رشته حقوق

حلم و بردباری

دانلود پایان نامه

“حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا وکیع عن حماد عن ثابت عن أنس قال قال رجل للنبی صلى الله علیه وسلم أین أبى قال فی النار قال فلما رأى ما فی وجهه قال إن أبى وأباک فی النار”
در این روایت انس بن مالک می گوید:
“روزی فردی به نزد پیامبر اکرم آمده و سوال کرد: پدرم الان کجا است؟ پیامبر فرمود: در آتش . اما وقتی ناراحتی آن فرد را دید ادامه داد: پدرم و پدر تو هر دو در آتش هستند.”
در اینجا سوالی که مطرح می شود این است که آیا امکان دارد پدران انبیاء الهی در آتش جهنم باشند. مگر غیر از این است که انبیا در خاندانی رشد پیدا می کنند که همگی از یکتا پرستان هستند.
این حدیث و حدیث های شبیه به این چه چیز را به ذهن متبادر می کند؟ آیا غیر از این است که قصد دارند جایگاه عالی پیامبر را زیر سوال ببرند؟
با توجه به بررسی های انجام شده تمام اجداد نبی مکرم اسلام از خداپرستان بوده و حتی بسیاری از آنان جزء اوصیای حضرت ابراهیم (علیه السلام) هستند. برای مثال: در طبقات ابن سعد در مورد عبدالمطلب آمده است:
“عبدالمطلب از لحاظ چهره زیباترین، و از نظر جسمی خوش هیکل ترین، و از نظر حلم و بردباری صبورترین و ازلحاظ جود و بخشش کریم ترین قریشیان بود.
او دورترین مردم بود نسبت به هر امری که موجب بدنامی و فساد مردان می شود او مردی سخت خداپرست بود و ستمگری و کارهای پلید را بسیار ناپسند می شمرد. هیچ پادشاهی نبود که او را ببیند و گرامیش ندارد و خواسته اش را برآورده نسازد. او تا زنده بود آقا و سید قریش بود.”
همچنین در مروج الذهب آمده است:
” عبدالمطلب بن هاشم مردی خداشناس و مقّر به یکتاپرستی ، و به وعده روز جزا معترف بود و آداب و رسوم غلط اجتماعی را رها کرده بود. او نخستین کسی بود که در مکه آب گوارا به مردم نوشانید.”
همچنین در کتب تاریخی از عبدالله پدر پیامبر به عنوان یک فرد موحد و خداشناس همچون پدرش صحبت شده است.
ضمن اینکه در بسیاری از کتاب های معتبر حدیثی و تاریخی ذکر شده است که قبل از اسلام بسیاری از قبایل عرب موحد بوده اند که معروف ترین آنها بنی هاشم ، یعنی عبدالمطلب، ابوطالب و عبدالله پدر پیامبر اسلام بوده اند. به شکلی که خدا را پرستیده، از عبادت بت ها اجتناب کر ده و از اکثر اعتقادات عرب آن زمان بیزار بودند.
اما کتاب های تاریخی تنها به این مساله اکتفا نکرده اند. بلکه این قضیه را به قبایل و افراد مختلف نیز نسبت داده اند که آنها نیز موحد بوده اند. مثلا در مورد ابوذر غفاری به عنوان یکی از غیر بنی هاشم در کتب معتبر تاریخی و حدیثی آمده است:
” ابوذر در عصر جاهلیت موحد و مومن به خدای متعال بوده است.”
به هر حال به نظر می رسد کسانی که چنین احادیثی را بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) جعل نموده اند قصدشان این بوده تا پدران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را شبیه پدران خود نشان دهند تا شرمندگی و ننگ و عار این مساله برایشان سخت نشان ندهد.
2. 4 امکان رسوخ شیطان در پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
تمامی پیامبران از اول تا آخرین آنها به سبب مسئولیتی که در راه هدایت عموم مردم جامعه بر عهده دارند باید دارای عصمت از گناه باشند. به فرموده قرآن شیطان نمی تواند در آنها رسوخ کند.
﴿فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ* إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِین ﴾
اما متاسفانه در خصوص پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) روایاتی مشاهده می شود که در آنها رسوخ شیطان در پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) را که از هر نظر دارای عصمت است نشان می دهد.
مهم ترین این روایات روایتی است که انس بن مالک نقل می کند:
“حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا یزید بن هارون أنا حماد عن ثابت عن أنس أن رسول الله صلى الله علیه وسلم کان یلعب مع الصبیان فاتاه آت فاخذه فشق بطنه فاستخرج منه علقه فرمى بها وقال هذه نصیب الشیطان منک ثم غسله فی طشت من ذهب من ماء زمزم ثم لامه فاقبل الصبیان إلى ظئره قتل محمد قتل محمد فاستقبلت رسول الله صلى الله علیه وسلم وقد انتفع لونه قال أنس فلقد کنا نرى أثر المخیط فی صدره”
در این روایت انس بن مالک نقل می کند :
“پیامبر اکرم با کودکان بازی می کرد که شخصی وارد شد و شکم پیامبر را شکافت و از آن لخته خونی را بیرون کشید و آن را پرتاب کرد و گفت: این نصیب شیطان است از تو. آنگاه او را در تشتی از طلا که مملو از آب زمزم بود شست سپس آن را بست. کودکان به گوشه ای رفته و فریاد می زدند: محمد کشته شد، محمد کشته شد. (انس می گوید:) نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) رفتم، رنگ چهره اش باز شد. و از آن به بعد ما اثر آن زخم را در سینه اش مشاهده می کردیم.”
نکته قابل تامل در این روایت این است که قلب پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) مورد هجوم شیطان قرار گرفته و شخصی ناشناس که در این روایت واضح معرفی نشده پیامبر را از نصیب شیطان نجات می دهد. البته روایت دیگری از انس بن مالک نقل شده که : جبرئیل آن لخته خون را از بدن پیامبر در آورد.

مطلب مشابه :  روایات اهل بیت (ع)

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید