نظرسام آن بودکه بدین وسیله فرزندرا از میدان حوادث دورگرداند امّا چون خبر ماجرا به مهراب رسید همسرش سیندخت را مورد عتاب قرار داد و تصمیم گرفت هم او و هم رودابه را از میان بردارد تاخشم شهریار فرونشیند و کابلستان از نابودی مسلّم رها شود.
سیندخت نظر داد که سام یل را می توان با مال وخواسته ی فراوان فریفت و تا بازگشت زال، بدین سان خرسند نگهداشت مهراب کابلی نیز همسرش را ستود و کلید در گنجینه را به او داد .
فردوسی برای بزرگداشت هرچه بیشتر زنان آورده است که سیندخت شخصاً نزد سام رفت و گنجینه های سرشاری را که توسط ده ها سراب و پیل و صدها خدمتگزار حمل می شد به سام نریمان، پیشکش کرد. سام گرچه از خشم منوچهر پادشاه در اندیشه بود هدایا را پذیرفت و شرط نهاد که تنها در صورتی که از حمله به کابلستان چشم خواهد پوشید که بداند فرزندش زال کجا و چگونه با رودابه آشنا شده و دل در خم گیسوانش بسته است؟سیندخت جهان پهلوان را از آن چه گذشته بود آشنا ساخت و گفت: اگر بین دوپادشاه دشمنی و ناسازگاری پیش آمده است مردم کابلستان چه گناهی دارند که باید در این ماجرا فنا شوند؟سام از سخنان سیندخت به رفت و آمد و به مهراب پیغام فرستاد که بیمی از ایرانیان در دل نپرورود و آسوده خیال به سلطنت خود ادامه دهد.
روز بعد سیندخت همراه دویبست مردجنگی به کابلستان بازگشت ومهراب بشارت ها داد واز بابت وصلت فرخنده ای که قریب الوقوع بود شادباش ها گفت.
ازسوی دیگرزال در بازگشت از بارگاه منوچهر شاه بیرون شهر،خیمه وخرگاه زد ودرانتظار سرنوشت به شکارپرندگان و تاختن دردشت ها خود را سرگرم ساخت .یک دو زال در مرغزار باپنچ جوان ماهری که سرگرم گل چیدن بودند روبرو شد. آنان پرستندگان رودابه بودند وبرای خبرجویی از خرگاه زال در یک صبح بهاری به گلزار رفته بودند.دخترکان از بانوی خود به عنوان دختر روشن رایی که چون شکوفه های بهاری زیبا است یاد کردند وزال را بیش از پیش شیفته و شیدا ساختندازجانب دیگر چو.ن نزد بانوی خویش بازگشتند چندان از زیبایی و نیرومندی زال یادکردند که رودابه فریفته تر از همیشه و بیناتر از پیش گشت و تصمیم گرفت باهمدستی و همرایی آنان زال را به درون قصر کشاند و از نظر نهایی او پدرش سام و شاه منوچهر آگاه کرزدند.
نیمه شبی زال به پای دژ رسید وکمند بر بالای قصر انداخت ودلاورانه خود را بالاکشید و شبی تا بامداد درکنار رودابه به روز رسانید و روز بعد درحالی که نالان و دردمنداز محبوب نازنین جدامی شد تصمیم گرفت چگونگی راباپدرش در میان گذارد و بی توجّه به آن که مهراب از گوهر ضحّاک پلید و رودابه از آن دودمان پشت است از او ملتمسانه بخواهد که نظرشاه ایران رابه این وصلت جلب کند.
سام پیام را دریافت و با خود اندیشید که نظر ستاره شناسان و موبدان را جویا شود و آنان بالاتّفاق رای دادند که این وصلت پیلتنی زاده خواهد شد که جهان را زیرپای خواهد نهاد و آوازه ای پهلوانی او را از مرزها خواهد گذاشت.
پس سام باردیگر فرزندان رابه درگاه منوچهر شاه روانه ساخت و آن چه از ستاره شناساسی و موبدان شنیده بود با وی در میان نهاد بنابراین همان طور که گفته شد رستم محصول این ازدواج بود وی را از پهلوان مادر به این روزگارکشاندند.
نمونه ی اشعار که آتشی از این دو دلداده نام برده است.
چه شکل های گوناگون دارد عشق !
این اشعار بلندآویخته
طرّه ی رودابه اگر باشد
نهرخروشان کف آلود
زال تواند بود. ( آتشی ، 1386، ص 709 )
«و صبح
سیمرغ های تازه
بزال های تازه فرازبال
رو با نشیب البرز می بالند.
تا آستان خالی افسانه
ورودهای گیسوی رودابه های نو» ( همان، ص 858 )
2-4-3-4- شیرین و فرهاد (خسرو و شیرین) :

                                                    .