رشته حقوق

خانواده ها

دانلود پایان نامه

شیما 23 ساله مجرد
آرایش مال زنه اگه زن آرایش نکنه خب مرد آرایش کنه ؟ من همیشه آرایش می کنم و به خودم می رسم آدم تا وقتی جوونه باید به بهترین نحو از جوونیش لذت ببره به هر طریقی که می تونه تا وقتی پیر شد اگه یه جوون آرایش کرده دید حسرت نخوره بگه منم جوون بودم به اندازه کافی به خودم رسیدم.
مریم 28 ساله فوق لیسانس مجرد
من موندم چادر بپوشم یا نپوشم مامان اینا می گن هر جور دوست داری اما خودم نمی دونم چی کار کنم؟ از طرفی می بینم دخترای همس و سال من مانتو می پوشن و حجابشونم حفظه از طرفی وقتی چادر نپوشم احساس گناه می کنم نمونش سال پیش بود که با داداشم رفتیم تهران که یه امتحانی بدم چادرم رو با خودم نبردم مانتو پوشیدم و حجابم کامل بود اما وقتی خانم های چادری رو تو خیابون می دیدم مدام از خودم می پرسیدم آیا کار درستی کردم که چادر رو زمین گذاشتم ؟
الهام 32 ساله لیسانس مجرد
به نظر من آدم باید مدام به خودش برسه همیشه آرایش کرده باشه این جوری هم خودش احساس خوب داره باشه هم دیگران که اون رو می بینن لذت ببرن و من همیشه مثل یه تازه عروسم مانتو های زیبا با آرایش مرتب .وقتی آدم به خودش نرسه روال پیری خیلی زودتر به سراغش میاد . به نظر من وقتی راهی هست که تو همیشه شاداب و زیبا جلوه کنی غیر منطقی هست که خودت رو از این انتخاب محروم کنی . آدم وقتی خیلی خودش رو بپوشونه اصلا زیباییش به چشم نمیاد .
از آن جا که این دست افراد انتخاب شخصی خود را در پوشش دینی وارد کرده اند پوشش آن ها نشانه عرفی شدن دین شان و فردی شدن رفتار شان است .
بازاندیشی در مورد ازدواج
یکی دیگر از پیامد های رشد فردیت بازندیشی فرد در مورد ازدواج است . فرد در این شرایط دوست ندارد درانتخاب های مهم زندگی اش دیگران برایش تصمیم گیری کنند چرا که این تصمیم را مسئله ای کاملا شخصی می داند .
فاطمه 24 ساله لیسانس مجرد
تو یزد یه رسم هست که اول خانم ها میا ن عروس رو میبینن واگه پسندیدن جلسه بعد با داماد میان اما من به مامانم گفتم به هرکی می خواد بیاد بگو داماد رو جلسه اول بیاره چون من واون باید همدیگر رو بپسندیم ای جوری وقت هدر دادنه .بابام با دوران نامزدی مخالفه اما من موافقم وقتی عروس دوماد همدیگه رو دیدن باید بدون این که عقد کنن دو سه ماهی باهم رفت و آمد کنن که ازهم شناخت به دست بیارن وگرنه اگه خطبه عقد خونده بشه که باید با همین انتخاب ساخت . تو دوران نامزدی راحت تره می شه ازدواج رو به هم زد . چون نه مهریه ای تعیین شده و نه شناسنامه کسی دست خورده همه چیزعادیه اگر چه خیلی شبیه رابطه دوست پسر دوست دختر می شه اما چون آگاهی خانواده پشتش هست فکر نمی کنم مشکلی برای هر دو طرف پیش بیاد .
مژده 24 ساله فوق دیپلم
یه بار یه پسری بیرون از منزل ازم خواستگاری کرد منم چون ازش خوشم اومد باهم حرف زدیم یه مدت بعدشم به توافق نرسیدیم من از این جور خواستگارا زیاد دارم نمی شه که به خاطر هر کدومشون به خانواده جواب بدم که کی؟ کجا ؟ برای چی با هام آشنا شدیم اگه به قطعیت رسید به خانواده ها خبر می دیم.
الهام 34 ساله لیسانس حسابداری
من می گم آدم باید زن کسی بشه که دوستش داره چند وقت پیش یه مردی اومد خواستگاریم که چهل و پنج سالش بود خیلی پیر به نظرنمی رسید مهندس هم بود و آمریکا زندگی می کرد مامانم هرچی اصرار کرد من قبول نکردم با این که چند دفعه اومدن من بهشون جواب رد دادم نمی تونستم با مردی زندگی کنم که 15 سال از من بزرگ تره با این که مامانم با هام قهر کرد و گفت ممکنه دیگه خواستگار برات نیاد حاضر نشدم گفتم حاضرم تا آخر عمرم مجرد بمونم اما زیر بارحرف زورنرم .
الهام 32 ساله لیسانس مجرد
من یه خواستگار داشتم که خیلی نمی خواست پول خرج کنه وقتی رفته بودیم برای خرید حلقه عروسی خیلی خودش و مامانش روی قیمت گیر می دادن حتی وقتی یه مغازه دار حلقه های گرون قیمتش رو آورد مامانش از مغازه گذاشت رفت بیرون منم وقتی دیدم اون تو خرید عروسی این قدر خسیس بازی در می یاره به خودم گفتم چرا باید تمام عمرم را پای همچین مردی بگذارم . اون روز حلقه نخریدیم وقتی رفتم خونه چون قرار مراسم عقد را گذاشته بودیم گفتم به همش بزنن حاضر نبودم همچین زندگی رو شروع کنم
محبوبه 30 ساله لیسانس متاهل
من و شوهرم دو سالی دوست بودیم شوهرم از من کوچیک تره خانوادش به شدت مخالف ازدواجمونن مامانم اینا حرفی ندارن می گن اکه دوستش داری باهاش ازدواج کن . شوهرم تازه درسش تموم شده و سربازی شم رفته یه کار ساده بیشترنداره اما همش مارک می پوشه کیف و کفش و کمربند و کت و لباس و شلوارش همه از مارک های معروفن خب معلومه که خانوادش دارن ساپورتش می کنن از اون خانواده هایی نیستن که پسرشون رو تنها بگذارن خودشم همش بهم قول می ده که من رو خوشبخت می کنه با این که می دونم اگه هم باهاش ازدواج کنم ریسک بزرگی هست چون خانوادش قرار نیست من رو قبول کنن ولی آدم با عشقش زندگی کنه ارزش تحمل هر چیزی رو داره .
فریده 29 ساله لیسانس مجرد
من هنوز نتونستم ازدواج کنم با این که خواستگار های خوبی با موقعیت های خوبی برای اومدن باهامون تماس گرفتن ، مامان اجازه نمی ده برای من خواستگار بیاد چون یه خواهر بزرگ تر دارم اما من مخالفم می گم نباید فرصت ازدواج من رو ازم بگیرن اما اونا به حرف من گوش نمی دن می گن اگه تو ازدواج کنی خواهرت غصه می خوره و ممکنه دچار افسردگی بشه اما من دارم سعیم رو می کنم که این باور در اون ها را عوض کنم .

مطلب مشابه :  اجتماعی و فرهنگی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید