سایت مقالات فارسی – خدا و عینیّت گرایی اخلاقی- قسمت ۱۷

سورلی در مباحث خود پیش از مطرح کردن برهان اخلاقی، از سه برهان اصلی و سنتّی خداشناسی، یعنی برهان جهانشناختی[۱۴۳]، برهان غایتشناختی[۱۴۴] و برهان وجودشناختی[۱۴۵]، بحث میکند (Sorley, 1918: 301-330) امّا سورلی تمام براهینی که برای اثبات وجود خدا مطرح شده را به یک استدلال باز میگرداند و اعتقاد دارد تمام این براهین را میتوان به نوعی به برهان جهانشناختی ارجاع داد[۱۴۶]. یعنی هر یک از این استدلالها به نوعی سعی در تبیین عالم واقع و جهان هستی دارند. حتّی استدلال وجودشناختی که سعی دارد از تعریف ایدهی خدا به وجود خدا راهی بیابد، به روش خود سعی در توضیح و تبیین امور جهان دارد. در این نوع استدلال ما به ایده و تصوّری از خدا شروع میکنیم امّا این تصوّر و ایده خود جزئی از عالم هستی است زیرا یکی از عوامل موجود در آگاهی انسان است و بنابراین بخشی از جهان هستی است.
استدلال غایتشناختی نیز با استدلال جهانشناختی متّحد است با این تفاوت که استدلال غایتشناختی صرفاً به وسیلهی صفات و ویژگیهای خاصّ امور طبیعی مثل نظم جهان و امور طبیعی، استدلال به نفع وجود خدا را سامان میدهد، امّا استدلال جهانشناختی از خود واقعیّات آغاز میکند و به خدا میرسد. امّا هر دو استدلال دارای یک روند استدلالی هستند و هر دو به واسطهی تبیین و توضیح عوامل موجود در عالم، سعی در اثیات وجود خدا دارند.
استدلال اخلاقی هم همین حکم را دارد. اخلاق و ارزشهای اخلاقی یک واقعیّت در جهان است. سورلی با ثابت کردن اینکه ایدههای اخلاقی دارای اعتبار عینی هستند، بهگونهای که حقیقت، واقعیّت و هستی به عنوان یک کل، بدون فهم ایدههای اخلاقی ممکن نیست، اخلاق را یکی مؤلّفههای سازنده جهان هستی میداند، بهگونهای که اگر بخواهیم از اخلاق به خدا برسیم، از یکی از امور واقع، به خدا خواهیم رسید. پس در این شیوه هم مانند استدلال جهانشناختی، از امور واقع به خدا خواهیم رسید. به عبارت دیگر ما نمیتوانیم جهان را بدون اخلاق تبیین کنیم و اخلاق نیز بهصورت مستقل و جدا از باقی ویژگیهای هستی قابل فرض نیست و اگر ما بخواهیم از اخلاق به صورت مستقل از عالم واقع، استدلالی برای وجود خدا مطرح کنیم راه به جایی نخواهیم برد(Sorley, 1918: 331).
۲٫۲٫۱٫۲) عدم اثبات وجود خدا توسّط استدلال اخلاقی کانت
سورلی به همین دلیل که کانت سعی دارد استدلالی مبتنی بر اخلاقِ منهایِ حقیقتِ عالمِ واقع بنا سازد، استدلال کانت را منجز و کافی نمیداند. دیدیم که اخلاق جزئی از واقع است و استدلال از اخلاق بدون نگاه به عالم واقع نمیتواند وجود خدا را اثبات کند. از همین رو سورلی معتقد است استدلال کانت تنها میتواند یک اطمینان عملی به وجود خدا ارائه دهد و چیزی فراتر از آن در توانش نیست(Sorley, 1918: 332) .
تنها چیزی که از استدلال کانت میتوان نتیجه گرفت، این امر است که استدلال اخلاقی، وجود خدا را برای منظور و هدف اخلاقی ثابت میکند و تنها از دیدگاه عملی خدا را اثبات میکند. قانون اخلاقی و حقیقت سرسخت و نرمنشدنی وظیفه، ما را ملزم میکند که وجود خدا را فرض بگیریم. این فرض خدا نه به عنوان یک حقیقت عقلانی برای توصیف عالم واقع بلکه به عنوان یک اصل عملی که توسط عقل اخلاقی واجب شده، اثبات میشود. کانت به شدّت هرگونه اثباتِ عقلانی برای وجود خدا را رد و نقد میکند(Sorley, 1918: 333).
بنابراین کانت خدا را به عنوان یک نظریّه برای توصیف و تبیین عقل عملی ارائه میدهد. کانت معتقد است عقل عملی یک امر مطلق و مسلّم جدا از واقعیّت عالم خارج را درک میکند. از طرفی همین عقل عملی خواهان انطباق عالم واقع و امر مطلق اخلاقی است. آگاهی اخلاقی بهعنوان حامل و بهدوشگیرندهی عقل عملی تمایل به مطابقت واقع با این مسلّمانگاری عقل عملی است از همین رو ما ملزم هستیم که سه اصل آزادی، جاودانگی و وجود موجود کامل یا خدا را مسلّم فرض کنیم تا بتوانیم یک زندگی اخلاقی داشته باشیم(Sorley, 1918: 336-337).
۲٫۲٫۲) صورتبندی استدلال اخلاقی بر وجود خدا
چهارچوب استدلال اخلاقی سورلی همان چهارچوب استدلال راشدال است و بهطبع نباید انتظار تغییری عمده در استدلال اخلاقی داشت. زیرا آنچه راشدال بهدنبالش است، تکمیل استدلال اخلاقی راشدال است. سورلی در کتاب خود، استدلال راشدال را بیان میکند و آن را بهترین استدلال وجود خدا از طریق ارزشهای اخلاقی میداند:
من نمیتوانم چیزی بهتر از آنچه راشدال در استدلال خود آورده، بیان کنم.
راشدال میگوید: «قانون اخلاقی مطلق یا آرمان اخلاقی مطلق نمیتواند در اشیاء مادّی وجود داشته باشد و همچنین نمیتواند در اذهان منحصر به فرد این و آن شخص نیز وجود داشته باشد. تنها اگر به وجود یک ذهنی که آرمان اخلاقی واقعی در آن بهگونهی واقعی احساس شود، باور داشته باشیم، یعنی به وجود ذهنی که منبع هر آنچه که برای درستی احکام اخلاقیمان لازم است باور داشته باشیم، آنگاه میتوانیم به صورت معقول فکر کنیم که ایدههای اخلاقی در واقعی و حقیقی بودن چیزی از جهان خارج کم ندارد. ما تنها هنگامی میتوانیم به یک معیار مطلق برای درستی و نادرستی باور داشته باشیم که آن معیار را مستقل از ایدههای این انسان و آن انسان بدانیم. وقتی میتوانیم این ملاک را بپذیریم که استقلال آن را از خواست و تمایل انسانها به رسمیّت بشناسیم. همانطور که امور مادّی طبیعت را مستقل از ایده و خواست انسان میدانیم.
آرمان اخلاقی نمیتواند در جایی و به نحوی وجود داشته باشد، مگر در ذهن و یک آرمان اخلاقی مطلق. این آرمان را تنها در ذهنی میتوان یافت که تمام واقعیّات از آن سرچشمه گرفته شده باشد. آرمان اخلاقی ما تنها زمانی میتواند ادّعای عینیّت داشته باشد که به طور معقول از آرمان اخلاقی فناناپذیر و ابدی موجود در ذهن خدا دریافت شده باشد» (Sorley, 1918: 351).
صورتبندیهای متفاوتی را میتوان از تقریر سورلی بهدست آورد. گیسلر در دایره المعارف کلام مسیحی تقریر سورلی را چنین صورتبندی میکند:
۱- قانون اخلاقی بهصورت عینی وجود دارد که مستقل از فهم بشر است و این قانون اخلاقی فارغ از هرگونه مطابقت با فهم بشری است.
۲- ایدهها و تصوّرات اخلاقی فقط در اذهان موجود است.
۳- پس باید یک ذهن عالی (ورای همهی اذهان محدود) باشد که این قانون عینی اخلاقی در آن وجود داشته باشد(Geisler, 1999: 114).
امّا صورتبندی کلّی این استدلال همان صورتبندی کلّی تمام استدلالهای اخلاقی از طریق عینیّتگرایی اخلاقی است. یعنی پس از اثبات عینیّت ارزشهای اخلاقی، بهدنبال جایگاهی در عالم هستی برای این ارزشهای عینی هستند و وقتی ذهن بشر و وجودهای مادّی را برای این ارزشها جایگاه مناسبی نمیدانند، ذهنی عالی را در نظر میگیرند که به این ارزشها عینیّت میبخشد. ما طبق همین صورتبندی نظرات سورلی را شرح خواهیم داد.
۲٫۲٫۲٫۱) مقدّمهی اوّل: عینیّت ارزشهای اخلاقی
سورلی معتقد است ارزشهای اخلاقی دارای اعتبار عینی و مستقل از خواست و ارادهی انسان و یا توافق و قراردادهای اجتماعی هستند.
احکام اخلاقی، ناشی از وضعیّت درونی، انفسی و شخصی نیست، بلکه احکام اخلاقی ناشی از حضور ارزش عینی در یک موقعیّت است(Sorley, 1918: 93).
برای فهم عینیّت اخلاقی در فلسفهی سورلی بهتر است نکاتی را اشاره کنیم:
۲٫۲٫۲٫۱٫۱) همراهی همیشگی ارزش و وجود
تا اینجا نکاتی را در مقدّمات ابتدایی، به صورت یقینی اثبات کردیم. فهمیدیم ارزشهای اخلاقی ذاتی، ثابت و جامعند. متوجّه شدیم بعضی از احکام اخلاقی نسبت به بعضی دیگر برتری دارند. دیدیم که احکام اخلاقی قابلیّت این را ندارند که به احساسات، امیال، کیفیّات و روابط ذهن و عین فروکاسته شوند. امّا یکی از مهمترین نکات در ارزش اخلاقی، این است، که ارزش از وجود جدا نیست. حتّی گاهی ارزشهای اخلاقی از علوم اثباتی نیز به واقع نزدیکترند. وقتی میگوییم لذّت خوب است، منظورمان نمیتواند صرف مفهوم لذّت باشد. زیرا مفهوم لذّت نه صلاحیت اتّصاف به خوبی را دارد و نه بدی. پس هنگامی که از خوبی لذّت صحیت میکنیم منظورمان تجربهی کامل از لذّت دارای ارزش و خوبی است. یه عبارتی از لذّتی صحبت میکنیم که همراه با وجود یا فرض وجود است نه لذّتی که بدون نگاه به جنبهی وجود در نظر گرفته میشود(Sorley, 1918: 80-84).
ارزش همواره برای وجود است، (چه وجود ممکن و چه واقعی و محقّق). میتوان این قاعده را اصل موضوعهی ارزش در نظر گرفت که بدون اصل موضوعهی وجود، ارزش تحقّق نمییابد (Sorley, 1918: 85).
مثال معروف صد دلاری کانت میتواند در این بحث کارایی داشته باشد. صد دلاری موجود و یا حدّاقل مفروضالوجود است که دارای ارزش است امّا صد دلاری مفروض که تنها وجود ذهنی دارد هیچگاه ارزش اقتصادی ندارد(Sorley, 1918: 108). پس ارزش اگر همراه با وجود شود دارای ارزش خواهد بود:
اگر وجودی نباشد ارزشی نیست و ارزش، خارج از رابطه با وجود معنا ندارد. پس حامل و موضوع ارزش همیشه باید امری مربوط به واقع باشد نه انتزاع(Sorley, 1918: 109).
۲٫۲٫۲٫۱٫۲) ارزش ویژگیِ خاصّ همراه با وجود
دیدیم اگر چیزی بخواهد با ارزش باشد باید وجود هم همراهش لحاظ شود. امّا صرف وجود برای خوب بودن و یا بد بودن چیزی کافی نیست. وجود به خودی خود و فینفسه، مانند مفهوم، نه خوب است و نه بد. پس برای ارزشمند شدن این وجود، باید یک ویژگی خاصّی در یک وجود باشد که آن وجود را با ارزش کند.
ویژگی خاصّی که بتوانیم بهواسطهی آن، چیزی را خیر یا شر بنامیم. پس در موضوعات ارزشی اخلاق دو چیز همواره وجود دارد:
۱- وجود یا فرض وجود موضوع
۲- ویژگی یا ویژگیهای خاصّی که وجود را خیر یا شر میسازد(Sorley, 1918: 86).
۲٫۲٫۲٫۱٫۳) آرمان اخلاقی، ویژگیِ خاصّ اخلاقی
حال سؤالی که مطرح میشود این است که این ویژگی خاصّ موجود در موضوعات اخلاقی چیست که آن موضوع را ارزشمند میسازد؟ در یک گزارهی اخلاقی مانند «فداکاری خوب است» فداکاری به عنوان موضوع اخلاقی که صلاحیّت اسناد حکم اخلاقی یعنی «خوب بودن» را به دست آورده، دارای یک ویژگی مهم است. این ویژگی را میتوان مرتبط بودن به «آرمان اخلاقی» دانست. حال چیستیِ این آرمان اخلاقی و چگونگی دست یافتتن به آن را، چنین میتوان توضیح داد:
ارزشهای اخلاقی به وضوح در زندگی شخصی ما محقّق میشود و این ارزشها عینی هستند. برای تحقّق این ارزشها در زندگی باید نسبت به یک معیار و استاندارد یا یک آرمانی که دارای اعتبار و روایی اخلاقی است آگاه باشیم (Sorley, 1918: 508).
ما از وجودهای جزئی آگاهی داریم وآگاهی به این امر این قدرت را به ما میدهد که وجود را در آینده و در گذشته تصوّر کنیم. این تصوّر تا جایی گسترده میشود که آگاهی انسانی قدرت فهم وجودی کلّی و فراتر از زمان و مکان را پیدا میکند. در نظام ارزش اخلاقی نیز همین رویهی معرفتی طی میشود. آگاهی ما ارزش را در غالب موضوعات ارزشیِ جزئی فهم میکند و این ارزشهای جزئی به تدریج یک نظام ارزشی را شکل میدهد. امّا این را در آگاهی خود مییابیم که فضیلت این ارزشهای موجود در نظام اخلاقی، متعلّق تک تک ارزشهای جزئی نیست بلکه متعلّق به یک واقعیّت فراتر از این امور است. واقعیّتی مشترک که این امور جزئی را ارزشمند و فضیلتمند میکند. این امر واقعی همان آرمان اخلاقی است که معیار درستی و نادرستی رفتارهای اخلاق و به طور کلّی نظام اخلاقی ماست.
آرمان اخلاقی یک واقعیّت نهایی است که به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد، هر نظام کامل اخلاقی را ثبات میبخشد(Sorley, 1918: 89).
آرمان اخلاقی را گاهی خیر اعلی[۱۴۷]، گاهی امر مطلق[۱۴۸] و گاهی قانون جهانشمول[۱۴۹] مینامند. این اصطلاحات برای بیان ویژگی یا مجموعه ویژگیهایی بهکار میرود که اگر چیزی آن را دارا باشد، اصطلاح خیر به درستی بر آن اطلاق میشود و اگر چیزی دارای آن نباشد، نمیتوان آنرا خوب دانست(Sorley, 1918: 90-91).
پس آرمان اخلاقی همان ارزش و خیر اعلی است که سورلی و راشدال از آن به معیار اخلاقی و قانون اخلاقی نیز یاد میکنند. خیر اصلیای که روح مشترک و هدف مشترک ارزشهای اخلاقیست.
ارزش و حکم اخلاقی امری کلّی است. به این معنا که ارزشهای اخلاقی برای همه خوب و درست است نه اینکه برای یکی خوب و برای دیگری بد باشد. از این رو یک عنصر کلّی و عمومی در احکام اخلاقی وجود دارد که این احکام را صحیح، روا و معتبر میدارد. این ویژگی را میتوان یک روح مشترک یا هدف مشترک دانست که خوب را خوب کرده و آن را در قلمروی خوبیها قرار میدهد. ما میتوانیم آن را خیر اصلی یا اعلی بدانیم(Sorley, 1918: 152).
۲٫۲٫۲٫۱٫۴) معیار و ملاک اخلاقی

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.