکی و زیستی و بیولوژیکی فرد است لذا در خشونت جنسی، خشونت علیه زن و جنس مونث است.[6] که در محیط اجتماع، زن را به لحاظ ویژگی های فیزیولوژی متفاوت از مردان و به لحاظ وجود غرایز جنسی و ارضاء مورد آزار و اذیت قرار می دهند و دائر مدار خشونت های جنسی، تفاوت جنسی مرد و زن می باشد که به لحاظ ضعف عمومی قوای جنسی مورد سوء استفاده جنسی واقع می شوند.

جرائم جنسی از جمله جرائم علیه اشخاص نمی باشد بلکه جزء جرائم علیه عفت و اخلاق عمومی است اما جرائم مذکور که به عنف و اکراه ارتکاب می یابد هم جرم علیه عفت و اخلاق عمومی است و هم با عنایت به بی توجهی مرتکب نسبت به اختیار قربانی در مورد جسم و تن خود و با توجه به آثار سوء جسمانی که ممکن است این جرائم برای قربانی به دنبال داشته باشد جرم علیه اشخاص نیز تلقی می گردد لذا خشونت های جنسی حریم عفت و حیثیت زنان را لکه دار کرده و در خیلی از موارد آسیب های جسمانی نیز به زنان وارد می نماید.

برخی از مصادیق خشونت جنسی نظیر تهدید، توهین یا داشتن روابط نامشروع با دیگران، قابلیت قرار گرفتن در دسته ی آزارهای روانی نیز دارند. درجه پذیرش یا طرد این نوع خشونت در خانواده که پنهانی ترین نوع آن نیز به شمار می رود به فرهنگ روابط جنسی زن و شوهر در آن جامعه بر می گردد. در برخی از فرهنگها چنین تلقی می شود که عموماٌ تجاوز یا آزار جنسی جرمی است که قابلیت تحقق توسط شوهر داخل در عقد ازدواج و یا عدم رضایت زوجه را ندارد .چرا که عقیده ازدواج این است که زن جزء دارایی شوهر است و یا اینکه زن پیمان بسته است هر زمان که شوهر از او بخواهد در عمل جنسی تن در دهد.

خشونت یا آزار جنسی هرگونه سوء رفتار جنسی است که نسبت به زن صورت می گیرد. اجبار زن به تمکین (نزدیکی بدون رضایت زوجه ) عصبی شدن به هنگام رد تقاضای نزدیکی و اصرار در انجام روابط جنسی، الزام زن به برقراری روابط جنسی نا متعارف و آزار دهنده ( نظیر برقراری ارتباط جنسی از راه دهان و مقعد ) استفاده از اشیاء یا ضرب و جرح زن به هنگام رابطه جنسی، دادن یا خوراندن مواد مخدر به منظور برقراری آمیزش جنسی یا تسهیل آن، اجبار به برقراری رابطه جنسی بلافاصله پس از زایمان و ترخیص از بیمارستان، استفاده از عبارت تحقیر آمیز در مورد وضع ظاهری زن، اجبار زن به هرزه نگاری ( مقالات، عکسها، مجلات یا فیلم های مستهجن ) نادیده گرفتن حقوق مربوط به تولید مثل نظیر سرباز زدن از برنامه های تنظیم خانوادگی، دروغ گفتن به همسر در خصوص استفاده از راههای پیشگیری از بارداری، آگاه نکردن زن در صورت ابتلاء به بیماریهای مقاربتی مانند ویروس .H.I.V و اجبار به سقط جنین.[7]

به طور کلی خشونت های جنسی را می توان به چهار دسته تقسیم بندی کرد : اجبار به انجام هر رفتار جنسی برخلاف میل زن، اجبار به تماشای تصاویر، فیلم و یا صدایی که بار جنسی دارد، عدم رعایت بهداشت جسمی در زمان برقراری رابطه جنسی و کوتاهی در پیشگیری از بارداری که موارد مکرر سقط را به دنبال دارد، از جمله موارد خشونت جنسی است. نوع دیگر از تقسیم بندی خشونت های جنسی به دو نوع رفتاری و گفتاری نیز تقسیم می شود که به کاربردن هر سخن آزاردهنده، خشونت گفتاری و هرگونه نگاه شهوت آلود و آزار دهنده به زن، تظاهر به انجام اعمال جنسی در حضور زنان، راه اندازی مراکز فحشا و….از موارد خشونت جنسی رفتاری علیه زنان است.

 

گفتار سوم : مزاحمت های خیابانی

مزاحمت های خیابانی از معدود جرایمی است که آمار آن در هیچ کشوری کم نبود و این جرم تحت عنوان Street harassment برای پلیس و قضات شناخته شده است.

بهترین تعریف را از مزاحمت بصورت مصداقی می توان در قانون مجازات اسلامی یافت. طبق ماده 618 قانون مجازات اسلامی هر کس با هیاهو و جنجال یا حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی شود یا مردم را از کسب و کار بازدارد به حبس از سه ماه تا یک سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد. و هم چنین بر اساس ماده 619 هر کس در اماکن عمومی یا معابر، معترض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا به الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت به آنان توهین کند به حبس از 2 تا 6 ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

مزاحمت همیشه در بستر گمنامی اتفاق می افتد، بر این اساس کمترین میزان مزاحمت های خیابانی به شهرستان ها بر می گردد، چرا که همه همدیگر را می شناسند. بنابراین بیشتر این نوع جرایم مربوط به کلان شهرها می شود که آنها هم بیشتر در معابر و خیابانها اتفاق می افتد، از نظر ساعت و زمان وقوع هم 8 تا 9 صبح امن ترین ساعت روز و 11 تا 2 بعدازظهر و 17 تا 23 شب بیشترین زمانی است که مزاحمت ها اتفاق می افتد.[8]

ممکن است در زندگی هر جنس زن پیش بیاید که از طرف یک جنس مرد ، مورد مزاحمت قرار بگیرد. این مزاحمت می تواند تلفنی باشد، می تواند حضوری باشد، ممکن است در یک محل عمومی مثل خیابان باشد ، ممکن است در محیط کار باشد، می تواند در حد نگاه آزار دهنده یا چند کلمه ی ناپسند باشد، می تواند بسیار جدی تر از این ها باشد اما مسلما ٌنتیجه این مزاحمت ها، سلب آرامش روانی و خدشه به شخصیت جنس زن است.

در یک تعریف کلی، به هر نوع فعالیتی که در فضای عمومی از سوی فردی در برخورد با فرد دیگر صورت بگیرد، به گونه ای که باعث آزار و اذیت آن فرد شود، مزاحمت خیابانی گفته می شود، مزاحمت رفتار یا گفتاری است که روحا ٌو گاه جسماٌ باعث آزار جنس زن می شود او را از ادامه ی این مزاحمت و یا عواقب احتمالی آن به وحشت می اندازد، یا باعث اضطراب می شود. این رفتار یا گفتار می تواند شامل هر کلام توهین آمیز و منافی عفت، و پیشنهادهای خلاف اخلاق باشد. و چیزی که در همه ی این ها مشترک است، احساس نامطلوبی است که در زن ایجاد می کند و امنیت روانی او را دستخوش تزلزل می کند.

[1] .ماده 2 اعلامیه رفع خشونت علیه زنان، ص124.

[2]. رمضانی مهر، محبوبه، زنان بزه دیده در فرایند کیفری، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه دامغان، سال 1386، ص28.

[3]. گلدوزیان، دکتر ایرج، حقوق جزای اختصاصی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ هشتم, پاییز1380، ص 35.

[4]. ولیدی، دکتر محمد صالح، حقوق جزای اختصاصی1 جرایم علیه اشخاص جلد دوم، انتشارات امیر کبیر، سال 1374، ص 56.

[5]. کار، مهر انگیز، همان منبع، ص300.

[6] .نجفی ابرندآبادی، دکترعلی حسین، تقریرات درس جرم شناسی ( بزهکاری زنان و روسپیگری )، دانشگاه امام صادق (ع)، نیم سال تحصیلی 84-1383 ، ص25.

[7]. معتمدی مهر، مهدی : حمایت از زنان در برابرخشونت، سیاست جنایی انگلستان، انتشارات زیتون، سال1380، ص189 .

[8]. روز نامه جام جم، 22|5|1382.

                                                    .