رشته حقوق

حضرت محمد (ص)

دانلود پایان نامه

وات پس از نقل تفصیلی «افسانهی غرانیق» اینگونه به تحلیل آن میپردازد که نخستین چیزی که دربارهی این داستان باید گفت این است که نمی‌تواند یک دروغ محض باشد. حضرت محمد(ص) می‌باید آیاتی را که بعداً به عنوان «آیات شیطانی» رد شدند، به عنوان بخشی از قرآن تلاوت کرده باشد. هرچند این حکایت از یک مأخذ اسلامیِ مبرای از شبهه نشأت گرفته است، اما مسلمانان از همان ادوار اولیه از آن بیزاری جستند، دربارهی آن سکوت کردند، و با این استنباط که شیطان بتواند شخصی مانند حضرت محمد(ص) را اغوا کند، مخالفت ورزیدند. با این حال، موضع قرآن در این باره روشن است و طبری در تفسیر خود از آیهی 52 سورهی حج قصه را آورده است: « …»؛ «و ما پیش از تو هیچ رسول و پیامبری نفرستادیم، مگر اینکه وقتی آیات ما را خواند یا «تمنایی» کرد شیطان در آن تمنا القا کرد، آنگاه خدا آنچه شیطان القا کرده است، محو و نابود میسازد …». به جای واژهی «تمنا کرد» یا «تمنا» میتوان تعابیر دیگری مثل «تلاوت کرد» و «تلاوت» نیز نهاد، اما این تعابیر احتمالی هم در اصل مطلب تغییری نمیدهند. نمیتوان قبول کرد که یک مسلمان چنین حکایتی را ساخته و یا آنکه مفسر دقیقی مثل طبری آن را از منبع مشکوکی نقل کرده باشد، مگر اینکه از واقعی بودن آن کاملاً مطمئن بوده ‌است. مسلمانان متأخر به رد این داستان تمایل دارند؛ زیرا مخالف تصویر آرمانی ایشان از حضرت محمد(ص) است.
4-1-4-5. مصادر قرآن و دانش پیامبر(ص)
وات به طور مستقیم و غیرمستقیم در آثار مختلف خود به موضوع «مصادر قرآن و دانش پیامبر (ص)» پرداخته است. وی در کتاب «محمد در مکه» در بحث پیرامون چگونگیِ بعثت پیامبر(ص)، پس از طرح مطالبی نادرست، چنین نتیجه گرفته است که پیامبر(ص) ارتباطی طولانی و مستمر با ورقه بن نوفل که با افکار و کتب مسیحیان آشنا بوده، داشته و بدین سان، بسیاری از تعالیم اسلام از آیین مسحیت تأثیر پذیرفته است. وی مسلمانان را نصیحت میکند که اگر آنان به اثرپذیری اسلام از میراث دینی یهود و مسیحیت و میراث فرهنگی سوری، عراقی و مصر قدیم اعتراف کنند، غربیها آنها را به رسمیت شناخته و رد نمیکنند.
از نظر وات، گاهی مسلمانان اندیشه و فکر دیگران را بدون قدردانی اخذ میکردند و آن را به عنوان فکری که از منبع عربی نشأت یافته است تلقی میکردند. وی برای نمونه از ستایش حضرت محمد(ص) یاد میکند و میگوید حضرت مسلمانانی را که خدای تعالی را نیایش میکردند، مورد ستایش قرار میداد و آن را همانند دعای عشای ربّانی مسیحیت میدانست و معتقد بود که ستایش پیامبر(ص) از این دعا اخذ شده است.
وات در بیان دیدگاه اسلام راجع به ارتباط انسان با خدا میگوید که قرآن پارهای از باورهای اعراب پیش از اسلام را پذیرفت؛ مانند این باور که اجل، یعنی تاریخ مرگ آدمی، معین است. از نظر وات، اعراب پیش از اسلام اجل را به دهر یا روزگار نسبت میدادند، ولی قرآن دلالت دارد که خداوند اجل را قطعی میسازد و آن را در کتابی نوشته است. او برخی از آیات قرآن را در تأیید سخن خویش بیان میکند: « »؛ «هیچ نفسی جز به فرمان خدا براساس سرنوشتی معین نمیرد» و « »؛ «هرکس اجلش فرا رسد، هرگز خدا آن را به تأخیر نمیافکند». به طور کلی، به حضرت محمد(ص) ابلاغ شد تا بگوید: « »؛ «جز آنچه خدا برای ما مقرر داشته است، هرگز به ما نمیرسد». به پیامبر(ص) ابلاغ شد تا به کسانی که به تصمیم او در خارج شدن برای جنگ با اهل مکه در اُحد انتقاد میکردند بگوید: « »؛ «اگر شما در خانههای خود هم بودید، کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شده است، قطعاً با پای خود به سوی قتلگاههای خویش میرفتند». وات خواندن کتابهای مقدس یهود و مسیحیت و اقتباس از آنها توسط حضرت محمد(ص) را یکی از مصادر قرآن برمیشمرد و میگوید که نخستین آیات قرآن نشان میدهد که اساس آن بر یکتاپرستی یهود و مسیحیت بوده است که خدا را خالق میداند و اعتقاد به روز رستاخیز و وحی دارد. در آیات بعدی وابستگی آن به سنتهای کتاب مقدس مشهودتر است، زیرا دارای مطالب بیشتری از عهد جدید و عتیق است. از نظر وات، طرز بیان مطالب کتاب مقدس در قرآن نشان میدهد که او خود این کتاب را نخوانده بوده و از کتاب دیگری نیز استفاده نکرده بوده است. پس اطلاعاتی که او از عقاید یهودی و مسیحی داشته، بدون شک شفاهاً و به طرق مختلف به وی رسیده است؛ مثلاً با یهودیان و مسیحیان حشر و نشر داشته و دربارهی مسائل دینی با آنان بحث و گفتگو کرده است، زیرا در آن هنگام عرب مسیحی در مرزهای سوریه بسیار بودند و یا حبشیهای یمن امکان آن را داشتهاند که برای تجارت یا به عنوان برده در مکه آمدوشد کنند. بعضی از قبایل و طوایف چادرنشین نیز مسیحی بودند، که امکان دارد برای شرکت در بازار سالیانه به مکه آمده باشند. افزون بر این، جمع کثیری از یهودیان در مدینه و شهرهای دیگر سکونت داشتند. وات از همهی این مطالب نتیجه میگیرد که بنابراین، حضرت محمد (ص) فرصت برای گفتگو با آنها را داشته است.
وات پس از مطالعهی رابطهی قرآن با مسائل اجتماعی به سه قانون سر همیلتون گیب (Sir Hamilton Gibb/1895-1971م) دربارهی نفوذهای فرهنگی اشاره میکند که به شرح ذیل است:
1. نفوذهای فرهنگی همیشه به مدد یک فعالیت زنده در رشتههای مرتبط رخ میدهد و همین فعالیت زنده است که عامل کشش و جاذبه را به وجود میآورد که بدون آن هیچ انگیزهی خلق و ابداع نمیتواند به وقوع بپیوندد. این فعالیت را نمیتوان به طور کلی فعالیت برای سعادت مکه دانست، زیرا حضرت محمد(ص) پیش از آنکه وحی به او برسد علاقهی شدیدی به این موضوع داشت و در سراسر عمرش آن را ادامه داد. پس از رحلت وی نیز آثاری از این علاقه در افراد جامعهی او دیده میشود.
2. عناصر اقتباسشده تا آن مقدار موجب توسعهی حیات فرهنگِ اقتباسکننده میشود که غذای خود را از فعالیتهایی اخذ کند که در درجه اول، مورد نیاز باشد. علاقه و فعالیتهای عملی و عقلیِ پیامبر(ص) و مسلمانان سبب گردید که براساس این قانون دوم نفوذ فرهنگی، از عقاید کتاب مقدس در تقویت معارف اسلامی برخوردار شوند.
3. یک فرهنگ زنده، تمام عناصر فرهنگهای دیگر را که مخالف ارزشهای اساسی، تمایلات روحی و احساسی و معیارهای زیباییشناختی او باشد رد میکند. این قانون در برخی از مفاهیم کتاب مقدس که در قرآن یافت میشود به چشم میخورد.
از دیدگاه وات، از آثار انبیای صاحب عهد عتیق و تعلیمات عهد جدید چیزی در قرآن یافت نمیشود، زیرا این عقاید با جامعهای که خود دارای چندین قرن تاریخ بود مناسبت نداشت. مدینه و مکه به تازگی تغییر روش داده و از صورت چادرنشینی به صورت شهرنشینی درآمده بودند و جای شگفت نیست که میبینیم آنان فقط از آن قسمتهای انجیل استقبال کردهاند که منعکسکنندهی وضع بنی اسرائیل در زمانی بود که چنین تغییراتی در زندگی خود داده بودند. لذا میتوان گفت که اسلام به سنتهای انجیل یا «یهود- مسیحیت» و سنتهای حضرت ابراهیم(ع) قائم است و در عین حال، انعکاس ضعیفی از ادیان قدیمتر است و به طور

مطلب مشابه :  کاربردهای پزشکی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید