رشته حقوق

حل و فصل اختلافات

دانلود پایان نامه

_
87
112
85
بقیهی جنگ‌ها
250
122
_
119
333
210
می‌بینیم که اگر حتی در مورد هر یک از جنگ‌ها بیشترین آمار را هم برگزینیم باز تعداد کشتگان به 1724 نفر می‌رسد. دستگاه تبشیری مسیحیت برای آنکه روحیهی ملل اسلامی را تضعیف، و روح جهاد و نبرد مقدس و مبارزه با استعمار و فساد را در جوانان مسلمان کمرنگ، و از گسترش روز‌افزون اسلام جلوگیری، و راه نفوذ استعمار را در میان مسلمانان هموار کند آمار کشتگان را غیرواقعی نشان می‌دهد تا از این راه بر جنایات ارباب کلیسا در جنگ‌های صلیبی سرپوش گذارد. ارقام ناچیز کشتگان جنگ‌های پیامبر(ص) هیچگاه قابل مقایسه با ارقام میلیونی جنگ‌های مذهبی و صلیبی مسیحیان نیست.
از مطالعهی تاریخ آشکار می‌شود که خشونت به کار گرفته شده از جانب رقبای اسلام همواره بیشتر بوده است. ویل دورانت در کتاب «تاریخ تمدن» خود در مقایسهی اسلام و مسیحیت می‌نویسد: «چنان به نظر می‌رسد که مسلمانان شریف‌تر از مسیحیان بودند. پیمان‌ها را بهتر رعایت می‌کردند. نسبت به مغلوبان رحیم‌تر بودند و در تاریخ خود به ندرت دست به آن نوع اعدام‌هایی زدند که مسیحیان در هنگام تسلط بر بیت المقدس مرتکب شدند». گوستاو لوبون نیز می‌گوید: «هنگامی که مسلمین بیت المقدس را فتح کردند هیچگونه آزاری به مسیحیان نرساندند، اما برعکس وقتی مسیحیان این شهر را گرفتند با کمال بیرحمی مسلمانان را قتل عام کردند و یهود نیز وقتی به آنجا آمد بیباکانه همه را سوزاندند. باید اقرار کنم که این سازش و احترام متقابل را که نشانهی رحم و مروت انسانی است ملتهای مسیحی از مسلمانان یاد گرفتهاند».
پس میتوان گفت که جهاد در اسلام هدف نیست، بلکه وسیله و ابزار دعوت است. به وسیلهی جهاد موانع دعوت برداشته میشود و جاده برای مرکب راهوار دعوت هموار میگردد. فلسفهی جهاد در اسلام، حاکمیت اصول ارزشمند الهی و انسانی و رفع ستم از مظلومان و مستضعفان است و جنگ برای جلوگیری از آلودگی و فساد در روی زمین و برای مقابله با آنچه مانع کمال و سعادت انسان است مجاز شمرده شده است. به دیگر سخن، در شریعت مقدس اسلام جنگ ابزاری است که در حالت اضطرار و به عنوان آخرین راه چاره کاربرد دارد. اساس رسالت پیامبر اسلام(ص) دعوت به سوی خدا و یکتاپرستی و رساندن پیام خداوند به گوش همهی جهانیان است و جهاد نیز مرحلهای از مراحل دعوت است که به منظور برداشتن موانع دعوت تشریع شده است و به عبارت دیگر، جهاد همان دعوت قهرآمیز، و دعوت نیز همان جهاد مسالمتآمیز است.
هرچند عموم مستشرقان معتقدند که اصل در روابط خارجی اسلام بر جنگ است و صلح یک حالت ویژه و استثنایی دارد، اما از نظر اسلام، صلح و همزیستی مسالمتآمیز اصل و غایت حرکت اجتماع و یکی از مهمترین اهداف بعثت پیامبران میباشد؛ زیرا از مهمترین اهداف بعثت انبیا از جانب خداوند، استقرار عدالت اجتماعی است که لازمهی آن صلح و همزیستی مسالمتآمیز میباشد؛ چرا که جنگ و دشمنی از تعدی، برتریجویی و تمامیتخواهی انسان ناشی میشود و در شرایطی که این غرایز تعدیل و کنترل شود در جامعه امنیت و همزیستی مسالمتآمیز حاکم میشود. قرآن مجید در آیات متعدد همواره مؤمنان را به صلح و آرامش فرا خوانده و از دشمنی و کینهتوزی آنان را برحذر داشته است، از جمله در سورهی بقره میفرماید: « »؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید همگی به صلح و همزیستی مسالمتآمیز درآیید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمن آَشکار است». افزون بر آیات قرآن و روایات، سیره و رفتار پیامبر اکرم(ص) نیز بر صلح و همزیستی مسالمتآمیز تأکید دارد.
از نظر تاریخی، پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه جنگهایی رخ داد. پیامبر(ص) پس از این جنگها که حدود شش سال به درازا کشید، سیاست صلحخواهی را دنبال کرد که بارزترین آن صلح حدیبیه است. خداوند در آیات 61 و 62 سورهی انفال مسألهی صلح را اینگونه بیان میدارد: « »؛ «و اگر تمایل به صلح نشان دهند تو نیز از در صلح درآ و بر خدا تکیه کن که او شنوا و داناست و اگر بخواهند تو را فریب دهند خدا برای تو کافی است، او همان کسی است که تو را با یاری خود و مؤمنان تقویت کرد». پیداست که در شریعت اسلام مهمترین شیوهی حل اختلافات در امور داخلی و بینالمللی دولت اسلامی، بهرهگیری از شیوهای مسالمتآمیز است و به لحاظ تاریخی نیز آن حضرت در حل و فصل اختلافات از شیوههایی چون مذاکره و بحث تاریخ اسلام از قبیل منشور مدینه در آغاز هجرت و ورود پیامبر(ص) به مدینه و انعقاد پیمان دفاعی با بیطرفی با قبایل مختلف و انعقاد صلح حدیبیه و مذاکره با هیأت مذهبی مسیحیان نجران مؤید این مطلب است.
جنگ در حقوق بینالملل به برخورد میان دو یا چند دولت که در آن نیروهای مسلح طرفین درگیر اقدامات خشونتآمیز تلقی شوند تعریف میشود. هرچند این تعریف شامل جنگ میان افراد و قبایل نمیشود، چون مصداق دولت نیستند؛ ولی از آنجا که از دیرباز جنگ و گریز وجود داشته است، بنابراین، میتوان تعریف فوق را با حذف دولت مصطلحِ امروزی به حاکمیتهای قرون گذشته نیز تعمیم داد و براساس آن، رفتار مبتنی بر جنگ پیامبر اسلام(ص) را بررسی کرد. پیامبر اسلام (ص) هرچند در ابلاغ رسالت خویش، اصل را بر دعوت مسالمتآمیز گذارده بود، اما در پارهای از مواقع به سبب شرایط خاص سیاسی و اجتماعی شیوهی مسالمتآمیز دعوت آن حضرت، به جنگ و شیوهی قهرآمیز منجر میشد، مانند رفتار پیامبر(ص) در قبال سران مشرکان قریش که به مخالفت شدید با آن حضرت برخاسته بودند که با بررسی آیات مربوط به جنگ به خوبی میتوان دریافت که این رفتار رفتار دفاعی بوده، نه تهاجمی و ماجراجویانه؛ چرا که پیامبر اسلام(ص) در طول سیزده سال اقامت خویش در مکه از اصل دعوت بهره جست و در این راه به رغم اذیت و آزار مشرکان از شیوههای دیگر استفاده نکرد. پس از بیعتِ بخشی از مردم مدینه در عقبهی اولی و ثانی، مسلمانان از هر لحاظ نیرومند شدند و پیامبر(ص) با مهیا شدن شرایط زمانی و مکانی و هجرت از مکه به مدینه از سوی خداوند دستور مقابله با کفار قریش و استفاده از رفتار مبتنی بر دفاع را دریافت کرد و آیهی زیر نازل شد: « »؛ اذن و رخصت دفاع و مقابله با دشمنان اسلام به جنگجویان داده شد؛ چرا که آنان از دشمن سخت ظلم و ستم دیدهاند و خداوند بر یاری آنها قادر و توانا است. به هر حال، از آیات قرآن چنین استفاده میشود که جنگ در مکتب اسلام تجویز شده و پیامبر اکرم(ص) نیز آن را به عنوان یک رفتار و یک ابزار در روابط خارجی پذیرفته و از آن بهره جسته است، ولی دارای شرایط و قواعد خاصی است که میتوان آن را در چند بند ذیل خلاصه کرد:
1. در اکثر آیات قرآن، جهاد و قتال با کفار و مشرکان مقید به قید «فی سبیل الله» شده است؛ بدین معنا که خیر، صلاح و رحمت برای همگان است و در نهایت، تعبد و فرمانبرداری از خالق یکتا صورت گیرد.
2. باید با کسانی که معترض و مهاجماند مبارزه و جهاد کرد؛ آیهی شریفهی « …»؛ «و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند بجنگید …». مقید به این معناست که جهاد در حقیقت دفع و رفع تهاجم است با کسانی که فتنه و آشوب برمیانگیزند و خلق خدا را منحرف میکنند و به حقوق و حدود تجاوز میکنند: « »؛ «و با آنها پیکار نمایید تا فتنهی (بتپرستی و سلب آزادی از مردم) باقی نماند» و در نهایت، مؤمنان و پیروان پیامبر(ص) برای استقرار قانون و حکومت الله مبارزه میکنند: « ».
3. از حدودی که آیات فوق تبیین نموده است نباید هیچ جنگجوی مسلمان تجاوز کند: « » و اگر تجاوزکاران دست از فتنه و تعرض و مقاومت بردارند دیگر نباید متعرض آنها شوند: « ».
4. در نهایت، جنگ و جهاد باید در محیطها و سازمانهای امن و صلح ممنوع باشد تا شاید دشمنان و محاربان به تفاهم و فراگرفتن دعوت اسلامی گرایند. جهاد در حدود مسجدالحرام صورت نمیگیرد: « » و در ماههای حرام نیز ممنوع است، مگر آنکه دشمن نقض حدود و پیمانشکنی کند: « ».
5-4. فلسفهی تعدد زوجات پیامبر(ص)
در باب علت ازدواج‏هاى متعدد پیامبر اکرم(ص) و فراوانى همسران وى نکات ذیل قابل ذکر است:
1. یکى از ویژگى‏هاى اختصاصى رسول‏ اللّه(ص)، امکان ازدواج بیش از چهار همسر به صورت عقد دائم بود که دیگران در این ویژگى، شریک نبودند؛ البته این عدم محدودیت بیش از ده سال دوام نیافت و پس از آن، ازدواج مجدد براى آن حضرت تحریم شد که آیهی 52 سورهی احزاب بدان اشاره دارد.
2. تعدد زوجات و همسران در آن زمان در منطقهی عربستان یک امر عادى و متداول بود و مختص به رسول خدا(ص) نبود و به مسائل هر زمان و مکان باید با توجه به معیارها و استانداردهاى همان زمان و مکان نگاه کرد. رسول خدا(ص) با بسیارى از رسوم زمان خود که در تضاد با اهداف و اصول تربیتى اسلام نبودند مخالفتى نکرد؛ بلکه با واقعگرایى با آنها روبرو شد تا کمکم آنها را تصحیح کرد و یا از اساس برطرف ساخت.
3. حقوق زن در دورهی تاریک جاهلى، دستخوش هوسرانى مرد قرار گرفته بود و این حقوق نابودشده به دست پیامبر(ص) زنده شد و زن به مقام خویش نایل گردید؛ بدان حد که یکى از آخرین توصیه‏هاى پیامبر(ص) رعایت جایگاه زن بود و فرمود: «اللّه اللّه فى النساء و فیما ملکت ایمانکم»؛ از خدا بترسید، از خدا بترسید دربارهی زنان و زیردستانتان (غلامان و کنیزان).

مطلب مشابه :  فقدان حمایت اجتماعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید