رشته حقوق

حکومت اسلامی

دانلود پایان نامه

غزوه خندق نیز از مهم ترین غزوات صدر اسلام است. در غزوه خندق، شکست سهمگینی بر کفار و یهود وارد آمد.
این غزوه در سال پنجم هجرت رخ داد و با پیشنهاد کندن خندق از جانب سلمان فارسی سبب پیروزی مسلمانان فراهم گردید. در این نبرد گروه های مخالف پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در اطراف مدینه با مشرکان مکه ائتلاف کردند و رویاروی حکومت اسلامی قرار گرفتند. قوای دشمن بیش از ده هزار نفر با تجهیزات کامل و سپاه اسلام متشکل از سه هزار نفر با تجهیزات اندک بود. حفر خندق با طول و عرض و عمق بسیار برای مسلمانان طاقت فرسا بود. در این غزوه حوادث گوناگونی رخ داد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در سه جبهه درگیر بود: با دشمنان از پیش رو، و با یهود از پشت سر و مخالفت ها و کارشکنی های برخی از سربازان. علاوه بر این، مدت طولانی این جنگ و شرایط حاکم بر مسلمانان مثل سرما و کمبود آذوقه سبب شده بود که کار بر مسلمانان دشوار شود.
اما در این نبرد رخدادهای عظیمی نیز به وقوع پیوست. مثل وقوع طوفان ویرانگر یا امداد غیبی:در شرایطی که جبهه متحد احزاب گوناگون دشمن، مدینه را یک ماه در محاصره تنگاتنگ خود قرار داده بود مسلمانان آنچنان در فشار قرار گرفتند چنان طوفان ویرانگری دشمنان اسلام را فراگرفت که آنها از پا درآمده و شیرازه شان از هم گسست. قرآن کریم این قسمت از ماجرا را این گونه بیان می فرمابد:
﴿ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ کانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرًا﴾
“ای کسانی که ایمان آورده اید، نعمت خدا را بر خود به یاد آورید آن گاه که لشکرهایی به سوی شما آمدند پس بر سر آنان تند بادی و لشکرهایی که آن ها را نمی دیدید فرستادیم و خدا به آن چه می کنید همواره بینا است.”
با همه این شرایط سخت در این نبرد نیاز بود کسی تمام کننده کار باشد . لذا هنگامی که سپاه زمین گیر شده کفر و نفاق بعد از یک ماه توانستند پنج نفر از قهرمانان خود را از راهی باریک وارد خندق کنند و مبارز طلبیدند سکوتی موحش همه صداها را در خود فرو برده بود. تنها علی (علیه السلام) با شنیدن صدای پیاپی جنگاور عرب عمرو بن عبدود از پیامبر خدا اذن میدان رفتن طلبید. هنگام رهسپار شدن علی بن ابی طالب (علیه السلام) به میدان جنگ پیامبر فرمود:
” امروز تمام ایمان در برابر تمام کفر به مبارزه برخاسته است.”
و وقتی در مبارزه با عمرو بن عبدود به پیروزی رسیدند پیامبر اسلام چنین فرمودند:
“ضربۀ علی یوم الخندق افضل من عبادۀ الثقلین” ضربه علی (علیه السلام) در روز خندق برتر از عبادت انس و جن است.
اما انس تنها به یک قسمت این نبرد بسنده کرد و انگار این اتفاقات مهم از چشم او دور ماند در حالی که در تمام لحظات به گفته خود همراه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.او در خصوص غزوه خندق چنین نقل می کند:
“اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حال کندن خندق بودند و با هم این شعر را می خواندند: نحن الذین بایعوا محمدا علی الجهاد ما بقینا ابدا . در همان حال پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مقداری نان جو آورده و در بین اصحاب تقسیم نمودند.آنگاه فرمودند: خداوندا بهترین خیر، خیر آخرت است. تو خود مهاجرین و انصار را مورد مغفرت قرار بده.” اللهم اغفر الانصار و المهاجره”
و این تنها روایتی از انس است که در خصوص غزوه ای به این مهمی بیان شده است.
اکنون به گزارش انس و جنگ خندق دوباره نظر می افکنیم. جنگی نا برابر که با جمله عمر بن عبدود به اوج خود رسید. کسی توانست سپر دفاعی و مستحکم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را فرو ریزد و روحیه سپاهیان اسلام را در هم شکند. بی تردید این واقعه، حادثه ای کم رنگ در کنار سایر حادثه های یک جنگ نیست که گزارشگر، آن را نادیده بگیرد. نقل نکردن مهم ترین واقعه یک نبرد حکایت از دو مساله می کند: یا حکایت کننده کودک بیسواد و سر به هوا است و یا آنکه انگیزه خاص در کتمان حقایق دارد. با توجه به آنکه انس دعای پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) و شعر سپاهیان اسلام را گزارش کرده است، معلوم می شود که وی کودک سر به هوا نبوده است. پس کتمان مهم ترین واقعه نبرد را مخفی نگاه داشته است.
4. 6 . 2 حجه الوداع
در سال دهم هجری، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در آخرین حج زندگی با برکت خود شرکت کرد و به دستور الهی هنگام بازگشت از حجۀ الوداع وصی بعد از خود را به صورت علنی به همه اعلام کردند. شرح این اتفاق در کتاب های تاریخی معتبر به صورت مفصل نقل شده است. که ما فقط به یکی از این نقل ها استناد می نماییم:
یعقوبی در تاریخ خود. در باب آیات مدنی. می نویسد:
“آخرین آیه ای که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)نازل شد، آیه « الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِینا» بود و این روایت صحیح است و نزول آن در روزی بود که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)آشکارا ولایت و زمامداری علی بن ابی طالب (علیه السلام) را در غدیر خم به گوش همگان رسانید.”
افراد زیادی در این روز به علی (علیه السلام) تبریک گفته و انتخاب شایسته او را ستودند. یکی از افراد حاضر عمر بن خطاب خلیفه دوم است که بعد از سخنان پبامیر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به نزد علی (علیه السلام) آمده و گفت:
“گوارایت باد ای پسر ابوطالب که صبح و شام کردی در حالی که سرور همه مومنان شده ای.”
این در حالی است که انس بن مالک این مساله مهم را انکار کرده یا به عبارتی خود را به فراموشی زده است و هنگامی که امام علی (علیه السلام) از او می خواهد تا حدیث غدیر را بیان نماید او گفت:
“پیر و فراموشکار شده ام. “
پیر و فراموشکاری امری طبیعی است و نگاه ابتدایی نمی توان سخن انس را بر دروغگو بودن وی حمل کرد. زیرا فراموشکاری در پیری رخ می دهد ولی آنچه سبب می شود که به گفته انس با دیده تردید بنگریم، فراموش کردن یک حادثه مهم با وضعیتی خاص است. اگر وی واقعا فراموشکار شده بود، بایسته بود که همه آنچه در گذشته دیده را فراموش کند. در حالی که گزارشی از نسیان وی نیست.
5. 6 . 2 حدیث طیر
از دیگر جریاناتی که انس در آن حضور داشت و خود آن را نقل می کند حدیث طیر است. این واقعه یکی از وقایعی است که دیگر صحابه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از انس بن مالک آن را نقل نموده اند:
“روزی برای پیامبر مرغی بریان می رسد. وقتی حضرت بر سر سفره می نشینند تا از این مرغ تناول نمایند. دعا می کنند که خدایا کسی را که بسیار دوست می داری با من شریک قرار بده. بناگاه انس صدای در را می شنود و وقتی متوجه می شود علی (علیه السلام) است به ایشان می گوید: پیامبر کار دارند و کسی را نمی پذیرند. بار دوم حضرت در می زند و انس دوباره او را می راند. بار سوم علی (علیه السلام) بلند نام پیامبر را صدا می زنند. این بار خود پیامبر که صدا را شنیده بودند علی (علیه السلام) را به داخل دعوت می کنند و از او به خاطر این مساله سوال کرده و می فرمایند من سه بار حضور شما را از خدا خواستم و بار سوم نام شما را هم بردم. اما شما تاخیر نمودید. علی (علیه السلام) پاسخ می دهد: انس اجازه ورود نداد. پیامبر رو به انس کرده فرمودند: چرا اجازه ندادی؟ جواب داد: می خواستم این افتخار برای یکی از اعضای خانواده ام باشد.”
اگر پاسخ انس را صادقانه تلقی کنیم که دلیل راه ندادن امام علی(علیه السلام) مخالفت با ایشان نبود بلکه واقعا کسب افتخار برای خانواده خود بوده است. ولی بی توجهی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نمی توان کتمان کرد. اگرچه این گزارش در کنار سایر گزارش ها بیان گر تعمد وی در کتمان فضایل امیر المومنین (علیه السلام) است.
6. 6 . 2 سقیفه

مطلب مشابه :  محدوده زمانی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید