رشته حقوق

خسرو انوشیروان

دانلود پایان نامه

دلیل سوم شاید مسائل و یا مصائب ورود اعراب به ایران در همان سال های آغازین ظهور اسلام بوده باشد چرا که «مقاومت گروه های بسیاری از ایرانیان که متعصب به افتخارات گذشته بودند در مقابل ظلم و ستم های عمال بنی امیه و پذیرش دین اسلام از بسیاری جهات باعث تحقیر آن ها می شد. نتیجه این تحقیرها نیز چیزی جز نفاق میان مسلمین نبود زیرا اغلب مسلمانان غیر عرب از ملل بزرگ عالم بودند که تا پیش از اسلام بر قسمتی از جهان حکومت می کردند و سابقه ای ممتد در علم و ادب و جهان گیری و جهان داری داشتند. از میان آن ها رومیان و ایرانیان از دیگران برتر بودند و این حال برای ایرانیان که دارای حسی ملی بودند و روایات ملی آن ها و قدیمی ترین آثار ادبیشان اوستا آنان را به گذشته خود مغرور و از حال ناراضی می ساخت و بعد از روی کار آمدن عباسیان نیز با حوادثی که در پی داشت و باعث نفوذ ترکان در دستگاه خلافت عباسی شد و از آن پس قیام های مختلف در ایران بر علیه آنان آغاز شد که به طور کلی تمامی این مسائل ایرانیان را در خلطه بر انداختن حکومت عرب در ایران قرار داد و این نتیجه هر چند حاصل نشد بلکه نفوذ اقوامی دیگر از بیگانگان یعنی ترکان را در قرن پنجم هجری مسلم کرد» (صفا، 1366:17-19). اما در بحبوحه آغاز تسلط ترکان یعنی در قرن چهارم، نفوذ آل زیار که یکی از خاندان های قدیم ایرانی بودند را در امور سیاسی و نیز دیوانی و علمی شاهد هستیم که بر اثر احترام این قبیل خاندان ها به عنوان باز مانده هایی از خاندان کهن ساسانی، نگهداری سلسله انساب و اثبات شرف نسبی در میان ایرانیان در این دوره اهمیت داشت و «بالتبعِ آن ها، برخی از خاندان ها می کوشیدند که نسب خود را چنان که بودند و یا ادعا می کرده اند حفظ نمایند و علی الخصوص رعایت نسب برای پادشاهان و امرا ضروری بود چنان که هیچ یک از سلاطین و مدعیان سلطنت ایران در قرن سوم و چهارم ه.ق نبوده اند که نسب خود را به نوعی به شاهان و پهلوانان قدیم نرسانند و از این میان آل زیار نژاد خود را به آغش وهادان می کشاندند و این نسب سازی تا آن جا پیش رفت که حتی غلامان نوخواسته ترک و مهاجمان زردپوست نیز به جعل نسب برای خود مبادرت می کردند» (همان :219). علاوه بر این، «تکاپوی نیای عنصرالمعالی، مرداویج زیاری پایه گذار سلسله آل زیار که در اصفهان سودای تجدید پادشاهی ساسانی و نابودی خلافت عباسی را در سر می پروراند را می توان در این نسب سازی ذکر کرد که فرمان داد تاج و تختی مرصع برای او بسازند و درباره تاج های پادشاهان ساسانی بررسی کرد و دستور داد تاجی همانند تاج خسرو انوشیروان (579-531م) شاهنشاه ساسانی برای او بسازند و از ابن وهبان نیز که در اهواز امارت داشت خواست آن چه از ایوان و طق کسری در مداین باقی است را تعمیر کند تا پس از پیروزی بر خلیفه در آن جا بر تخت نشیند (طباطبایی،1374: 381و مسعودی،1370: ج2 :751-750) چنین رفتارهایی به خوبی گرایش به شیوه های حکومتی ایران باستان و رویکرد ایرانی را در خاندان زیاری نشان می دهد لذا بی دلیل نیست عنصرالمعالی به افتخارات گذشته خود ببالد به طوری که بخشی از کتابش (باب هشتم) را به پندهای انوشیروان عادل اختصاص می دهد بدین ترتیب که تبار شاهانه خود را که به انوشیروان ساسانی می رسد بر می شمرد تا فرزند بهای گوهر خویش را بشناسد اما همچنین به او هشدار می دهد که به اصل و گوهر خویش بسنده نکند و با افزودن دین و دانش و هنر ، ارزش نسبی خویش را والاتر کند و بعید نیست که تصاویر کتابش را علاوه بر کاربرد عناصر و نمادهای معمول در دوره های باستانی با ویژگی های شریعت اسلامی، نیز مطابقت می دهد.لذا با قرار دادن موضوعات هم بر مبنای حکایات باستانی و هم وقایع دوره اسلامی از عناصر متعددی از هر دوره استفاده می کند مانند حجاب خانم ها با روسری یا چارقد و قرار گرفتن در فضایی مجزا از مردها مانن پشت پرده، مبنی بر شریعت اسلامی و عناصری از دوره باستان مانند شکل کلاه و تاج، ترکیبات چهره اعم از شکل چشم ها،موی سر و ریش و نیز کاربرد برخی عناصر تزیینی مانند گل و گیاه که در قالب اسلیمی نمایان می شود و در همه قسمت های تصویر از طرح لباس گرفته تا عناصر کاربردی و آثار معماری به کار رفته که سابقه ای به عهد ساسانی می رساند و در دوره اسلامی با هنرنمایی های بیش تری به نمایش در آمد.
(4-2-6-2): تحلیل شیوه ترسیم اعضای بدن
در تصاویر قابوسنامه با نمونه هایی ازنقوش انسانی سرو کار داریم که با هیکل بزرگ و قد بلند و چهارشانه با استخوان های برجسته ترسیم شده اند که به تبع آن دست ها و پاها نیز بزرگ و درشت به نمایش در آمده اند اما آن چه که جای بحث و بررسی دارد نمایش غیر واقعی انگشتان دست می باشد که در حالت اشاره بیش از اندازه بلند نمایش داده شده اند و این موضوع بیش از هر چیز شاید به عنوان نمادی از تذکر دادن مطرح شده باشد چرا که در حالت عادی هر پند دهنده ای برای اشاره و تأکید به پند گیرنده به آن چه که برآن نظر دارد از این حالت استفاده می کند لذا این حالت از اشاره را همواره می توان به عنوان نماد و نشانه ای از تذکر و ارشاد در نظر گرفت آن چنان که متن کتاب مورد نظر نیز همواره حامل پیامی برای شنونده یا خواننده می باشد و بنابراین تصویرگر از چنین ترفندی برای القای حس پند پذیری برای مخاطب استفاده کرده تا با اغراق در این موضوع مشاهده کننده تصویر در درجه اول حتی بدون مطالعه متن مورد نظر به مضمون اصلی داستان پی ببرد و این ویژگی را می توان به عنوان یک تخصص در شیوه پیام رسانی برای هنرمند تصویرگر در نظر گرفت که بدین وسیله این تصاویر را از نظر تکنیک تصویرسازی تا در جه اعلایی ارتقا داده است.
نمونه دیگر ازمشخصه های تصاویر کتاب قابوسنامه، نمایش پای برهنه در پاره ای از تصاویر می باشد. در این تصاویر هنرمند تصویرگر تلاشی جسورانه در نمایش پا به هم رسانده است به طوری که با توجه به محدود بودن چنین موضوعاتی در نگارگری های ایران به گونه ای غیر عادی به نظر می رسد اما می توان این حالت را مخصوصاً در حالت نشستن به نشانه احترام و ادب به بزرگ تر یا مافوق در نظر گرفت هم چنان که در متن نیز نشانه هایی از ادب و احترام در حالات نشستن و یا ایستادن در برابر بزرگ تر وجود دارد بدین ترتیب، این ویژگی بدون تردد به فرهنگ و آداب و رسوم زمانه و منطقه مورد نظر اشاره دارد هرچند که همچنین تأثیراتی از هنر کتاب آرایی دیگر سرزمین ها مانند هند را نیز می نمایاند که در قسمت بعد بیان خواهد شد.
(4-2-6-3): تحلیل شیوه ترسیم حالات چهره
نقوش انسانی در کتاب قابوسنامه دارای ویژگی های منحصر به فردی از لحاظ چهره پردازی هستند که بیش از هر چیز خاصیت دراماتیک گونه به تصاویر می بخشد؛ چشم های درشت و برجسته با کشیدگی زیاد که در بیشتر موارد حالتی از تعجب و شگفت زدگی را می نمایاند و ابروهایی در امتداد همان کشیدگی ها، دهان هایی دائم در حال بحث و گفتگو که به پویانمایی ویژه ای منجر شده است و نمایش حالت های ویژه ای از سه رخ نمایی یا تلاشی جسورانه در نشان دادن گونه و چشم های عقب در حالت نیم رخ، خال روی گونه که تقریباً در تمامی چهره ها مشاهده می شود و نیز خطی روی گونه که معلوم نیست خط گونه است یا سبیل، شکل صورت با حالت زمخت و استخوانی در مردان و گرد و صاف در نمایش چهره زنان، موهایی با حالت بافته شده و سفید در مردان و موهای سیاه گیس شده و نمایان از زیر چارقد در زنان همگی از بارزه های فن چهره پردازی در تصاویر قابوس نامه می باشند که بررسی هر کدام از آن ها ابهامات زیادی را در مورد اصالت این کتاب برطرف خواهد کرد؛
در درجه اول بایدخاطر نشان کرد که بسیاری از خصوصیات در طرح و نقش عناصر چهره در این کتاب نمایانگر این نکته است که نقاشی های این کتاب در محیطی غیر از آن چه که دیگر کتاب های هم دوره اش تصویرگری شدند، انجام گرفته است زیرا تفاوت بارز و فاحش تصاویر این کتاب از بسیاری جهات به ویژه در زمینه چهره پردازی با ویژگی های خاص نگارگری ایران مانند چشم های بادامی، ابروهای کمانی، لب های غنچه ای و صورت گرد که نمایش چکیده نگارانه ای از طراحی صورت را در بر می گیرد، همگی نشان از مجزا بودن و متمایز بودن سبک هنر تصویرگری دارد و این امر خود بر عدم گرایش به مکتب هنری خاصی که در محیط کارگاه هنری تحت نظارت سرپرستی خاصو تحت تأثیر محدوده هنری ویژه ای که در یک دوره و یا زیر نظر حامیان هنری و بانیان حکومتی مشخصی باشد، صحه می گذارد و بنابراین بیش از پیش می توان بر محلی بودن و بومی بودن شیوه تصویرگری این کتاب با سبکِ شخصیِ خاص تأکید کرد آن چنان که مشخصاً ذهنیت هنرمند تصویرگر را در به کارگیری تجربیاتش از نمونه های حاضر در آن عصر و محیط زندگی اش و نیز بازنمایی آثاری که از دوره باستان ایران برجای مانده (به طوری که بسیاری از ویژگی های چهره شباهت هایی را با نقش برجسته های دوره ساسانی، پارت و هخامنشی نشان می دهد (تصاویر4-32و33و34) و یا مشاهده آثاری که در طول دوران زندگی اش درمسافرت ها و رفت و آمدها با آن برخورد داشته است، به عنوان سندی بر بازنمایی چنین ویژگی هایی در نظر گرفت.
تصویر4-32 تصویر4-33 تصویر 4-34
تصویر 4-32: مردی از ماد در کاخ آپادانای تخت جمشید
مأخذ: www.metmuseum.orghttp://، 2/5/93، 5:6
تصویر 4-33: مرد ایستاده، قرن اول یا دوم میلادی، دوره اشکانی، ایران، ارتفاع 76/8 سانتیمتر،
مأخذ: www.metmuseum.orghttp://، 2/5/93، 5:18
تصویر4-34: سر یک پادشاه، قرن چهارم میلادی، دوره ساسانی، ایران نقره طلاکوب، ارتفاع 40 سانتیمتر
مأخذ: www.metmuseum.orghttp://، 2/5/93، 5:50
علاوه براثبات بومی بودن و یا سبک شخصی تصاویر کتاب قابوسنامه از بسیاری جهات و نیز چهره پردازی، ارتباط عمیق تصاویر چهره و متن را می توان به عنوان دلیل دیگر ذکر نمود به طوری که با توجه به داستان ها و حکایت های متن که همگی در برگیرنده گفتگوهایی بین افراد می باشد که نتیجه اخلاقی خاصی از آن منتج می شود تصاویر نیز در پی آن بر اساس همان ارتباطات شکل گرفتند، لذا در هیچ کدام از آثار نگارگری و یا تصویرسازی ایران نمی توان آن چنان تحرکی را در نمایش حالات چهره مانند تصاویر کتاب قابوسنامه مشاهده نمود چرا که در کلِّ آثار نگارگری ایران نمایش چهره به گونه ای است که نمایانگر نوعی آرامش درونی است و اگر هم قرار باشد سرشت ذاتی را در ورای چهره نشان دهد باز هم حالات ظاهری نمایانگر نوعی سکون خواهد بود اما در تصاویر این کتاب مشاهده می کنیم که انسان ها با تمام انرژی ذاتی خود در حال بحث وگفتگو و مجادله با یکدیگر هستند که این حالت بیش از پیش بر نمایش کاریکاتور گونه تصاویر این کتاب تأثیر می گذارد.
اما به عنوان موردی دیگر از ویژگی های چهره پردازی و نمایش عناصر کاربردی در نشان دادن جایگاه اجتماعی افراد در تصاویر قابوسنامه می توان بر این نکته تأکید کرد که چهره ها بر گونه ای مشخصه ذاتی در ذهن هنرمند و بر پایه اصولی از شخصیت پردازی به تصویر در آمدند که خاص آن دوره بوده است به عبارتی دیگر تصویرگر به نوعی آرمان گرایی تاریخی متکی بوده که عدول از آن برایش غیر ممکن می نموده به طوری که باعث شده تا بیش تر چهره ها شبیه هم بازنموده شوند و این امر بیش از همه در نمایش شکل ریش و سبیل یا خط گونه و شکل خاص چشم هاست که در بیش تر افراد به یکسان نمایانده شده است و در نمایش جایگاه افراد از لحاظ منزلت اجتماعی با قرار دادن کلاه، تاج و یا عمامه سعی شده است تا به نوعی آن یگانگی و یکسانی نمایش چهره جبران شود.
آخرین دلیل بر نحوه چهره پردازی به ساده گرایی تدوین کتاب بر می گردد چرا که این اثر با ویژگی های خاص خود در نحوه نگارش که به صورت دستنویس سریع است و در مواردی با خط خوردگی هایی نیز همراه می باشد هرگز نمی توانسته تصاویری آن چنان پرداخت شده را در بر گیرد که برای نمایاندن ریزه کاری ها و جزییات در آن به سبک متداول در نگارگری ایران عمل کرده باشد. بنابراین در نمایش جزییات چهره نیز هنرمند تصویرگر خود را ملزم به پرداخت جزییات بر اساس خصلت های آرمانی و نمادین آن چنان که در ادبیات آن دوره وصف می شده نکرده است و دلیل دیگر برای این مسأله احتمالاً به موضوع متن بر می گردد چرا که با توجه به داستان ها و حکایات مطرح شده درباره آن چه که اتفاق افتاده بود تصاویر نمی توانسته حالات فراواقعی و افسانه ای از چهره ها را به نمایش بگذارد. لذا نهایت همسانی با نمونه های طبیعی را مشاهده می کنیم اما به دلیل نداشتن تخصص زیادِ هنرمند تصویرگر، در نمایش چهره های گوناگون گونه ای یکسانی و شباهت ذاتی به دیده می آید(جدول 4-10).
جدول 4-10: چهره های قابوسنامه و تصاویر باستانی
اجزاءچهره
موهای سر و محاسن
چشم و ابروها
بینی
لب ها
سرپوش ها

مطلب مشابه :  توسط نرم افزار

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید