ابن منظور افریقی می‌گوید: «اصل عبودیت، خضوع و ذلت است».
فیروزآبادی می‌نویسد: «عبادت یعنی: اطاعت».
راغب اصفهانی نیز در مفردات می‌نویسد: «عبودیت یعنی: اظهار ذلت».
می‌دانیم که معنای اصطلاحی عبادت که در قرآن به آن اشاره شده و آن مخصوص خداوند متعال است، به معنای لغوی آن -که مطلق خضوع باشد- نیست؛ وگرنه لازم می‌آید که هر کس کم‌ترین تواضع و خضوعی را بر کسی داشته باشد، عبادتِ حرام شمرده شود، بلکه عبادت در اصطلاح قرآن و حدیث مقدمات و اصولی دارد که با بودن آن‌ها عبادت تحقق می‌یابد.
مثلاً خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «فَسَوْفَ یأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَی الْکافِرِینَ» «در آینده خدا بر می‌انگیزاند قومی را که او آنان را دوست دارد و آن‌ها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مومنان فروتن و به کافران، سرفراز و مقتدرند.»
لذا این ذلت را کسی به معنای عبادت نگرفته است.
خداوند متعال از سجود ملائکه بر حضرت آدم‌ به امر خود خبر داده آن‌جا که می‌فرماید: «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکهِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَی وَاسْتَکبَرَ وَکانَ مِنَ الْکافِرِینَ» (و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده و خضوع کنید، همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد و تکبر ورزید، و از کافران شد.)
و اگر این عمل در حقیقت عبادت است، پس چرا به آن امر شده است. درباره‌ی سجده بر حضرت آدم از ناحیه‌ی ملائکه، توجیهاتی ذکر شده است:
۱) این‌که این سجده در حقیقت برای خداوند به جهت خلقت موجودی همچون حضرت آدم است؛ یعنی نهایت تعظیم و کرنش در برابر حضرت حق سبحانه و تعالی که چنین مخلوقی که عصاره خلقت است را خلق کرده است.
۲) ممکن است که این سجده، گرچه برای حضرت آدم بوده، ولی به معنای اصطلاحی آن که مختص به خداوند سبحان می‌باشد و آن نهایت خضوع با قراردادن پیشانی بر زمین با نیت الوهیت یا ربوبیت مسجودٌ له است، نیست، بلکه تنها به جهت تعظیم بر حضرت آدم و کوچکی در مقابل او بوده است و این عمل از آن جهت که با نیت شرک‌آلود همراه نبوده اشکالی نداشته است.
۳) برخی می‌گویند: سجده بر حضرت آدم را قبله گاه خویش قرار دهند.
این توجیه از جهاتی دارای اشکال است:
اولاً: خلاف ظاهر آیه است که می‌فرماید: «اسْجُدُواْ لآدَمَ» و نفرموده اسجدوا الی آدم؛ یعنی سجده کنید برای آدم، نه این‌که سجده کنید به سوی آدم.
ثانیاً: چون خداوند به ابلیس فرمود: چه چیز مانع سجده کردن تو گردید؟ ابلیس در پاسخ گفت: «أَنَا خَیرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِینٍ» (من از آدم برترم؛ زیرا مرا از آتش خلق کردی ولی او را از گل آفریدی.)
اگر سجده برای آدم به این باشد که او را قبله‌گاه خویش قرار دهد، دیگر معنا نداشت تا او سجده نکند و دلیل بیاورد که من از او برترم؛ چون لازمه‌ی قبله قرار دادن آدم در حال سجده برای خدا این نیست که حضرت از شیطان برتر است تا جای اعتراض باشد.
۴) وهابی‌ها در توجیه این آیه و وجه سجده‌ی ملائکه بر حضرت آدم می‌گویند: این عمل به امر خداوند بوده و هرکاری که به امر خداوند انجام گیرد اشکالی نداشته و حرام و شرک نیست. این توجیه نیز همانند توجیه سابق، خالی از اشکال نیست؛ زیرا اگر سجده بر حضرت آدم عبادت و پرستش غیر خداوند باشد، لازمه‌اش این است که غیر خداوند را پرستش و عبادت کردن از آن جهت که خداوند فرموده، اشکالی نداشته و شرک نیست؛ در حالی که امر خدا، شرک را مبدل به عبادت نمی‌کند، و در اصول گفته شده که هیچ‌گاه حکم، موضوع خود را تغییر نمی‌دهد. از باب نمونه: اهانت کردن و فحش دادن، گرچه به امر شارع باشد، نمی‌توان آن را از موضوعش خارج کند، در حالی که ما معتقد به حسن و قبح عقلی هستیم. وانگهی خداوند هرگز به فحشا امر نمی‌کند. و لذا در قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ اللّهَ لاَ یَأمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أ َتَقُولُونَ عَلَی اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» (خداوند هرگز به اعمال زشت امر نمی‌کند، آیا آن‌چه را شما از روی نادانی انجام می‌دهید به خدا نسبت می‌دهید؟) همچنین از سجده نمودن فرزندان یعقوب به یوسف خبر داده و آن را مذمت نکرده است؛ آن‌جا که می‌فرماید: «وَخَرُّوا لَهُ سُجَّداً» (همه برای یوسف به سجده افتادند.) حال اگر این نوع تعظیم‌ها، عبادت محسوب می‌شود، چگونه خداوند متعال به آن امر می‌کند؟
کاشف الغطاء در این باره می‌فرماید: «لا رَیبَ انَّهُ لا یرادُ بِالعِبادَهِ الّتی لا تَکونُ إلا لِلهِ وَ مَن أتی بِها لِغَیرِ اللهِ فَقَد کفَر، مطلق الخُضوعِ وَ الانقیادِ، کما یظهرُ مِن کلامِ أهلِ اللِّغَهِ، وَ إلا لزمَ کفر العَبیدِ وَ الاجرآء وَ جَمیع الخُدّام لِلأُمَرآء، بَل کفر الانبیآء فی خُضُوعِهِم للآبآء»
(شکی نیست در این که مقصود به عبادتی که نباید برای غیر خدا انجام گیرد و هرکس برای غیر خدا انجام دهد کافر می‌شود، مطلق خضوع و انقیاد نیست چنان‌که از ظاهر کلام اهل لغت به دست می‌آید؛ زیرا اگر چنین معنایی صحیح باشد باید تمام بنده‌ها که در برابر مولایشان خضوع می‌کنند و اجیرانی که در کار اجیر می‌شوند و مجبورند تا اطاعت آنان کنند و همچنین تمام خدمه‌ی سلاطین، بلکه تمام انبیا به جهت خضوع نسبت به پدرانشان، کافر شوند.»
ارکان عبادت

                                                    .