رشته حقوق

حزب سوسیال دموکرات

دانلود پایان نامه

زمینه های متعددی برای پیدایش تفکر زن محوری، می توان در نظر گرفت که یکی از مهمترین آن ها توجه به موقعیت و رویکرد جغرافیایی ظهور این جریان است. در این قسمت به مقوله زن و حقوق او از منظر جغرافیایی، به طور مختصر اشاره می شود:
دقت به کشورهایی که ندای فمینیستی از آن جا به گوش می رسد، موجب آشنایی با زمینه ها و علل ظهور درخواست های زنان می گردد. به عنوان مثال، دهه اول قرن بیستم، شاهد حرکت وسیع اجتماعی– سیاسی زنان، در آمریکای شمالی، اروپا، آسیا، آفریقا و خاور میانه بودکه دستاوردهایی نیز به ارمغان آورد؛ در روسیه، پس از انقلاب 1905، جنبش زنان به وجود آمد. نظیر این جنبش ها در کشورهای «جهان سومی» نیز پدیدار شد. در آفریقای جنوبی در مبارزات علیه حکومت استعماری می توان به«قیام دختران» اشاره نمود. در هند صحبت از«جنگ زنان» بود. در چند کشور آسیایی زنان نه فقط نقش مشخصی در جنبش های ملی و اجتماعی بازی کردند، بلکه خواست های خاص زنانه خود را نیز به میان کشیدند. در ژاپن، بعد از پیروزی این کشور در جنگ روس و ژاپن در 1904، و نیز پس از انقلاب 1905 روسیه، زنان سوسیالیست ژاپنی که در جنبش ضد جنگ مبارزه کرده بودند، به مسأله آزادی زنان روی آوردند. اعتصابات زنان دوزنده در نیویورک در سال 1908، برای 8 ساعت کار در روز و شرایط بهتر اشتغال، نهایتاً به ایجاد روزبین المللی زن منجر گردید. در آلمان در همان سالها سازمان وسیع زنان حزب سوسیال دموکرات توسط زنان رهبری می شد.
بدین روی با توجه به اهمیت خاستگاه جغرافیایی پیدایش فمینیسم‏‏ که بیانگر نادیده گرفتن حقوق انسانی زنان در این سرزمین ها یا به عبارتی سراسر جهان می باشد، در این قسمت اشاره مختصری به برخی از این کشورها می شود. البته هدف بررسی همه سرزمین ها و بیان تمام نگرش های منفی علیه زنان نیست.
جایگاه زن در برخی از ملل: بخش شرقی جهان عرب زادگاه باستانی ترین تمدن های بشری تاریخ، یعنی مصر، بابل و بین النهرین بوده است. این تمدن ها و به خصوص تمدن مصر، بعدها به جهان غرب گسترش پیدا کرد و الهام بخش بشر در توسعه هرچه بیشتر علوم و فنون گردید. نفوذ تمدن اسلام در جزیره العرب تا اسپانیا در غرب و اندونزی در شرق، تأثیر عظیمی در فرهنگ و تمدن بشری وتکامل تاریخ بجای گذاشت. اما با توجه به این سوابق تاریخی، امروزه کشورهای عرب در زمره کشورهای «جهان سوم» به شمار می آیند. نیروهای استعمارگر سال ها با سلطه بر کشورهای عربی تمام دارائی های مادی و فرهنگی کشورها را به غارت بردند و اکنون به سختی می توان نقطه ای از جهان عرب را نشان داد که تحت تأثیر استعمار نباشد. این سرزمین ها با وجود استقلال ظاهری در حال حاضر، در حقیقت تحت سلطه جدیدی از لحاظ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته اند. علاوه بر استعمار حاکم بر جوامع عربی که موجب نقض حقوق بشر می شد، فرهنگ داخلی این کشورها نیز برضد حقوق اجتماعی زنان بود. به عنوان مثال یکی از سنت های رایج قبل از ظهور اسلام در بسیاری از کشورها از بین بردن دختران بود که به شکل های مختلف مانند سر بریدن، غرق کردن در آب و پرت کردن از بالای بلندی و قله کوه بود. حتی اگر زنی باردار می گردید، در موقع وضع حمل او را به صحرا می بردند و قبری در کنارش حفر می کردند که پس از زائیدن اگر نوزاد دختر بود بدون شست و شو زنده به گورش نمایند و چه بسا اتفاق می افتاد که مادر همراه نوزاد دختر دوم یا سوم زنده به گور می شد.بر پایه این تفکر بود که عرب ها برای زن هیچ استقلالی قائل نبودند و حرمت و شرافتی جز حرمت و شرافت خانواده برای او نمی شناختند، به زنان ارث نمی دادند، بلکه به ارث برده می شدند. دختران را زنده به گور می نمودند و وقتى براى ایشان خبر مى‏آوردند که دختردار شدند از خشم سیاه مى‏شدند، و از بدى خبرى که آورده شده و از فشار افکار عمومى که آن را بد مى‏پنداشتند، پنهان می گشتند و به فکر فرو مى‏رفتند که آیا نوزاد دختر را نگاه دارند و ذلت و خوارى دختر دارى را تحمل کنند و یا زنده زنده در خاک پنهانش سازند و این رسم و عادت برخی از‏ اعراب بود.
شاید بتوان گفت: اولین بارى که این رسم غلط عملى شد، در واقعه جنگ بنى تمیم با کسراى ایران بود که در آن جنگ عده‏اى از زنان قبیله بنی تمیم، اسیر لشکر کسرى شدند و آنان را به اسیرى به دربار کسرى بردند، در آنجا دختران را به عنوان کنیز نگاه داشتند و پس از مدتى که میان دو طرف صلح بر قرار شد، بنى تمیم اسیران خود را مطالبه کردند، دربار کسرى بانوان را مخیر کرد که مى‏خواهند به قبیله خود روند و اگر نه در دربار بمانند، عده‏اى از دختران از رفتن به قبیله خویش خوددارى نمودند، مردان قبیله غضبناک شدند و تصمیم گرفتند از این پس اگر دختردار شدند، زنده زنده دفنشان کنند و همین کار را کردند، قبایل دیگر نیز از آن ها یاد گرفتند، کم کم این جریان در همه جا منتشر شد و دخترکشى باب گردید.
رسم ظالمانه دیگری که در عرب دوران جاهلیت وجود داشت «ظهار» بود؛ مرد زمانی که از همسرش ناراحت می شد برای اینکه او را در مضیقه و فشار قرار دهد می گفت: انت علیّ کظهر امّی(تو نسبت به من چون مادرم هستی)اعراب جاهلی معتقد بودند که به دنبال آن، زن برای همیشه به همسرش حرام می شد و حتی نمی توانست همسر دیگری انتخاب کند.ذکر همین موارد نشاندهنده جایگاه پست بانوان در بین ملل عرب است و الا اشکال ظلم متنوع تر از موارد مذکور می باشد.
1-جایگاه زن در مصر
زنان در مصر تحت ظلم و ستم رایج در جامعه بودند، آن ها علاوه بر فعالیت در منزل، در خارج از خانه با حداقل مزد یا بدون مزد در شرایط غیر انسانی و بدی تغذیه با حالت بارداری یا بیماری، ساعات طولانی به کار می پرداختند و با گذشت چند سالی کار طاقت فرسا در خانه و خارج آن دوام نیاورده و از کار می افتادند، اولین زنان شورشی مصر در قرن بیستم بودند که با اعتصاب در کارخانجات و تظاهرات خیابانی، احترام به حقوق انسانی زن کارگر و وضع قانون برای محدود کردن ساعات کار و حق مرخصی به هنگام وضع حمل – بدون از دست دادن شغل– را خواستار شدند. البته زنان در مصر همراه در موقعیت پست قرار نداشتند بلکه جایگاه آن ها در این سرزمین بر پایه نفوذ یونانیان به این کشور به دو شکل متفاوت می باشد. جامعه زنان قبل از نفوذ و بعد از یونانیان را به صورت زیر تقسیم می شود:
1-1- قبل از نفوذ یونانیان
جنس مؤنث در دوران قبل از نفوذ یونانیان جایگاهی والا و متفاوت با پس از نفوذ آن ها داشت. ویل دورانت در باره موقعیت زنان مصری قبل از نفوذ یونانیان آورده است: هیچ ملت کهنه و نویی نیست که در آن مقام و منزلت زن به پایه مقام و منزلت زنان وادی نیل رسیده باشد. از جمله جایگاه های جنس مؤنث در این دوران عبارت بود از:
1-1- حضور اجتماعی منحصر به زنان
تولید درآمد در مصر غالباً بر عهده زنان بود. آن ها به بازار می رفتند و خرده فروشی می کردند. در حالی که مردان در خانه می مانند و مشغول بافندگی بودند. از طرفی پسران به هیچ وجه مجبور نبودند، خرج پدر و مادر خود را به عهده بگیرند، ولی دختران مطلقاً مجبور به انجام این تعهد بودند، حتی اگر شخصاً میل نداشتند.
1-1-2- اطاعت کامل مرد از زن
یکی از شرایطی که در قباله ازدواج مصری ها ثبت می شد، اطاعت کامل مرد از زن خویش بود و به طور کلی زن در مصر باستان، فرمانروای خانواده بود و مردانی که کار می کردند، مجبور بودند دستمزد خود را بدون دخل و تصرف به خدمت بانوی خود بیاورند و زنان مختار بودند آن را بدون اجازه شوهر خرج کنند. این نظام تا حمله اقوام یونانی به مصر ادامه داشت. اما پس از نفوذ یونانیان این حقوق از زنان مصری سلب شد و به دست مردان افتاد. در سیستم مادر شاهی مصر، مادر بیش از پدر در خانواده اقتدار داشت و نقش مهم و اساسی را ایفا می کرد.
انتقال املاک به زن پس از ازدواج
مردان هنگام زناشویی به نفع همسر خود، از تمام املاک و درآمدهای آینده خود صرف نظر می کردند و «تمام املاک و اراضی کشاورزی به زنان منتقل می شد».
1-1-4-حق طلاق و درخواست ازدواج
یکی دیگر از حقوقی که زنان مصری برای خود ایجاد نموده بودند، حق طلاق گرفتن بود. در مسأله نامزدی و اظهار تمایل جهت ازدواج نیز حق تقدم با زن بود، او از مرد به صراحت خواستگاری می کرد و طالب همسری با او می شد. غزل های به جای مانده از آن زمان بیشتر از طرف زن به مرد بوده است. این درخواست می توانست در سنین پایین دختر باشد «زیرا به دلیل جاری بودن خون گرم در رگ های ساکنان دره نیل، دختران در ده سالگی آماده ازدواج می شدند».
11-1-5-مالک بودن و وصیت نمودن
در مصر زنان مالک بودند و می توانستند ملک خود را به ارث بگذارند. در یکی از اسناد قدیمی تاریخ نیز به این نکته اشاره می کند و آن وصیت نامه ای است که در آن زنی به نام«نب» در باره قسمت شدن زمین هایی که دارد، برای فرزندانش وصیت کرده است. بدین خاطر بود که «مردان مصری ترجیح می دادند با خواهران خود ازدواج کنند تا از میراث خانواده بهره مند شوند. آن ها نمی خواستند این ثروت به دست بیگانگان بیفتد».
1-1-6-زنان در سمت رئیس قبایل
در اجتماعات قبیله ای تابع نظام مادر شاهی، مردم یعنی زنان و مردان، رؤسای خود را تعیین می کردند و راجع به صلح و جنگ تصمیم می گرفتند در این دوره غالباً رؤسای قبیله، از بین زنان انتخاب می شدند و به همین علت این دوره را دوره مادر شاهی می خوانند. بدین روی این منزلت عالی زنان در مصر بود که موجب تسلط آن ها بر مردان و به عبارتی مادرشاهی گردید.

مطلب مشابه :  فرآیند تشکیل

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید