رشته حقوق

جنگ جهانی دوم

دانلود پایان نامه

مطالعه نظامدار گوش بزنگی توسط نورمن مک ورث در جنگ جهانی دوم آغاز گردید.مک ورث مقاله کاهش گوش بزنگی در طی جستجوی دیداری طولانی را در سال 1948 تالیف کرد .در مطالعه مک ورث آزمودنیها تصویری را که شبیه ساعت بود،مشاهده کردند.عقربه ساعت ثانیه به ثانیه حرکت می‌کرد.هر چند گاه یکبار،عقربه دو ثانیه جلو می‌پرید.تکلیف آزمودنیها این بود که به محض مشاهده پرش دو ثانیه‌ای عقربه ساعت،دکمه مخصوصی را هر چه سریعتر فشار دهند.عملکرد ازمودنیها تنها پس از نیم ساعت مشاهده رو به زوال گذاشت.در واقع،آزمودنیها بعد از نیم ساعت تلاش،نزدیک به یک چهارم پرشهای دو ثانیه‌ای را از دست می‌دادند.به نظر می‌رسد اساساًکاهش گوش بزنگی نتیجه کاهش حساسیت آزمودنیها نیست،بلکه علت آن افزایش تردید آنان درباره ادراک مشهودشان است(برودبنت و گرگوری،1965).
2-17-1 کاهش گوش بزنگی
کاهش گوش بزنگی به عنوان کاهش در توانایی گوش بزنگ باقی ماندن برای سگنال‌های حیاتی با گذشت زمان ،همچنین کاهش در میزان تشخیص صحیح سیگنال نشان داده شده تعریف شده است(پاراسرام،1986). کاهش گوش بزنگی عموماً با نظارت جهت تشخیص یک سیگنال ضعیف مرتبط است.فقدان عملکرد تشخیص کمتر احتمال دارد که در مواردی که سیگنال هدف با برجستگی بالا نمایش داده می‌شود،رخ دهد.
تحت بسیاری از شرایط،کاهش گوش بزنگی،در 15 دقیقه اول توجه بطور قابل توجهی کاهش می‌یابد (تیچنر،1974 )،اما کاهش در عملکرد تشخیص می‌تواند در صورتی که کار با شرایط تقاضا بالا باشد با سرعت بیشتری رخ دهد(هلتون و همکاران ،2007).کاهش گوش بزنگی در هر دو شرایط عمکرد افراد باتجربه و تازه کار رخ می‌دهد(مایک،1984).گوش بزنگی بطور سنتی با تقاضای کم شناختی و کاهش گوش بزنگی با کاهش در برانگیختگی به موجب تقاضای کم شناختی همراه شده است(فرانکمن و آدامز،1962)،اما این دیدگاه‌ها بطور گسترده‌ای باقی مانده است. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که گوش بزنگی در کارهای سخت،به جمع آوری قابل توجه منابع شناختی نیاز دارد و بطور قابل توجه با سطح استرس کاهش می‌یابد(پاراسرام وداویس،1977).
2-17-2 نواحی مغزی مرتبط با گوش بزنگی
کاهش برانگیختگی به طور کلی با کاهش گوش بزنگی مرتبط است.برانگیختگی مولفه‌ای از گوش بزنگی است،هرچند نه به عنوان یک باور ،تنها منبع اثر اصلی کاهش گوش بزنگی است(استرنبرگ،2009). نواحی زیر قشری مغز مرتبط با برانگیختگی نقش حیاتی در عملکرد تکالیف گوش بزنگی بازی می‌کند.از انجا که بادامه نقش مهمی در بازشناسی محرک‌های هیجانی دارد،به نظر می‌رسد که ساختار مغزی مهمی در تنظیم گوش بزنگی باشد(پاراسرام،وارم و سی،1998).
چندین ناحیه قشری مغز با توجه و گوش بزنگی مرتبط می‌باشد.این نواحی شامل لوب پیشانی راست،آهیانه تحتانی،پیش پیشانی،قشر گیجگاهی فوقانی و شکنج سینگولیت می‌باشد.در لوب پیشانی داده‌های حاصل از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی و تحریک مغناطیسی سراسر جمجمه نشان داد که فعالیت مغزی در طی تکالیف گوش بزنگی افزایش می‌یابد و با فعالیت بیشتر در نیمکره راست همراه است.مطالعات ضایعه مغزی و جراحی مغز عملکرد بهتر مغز راست را در تکالیف گوش بزنگی نشان داد(استراده ،1996).
2-17-3 تفاوتهای فردی در عملکرد گوش بزنگی
تفاوتهای فردی بسیاری در عملکرد تکلیف بازبینی در تعدادی از مطالعات گوش بزنگی گزارش شده است.در تکلیف خاص،کاهش گوش بزنگی در بین آزمودنیها بطور کلی در طول زمان ثابت است،مانند اینکه افراد عملکرد نسبتا بالایی را در تکالیف نگهداری که سطح عملکرد را در طول زمان نشان می‌دهد را نشان دادند(بیکر،1963). همچنین عملکرد نسبی افراد ممکن است که براساس ماهیت تکلیف متفاوت باشد.به عنوان مثال،آزمودنیهایی که عملکرد تکلیف شان خوب است ممکن است عملکرد ضعیفی در تکالیف همزمان نشان دهند.
2-17-4 طبقه بندی گوش بزنگی:نوع تمیز و نرخ رویداد
حجم کار ذهنی یا بار شناختی،براساس تکالیف متفاوت، می‌تواند به میزان قابل توجهی بر درجه کاهش گوش بزنگی تاثیر گذارد. پاراسرام و داویس(1977)تاثیر دو متغیر متفاوت را بر گوش بزنگی بررسی کردند و طبقه بندی گوش بزنگی را براساس نوع تمیز و نرخ رویداد فرض نمودند.پاراسرام و داویس تکالیف تمیز که به صورت پی در پی یا همزمان و به صورت سطح بالا یا پایین میزان رویداد ارائه شده است.تکالیف پی در پی تمیز که در آن اطلاعات حیاتی باید در حافظه کاری نگهداری شود ،در مقایسه با تکالیف همزمان حجم کار ذهنی بیشتری را تولید می‌کند(ناچترلین ،پاراسرام وجیانگ،1983؛ویلیامز،1986) .
2-17-5 تمرین و توجه متمرکز
آموزش و تمرین بطور قابل توجهی در کاهش گوش بزنگی و کاهش نرخ هشدار خطا موثر است و ممکن است که حساسیت را برای بیشتر تکالیف توجه متمرکز بهبود بخشد.تغییرات در راهبردها یا سوگیری ممکن است عملکرد را تکلیف بهبود بخشد.ارتقاء عملکرد بر اساس تغییر معیار،انتظار می‌رود در اوایل فرآیند آموزش رخ دهد(ویلیگز ،1976).آزمایش‌های مربوط به محرک‌های شنیداری و دیداری ،بهبود عملکرد در پنج تا ده ساعت اول آموزش را نشان داد(مک ورث،1963؛کرخوف و همکاران،1980؛مورای و همکاران،1976).
بهبود با آموزش ممکن است همچنین در نتیجه کاهش حجم کار ذهنی مرتبط با تکلیف خودکار رخ دهد.در خلبانی وبررسی‌های امنیت پرواز فرودگاه افراد آموزش دیده یا ماهر ،تشخیص بهتری را در مورد اهداف با برجستگی کمتر،کاهش در هشدارهای کاذب ،حساسیت بهبود یافته و کاهش قابل توجهی در کاهش گوش بزنگی نشان می‌دهند.در بر

مطلب مشابه :  پایان نامه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید