رشته حقوق

خسرو و شیرین

دانلود پایان نامه

وزخم هایی از شفق گل
آیینه های خالی را سرشار می کنند.» ( همان، ص 1478)
نمونه دیگر اشعاری که آتشی از این دو دلداده نام برده است:
صفحه 242 ، صفحه 280 ، صفحه 312، صفحه 320، صفحه 1082 ، صفحه 1488 ، صفحه 1655، صفحه 1793 ،
همان طور که دیدیم که تأکید آتشی از شیرین و فرهاد بسیار بیشتر از خسرو و شیرین بود و تأکید ویژه ای بر روی فرهاد و کوه بیستون کندن او داشته و فقط یک بار از واژه ی خسرو در کنار شیرین استفاده کرده است.
« من هنوز از صخره ی صمّایم
پر از ونوس های زنده
امّا کنار من
شیرین باکره ایستاده
نوازشم می کند و می گوید :
فرهاد برخیز
بکش خسرو را
وتاج برسر گذار» ( همان، ص 1655)

3-4-3-4- فرخ لقا و امیر ارسلان
«ارسلان» پسر ملکشاه پادشاه روم است.ملکه همسر ملکشاه ،هنوز ارسلان را در شکم دارد که فرنگیان به روم می تازند و آن را تسخیر می کنند و ملکشاه را به قتل می رسانند ملکه جامه ی کنیزان می پوشد وهمراه اسیران جنگ در راه فرنگ به جزیره ای می افتد و در آن جا برحسب اتفاق با خواجه نعمان ،بازرگان مصری آشنامی شودخود را به او معرّفی می کندو خواجه نعمان اورابه عقد خوددرمی آور و به مصرمی برد.
ارسلان زاده می شود و به سرپرستی خواجه نعمان پرورش می یابدو تا 13سالگی چند زبان علوم رافرامی گیرد و د سوارکاری وتیر اندازی مهارت می یابد.در نوجوانی از سرگذشت و اصل و نسب خود آگاه می شو .روم را از چنگ فرنگیان بیرون می آور وبر تخت سلطنت می نشیندو دل را به او می بازد وبرایازدواج با او راهی فرنگ سرزمین دشمن می شود ارسلان در فرنگ با دو برادر پیر که مانند او مسلمانن به نام های «خواجه کاووس» و «خواجه طاووس» آشنا می شود .آنان ثقیفه می کردند و فرنگیان آنان را همکیش خود می پنداشتند .خواجه طاووس دروازه بان و خواجه کاووس صاحب تماشاخانه ای بود خواجه کاووس ارسلان رابه برادر زاده ی خود معرفی می کند ولو به نام مستعار الیاس فرنگی در تماشاخانه خدمت می کند.الیاس فرنگی در یکی از رساله های سلیمانیان عهد صفوی نام یکی از استادان آینه ساز است و این نشان می دهدکه آن ساخته ی تخیّل نقیب الممالک نیست امیرارسلان از همان آغاز ورود به فرنگ در تاریکی شب به دیدار فرخ لقا می شتابد و در نهان به قصر او وارد می شودودر می یابدکه فرخ لقا نیز دلباخته ی اوست آن دودرخلوت یکدیگر ملاقات می کنند ارسلان خواستار فرخ لقا و ادروغه پهلوان فرنگ را می کشد پطرس شاه به جستجوی این قاتل ناشناس برمی آید او دو وزیر داردیکی شمس وزیرکه مسلمان و نیک سرشت است امّا ناگزیر مسلمانی خود را پنهان می کند و دیگری قمر وزیر که بد جنس ،ریا کار و جادوگر است،امّا مورد اعتماد شاه است. قمر وزیر عاشق فرخ لقا استرا طلسم کرده است تااورا به همسری خود درآورد .شمس وزیر با نیرنگ قمر وزیر به زندان می افتد .امیر ارسلان نمی داندکه در شمس وزیر دوستدار و قمر وزیر رقیب ودشمن اوست.ندانسته خودرا به اومی شناساند .قمر وزیر فرخ لقا را می ربایدو پنهان می کند و امیر ارسلان نمی داند که در شمس وزیردوستدار و قمر وزیر رقیب و دشمن اوست. ندانسته خود را به او می شناساند قمر وزیر فرخ لقا را می رباید و پنهان می کند و امیر ارسلان درجستجوی فرخ لقا بی قرار و غمگین رهسپار بیابان ها و سرزمین های عجیب و طلسم شده می شود در ماجراهایی با جنیان و پریان روبه روی می ش.د به قلعه ی سنگباران می رود فولاد و زره دیوار می کشد و چون در می یابدکه همه ی فتنه ها از جانب قمر وزیر است باراهنمایی شمس وزیر قمر وزیر رامی کشدو فرخ لقا را می یابد.سرانجام پطرس شاه از او خشنود می شود و دو دلداده با هم ازدواج می کنند و امیر ارسلان باهمسرش به روم باز می گردد.
آتشی فقط یکبار از این واژه استفاده کرده است.
« یکی می گوید
این نامه ی شیرین است برای فرهاد
دیگری می خندد :

مطلب مشابه :  روابط اجتماعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید